ايلام سيتي يا همان شهر مظلومم ايلام تو را من دوست مي دارم.
پس از اين همه سال اكنون زمان وداع است با دوستي كه دل كندن از آن برايم بسيار سخت است.
BlogFa را با تمام خوبي و بديهايش به خدا مي سپارم با حفظ آرشيوي كه به سختي توانستم از سرور بلاگفا جدا كنم و به وردپرس پيوند بزنم. دسته بندي مطالبم را نداد اما همين هم خوب است.
زين پس در
www.ilamCity.com
منتظر انتقادات و يشنهادات و حتي مطالب زيبايتان خواهم بود.
اگر اهل نگارش هستيد مي توانيد همراه ما باشيد. شما هم با ما بنويسيد :
MyCityisILAM@Yahoo.Com همچنان پل ارتباطي دوم ماست با شما عزيزان هميشه همراه.
ممنون خواهم بود اگر لينك وبلاگ شهر ايلام كه در وبلاگها يا وب سايتهاي خود قرار داده ايد به www.ilamcity.com تغيير دهيد.
از آقاي شيرازي و بروبچ كه اين مدت زحمت هاست ما رو كشيدن قدرداني و برايشان بهروزي آرزومندم.
بلاگفاي عزيز بدرود
+ نوشته شده در 2010/5/13ساعت 16:12  توسط گمنام
آيا تاكنون انديشيده ايد چرا تاكنون موفق به ديدن مستندهاي صدا و سيماي مركز ايلام در خصوص مناطق جنگي اين استان نشده ايد؟
آيا فكر مي كنيد در اين استان هيچ جنگي رخ نداده است و يا تصويري از عملياتها و بمباراهاي 8 سال دفاع مقدس ضبط نشده است؟
اگر فيلمبرداري شده پس چرا هيچ وقت خصوصاً در سالهاي اخير ( كه سياست صدا و سيما بر نمايش فيلمهاي آرشيوي مستند در خصوص جنگ و انقلاب اسلامي بوده است) مستندي در مورد اين استان پخش نشده است؟
البته براي رعايت انصاف مي توان اذعان داشت كمتر از يك ساعت فيلم حاصل جمع زمان پخش ملي فيلمهاي جنايات صداميان كافر در اين استان بوده است.
چرا هر مستندي از روايت فتح و دفاع مقدس كه مي بينيد فقط سخن از جنوب كشور و خرمشهر و آبادان و هويزه و مجنون است؟
مگر نه اينكه 430 كيلومتر از مرز مشترك جمهوري اسلامي ايران در گستره استان ايلام مي باشد كه تماماً مورد يورش و هجوم ددمنشانه يزيديان زمان قرار گرفته است؟
آيا فكه ميعادگاه عاشقان خميني كبير (ره) بخشي از خاك دهلران دلاور نيست؟ اگر هست چرا در اردوهاي راهيان نور مناطق جنگي جنوب، چنين وانمود مي شود كه فكه نيز جز استان خوزستان است؟
چرا هيچ كارواني به بازديد از قلاويزان و چنگوله و كله قندي و ميمك و بانويزان و دهلران و مهران و صالح آباد و ... نمي رود؟
براستي آيا متوليان اين كاروانها در ايلام بي عرضه اند و يا متوليان امر در مركز منطقه اي به نام ايلام نمي شناسند؟
چرا جنگ براي همه در جنوب كشور خلاصه شده است؟
چرا صدا و سيماي مركز ايلام حتي در سالگرد عملياتهاي غرورآفرين آزادسازي مهران و فتح ميمك هيچ برنامه و فيلم مستندي در مورد اين خاك شهيدپرور پخش نمي كند؟
جواب دهها و صدها سوال ديگري كه ممكن است نه براي هر ايلامي يا هر رزمنده 8 سال دفاع مقدس، بلكه براي هر ايلامي پيش آمده باشد چنين خلاصه مي شود :
«چند سال پيش بنا بر نامه كتبي ارسالي از مركز براي ما در بنياد حفظ ارزشهاي دفاع مقدس ابلاغ شد تمام فيلمهاي آرشيوي ايلام در خصوص سالهاي دفاع مقدس را بدون نگه داشتن هر گونه كپي به مركز ارسال شود تا پس از انجام پاره اي از كارهاي فني جهت بهبود كيفيت، نسخه ماندگاري از آنها براي استان ارسال شود»
اين عبارتي است كه از گلوي بغض كرده يكي از متوليان اين امر در آن ايام بيرون مي آيد.
پس از آن تاريخ هر گونه مكاتبه و رايزني براي بازپس گيري فيلمهاي مذكور تنها يك پاسخ داشته است :
«متأسفانه به علت عدم توجه بچه هاي ما، بر روي فيلمهاي ارسالي از استان ايلام، بازنويسي صورت گرفته و مجدداً روي نوارها، فيلم ضبط شده است» !!!
پتكي سنگين و غير قابل باور كه فقط مي تواند دو دليل داشته باشد (لااقل از ديد برخي از همشهريهاي من)
1- خيانت آشكار در پاكسازي عمدي آثار به جا مانده از جنگ در استان ايلام كه با تأكيد بر قيد عدم تهيه هر گونه كپي از فيلمهاي اصلي ( ذكر شده در مكاتبه ) اين احتمال قوت مي گيرد.
2- اهمال بيش از اندازه متوليان اين امر در مركز كه با مراجعه به آرشيو نامه ها و مكاتبات تاريخ مذكور به راحتي مي توان ارسال كننده نامه را شناسايي و او را به دليل اين اهمال به عذرخواهي و مجازات كشاند ( هر چند اين كار دردي را دوا نمي كند)
البته در صورتي كه پس از انتشار اين مطلب، آرشيو نامه هاي فوق نيز با قيد عدم تهيه هر گونه كپي، به مركز ارسال نشده باشد!
اكنون درخواست يك ملت از زبان يك گمنام ايلامي از تمام مسئولين كشوري و لشكري اين است :
لطفاً فيلمهاي محترمانه به سرقت رفته استان كه يادآور سالهاي خون و حماسه ملتي قهرمان است را در صورت عدم امحاء،مجدداً به استان بازگردانيد تا ذهنيت موجود، مبني بر خيانت عده اي از نظاميان ( و احتمالاً اهل استان خوزستان) در مركز كه با هدف مطرح ساختن استان خوزستان به قيمت به فراموشي سپردن ساير مناطق جنگي كشور مانند ايلام سلحشور پاك شود.
بترسيد كه خونهاي پاك هلتي ها، بسطامي ها، اميدي ها و ديگر شهيدان پاكباخته استان هدر دادني نيست!
جهت تكميل اطلاعات لازم است ذكر شود از چند صد ساعت فيلم تهيه شده توسط رزمندگان و خبرنگاران شجاع و زحمتكش در طول 8 سال دفاع مقدس از مناطق جنگي و ساعات قبل، حين و بعد از عمليات و بمباران ناجوانمردانه شهر ايلام، دهلران، مهران و ... اكنون شايد بيش از 10 ساعت فيلم در دست صدا و سيما و بنياد حفظ ارزشهاي دفاع مقدس استان موجود يست.
به عنوان نمونه تصاوير و فيلمهاي ثبت شده توسط شخصي به نام سلطاني مي باشد كه رزمندگان منتظر براي حمله به دشمن را نشان مي دهد. تصاوير شهيد هلتي و تعداد ديگري از ررزمندگان اسلان يادآور آن سالهاي حماسه و ايثار مي باشد.
چنانچه مسئولين ادعايي خلاف اين نوشتار دارند خواستاريم با پخش آنها از سيماي استاني ادعاي خويش را به كرسي بنشانند و نگذارند آن همه رشادت به فراموشي سپرده شود.
يك پيشنهاد :
تا احقاق حقوق از دست رفته رشادتهاي استان، اعزام هر نوع كاروان زيارتي راهيان نور از استان ايلام به ديگر مناطق جنگ كشور ممنوع شود .
+ نوشته شده در 2010/5/7ساعت 13:27  توسط گمنام
|
مرحوم صابري از ياران شهيد رجايي بود كه بعد از شهادت ايشان نيز در كنار حضرت آيت الله خامنه اي به خدمت مشغول شد و در عين حال مجله "گل آقا " را نيز منتشر نمود.
بقيه مطلب رو از سايت جهان نيور كه بچه هاي قلم گذاشتن مطالعه بفرماييد :.
میخواستم آخرین مطلبی که توی دفترچه ی شخصیم نوشتم رو اینجام بنویسم ولی قسمتی از وجودم مخالفت می کرد و بهم می گفت همه بهت میگن دیونه شدی . کلی با خودم کلنجار رفتم تا بتونم خودم رو گول بزنم و اینجا بنویسمش آخرشم موفق شدم امیدوارم بعد از خوندنش فکر نکنید عقلم رو از دست دادم، می نویسمش چون یه بار یه جایی خوندم که همیشه با عقل تان تصمیم بگیرید ولی به یاد بسپارید این قلب شماست که شما را جلو می برد. منم به حرف دلم گوش کردم خدا کنه پشیمون نشم .
وقتی ضعفی رو از کسی ببینی و به رسم دوستی بخوای اونو بهش بگی اما اون از قبل اونو می دونسته و نتونسته رفعش کنه شما هم راه چاره ای براش نداشته باشید مثل اینه که به کسی بگی پنجره های خونش خیلی زشتن با این کار فقط به شخصیت و توانایی های اون توهین کردید وقتی برای اولین بار اینو فهمیدم یاد این حدیث افتادم که میگه از گفتن حرفی که هیچ سودی ندارد بپرهیزید. می دونید که اطراف ما پر است از چیزهای که ما نه می بینیمشون نه متوجهشون میشیم ولی این دلیل بر این نیست که غیر واقعی باشن. همیشه اطراف ما پر از امواج رادیوی و تلويزیونی و مخابراتی و غیرست ولی از میون این همه ما فقد متوجه این میشیم که دارن به موبایلمون زنگ میزنن و چیزی به اسم دکل مخابراتی و این جور چیزا یادمون نیست ما تنها چیز های رو میبینیم که باهاشون در تعامل مستقیم هستیم ولی اونارو هم نمی فهمیم مثل امواجی که برای سلامتی ما مضر هستن ما بدون این که از وجودشون باخبر باشیم و بدون این که بخواهیم بدنمون اونا رو جذب می کنه ما تهت تاثیر اوناییم . بیشتر آدم ها وقتی میمیرن که شبها تحت تاثیر جزر و مد ماه هستن بدن در این شرایط راحت تر تسلیم میشه . یا مثلا کمتر کسی از ما متوجه فرشته های خیر و شر و همینطور شیاطین میشیم ولی اونا بی توجه از این موضوع مدام در گوش ما نجوا میکنن . من برای اینکه ذهنم توی این جور موضوعات غرق نشه یاد گرفتم و بعدش عادت کردم که ذهنم رو روی چیز هایی که میبینم (چند چیز ) پخش کنم تا توی یکی از اونا غرق نشم ولی این کار آدم رو عصبی میکنه سر درد میاره و چون ذهن نمی تونه همشون رو تجزیه و تحلیل کنه درمونده میشه و به اندازه ی توانش میفهمه و خیلی وقت ها هم تصمیم میگیره اونجوری که دوست داره بفهمه نه اونجوری که واقعیته . با این که به این موضوع عادت کردم ولی دلیل بر این نیست که این رویه روی من بی تاثیر باشه. اونا مدام آزارم میدن و انرژیم رو تحلیل میبرن اما بهش توجهی نمی کنم . مثل یه بیماری پنهان که از بچگی با آدم بوده و با اون بزرگ شده باشه و از وجودش بی خبر باشی اون دست روی دست نمی ذاره و کار خودش رو انجام میده ! اونقدر با این درد انس می گیرین که دیگه متوجهش نمیشید و شما روبه نابودی قدم میگذارید .مثل چاقوی آشپزخونه که بی اهمیت شده و هرباری که باهاش کار دارین بدون این که بهش نگاه کنین میرین سراغش و کارتون رو باهاش انجام میدید توجه به این چیزا آدم رو دیونه میکنه . گفته بودم آدم ها فقط چیز هایی رو که می بینن و می شنون رو درک میکنن من هم مثل اونا فقط چیز هایی رو که میبینم درک میکنم ولی نه فقط با چشم سر بلکه با دیده تعقل و علت و معلولی و هزار جور کوفت و زهر مار دیگه مثل احساسی که موقع نگاه کردن منتقل میشه ( یه جا خوندم بیش از هفتاد درصد ارتباط های ما غیر کلامیه حتی وقتی حرف نمی زنیم با نگفتنمون داریم پیام ارسال می کنیم ) وقتی چیزایی رو که فهمیدی رو به دیگران می گیم حتی اون قسمت های رو که درک میکنن رو به این دلیل که براشون تازگی داره و باهاش غریبن و با عمق وجودشون درکش نکردن و این درک سطحی بوده و به این دلیل که از تجربه ی چیزهای جدید میترسن و از چیز هایی که نمیفهمن فرار می کنن اون موقعست که یا بی اهمیت نگاه میکنن یا خودشون رو به نادونی میزنن این جور دیگه نمیتونی قانعشون کنی چون کسی رو که خودش رو به خواب زده رو نمیشه بیدار کرد و یا این که ازت فاصله میگیرن اینجاست که مولا علی می فرمایید : الناسُ اعداءُ ما جهلُوا یعنی مردم با آنچه نمیدانند دشمنند .
وقتی پرده ای از وجود کسی رو کنار میزنی تا بتونی زیرش رو ببینی وحشت زده میشن گارد بسته میگیرن و بهترین دفاع رو که همون حالت تهاجمیه رو بخودشون میگیرن . اینجاست که به خودم میگم ای کاش نامرئی بودم ولی من هم مثل همه دنبال لذت های این دنیا هستم که اکثرشون حلال هستن . مثل هم صحبت داشتن ( شنیدن و شنیده شدن ) ابراز محبت ، محبت دیدن ، با هم خوردن و باهم خندیدن و چیز های دیگه که همشون نیاز هستن و با نامرئی بودن نمیشه اونا رو داشت . و اما خیلی از چیز هایی که برای اونا ارزش هستن برای من ضد ارزش هستن و نمی خوام اون کار هایی رو که برام ملال آورن رو انجام بدم من راه خودم رو دارم که از راه اونا جداست به این نکته قدیمی هم واقف هستم که برای برنده بودن باید کار هایی رو انجام داد که بازنده ها دوست ندارند انجام دهند . با خودم میگم شاید ذاتا بازنده باشم اون موقعست که یکی تو وجودم فریاد میزنه : نه تو بازنده نیستی تو فقط بین این آدم ها غریبه هستی یکی رو پیدا کن که دیگه باهاش تنها نباشی .ولی اون کجاست بعضی ها میگن با خدا دوست شو خدا تو را کافیست ولی همین خدا بود که منو اجتماعی و پر از نیاز خلق کرد. دائیم که هم سن منه و بهترین دوستم میگه من با این حرفام آدم ها رو گمراه میکنم . بهتره قبل از این که دیونه بشم این نوشته رو تمومش کنم لطفاً نظر یادتون نره متشکرم یا حق .
+ نوشته شده در 2010/4/25ساعت 19:11  توسط Brabo X
|
سلام این اولین نوشته ی من توی این وبلاگه اومیدوارم بتونم مفید باشم .هدف از سخن انتقال محتواست حال باید بگوییم کدام محتوا ضرورت انتقال دارد و چگونه باید این کار را انجام دهیم : هدف از نوشتن و سخن در جمع ها و محافل نباید تحمیل عقاید و یا ابراز فخر به هر منظوری باشد ، ایراد سخن و منظور از نوشتن باید به هدف روشن نمودن اهداف ، آشکار سازی اندیشه و تحلیل افکار به منظور آگاه ساختن و یا همراه نمودن آنهای باشد که مثل ما می اندیشند و یا به منظور جذب آنهایست که می خواهیم با خود هم سو سازیم . گاهی نیز لازم است به دلیل رفع اتهام و تشریح مسیر و مقصد و مقصود و یا به قصد مشورت خواهی و کمک جستن به منظور رفع نواقص و برداشتن موانع باشد که این آخریش خیلی به دردمون میخوره. این جور میتونیم به چشم انداز درست برسیم و بهترین حرکت رو به تعالی را داشته باشیم . امیدوارم از خوندن این همه یا کلافه نشده باشید این همه یا رو آوردم که در وقت شما صرفه جویی شده باشه . سعی میکنم در این ایستگاه ( این وبلاگ ) تحلیلی بر اندیشه هامون داشته باشیم تا بهتر فکر کنیم و به خودمون نزدیک تر بشیم ، پیشنهاد می کنم برای رسیدن به این منظور شروع به نوشتن در یه دفترچه شخصی کنید از وقتی که گذاشتید متشکرم .
+ نوشته شده در 2010/4/22ساعت 17:8  توسط Brabo X
|
خبر بعدي دستگيري ۴ نفر از عوامل بمب گذاري در جريان فرار اخير بود توسط مأموران گمنام امام زمان(عج) {من نميدونم اگه امام زمان (عج) اين همه مأمور مخفي نداشت ايران چيكار مي كرد؟}
اما مطالب جالبي كه توي بعضي سايتهاي اينترنتي منتشر شده است :
۱- گفته ميشه مقداري ديناميت توسط خانمي در كنار ديوار زندان شهر ايلام كه محله خيام واقع شده زير زمين خاك شده و از راه دور كنترل و منفجر شده. عده اي معتقدند كه ديناميك مذكور روي ديوار كار گذاشته شده كه با توجه به وزن زياد ديناميت و ديده شدن آن، اين امر واقعي به نظر نمياد.
۲- بعضيها اعلام كردند ديناميتي در كار نبوده و و با آر پي جي به ديوار زندن شليك شده. ظاهراً اين گفته هم از صحت برخوردار نيست.
۳- گفته ميشه يك دستگاه ماشين پرايد با محموله اي از انواع مواد منفجره شامل مين، نارنجك، ديناميت و چند قبضه سلاح گرم در محدوده زندان (و به روايتي در نزيك مسجد جامع شهر) پيدا شده.
۴- خبرهاي دريافتي و شنيده شده حاكي از اينه كه برنامه فرار از قبل طراحي شده و نكات ريز امنيتي در نظر گرفته شده مثلاً انجام انفجار در ساعات اوليه صبح (روزي كه ملاقات عمومي بوده) براي استفاده از جمعيت جهت استتار و متواري شدن، استفاده از دو ماشين براي فرار كه يكي حامل زندانيها و ديگري حاوي تجهيزات انفجاري و سلاحهاي گرم براي انجام درگيري مسلحانه در صورت لزوم، عوش شدن ماشين حامل فراريها بعد طي مسافتي مشخص براي جلوگيري از شناسايي شدن ماشين و ...
۵- بعضيها معتقدند ايده اصلي فرار فوق از سريال هاليوودي به نام Prison Break یا همان فرار از زندان گرفته شده در صورتی که تا جایی که من دیدم توی اون سریال همچین عملیاتی (استفاده از مواد منفجره برای تخریب دیوار وجود نداشته و این ابتکار متحورانه بومی می باشد!
۶- فرار از این زندان و دستگیری افراد فراری سابقه دیرینه داره.
۷- زندانیان فراری محکوم به اعدام به جرم قتل عمد می باشند.
۸- قراره زندان ایلام به خارج از شهر یعنی جایی نزدیک به قبرستان بهشت رضا(ع) منتقل بشه. زندان فوق تقریباْ آماده شده و برخلاف زندان فعلی از لحاظ امنیتی بسیار مستحکمتره. استفاده از دو دیواره استحفاظی به جای یه دیوار، استفاده از دوربین مدار بسته و تعدد برجهای مراقبت در ۴ گوشه زندان جدید از موارد قابل ذکر است.
...
بقیه موارد رو خوانندگان عزیز می تونن درج کنند.
ـــــــــــــــــــــــ
خوشایند نبود که اولین پست سال جدید با درج مطلبی در مورد قانون شکنی متخلفین همراه باشه اما قسمت این بوده لابد.
+ نوشته شده در 2010/4/14ساعت 23:30  توسط گمنام
|
پيشاپيش فرا رسيدن نوروز باستاني رو به همه ايرانيان تبريك ميگم.
ديروز يه ايميل (رايانامه) دستم رسيد كه در مورد ماهي قرمز نكته هاي جالبي گفته بود. بد نيست شما هم بشنويد:
ماهي قرمز سفره هفت سين هيچ سنخيتي با سفره هفت سين كهن ايراني نداشته است. در هيچ يك از آثار نقاشي و نوشتاري اثري از ماهي قرمز بر سر سفره ايرانيان ديده نشده است. اين كار از يك فرهنگ چيني و در سالهاي اخير (نه چندان دور) بر سر سفره ما آورده شد.
آيا مي دانيد در نقاشي معروف سفره هفت سين كمال الملك به جاي واهي سيب سرخ مزين سفره ايرانيان بوده است. سين سرخ سفره هفت سين ماهي نبوده بلكه يك دانه انار يا سيب سرخ بوده كه در ظرف آب مي انداختند. اين كار به خوش يمني و آرزوي طول عمر معروف است در حالي كه در فرهنگ غلط وارد شده به سفره هاي ما، هر سال حدود ۵ ميليون قطعه ماهي كوچك فداي سنت غلطي مي شوند كه اين سالها باب شده است.
آن آررزوي زيباي طول عمر براي خود و خانواده و ايرانيان تبديل شده است به انتظار مرگ يك جاندار بي زبان به نام ماهي قرمز.
شما ايراني عزيز هم اگر نمي خواهيد شاهد مرگ تلخ يك ماهي زيبا باشيد از امسال با تحريم خريد ماهي قرمز ضمن حفظ جان آن، سنت زيباي هفت سين ايراني را درست احياء و اجرا كنيد.
زنده باد ايران هميشه سربلند من.
ايرانيان با عزت عيدتان مبارك.
+ نوشته شده در 2010/3/12ساعت 9:47  توسط گمنام
|
اخيراً داشتم از كرمانشاه به ايلام مي آمدم جدا از
مناظر زيباي طبيعي كه مشام انسان را با رنگ و بوي بهار آشنا مي نمود به نكاتي
برخوردم كه فكر مي كنم حرف دل تنها من نباشند. شايد شما خواننده متن و بسياري از
كساني كه حتي نميدانند وبلاگ چيست با اين مسائل مواجه بوده اند. به هر حال قلمي در
اختيار دارم و وظيفه اي، كه مرا بر آن داشت تا بنگارم :
از چند سال پيش كه به اصطلاح كلنگ احداث تونل مسير
ايلام – حميل به زمين زده شد اميدهايي در دلها زنده شد خارج شدن استان ايلام از بن
بست موجود با ايجاد مسيري نزديك تر و كم خطر تر به سمت مركز كشور. اميدي كه اين
روزها به دغدغه اي نگران كننده مبدل شده است.
دوستي مي گفت دولت كه براي افتتاح يه دستشويي چند
وزير و مدير دعوت مي كند، چرا در جريان افتتاح تونل حميل از هيچ شخصيت صاحب منصب
دولتي دعوت نكرد تا در مراسم افتتاح شركت كند؟ اصلاً آيا اين تونل افتتاح شده ( بر
حسب اخبار سيماي ايلام و كشور) يا فقط دست به سر كردن مردم استان بوده است؟
ما قرض را بر صداقت مي گذاريم : اگر اين مسير
ارتباطي افتتاح شده چرا يك ماشين گشت پليس راه در ايم مسير وجود ندارد؟ چرا علائم
راهنمايي و رانندگي نصب نشده است؟ چرا از خط كشي جاده (به جز بعضي قسمتها) خبري
نيست؟ چرا رانندگان اتوبوس و تاكسي حق استفاده از اين مسير را ندارند؟ چرا در همين
مدت كوتاه افتتاح جاده، هر چند روز يك خبر از زورگيري و لخت كردن راننده هاي عبوري
مي شنويم (منظور از لحاظ مالي است به جز يك مورد كه منجر به درگيري مسلحانه شد و
الحمدلله دو تن از زورگيرها به درك واصل و ديگري مجروح شد!) لطفاً برچسب تهمت زني
و ايجاد جو به ما نزنيد كه به ما نمي آيد. شاهدان ماجراي اخير و دفاع آنان در
پاسگاه سند قابل انكاري نيست!
تا اينجاي ماجرا سوالاتي شد كه بي شك پاسخ قانع
كننده اي براي آنها وجود ندارد.
اما چرا با ايجاد اين تونل و اتمام كار اصلي از
طرف اداره راه استان ايلام، مسئولين استان كرمانشاه حاظر به احداث حتي ده متر از
ادامه اين مسير نشده اند؟!! مگر قرار نبود با تكميل اين جاده مسير ايلام به كرمانشاه
60 كيلومتر نزديكتر شود؟ آيا مي دانيد در حال حاضر تقريباً اين كاهش مسير صفر است!
و تنها در صورتي 60 كيلومتر ذكر شده كوتاهتر خواهد شد كه مسير بعد از تونل بدون
دور زدن اضافي شهر اسلام آباد و بلكه با ايجاد مسير مستقيم تا ماهيدشت كرمانشاه
ادعاي فوق به حقيقت مي پيوندد! شنيده ايم كه مسئولين كرمانشاه از ترس از رونق
افتادن مسير زائرين از شهر قصرشيرين كرمانشاه حاضر به همكاري براي تكيمل اين مسير
نيستند. آيا جان هزاران و بلكه ميليونها زائر امام حسين(ع) از جيب نامبارك اين
آقايان بي ارزشتر است؟ حذف گردنه برفگير و هميشه حادثه ساز قلاجه، حذف جاده پرخطر
و زائركش درون شهري چوار كه تاكنون بيش از 50 نفر از زائرين را به كام مرگ كشانده
است و كاهش حدود نيم ساعتي مسير زوّار براي مسئولين ارزشي ندارد؟
نكته ديگر اينكه بعد از عبور از گردنه قلاجه به
سمت ايلام به يك دوراهي مي رسيم كه از سمت راست منتهي به شهر ايوان و سپس ايلام مي
شود و از سمت چپ منتهي به شهر سرابله و سپس ايلام مي شود. جالب است بدانيد علي رغم
اينكه مسير از سمت سرابله حدود 15 كيلومتر كوتاهتر است هيچ تابلويي كه مسير به سمت
ايلام از اين مسير را مشخص كند وجود ندارد بلكه تابلو موجود فقطراه ايوان را تنها راه رسيدن به شهر ايلام
معرفي نموده است! دليل اين كار چيست؟ چرا بايد مسير كوتاهتر هيچ تابلويي نداشته
باشد و مسير دورتر را تنها مسير منتهي به شهر ايلام معرفي كرده اند؟
نكته ديگر كه بي ربط به دو موضوع بالا نيست اينكه
در خروجي شهر كرمانشاه به سمت ايلام هيچ اسمي از ايلام بر روي تابلوهاي خروجي شهر
ديده نمي شود. گيلان غرب و اسلام آباد و ... كه شهرستانهاي استان هستند ذكر شده
اما اسم استان مجاور كه مسير اصلي مسافران و زوّار كربلاست در هيچ جايي قيد نشده
است! آيا اين كار شبهه ناك نيست؟
مسأله بعدي در مورد هزينه هايي است كه هم اكنون بر
روي مسير فعلي ايلام – كرمانشاه از مسير ايوان مي شود. براستي چرا علي رغم مزاياي
فراوان مسير جديد (حميل) كه بر همه همشهريان عيان است، اجراي آن با كارشكني ها و
عدم تخصيص بودجه در زمانهاي لازم مواجه مي شد و اكنون با توصيفاتي كه در بالا ذكر
شد رها شده است و در مقابل در جاي جاي مسير قبلي عمليات پل سازي و توسعه و ايجاد
تونل و ... همچنان با شدت و حدّت در حال اجراست. اگر بنا بر اين است كه مسير بايد
حتماً از شهر ايوان و چوار يا از روستاي گله جار بگذرد! و تا كنون نيز همين در ذهن
متبادر شده است كه فبهدا و الا چرا كوتاهي مسير و امنيت جاده اي و سلامت جان
مسافران در بهره برداري كامل از جاده جديد مورد توجه مسئولين قرار نمي گيرد؟!!!
مطلب به درازا كشيد براي رفع خستگي اين را هم
بخوانيد بد نيست :
روستايي قبل از شهر ايوان به نام جوب گوهر وجود
دارد كه به تابلوي بزرگ سبز رنگي اسم آن جلب توجه مي كند. به نظر اسم لاتين آن را
چگونه نوشته اند؟ Goob Javhar (بخوانيد گوب جوهر!) بد نيست مسئولين امر كمي بيشتر
در درج اسامي لاتين بذل توجه داشته باشند.
مايلم به زودي يك نظر سنجي در مورد جاده فعلي و جديد
ايلام كرمانشاه در وبلاگ قرار دهم. نظرات شما موجب امتنان خواهد بود.
+ نوشته شده در 2010/2/21ساعت 12:36  توسط گمنام
|
در دهه فجر انقلاب اسلامي هستيم، ايام مباركي كه يادآور روزهاي حماسه و ايثار و از جان گذشتگي ملتي بزرگ است كه فرياد مبارزه با ظلم و ستم و عدالت خواهي را به گوش جهانيان رساندند.
در چنين روزهايي مردي بزرگ از سلاله رسول اكرم(ص) كه سالها از وطن در بعد مكاني و قرب قلبي بود به خاك پاك ايران گام نهاد و پاي بر سر تمام شرق و غرب و ايادي آنها نهاد.
31 سال گذشت و آن رهبر عزيز ديگر در ميان ما نيست اما آثار گرانقدر و گفتار ضبط شده و تصاوير معنوي او هنوز هست. هنوز هستند سربازاني كه آقا روح الله را با تمام وجود حفظ كرده اند.
دوستان دور آقا نزديكند و نزديكان آقا دور! نوه آقا صدا و سيما را متهم به نشان دادن چهره خشن از آقا مي كند. آقايي كه بارها اقتدار در گفتار و كردار او را تمام عالم ديده اند. القابي چون شيطان بزرگ براي آمريكاي جنايتكار، آمريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند، تو غلط مي كني قانون را قبول نداري، ما تا آخر ايستاده ايم، عزل قائم مقام خود آيت الله ... را و بسياري جملات و كلمات گهر بار و اقدامات مقتدرانه نمونه هايي از آن اقتدار حسيني فرزند اميرالمؤمنين(ع) است كه در حافظه تاريخ ثبت شده؛ اما نوه امام را چه شده كه پخش اين سخنان را نمايش چهره خشن از امام مي دانند؟!!!
و آن روي ماجرا امثال سردار قاسمي ها كه از جمله جمله حرف و سخنشان بوي روح الله مي آيد. بوي خلوص نيت، بوي سادگي و صميميت، بوي اقتدار و شهامت و مباررزه با رفاه زدگي مسئولين.
چرا ما بايد اين همه از امام دور شويم؟ آيا صدا و سيما و رسانه هاي خبري ما مقصرند؟ يا مسئولين كشور و يا خود ما كه نخواسته ايم بيشتر او را بشناسيم؟ مردي كه آموزه هاي مذهبي و سياسي او شمه اي از آموزه هاي نبي مكرم اسلام(ص) بود. مردي كه ولايت فقيه را برگرفته از ولايت رسول اكرم(ص) مي دانست و اين اصل را مترقي ترين اصل قانون اساسي ناميد.
مردي كه رفاه را آفت مسئولين و حكومت را متعلق به قشر فقير و مظلوم جامعه مي دانستند.
مردي كه حفظ نظام را اوجب واجبات خواند. مردي كه ميزان را رأي ملت مي دانست نه نخست وزير دوره امام بودن!
و اكنون مردي تكيه بر جاي او زده كه قدم به قدم و سايه به سايه رهپوي صديق اوست. همان اقتدار و صلابت، همان معنويت و ساده زيستي، همان سيادت علوي و همان مردمي بودن.
چرا بعضي ها اين واقعيات را بر نمي تابند؟ چرا آنهايي كه در زمان حضرت امام (ره) منافقانه چهره ضد امام خود را پوشانده بودند امروز با بي شرمي به مقام ولايت فقيه جسارت مي كنند؟ آيا صبر و متانت و بخشش بزرگوارانه آقا اينان را چنين جسور نموده و يا رذالت ذاتي آنها امروز رو شده و ديگر قادر به ادامه حيات زيرزميني خود نيستند؟
براي ما ولايتي ها مهم نيست اين افراد چگونه فكر مي كنند چون حافظ و حامي اين انقلاب و اين رهبر فرزانه مهدي زهراست (سلام الله تعالي عليه).
ما ايستاده ايم! تا آخر! تا ظهور مهدي فاطمه(س)! تا وقتي ظلم هست ما هستيم! ما هستيم تا بر دهان شرق و غرب بكوبيم! حال برده هاي فكري آمريكاي جهانخوار جنايتكار ناخرسندند؟ باشند! ما را چه باك! فرزندان حسين(ع) را با ترس ميانه اي نيست! شايد گمنام باشيم اما هستيم و تا آخر هم ايستاده ايم!
اگر مايل هستيد در مورد نامه سيدحين خميني به آقاي ضرغامي و جواب ايشان بيشتر بدانيد و يا هنوز نوه امام را شايسته اين قضاوت نمي دانيد، بد نيست اين صفحه و لينك هاي جانب آن را ببينيد :
السلام علي علي ابن الحسين زين العابدين و سيد الساجدين و قرة عين الناظرين
سالروز شهادت چهارمين پيشواي شيعيان جهان، قمر منير آسمان زهد و عبادت، رسوا كننده ظلم يزيد و يزيديان بر همه مريدان آن حضرت تسليت باد
_________________________________
برخورد كشورهاي مدعي آزادي در جامعه با ظواهر اسلامي دروغ بودن ادعاهاي آنان را اثبات مي كند. بي شك غربي ها و نوكران آنها همگي از يك قماش اند و اين كمتر از مشتي است از بيشتر از خرواري :
اگر فرصت نداريد همه لينك ها را باز كنيد سعي كنيد لااقل لينك آخر را ببينيد.
براستي حجاب در ام القراي اسلام چگونه است؟ _________________________________________
صف نانوايي بودم نكته جالبي شنيدم : 3 سال پيش كه «ميمك» رفته بوديم براي بزرگداشت حماسه فتح ميمك (باز پس گيري قسمتي از خاك ايران عزيز توسط ارتش و نيروهاي خودجوش ايل خزل) چندين گوسفند آورده و سر بريدند. غذاي چرب و لذيذي پخته شد. به دوستانم گفتم بخوريد كه اين آخرين غذاي شما از اين نوع و در اين منطقه است. سال بعد (2 سال پيش) كه رفتيم از طرف سپاه پاسداران قورمه سبزي پخت شده بود. باز به دوستان گفتم بخوريد كه سال ديگر همين هم نيست. پارسال براي سال سوم به همان مراسم بزرگداشت رفتيم با شربت و شيريني از ما استقبال شد به دوستانم گفتم بخوريد كه ديگر همين را هم نخواهيد خورد. و امسال هم نوزدهم دي ماه به ميمك رفتيم. اين بار از همان پذيرايي سال قبل هم خبري نبود!
نكته : 19 دي ماه سال 1356 سالروز قيام يك روزه مردم قم در دفاع از اسلام و خميني كبير(ره) بود كه به عنوان يك روز افتخار آميز در تقويم رسمي كشور و حافظه تاريخ ثبت شد.
پيشنهاد : چه اشكالي دارد همزمان با مناسبت 19 دي 56، جريان فداكاري چند ماهه اين مردم هم كه در تاريخ ثبت شده به عنوان سند افتخار ايران و ايلام در تقويم رسمي كشور ثبت شود؟
+ نوشته شده در 2010/1/11ساعت 23:17  توسط گمنام
|
عاقبت پس از مدتها كشمكش سياسي بين رجال استان، آقاي مجتبی اعلایي به عنوان استاندار ايلام منصوب شد. برخي سمت هاي قبلي ايشان به شرح زير است :
- سمت معاون تشریفات و مراسم نهاد ریاست جمهوری
- معاون پیگیری های دفتر رئیس جمهور
- معاون امور مشارکت های
مردمی سازمان بهزیستی
- مدير كل روابط عمومي و بين الملل شوراي شهر تهران
در مجموع يكي از نيروهاي احمدي نژاد و شايد رحيم مشايي باشد كه از حدود 40 گزينه پيشنهادي براي پست استانداري ايلام انتخاب شد.
از بين نيروهاي بومي آقاي علي اصغر شريفي راد و از نيروهاي غير بومي آقايان مهندس كريمي و فرهاد زیویار بيشترين احتمال براي تصدي اين پست را داشتند اما انتخاب اعلايي نظريه «مشغول كردن نيروهاي استان ايلام تا انتصاب اعلايي (به عنوان گزينه اصلي و از قبل تعريف شده رئيس جمهور) » قوت گرفت.
5 سال پيش هم استان ايلام در انتظار استاندار دولت جديد با اما و اگرهاي فراواني روبرو شد. حمايت شديد امام جمعه استان از گزينه بومي و خصوصاً شخص آقاي محمد علي آزاد و مخالفت اكيد ايشان با حضور علي اصغر شريفي راد، آزاد را بر كرسي نه چندان موفق استانداري ايلام نشاند. سكوي پرتابي كه چند سال بعد استاندار بازنشسته ايلام را به استان حساس و امنيتي سيستان و بلوچستان رساند. بنا بر نظر اصولگرايان اين دو پست هر دو از اشتباهات دولت احمدي نژاد بود.
طومار نويسي و بيانيه نويسي موافقين و مخالفين گزينه هاي پيشنهادي آن روزها، بحث محافل سياسي استان بود و اين چند ماه هم كه ايلام بدون استاندار بود باز هم همان بازيها شدت گرفت تا جايي كه برخي افراد از طوايف مختلف در دفتر امام جمعه گرد آمدند و بنابر تفاهم بر سر انتخاب مهمترين گزينه بومي استان (شريفي راد) شد. اما جلسات محرمانه بعدي اصولگرايان كه همراه با نوشتن بيانيه و جمع آوري امضا از حاضرين حدود 40 نفري و ارسال فكس به دفتر رياست جمهوري بود، ناقض توافق قبلي با امام جمعه شد. جلسه شب بعد با حضور حدود 50 نفر در منزل يكي از سران اصولگراي عضو شوراي شهر ايلام با حضور حدود 20 نفر از 40 نفر ذكر شده قبلي برگزار شد. 20 نفر منافق (صفتي كه واقعاً شايسته آن هستند) در اين جلسه برخلاف ادعا و امضاي شب قبل خود به همراهي با جمع (بدون توجه و ذكر توافقات شب قبل) پرداختند.
به هر حال مهم اين است كه اكنون استاندار ايلام تعيين شده؛ شخصي غيربومي، مذهبي و با سابقه اي نه چندان درخشان در امور مديريتي.
بي شك شعار اصولگرايان در مورد اعتصاب در فرودگاه و ... هم دروغي بيش نخواهد بود. ترفندي براي نشان دادن اقتدار ولي حاكي از شدت ضعف در اتحاد بين اين نيروها كه بر سر تقسيم پست به جان هم افتاده اند.
اميدواريم استاندار جديد بدون در نظر گرفتن تملق برخي اطرافيان كه به زودي بر گرد وي حلقه زد ه و به چاپلوسي خواهند پرداخت با انتساب افرادي شايسته و لايق، خدمتي در خور مردم محرم اين استان داشته باشند تا برگ زريني بر سابقه خدمات ايشان نيز درج گردد.
+ نوشته شده در 2010/1/6ساعت 10:57  توسط گمنام
|
جامعه محترم مدرسين حوزه علميه قم سلام عليكم مرجعيت
شيعه خورشيد پر فروغي است كه در قرون متمادي همواره پشتيبان اسلام و خط
راستين اهل بيت(عليهم السلام) بوده است. اين مسئوليت خطير همواره شايستهي
مرداني بوده است كه واجد شرائط شرعي مذكور در روايات ائمه اطهار (عليهم
السلام) باشند نظر به اهميت اين موضوع و با توجه به پرسشهاي مكرّر هموطنان
دربارهي مرجعيت آقاي حاج شيخ يوسف صانعي خواهشمند است آن جامعه محترم كه
همواره مرجع تشخيص اين موضوع بوده نظر خود را دربارهي مرجعيت ايشان اعلام
فرمايند.
با سپاس جمعي از استادان و فضلاي حوزه هاي علميه
پاسخ:
بسم الله الرحمن الرحیم
با
توجه به پرسشهاي مكرّر مؤمنان، جامعه مدرسين حوزهي علميه قم براساس
تحقيقات به عمل آمده در يك سال گذشته و پس از جلسات متعدد به اين نتيجه
رسيده است كه ايشان فاقد ملاكهاي لازم براي تصدّي مرجعيت ميباشد.
آقاي موسوي شعار حسين حسيني كه شما از
آن نام برده ايد منظور همان مرگ بر اصل ولايت فقيه است ديگر؟!!و مسالمت
آميز بودن آن هم با حمله به نيروي انتظامي و آتش زدن ساختمان ها و پرچم
هاي حسيني اثبات مي شود لابد! درست است؟
صدا و سیما بي انصاف و بي عقل است و رسانه هاي غربي حامي شما هم با انصاف
و عقل كل! تعبير جمعيت هاي ميليوني مخالف شما در روز چهارشنبه كه از
تلويزيونهاي آنها تعبير به 40 هزار نفر است اثبات كننده همين انصاف است!
چرا نگاه ملامت آمیز و متعجب همه جهانیان به این همه خشونت دولت پليد
اسرائيل معطوف نمي شود. اصلاً آنان به جهنم! شما چرا حامي شعار نه غزه نه
لبنان هستيد؟ لابد آنجا هيچ خشونتي شكل نگرفته است!
مشکلات بر زمین مانده اقتصادی و معیشتی کشور را از دولت خاتمي و ايشان از
از هاشمي و اييشان هم از نخست وزيري شما به ارث برده اند. شما كمتر آشوب
به پا كنيد تا جمهوري اسلامي و رئيس جمهور منتخب فرصت مبارزه با اين
مشكلات را پيدا كند.
زياده خواهي هاي غربي را دولت خاتمي بر ملت تحميل كرد و اكنون مقاومت دولت
و ملت آنها را به عقب نشيني آشكار كشانده است اگر نمي بينيد برويد عينكتان
را عوض كنيد!
نخبگان و روشنفکران و دانشگاهیان و فعالان صحنه سیاسی حامي شما كه بارها و
بارها اقرار به اشتباه خود كرده اند چرا شما سعي مي كنيد حرف خودشان را رد
كنيد؟!
فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال شما مشکل را حل خواهد كرد. مي گوييد نه امتحان كنيد!
گوساله و بزغاله خواندن آشوب گران فتنه گر شامل بخش عظیم جامعه نمي شود.
خس و خاشاک بودن اين طيف هم در روز عاشورا بر همگان روشن شد. ما خون
عزاداران حسینی را مباح ندانسته ايم. اين حاميان شما بودند كه به عزاداران
حسين و به نماز جماعت ايشان حمله كردند. فيلمهاي حادثه را بازبيني كنيد!
شما انتظار داريد هتك حرمت كنندگان به امام حسين(ع) حزب الله باشند و عزاداران ايشان حزب الشيطان؟! زهي خيال باطل!
گفته ايد : منافقین با خیانت ها و جنایت های خود مرده اند. پس روشن كنيد
آنان كه مسجد لولاگر را به آتش كشيدند دوستان شما بودند نه منافقين.
آنانكه ندا آقا سلطان و سيدعلي موسوي را كشتند دوستان خودتان بودند نه
منافقين. آنان كه در خارج كشور رسماً اعلام مي كنند نيروهاي آموزش ديده
خود را از پادگان اشرف به تهران فرستاده اند منافقين نبوده اند بلكه
دوستان شما بوده اند! و ... نتيجه اينكه منافقي وجود ندارد اگر هم دارد
دوستان شما هستند!!!
حق داريد بر سپاه بشوريد چرا كه دستگاه متولي امنيت كشور با آشوب گران
برخورد نمي كند به ناچار حفاظت سپاه پاسداران جور اين كار را كشيده.
عصباني باشيد و از اين عصبانيت ...
آزادي هايي كه نام برده ايد را در دولت منصوب به جريان فكري شما 8 سال
تجربه كرديم براي هفت پشتمان بس است. لطفا از آن لنج زار فرهنگي اعتقادي
حرف نزنيد كه حالمان به هم مي خورد!
شما نه آمريكايي هستيد و نه انگليسي! اما هر دوي اينان پشتيبان مالي و
فكري و رسانه اي و تبليغاتي و ... شما هستند. مساله به همين راحتي قابل
اثبات است شما زحمت اثبات نكشيد!
تعيين تكليف براي نظام اسلامي و ملت ايران كار شما نيست. شما فقط لطف كنيد
اين چند صباح چادر به سر نكنيد و نگريزيد تا به دست عدالت سپرده شويد!
پيشنهاد مي كنم آقاي موسوي اين تكه فيلم را نگاه كنند تا بدانند بزغاله ها و گوساله ها به نيروي انتظامي حمله كرده اند يا بالعكس.
سخني هم با آقاي هاشمي رفسنجاني :
براي آقاي هاشمي رفسنجاني هم متأسفم.
شخصي كه پشتوانه نظام بود و حاضر نشد حتي براي يك بار علناً آشوب آشوب
گران و هتك حرمت آنان به عاشوراي حسيني و امام راحل(ره) و ولايت فقيه و
... را محكوم كنند اكنون به عنوان پشتوانه آشوب گران تبديل شده ( اگر غير
از اين است چرا حاضر به اعلام برائت نيست؟!) و خود را به ورطه نابودي
سياسي مي كشاند.
در پاداش ايشان همين بس كه اسم ميدان «سردار سازندگي» شهر رفسنجان به
ميدان «امام حسين(ع)» تغيير يافت؛ شايد ايشان متنبه شوند كه نشد.
فرياد اين عمار و بصيرت جويي خواص هم در گوش ايشان اثر نكرد. خدا عاقبت همه رو ختم به خير كند (اگر شايسته اش باشند!).
اگر فكر مي كنيد در جمع 20 نفري و در محيطي بسته اقدامات آشوب گران را
محكوم مي كنيد و تبرئه مي شويد اشتباه مي كنيد. اين كار دردي دوا نمي كند.
شما بايد روزها قبل علناً اعلام مي كرديد كه نكرديد. نوشدارويتان دير به
سهراب رسيد!
+ نوشته شده در 2010/1/3ساعت 22:49  توسط گمنام
|
در
سالگرد ايامي كه كاروان زينبْ سالار حسين ابن علي(ع) در ميان شادي و پايكوبي اهل
كوفه در شيون و زاري بودند؛ در روزهايي كه پيروان مكتب حسين(ع) در سراسر گيتي غرق
در عزا و ماتم بودند، عده اي از يزيديان به پاسداشت عمل ننگين كوفيان در خيابانهاي
تهران به رقص و سوت و هوار پرداختند :
در
يومٌ فرحت به آل زياد و آل مروان به قتلهم الحسين(ع) ثابت كردند تا حسين(ع) هست،
يزيد هست و تا حق هست، باطل هم هست.
و
اين سنت خداوندي است براي امتحان خلق خدا ...
در
مقابل هر حقي باطلي است و در اين روز عده اي آمدند تا بگويند : مگر ما مرده ايم كه
شيطان بميرد!
آمدند
فرياد حسين(ع) ستيزي سر دهند تا يزيديان به داشتن سپاهي از سياهي دلخوش باشند.
و
باز هم تاريخ تكرار شد تا نسيان انسان به اثبات رسد. اما به راستي چرا اين قضيه
بعد از قرنها باز هم تكرار شد؟ چرا جسارت عده اي آشوبگر به حريم عزاي حسيني كشيده
شد؟ چرا عده اي از نظريه بزرگ منشانه و پيامبرگونه ولايت مطلقه فقيه كه جذب
حداكثري و دفع حداقلي است، سوء استفاده كرده و به جاي بازگشت به دامن پر مهر ملت و
وطن، به صف پياده نظام حلقه به گوش شيطان بزرگ و استعمار پير پيوستند؟ اصلاً ريشه
اين هتك حرمتها و هنجار شكني ها كجاست؟
به
ياد داريم هنگامي كه دسيسه شيطان از آستين هندي تبار اهريمن صفت سلمان رشدي ملعون
بيرون آمد و به جان قرآن و پيامبر اعظم(ص) تاخت، بزرگمرد صلابتْ حيدري دهر فتواي
مهدور الدّم بودنش را صادر كرد تا ديگر هيچ خبيثي جرئت تعرض به حرم الهي خاندان
وحي نداشته باشد. اما تساهل و تسامح عده اي عافيت طلب دنيا محور در دولت 8 ساله
دوم خرداد، ديو صفتان به ظاهر عالم، تيغ زبان و قلم به سوي خاندان عصمت و طهارت
نشانه رفتند و در شيطان نوشته ها و ابليس گفته هاي خود، دليل ريختن خون ثارالله(ع)
را قدرت طلبي او و حاصل خشونت طلبي (كافركشي) پدر و جد بزرگوارش خواندند. آن روز
كسي از خواص برنياشفت و اين مقدمه اي بود براي جسارت ها و شرارت هاي بعدي خيمه
نفاق و كفر.
اصحاب
سقيفه در برلين گرد آمدند تا باب ولايت را به آتش كشند؛ ميمون صفتان بوزينه كردار،
ملت شيعه ما را ميمون خواندند و شيطان سيرتان غربزده از حوزه هاي ديني گريخته،
كلام وحيْ قرآن را مولود حالات روحي رواني محمد(ص) معرفي كردند چرا كه انا انزلناه
في ليله القدر و نحن له حافظون در صمٌ بكمٌ عميٌ لايفقهون اثري نمي كند. و از اين
هتاكي ها بسيار شنيديم و خوانديم.
برهنه
پرستان جشنواره هاي ايران زمين ( هم اكنون هم بر پست هاي خود چسپيده اند!) سرزمينم
را به تاراج بي عفتي سپردند. لباسهاي رنگين و پوششهاي نيمه عريان، مد ام القراي
اسلام شد. بهي از منكر سخره اهل فساد شد و امر به نيكي، رياي عده اي اُمّل گدا
گشنه خوانده شد. و ياز هم خواص لب فروبستند مبادا از غنائم بدر و. سفره حاتم بخشي
عثمان بي بهره بمانند.
در
مجلسي كه مسمّا به شوراي اسلامي است ادعاي توان استيضاح دولت امام حسين(ع) را مطرح
كردند تا اموي بودنشان هر چند در لباس جد حسين(ع) رااثبات كنند.
عاقبت
مردي آمد از جنس مردم و آشنا به رنجشان، بسيار دستها بريد از تاراج بيت المال.
آماج تير تهمت و تفترايش ساختند اما هيهات كه بسيجي ميدان را خالي كند از زبان
همت، مانده در گوشش بود و چهار سال دندان به جگر گرفت و باز هم خواص بد كردند. به
جاي كمك و ياري حق، بخ جبهه مقابل پيوستند، دروغگويش خواندند حال آنكه مي دانستند
سيره اش همان سيره امام بود : كمك به فقرا و مبارزه با اغنياء زياده خواه. (هر
چند كه نقدهايي هم بر عملكرد او هست و هر غيرمعصومي را خطاهاست).
و
باز هم عمر و عاص ها علم برافراشتند و قرآنشان رنگ سبز گرفت. به دولت تهمت تقلب
زدند و به نام ملت بر ملت شوريدند و چون رويشان سياه شد از دروغ بزرگ، انگ تخلف
حربه جديدشان شد.
از
اين ترفند هم سودي نبردند چرا كه انّ كيد الشّيطان كان ضعيفا. به ناچار نقاب از چهره
مزوّرانه حمايت از آراء مردم از رخ انداختند و رو در روي ملت و دولت و نظام
ايستادند. 16 بيانيه ننگين دادند در تضعيف دولت و دعوت به شورش و كودتا. منصوب و
منتخب ملت را دولت كودتا خواندند حال آنكه خود فتنه گر بودند و عامل كودتا عليه
دولت و ملت! بيانيه دادند در ترغيب به نفاق و لشكركشي براي جنگ ملت با هم. بيانيه
دادند و حقِ نداشته را طلب كردند به سان ام المؤمنين عايشه كه عامل و مرغّب قتل
عثمان بود و ادعاي خونخواهيش او را به نبرد با اميرالمؤمنين من الجن و الانس
كشاند.
ركن
ركين نظام اسلامي كه برگرفته از ولايت رسول الله(ص) است (بنابر كتاب ولايت فقيه
حضرت امام خميني(ره)) را نشانه رفتند و چون عطوفت و مهرورزي را در سيره نبوي فرزند
رسول خدا(ص) ديدند، بر ادامه توهين و جرم خود حريص تر شدند.
آناني
كه تا ديروز شعار شاگردي مكتب امام سر مي دادند به تمثال مقدسش جسارت كردند تا
رسوا كنند خود و ادعايهاي كذبشان را.
وقتي
مادر وعده به خيابان ريختن مي دهد، دختر فحاشي مي كند و امر به آشوب و پسر مترو مي
بندد تا از اجتماع حاميان دولت جلوگيري كند و پدر حمايت پنهان مي كند و در خطبه
هاي جمعه حمايت آشكار، در مشهد مقدس تكرار مكررات و اين در حاليست كه ادعاي پيروي
از رهبري معظم انقلاب مي كند و خود را دوست و برادر و نه سرباز ولايت معرفي مي
كند.
و
دريغا كه باز هم خواص انقلاب اعتراض نكردند كه هيچ، ترغيب كردند نااهلان اهل بيتشان
را به فتنه گري. پرده ها ديده شد و حرمتها شكست و در سالروز عزاي سالار شهيدان(ع)
به محافل و جماعات عزادار حضرتش اسائه ادب كردند. سوت زدند و هوار كشيدند و شيطان
را به ياري خواندند و چه بد ياوري گزيدند.
آنانكه
پروژه هفتاد و دو شهيدشان كه با تئوري خودزني و كشته سازي بزرگ نظريه پردازشان شكل
گرفته بود، شكست خورد و دست پليدشان رو شد، زنده ها را نمرده در خاك كردند و برايشان
ماتم دروغين گرفتند و آنگاه كه با اعتراض مرده هاي ساختگيشان مواجه شدند كه : زنده
فاتحه نمي خواهد!، تهديد به مرگشان كردند تا حقوق انساني غرب را تكريم و به عالم
نشان دهند!
مرگ
شيخ ساده لوح مطرود امام از سياست، بهانه آشوبشان شد و چه بي حرمتي ها كه در ملأ
عام مرتكب نشدند.
كهريزك
لباس عثمانشان شد در حالي كه برخي بر آن رغبت داشتند و اين از ظاهر كريه و پوشش
عيانشان هويداست.
از
پوشش نداشته شان چه بگويم؟ آنان كه برهنگي را لبيك گفتند به بهانه آزادي! البته
بيش از اين هم انتظار نبود، آنگاه كه حكم الهي سنگسار را ضد انساني و وحشيانه
خواندند و تير زهرآلود شعار تساوي زن و مردشان آيات ارث و شهادت و ديه قرآن كريم
را بهم دوخت و كسي دم بر نياورد. به خدا بد خواصي بودند اين طيف وارثان خميني
كبير(ره) كه سكوت تدبير نابخردانه شان بود.
در
زماني كه هر كس و ناكس و اهل و نااهل به خود اجازه مي دهد به بهانه نوشتن نامه به
مقام عظماي ولايت، به عقده گشايي و مغلطه بلكه توهين و افترا و تهديد به سرنگوني
حكومت اسلام مي كند، چرا خواص طالب دنيا خم به ابرو نياوردند. دهن كجي ها ديدند و
دهان فروبستند و سكوتشان زهري از هلاهل بود كه بر جان ولي ريختند. عالم فرزانه اي
كه 13 سال پيش آنان را هشدار داده بود به كسب بصيرت!
اكنون
كه روبه سيرتان دون كردار به حريم مطهر آل الله تاختند و شد آنچه نبايست مي شد،
ذهن امت اسلامي با سؤالاتي مواجه است كه پاسخ بزرگان را مي طلبد :
چرا
مصونيت ارث پدري عده اي از آقا زاده ها شده است؟
عملكرد
مهم ترين سازمان امنيتي اطلاعاتي كشور در مهار اين جريانات چيست؟
چرا
صدور حكم تير براي همه فرماندهان نظامي كشور ممنوع شده است؟ مگر نه اينكه حفظ آب و
خاك و ناموس مردم سلاح نمي خواهد؟ آيا ضرب و شتم مأموران انتظامي كشور و به آتش
كشيدن خودرو و ايستگاههاي آنان به معناي محاربه با نظام نيست؟ گارد ويژه ضد شورش
نپو براي كدام مبادا آموزش ديده اند كه اكنون بايد در حصر باشند؟
- چرا
دستگيري افرادي خاص فقط به يك روز بازداشت خلاصه مي شود حال آنكه جرمشان محرز و
دستگيري شان در حين ارتكاب جرم و با وجود شواهد فراوان غيرقابل انكار است؟
تا كي
بايد شاهد بازي توپ و ميدان نيروي انتظامي و قوه قضاييه باشيم؟
براستي
علماي اسلام را چه شده است؟ از اين همه مرجع تقليد كه پاسبان دينند آيا تنها يك
ابوذر باقي مانده كه به دفاع از حريم دين و ولايت به پا خيزد؟ بيانيه دهد، محكوم
كند و روشنگري و عاقبت هم آماج تير توهين و افترا قرار گيرد و ديگران فقط ناظر
باشند!
آيا
ديروز سردار نظري هاي فتنه خاموش كن را بازنشست اجباري و خانه نشين كردند تا امثال
رادان ها بدانند كه برخورد با آشوبگران با پشتوانه خواص، هزينه اي دارد به بزرگي
تبعيد به ربذه. آيا برخورد با آنان خط قرمزي است كه نبايد از آن رد شد؟ آيا چنين
رفتار و يا نهايتاً القاي چنين برداشتي صحيح است؟
سوگند
كه فرياد اين عمّار؟ نائب امام عصر(عج) خوار و رسوايتان مي كند، اگر چون مردگان
قبرها قفل سكوت بر لب و كنج عزلت گزينيد!
رهبرا!
اي از سلاله پاك رسول خدا(ص)! سوگند به آنكه جانم در دست اوست فرياد غربتت بر
گوشهايمان آويز است؛ اما چه كنيم كه از شما پيشي گرفتن موجب هلاكت است همچنان پس
ماندن. سكوت خيل گمراه خواص درد دلهاي ماست و سكوت ملت حسيني تنها به خاطر رضاي
شماست و گر نه برچيدن دودمان يزيد و يزيديان را چند تكبيري بيش نياز نيست!
كودتاگران
آشوب طلب فريادهاي غرّاي ماشاالله حزب الله را قبلاً شنيده و قدرت و صلابت
برخوردشان را چشيده اند و از همين روست كه با حضور يك دسته كوچك ولايي در يك
خيابان، تا چند خيابان اطراف آن از لوث هر فتنه گر خالي مي شود و خودشان هم در
رسانه هاي حاميشان بارها به آن اعتراف كرده اند.
اربابان
كودتاي شكست خورده مخملين سبز و فتنه گران غدّار اموي بدانند كه سكوت ما نه از سر
ترس كه از سر اطاعت از ولي است. بدانيد نه شما و نه نوكرانتان و نه گوساله هاي
سامري BBC ، CNN ، VOA ،
راديوفردا ، الجزيره و ... عددي نيستند كه در مقابل پرچم تا ابد برافراشته حسين(ع)
عرض اندام كنند.
ما
حيدريان خرسنديم كه به بركت اعجاز حسين(ع) خط نفاق براي ملت عزيز ما روشن شده است.
اصحاب نااهل انقلاب خواه منتسب به بيت امام باشند و خواه سابقه دار پست هاي
انقلاب، كه حاضر به محكوم نمودن توهين به حريم اباعبدالله الحسين(ع) نشدند، براي
هميشه به تاريخ سپرده شدند و حافظه ملت ما وجودشان را فراموش خواهد كرد چرا كه عدم
همراهي با سيل خروشان ملت خداجوي ايران اسلامي بنيان كن است و بزرگ و كوچك نمي
شناسد. و همه فهميدند رئيس جمهور منتخبشان در مناظره هاي تلويزيوني قبل از
انتخابات بي جهت خواص را زير سؤال نبرد!
امروز
پيروان ولايت خواهان صلح و صفايند نه چون اهل نهضت سبز سطل زباله با مصابه باطنشان
خواهان شرارت و آشوب. لذا از دستگاه قضاي كشور مي خواهد بنابر دستور صريح قرآن در
مبارزه با ارباب كفر و نفاق و فساد في الارض، سران و كهان فتنه اخير را به دار
مجازات بياويزد پيش از آنكه كاسه صبر عاشقان شهادت از گستاخي آنان لبريز شود. بي
شك اجراي مرّ قانون ضامن سلامت و امنيت جامعه ماست.
اگر
تا ديروز بنا بر نيكي و دعوت به اتحاد بود و توهين به مقام معظم رهبري(حفظه الله
تعالي) و نظام مقدس را گناهي بخشودني مي دانستيد بدانيد كه ملت غيور ايران توهين
به ساحت مقدس اباعبدالله الحسين(ع) را بر نمي تابد. بر همگان روشن است هدف تمام
مستكبران عالم مبارزه با نهضت و فكر و ذهن حسيني است و القاي روحيه شهادت طلبي او
همان انديشه اي كه رمز حيات ملتهاي آزاده جهان است. و اين حسين(ع)چه دردها كه بر دل اهل فسوق و عصيان نگذاشته
است!
امروز
كفر جهاني و نفاق داخلي شالهاي عزاي امام حسين(ع) را نشانه گرفته اند غافل از آنكه
حسين(ع) نوري است كه هرگز خاموش نمي شود.
براستي
كه إنّ في محبّت الحسين حرارتٌ في قلوب المؤمنين.
+ نوشته شده در 2009/12/30ساعت 14:34  توسط گمنام
|
السلام عليك يا اباعبدالله و علي الارواح التي حلت بفنائك
عليك مني سلام الله ابداً ما بقيت و بقي الليل و النهار
________________
ملت سرافراز ايران اسلام امروز حماسه اي ديگر آفريدند تا سران كودتا و فتنه بفهمند با جمعي خس و خاشاك و كف روي آب نمي توان در مقابل سيل بنيان كن ملت ايستاد.
موسوي، كروبي و خاتمي اگر تا به امروز به داشته هاي قديمي خود مي نازيدند بايد بدانند ديگر اين بازي ها براي ملت ما رو شده و اين حقه ها قديمي شده. آيت الله العظمي منتظري كه يادشان نرفته! صانعي هم همان راه را مي رود و به همان ضلالت خواهد افتاد شما كه از اينان باسوادتر و متشرع تر نيستيد و منصبتان از قائم مقامي رهبري كه بيشتر نبوده! مطمئن باشيد دوران شما هم به اتمام رسيده است.
شما كه بازيچه سران استكبار قرار گرفتيد بدانيد بد معامله اي كرديد. دين و دنيايتان را به خاطر دنياي استكبار از دست داديد. خسر الدنيا و الآخره شديد و به زودي منتظر خشم الهي باشيد كه ويل جايگاهتان خواهد بود.
______________
و اينم پروژه آژكس 2 :
روند به وجود آمدن و شکلگیری وقایع پساز انتخابات دهم ریاست جمهوری، با
توجه به شواهد موجود و بررسی نمونههای قبلی این نوع رفتار سیاسی، در
کشورهایی مانند اوکراین، گرجستان و... مشخص کرد، حوادثی که از ساعات
پایانی شب 22 خرداد 88 آغاز و در حدود دو ماه تهران و برخی دیگر از شهرهای
کشور را در برگرفت، یک پروسه از پیش طراحی شده [چند ماه پیشاز انتخابات]
و یا به عبارت دیگر، حرکت خزندهای برای براندازی ج.ا.ایران از درون، با
استفاده از تکنیکهای عملیاتروانی و شگردهای جنگ نرم بود، حرکتی که در
بین تحلیلگران و محققان علوم سیاسی و روابط بینالملل به کودتای مخملین
مشهور است.
به نوعی میتوان گفت، تعداد بسیار زیادی از افرادی که به نوعی در حوادث پس
از انتخابات، با شگردهای گوناگون تبلیغاتی و رسانهای وارد فاز نافرمانی
مدنی شدند، در حقیقت مهرههای یک صحنه بازی از پیش طراحی شده بودند و خود
از آن اطلاعی نداشتند.
ادامه و متن سخنراني را مي توانيد از سايت بچه هاي قلم مطالعه و دانلود نماييد.
توصيه مي كنم حتماً دو ساعت از وقت خود را براي گوش دادن به اين سخنراني در برنامه خود قرار دهيد. بي شك ارزشش را دارد.
اكنونكه دروغ
بودن شعارهاي سران كودتا و فتنه يعني موسوي و كروبي در ادعاي دفاعاز امام
خميني(ره) و آرمانهاي الهي او بر ملت بزرگ ايران روشن شده است،مناسب
است دستگاه قضا با صلابت و قاطعيت كامل دو چشم فتنه و كودتا را حدقهدرآورد
تا درس عبرتي باشد براي آنان كه آب در آسياب دشمن مي ريزند.
تاديروز
عده اي معتقد بودن برخورد با سران كودتا (موسوي، كروبي و خاتمي) موجب
بروز پديده مظلوم پروري و قهرمان پروري در جامعه خواهد شد كه صلاحنيست به
اين اقدام دست زند، اما اكنون بر همگان هويداست كه ملت يكپارچه برحفظ
ارزشهاي وطن كه امام خميني(ره) آنها را ترسيم نمود اصرار مي ورزند وبي شك
روز جمعه همين هفته اين واقعيت آشكارتر خواهد شد.
اسلاميتنظام و
ركن ركين آن يعني ولايت فقيه دو اصل مترقي قانون اساسي جمهورياسلامي
ايران هستند كه اكثريت قريب به اتفاق ملت به آن رأي مثبت داده و آنرا
پذيرفته اند.
فرمايشاتمكرر
امام راحل(ره) به حفظ اين دو اصل نشانگر اهميت آنهاست و بي شك كسانيكه
بخواهند خلاف اين حركت كنند بايد به زباله دان تارريخ بپيوندند.
«مسئله
حفظ
نظام جمهوری اسلامی در این عصر و با این وصفی که در دنیا مشاهده
می شود، از اهم
واجباتعقل و شرع است که هیچ چیز با آن مزاحمت نمی کند».
اين گفته آن امام عزيز است و امروز اين ناچيزها مي
خواهند براي آن مزاحمت درست كنند و به حول و قوه الهي نخواهند
توانست ذره اي از ارزش و قداست آن بكاهند، بلكه با در افتادن با نظام مقدسجمهوري اسلامي گور خود را كنده و هر روز آلوده تر مي كنند.
«بهتریناصلدر قانون اساسی این«اصلولایت
فقیه » است و غفلت دارند بعضی از آن. یکاصلی است کهاصلیکمملکت رااصلاح می کند. این یکاصلشریفی است که اگر چنانچه انشاءالله تحقق
پیدا بکند، همه امور ملتاصلاحمی شود.»
«قضیه
ولایت فقیه یک چیزی نیست که مجلس خبرگان ایجاد کرده باشد. ولایت فقیه یک چیزی است
که خدایتبارک وتعالی درست کرده است. همان ولایت رسول الله است و اینها از
ولایت رسول الله هم می ترسند.»
«من
به
همه ملت،
به
همه قوای انتظامی اطمینان می دهم که امر دولت
اسلامی
اگر با نظارت فقیه و ولایت فقیهباشد، آسیبی بر این مملکت نخواهد وارد شد.»
«نگویید: «ما ولایت فقیه را قبول داریم، لکن با ولایت فقیه،
اسلام
تباه می شود.» این معنایش تکذیب ائمه است،
تکذیب
اسلام
است و شما «من حیث لا یشعر» این
حرف
را می زنید; بیایید دنبال ملت که همه با هم
بهجمهوری
اسلامیرای داده
اند.»
«برای
هیچ کس این توهم نباید پیدا شود که مقام فقها، همان مقام ائمه علیهم السلام و رسول
اکرم(ص) است زیرااینجا صحبت از مقام نیست، بلکه صحبت از وظیفه است، ولایت یعنی حکومت و
اداره کشور و اجرای قوانین شرع مقدس»
اينها گوشه هايي از بيانات گهربار و ارزشمند خميني كبير است كه امروزه
عده اي كاسه داغ تر از آش مي خواهند بر آن اشكال كنند.
آقايموسوي كه حتي يك روز سابقه تلاش براي برپايي جمهوري اسلامي ندارد
امروز ميخواهد درس آزادي و جمهوريت به ما بدهد. كجا بود موسوي وقتي مردم به
جمهورياسلامي رأي دادند همان چيزي كه امام نه يك كلمه كم و نه يك كلمه زيادش
رامي خواست و مردم پذيرفتند.
چراصاحبان زندانهاي گوانتامانو و الغريب و قصابهاي هيوشيما و ناكازاكي و
ويتنام و غزه به شما درس آزادي ديكته مي كنند و شما براي عده اي اراذل واوباش تكرار مي كنيد؟
آيابه صرف شعارهاي اربابان VOA و BBC و CNN و امثال آن شما خائن به ملت وحكومت جمهوري اسلامي مي شويد و براي Bravo گفتن آنها قند توي دلتان آّب مي
شود؟ ولي فكر نمي كنيد سزاي خائنين به ملت و مذهب چيست؟
امام بزرگوار نبود كه فرمود :
«باید
هیچ سستى نکنیم واز این
ترس نداشته باشیم که فلان رادیو یا دولت خارجى چه مىگوید، رادیوهاباید
به ما فحش بدهند. آن روزى را که امریکا از ما تعریف کند باید عزاگرفت. آن روز که کارتر و ریگان از ما تعریف کنند معلوم مىشود در مااشکالى
پیدا شده است، آنها باید فحش دهند و ما هم باید محکم کارمان راانجام
دهیم»
صحیفه
امام، ج18، ص: 242
«اگر
چنانچه امریکا از ما تعریف کند و روزنامههاى امریکا از ما تعریفکنند، آن
وقت است که باید مردم بگویند این چه است قضیه؟ یک قضیهاى هست کهدارند تعریف مىکنند! البته باید از ما تکذیب کنند، از شما هم
باید تکذیبکنند، و جمهورى اسلام را هم باید تکذیب بکنند»
صحیفه
امام، ج9، ص: 527
«اگر
امریکا [و منافقین] تعریف کنند از یک کسى، تعریفکنند از یک چیزى، وقتى تعریف کردند، مردم
ميفهمند این عیبى دارد که اینهاتعریف مىکنند از او.»
صحیفه
امام، ج17، ص: 250
ما وظيفه خود را تبيين حق مي دانيم حال سران كودتا و فتنه خود دانند!
آيا مي بينند چه كساني از اعمال زشتشان حمايت و تمجيد مي كند يا خير؟
+ نوشته شده در 2009/12/16ساعت 17:22  توسط گمنام
|
اوباما هم مثل نفرات قبلي نوبل گير، جايزه نوبل مي گيره تا به كشتار بيشتر مسلمانان جهان ادامه بده!
********************
عربستاني
هاي وهابي از خدا بي خبر دست پرورده آمريكا به كشتار شيعيان يمن مشغولند و
جهان غرب و شرق كه هيچ؛ مسلمانان جهان چشمان خود را بسته اند تا نبينند
قتل عام انسانهاي بي دفاع را !
********************
طرفداراي موسوي و كروبي عكس امام رو آتيش مي زنن و پاره مي
كنن تا وفاداريشون به آرمانهاي امام و انقلاب ثابت كنن! جالب تر اينكه
آقاي كروبي به جاي اعتراض به طرفداراش مياد صدا و سيما رو زير سوال مي بره
كه چرا اين تصاوير رو نشون دادين؟ جالب تر تر اينكه :
بهتر نيست اول گند نزنند و بعد به فكر ماست مالي نيفتن؟!
**********************
و اين يكي هم بي ربط نيست :
وبلاگ دوست عزيزم آقاي م.نقطه به جرم دفاع از امام و اعتراض به آقاي كروبي فيلتر ميشه : http://solouk.mihanblog.com
***********************
اگر فيلتر شكن خواستيد فعلاً مي تونيد از اين سايت استفاده كنيد :
http://www.dashfirst.info
***********************
و اما حرف ما :
رهبرا از تو به يك اشاره از ما به سر دويدن
اگر
چه سيد علي محبوب ما چون مسلم ابن عقيل حسين(ع) در بين كوفيان تنها و بي
كس مانده اما دشمنان و بدخواهان بدطينت بدانند هنوز هاني ها زنده اند و آن
تجربه تلخ ديگر هرگز تكرار نخواهد شد!
آنهايي
كه مي خواهند سيد علي نباشد تا آمريكا و عمال فاسد آنها باشند كور خوانده
اند. مطمئن باشند ديگر صلح حسني اتفاق نخواهد افتاد.!
كربلا چشم انتظار ماست و ما عاشقان شهادت ...
آماده ايم تا قطرات خون خود را براي نام و ياد امام خميني(ره)
و فرزند خلفش سيدعلي خامنه اي فدا كنيم.
+ نوشته شده در 2009/12/12ساعت 22:6  توسط گمنام
|
سلامي به گرماي محبت عاشقان به محبان علي(ع) و آل پاكش
اين روزها همه از ولايت مي گويند و بركه اي كوچك كه همراه هزاران حاجي از حج برگشته مفتخر به مشاهده سيماي ابوتراب علي پسر ابوطالب شد. همو كه خداوند با نداي رسول اكرم(ص)، اميرالمؤمين خواندش براي هميشه دهر. علي امام انس و جن شد از ابتدا تا انتهاي خلقت. هيچ نبي و رسول و وصي اي بر او پيشي نگرفت جز وجود نازنين حضرت محمد(ص). عبادت هيچ جن و انس و ملكي به پاي عبادت او نمي رسد. مردي كه وصف صفات بي همتايش نه در شمار لغت مي گنجد و در بيان اهل ادب. آنكه خداوند با لحن مباركش با محبوبش رسول الله سخن گفت در عرش برين و قاب قوسين. علي كه يك ضربتش افضل بر عبادات انس و جن است ، 63 سال عمر مباركش با چه ميزاني قابل شمارش است؟
سوگند كه بي نام علي وزنه عالم هستي به هم مي خورد و حساب و كتاب قيامت بي وزنه مي ماند، معياري براي سنجش اعمال جز علي نيست و بي شك جز محبين علي رستگاري در قيامت نخواهد بود.
بي شك آب و گل سرشت شيعيان مطهر به وجود بي همتاي علي است. نوري كه پيش از خلقت آدم(ع) در آسمانها نزد خداي عزّ و جل مقام داشت.
و امروز ما مانده ايم و كوله باري از بي ادبي كه سرشت پاكمان را آلوده گناه كرده ايم گرچه لطف خداوند بر ما به واسطه محبت علي(ع) قلم عفو بر گناهمان خواهد پوشاند اما شرم عصيان در برابر آن نظاره گر هستي، آبمان مي كند.
خدايا هنگام گناه، چشمان علي و مهدي فاطمه اش را بر گناهمان شاهد مگير كه سرافكندگي فرداي قيامت سخت خواهد بود بر شيعيان علي(ع). آمين
__________________________________________
و باز هم نوشته هايي به سبك پيش :
ماههاست استان ايلام بي استاندار مانده و اين افتخار را بارهاست كه يدك مي كشد نه يك بار!
و اين هم از الطاف دولت كريمه است يا مهرورزي اهالي اين ديار؟ نميدانم!
نه استاندار بومي درد ايلام را مرهم شد و نه غير بومي و اين بار هم فرقي نمي كند اهل باشد يا نااهل ( اهل را بومي بدانيد و لاغير)
اميدوارم كشورگردي و استان گردي رئيس دولت از سر بي لطفي و بي توجهي به اين ديار هميشه مظلوم نباشد و اين كم لطفي از سوي ايشان نباشد! زشت نيست بي استاندار باشي و بر گرد جهان در گردش؟
___________________________________________
اين بار هم به رسم كهن، شايان ديدم ارج نهم خدمت مردان وطن را
آنانكه ايلام پارسال و سالهاي قبل را ديده اند و امسال را هم نظاره گر شهر بوده اند بي شك زبان به تحسين مي گشايند مگر آنكه ...
آسفالت خيابانهاي شهر به ترتيب وسعت ( و عرض ) و با شرط لوله كشي گاز از اقدامات زيباي شهردار جديد است و سنگ فرش نمودن پياده روهاي شهر و كاشت گل و سبزه و جاي دادن گلدانهاي جورواجور و چراغهاي رنگارنگ در جاي جاي شهر.
اگر يك غير ايلامي اين متون را بخواند شايد زبان به تمسخر گشايد اما هر همشهري كه سالهاي سال خيابانهاي خاكي و پر چاله چوله شهر را ديده، نه تمسخر كه تحسين مي كند.
آري اين اولين نشانه هاي يك محل زندگي كه در روستاهاي استانهاي ديگر هم امري عادي است براي مركز استان ما رويايي بود كه اكنون به عمل مزين شده است و اين يعني اوج مظلوميت.
ايلام نفت و گاز خيز سالهاي سال بي بهره از نعمت ارزشمند گاز بوده و جالب اينكه اكنون كه در بعضي محله هاي شهر مشعلهاي گاز خانگي گرمابخش خانه ها شده، تهديدمان كرده اند كه دلخوش به گاز زمستاني نباشيد و نفت ذخيره كنيد كه بي گاز خواهيد شد! جل الخالق از اين همه لطف و كرم.
اين شهر هميشه محروم كه براي يك بار طعم برخورداري ديده حق ندارد شادي مستدام داشته باشد چون خداي ناكرده ممكن است برخورداران ديگر مناطق كشور دچار افت فشار گاز شوند و كمي ارتفاع شعله هاي خانه هايشان پايين تر بيايد. كسي نيست بگويد آخر مگر چقدر گاز نصيب ما شده كه بخواهيد با مسدود كردن آن به رفاه از ما بهتران كمك كنيد؟
مي خواستم از شهردار تقدير كنم كه نوشتارم به تلخي گراييد. ببخشيد مرا و شيرين باد كامتان كه عيد مولايم علي(ع) است.
جان عالم همه قربان علي گر بشود چيزي نيست
زانكه افلاك همه محو زيبايي رخسار علي مي بينم
+ نوشته شده در 2009/12/6ساعت 2:3  توسط گمنام
|
مدتها بود مي خواستم بنويسم از دردي كهنه اما انگار بايد بيشتر مطمئن مي شدم تا قلمم تواناتر باشد و امروز شايد آن روز باشد، شايد!
تقريباً همه شهروندان ايلام كه سري بر آستان حضرت دوست مي سايند از مشكل نبود يك مصلاي بزرگ در مركز استان بي خبر نيستند، دردي كه سالها پيش فرياد شد و در گلو ماند.
ساخت يک مصلا در خور شأن و جايگاه تنها استان صد در صد شيعه ايران اسلامي دغدغه سالهاي سال عده اي از همشهريان است كه تاكنون بر تن عريان فقدانش جامه رعناي ساخت پوشيده نشده است.
حكايت زمين غصبي آن هم قدمتي دارد بلند که بر می گردد به زمان اولين كلنگ احداثش در محله فرودگاه سابق ايلام
حالا كه سالها از آن روز مي گذرد و گنبد زيبايش از دور دلها را نويد نمازي باشكوه مي دهد شنيده مي شود صاحب زمين كه از متمولين شهر است راضي به ساخت مسجد در محدوده مايملك شخصي خويش شده و از گفته قبلي كه ناراضي است كسي در زمين از وي غصب شده اش نمار بخواند برگشته است حال اين رضايت قلبي است يا به قول شوخ طبعي از دوستان حاصل تلاشهاي سربازان گمنام امام زمان(عج)، نمي دانم كه تنها خدا آگاه به قلوب و ضمائر بندگان است.
از قضيه زمين مصلا كه بگذريم به شنيدني ها و ديدني هاي اين روزهاي مسجد مي رسيم. نعشگي معتادان كارگري كه از استان همجوار به اين مكان آورده شده اند تا سازنده مقدس ترين بناي زمين (بيت الله) باشند و جالب تر اينكه مكان استقرار و كشيدن موادشان جايگاه آينده خطيب جمعه است. آن بالا بودن و به بالا رفتن(به قول خود حضرات اهل دود و دم) عالمي دارد كه بيا و ببين!
بد نيست بدانيد از آغاز ساخت اين پروژه بيش از ده ساله تا همين دو ماه پيش متأسفانه حتي يك سرويس بهداشتي (حتي از نوع صحرايي و بياباني) هم وجود نداشت كه براي رفع حاجت كارگران، ديوارها و فضاي اطراف مسجد آلوده به ناپاكي نشوند حال نمي دانم باران رحمت الهي كه اين روزها جاني تازه به پيكر خسته و نيمه جان طبيعت بخشيده تا چه حد به تطهير اين ديوارها پرداخته اما آنچه مسلم است و انكار ناپذير اينكه به ناچار قضاي حاجت اين بندگان خدا همين در و ديوار مسجد بوده و حواشي آن.
زيبايي ديگر اين پروژه مقدس كيفيت اجراي كار توسط پيمانكاران محترم است. از سقف ماستمالي شده كه با اندكي تكان و يا كوچكترين ضربه اي تك تك تكه هاي كارگذاشته آن فرو خواهد ريخت ( امتحانش با زدن يك تلنگر ساده كار دشواري نيست) تا ستونهاي فراواني كه به دليل ناواردي استاد رسام آن برافراشته شده بود و امروز برداشته شده اند! اين را هم شايد باور نكنيد اما با ديدن جاي ستونهاي زيادي كه سقف سنگين مصلا را نگه داشته بودند و امروز به تشخيص ديگر اساتيد و بنا به دليل ايجاد نقاط كور زياد براي نمازگزاران نسبت به مكان جايگاه و عدم رؤيت خطيب جمعه يا هر مناسبت ديگر، بريده شده و از شرف حضور در اين مكان مقدس بي بهره شده اند، ولخرجي هاي بي جا به خاطر ناشي بودن مهندسين محترم هر آزادانديشي را آزرده خاطر مي كند.
جالب تر سقف بلند اين مكان است كه به راحتي مي شد با ايجاد يك طبقه در اطراف فضاي داخلي مسجد همانند آنچه در مسجد جامع، علي ابن ابيطالب(ع)، حضرت زينب(س) و خيلي ديگر از مساجد و تكاياي شهر مي بينيم، مكان مناسبي براي نمازگزاران مؤنث به وجود آورد اما همان درد قبلي دچار اين قسمت از طراحي مسجد شده و لنگي نبود يك مهندس كاربلند، قامت اين بنا را به كژي آورده است. نمي دانم چگونه مي خواهند نصف مصلا را پرده بكشند و يا چادر و برزنت و امثال آن كه نسوان نمازگزار در حجابي مناسب به عبادت بپردازند؟ اين سقف بلند به چه كار مي آيد اگر به كارش نگيرند؟
هزينه هايي كه به علت عدم آگاهي يا ... به برخي پيمانكاران اين طرح پرداخت شده هم جاي بحث بسيار دارد. وقتي بابت اجراي بخشي از يك طرح كه شخصي آشنا و وارد به كار تخمين دو ميليون مي زند و حاضر به انجام آن است اما كار به ديگري واگذار مي شود تا با بيش از ده ميليون تومان همان كار را انجام دهد براي هر كسي اين سؤال پي مي آيد كه چرا؟؟؟
و از اين دست حاتم بخشي هاي ناشايست بايد فراوان ديده شود كه فقط چند مورد آن به ما گزارش شده است و دل آلوده ما را به درد آورده است تا دل بعضي آقايان دل پاك شاد شود!
عدم توازن پايه ها و سقف سرويس بهداشتي در حال ساخت گوشه كوچكي است از هنر مهندسين پروژه كه از پشت عينك دودي خود جهان را رنگ ديگري مي بينند و دانايان معترش را نادان و هيچ مدان!
القصه اين داستان سر دراز دارد و به نظر مي رسد حضور يك اكيپ بي طرف كاربلد براي بررسي هزينه هاي مصرف شده در ساخت اين مكان مقدس مي تواند بسياري از زواياي تاريك شبه ناك موجود را روشن سازد.
اميد است امام جمعه محترم و سازمان بازرسي و ديگر نهادهاي مرتبط با پيگيري اين گزارش كه بي شك از روي دلسوزي و آگاهي كامل همراه با مشاهده شخصي و نظر برخي متخصصان همراه بوده به واقعيت هاي موجود رسيده و اقدامات درخور داشته باشند.
___
مكمل :
گل كم بود به چمن نيز آراسته شد
چكه كردن سقف مصلا قبل از تحويل از شاهكارهاي جديد مهندسين محترم پروژه است كه در بارشهاي اخير زيبايي صداي باران را بيش از پيش دلنشين مي كند!
+ نوشته شده در 2009/10/27ساعت 10:41  توسط گمنام
|
اين مطلب رو يكي از دوستاي همشهري فرستاده. از زحمت سورناي عزيز بابت اين متن زيبا متشكرم
____________________________________
خیلی
عجله دارم،مرتب گوشیم زنگ می خوره،جرأت برداشتن ندارم،خودم میدونم وقتی یک
ربع دیر کردم و چند نفر لنگ اومدن من شدن ممکنه پشت تلفن چیا بارم کنن
واسه همین چن تا نفس عمیق میکشم و به خودم دلگرمی میدم که نگران نباش الان
می رسی!
به
میدون خیام می رسم و تاکسی میاد تو سعدی شمالی،ناخودآگاه لبخند میزنم اما
دیری نمی گذره که لبخنده کوفتم میشه!!تاکسی چند متر اونورتر می ایسته و
میگه آخرشه!!
-آخه جرا؟؟؟پس چرا تا ته خیابون نمی رین؟؟اینجوری که باید یه تاکسی دیگه بگیرم؟؟
راننده
که پیرمرد عصبی و بی دندونی هست و درست متوجه نمی شم چی میگه حالیم میکنه
که چون صف تاکسی های خطی خیلی درازه و اون ته صفه باید مسافرا رو اینجا
پیاده کنه!!!
جل الخالق!
حوصله
کل کل ندارم،دیرمم شده،کلی راه هم باید پیاده گز کنم،خب مجبور میشم تقریبا
بدوم،چون با اون شلوغی وسط شهر آژانس و دربستی هم جواب نمیده،پیاده روهای
باریک اون راسته پر از خاک و نخالهی ساختمون هست،یه راه باریک حدودا بیست
سانتی ازش بازه که خودش غنیمته!!با احتیاط طوری راه میرم که نه خاکی بشم
نه بیفتم وخدایی نکرده باعث شادی ملت نشم!مثل قهرمانهای دو ماراتن دارم از
تو پیاده رو جلو میرم که یهو زیر پام تقی صدا میده و یه عالمه آب و گل و
لجن می پاشه رو کفشهام!!هنر موزاییکهای لق پیاده رو و آب پاشی هر روز
مغازه دارها!! صحنهی فضاحت باریه،دلم میخواد گریه کنم،به سختی جلوی
خودمو میگیرم و سعی میکنم به چیزای خوب فکر کنم که زن جوونی محکم بهم تنه
میزنه!!عوض عذرخواهی چشاشو تنگ میکنه و با لحن سوزناکی منو به روح اجدادم
قسم میده که کمکش کنم!!
من نمی دونم با اون قد رشید و چشم و ابروی مشکی و سرو وضع مرتبش چه کمکی باید بهش بکنم اینه کهمثل
فشنگ درمیرم از دستش،یهو یه سکانس از فیلم کلبهی وحشت میاد جلوی
چشمم،پسری با یه پای لخت و لنگ!!پایی که قد یه نی لاغره و انگار سوخته!!!اگه عاشق تریلر و فیلمهای وحشتناک هستید باید بگم صحنهی محشریه،اما من حالم بشدت خراب میشه،چشمامو
می بندم و باز میگم بیخیال،البته فوری چشامو باز میکنم چون با اون ازدحام
جمعیت و سد معبر مغازه ها و این اواخر قربونش برم اون سطل آشغالهای غول
پیکر که کنار پیاده رو تنگ و باریک گذاشتن هر لحظه امکان رخ دادن تصادف
بیشتر میشه.
دارم به مقصدم میرسم سرکوچه دو سه تا مرغ و خروس به احترامم از جا بلند میشن،خب بهر حال بچهی کوچهی اداره راه هستن،خیلی بامرامن!!!
این
کوچه پیاده رو درست و حسابی که نداره هیچ،عرضشم اونقد باریک هست که فقط
اندازهی همون مرغ و خروسها و مالخرها جا داره،دیگه به ماشین و آدم قد
نمیده،البته اگه جایی برای عبور پیدا کردی باید مرد و مردونه پاچههاتو
بدی بالا که تو گل و آبی که وسط کوچه همیشه جاری هست غرق نشی،و اگر هم
خانوم باشید که بهتره دست از پا خطا نکنید!
چیزی
به خط پایان نمونده...بالاخره از کنار قفس مرغ عشقها که خدایی تنها صفای
این کوچه هستن میگذرم و میرم داخل ساختمون،جایی که باید کلی جواب پس بدم
که چرا این همه دیر کردم!!
________________________
و اين داستان بي شك همچنان ادامه دارد ....
+ نوشته شده در 2009/10/18ساعت 23:38  توسط گمنام
|
اين
درد بزرگ رو خدمت امام عصر(عج) و محبين خاندان اهل بيت(ع) تسليت ميگوييم
در دعاهايتان ما رو فراموش نكنيد كه ما نيز ...
يكي
از خوانندگان محترم وبلاگ با گلچين نمودن متن قبلي، ترجيح دادن به جاي نقد كل
مطلب، به يه عبارت داخل پرانتزي من گير بدن. لازمه به اطلاع ايشون برسونم در خصوص
اينكه مانتو پوشيدن حتي به صورت پوشيده رو هم قبول ندارم سواي اينكه يه نظر شخصي
بوده و نه فقهي! دلائلي دارم كه بد نيست شما هم بدونيد
ما
شيعيان معتقديم هنگامي كه امام زمان (عج) ظهور مي فرمايند چنان تغييراتي در جامعه
اعمال مي كنند كه بعضيا فكر مي كنن ايشان دين جديدي آورده در صورتي كه دين واقعي
اسلام كه آلوده به زوايد و انحرافات بسيار شده رو اصلاح مي فرمايند
و نيز
ما شيعيان معتقديم كه برترين بانوان عالم حضرت زهرا(س) است و قول و فعل ايشون براي
مردان و زنان شيعه حجته. وقتي ايشون چادر رو به عنوان حجاب برتر و رنگ مشكي رو به
عنوان رنگ برتر براي اين پوشش انتخاب مي كنن لابد بهترين گزينه رو انتخاب نموده
اند نه يه گزينه چون ساير گزينه ها و با همون ارزش ديني!
به
نظر شما هنگام ظهور امام عصر(عج) ايشان سنت و سيره پيامبر اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع)
و حضرت زهرا(س) روترويج مي كنند يا آنچه
امروزه در مقابله با آن سيره و گفتار و كردار انجام ميديم؟
پوشيدن
مانتوي پوشيده، بدون شك بهتر و برتر از بدحجابي و پوششهاي جلف رايجه اما قطعاً
چادر مشكي سنگين و متين!. نه اون چيزي كه امروزه بعضيا به تن مي كنند كه مفسده اش
بيشتر از نپوشيدنشه
چادرهاي
شيشه اي بدن نما كه لباس زيرش با رنگ اون با وضوح تمام قابل مشاهده است. آيا اين
چادر حجاب است؟ آيا اصلاً به چنين پوشش مفسده انگيزي چادر و يا حجاب ميگن؟ آيا
تعريف حجاب، در پوشش امن قرار دادن حجم و ظاهر بدنه يا آشكار نمودن اين دو؟
خانم
محترمي هم كه به اين نوشته ايراد گرفتن: وظيفه ما اطلاع رساني بود در خصوص حجاب
اسلامي. شما مختاريد هر جور كه صلاح ميدونين بپوشيد
و اما
در خصوص آقاي احمدي نژاد؛ همه بدونن ما نه ايشون رو معصوم مي دونيم و نه بري از
خطا و اشتباه. ليكن معتقديم بنابر موضع گيري هاي رهبر معظم انقلاب درباره ايشون و
دستاوردهاي دولت نهم، يكي از شايسته ترين رؤساي جمهور اين انقلاب هستند و مادامي
كه در راه پاسداشت ارزشهاي امام و انقلاب و در خط رهبر و دفاع از محرومين در
مقابله با زر و زور و تزوير هستند براي ما محترمند و لاغير!
وجود
عكس رئيس جمهور يه كشور در عنوان وبلاگ يه هموطن جه ضربه مهلكيه كه بعضيا اونو بر
نمي تابند؟
و
حكايت تلفن همراه؛ بنده نگفته ام تمام افراد جامعه ما چنين مشكلي دارن اما ديده و
مي دونم كه خيليا به اين معظل آلوده اند. حضرات همكلاسي، هم دانشجوي بنده نبودن
بلكه به دليل خاصي در يه كلاس سه روزه همدرس شديم. اين اشكال نه فقط مخصوص يه كلاس
يا يه دانشگاه بلكه معظلي اجتماعي و يه ناهنجاريه كه در جاهاي مختلف جامعه قابل
مشاهده است. من فقط برخي موارد رو در متن قبلي ذكر كردم
انكار
اين موارد هم دردي رو دوا نمي كنه. پيشنهاد من رايزني دوستان در خصوص يافتن درماني
برا اين درد و كمك در ساختنفرهنگ استفاده
صحيح از تلفن همراهه نه سرپوش گذاشتن بر آن
و
نكته بعدي اينكه دوستان مجازند برداشت خودشونو به نگارش دربيارن خواه فرهنگي باشه
و خواه سياسي. فقط مراعات ادب در گفتار (و نوشتار) تنها خواست ماست. پذيراي
انتقادات و پيشنهادات شما هستيم. همچنين چنانچه مطلب قابل ارائه اي جهت درج در
وبلاگ داريد به ايميل MyCityisiILAM@Yahoo.com
ارسال فرماييد تا در صورت امكان نسبت به درج آن اقدام نماييم. و چنانچه فكر مي
كنيد ميتونيد ياور ما در راه خدمت به استان و ميهن باشيد اعلام كنيد تا يه نام
كاربري براي شما ايجاد كنيم كه خودتون مطلب در وبلاگ درج كنيد.
با
تشكر از همه خوانندگان محترم
+ نوشته شده در 2009/9/8ساعت 22:6  توسط گمنام
|
چند روز پیش در محضر یکی از اساتید بودیم و البته در کلاس درس.
صحنه هایی رو دیدم که برام قابل قبول نبود. هر از چند گاهی صدای آهنگ موبایل یکی از حضرات همکلاسی، رشته کلام استاد رو قطع میکرد و صاحب گوشی بدون در نظر گرفتن شان کلاس و استاد، حتی بدون خروج از کلاس درس، شروع به مکالمه می کرد. شاید فکر می کنید لابد آرام صحبت می کرده که مزاحم سایرین نشود اما باور بفرمایید طوری بلند صحبت می کردند که دیگر صدای استاد به گوش نمی رسید. ایشان به ناچار سکوت می کردن تا افاضات حضرات خاتمه پیدا کنه و ادامه مباحث از سر گرفته بشه. شما جای من بودین چه عکس العملی نشون می دادین؟
وقتی حسابی کلافه شدم تنها کاری که از دستم بر میومد این بود که با یه کاغد نوشته از استاد بخوام که به دوستان تذکر بده که یا گوشی ها رو بی صدا (سايلنت) کنن و جوابگویی رو برای بعد کلاس درس بذارن و یا اینکه حداقل برای جواب تماسها به بیرون از کلاس مراجعه کنن.
استاد برگه رو خوند اما هیچی نگفت. فهمیدیم لابد اولین باری نیست که ایشون با این حرکات مواجه میشه. حتما قبلا تذکر داده و وقتی آبشون توی هاون خسته شده! از بیان تذکر منصرف شدن.
به هر حال امثال این حرکات غیرفرهنگی رو خیلی جاها میشه دید. بیمارستانها، جلسات، مراسمات ملی و مذهبی، در مساجد و حین نماز جماعت و ...
جالب اینجاست که معمولا در اینگونه مکانها نوشته ای مبنی بر خاموش کردن دستگاه موبایل هم درج شده اما ...
اما وقتی بعضی ها می گویند برداشتن فاصله فرهنگی بین جوامع، امری است زمان بر و نیازمند به مدیریت قوی ، ناله برخی بلند می شود که چرا تبعیض قائل میشید و بعضی ها رو برتر از دیگران می دونید و از این دست انتقادات بدون پشتوانه علمی .
حکایت موبایل یا همون تلفن همراه منحصر نیست، نحوه پوشش جامعه نیز همین آش و همین کاسه است. اونجوری که توی شهرای دیگه مثل پایتخت ( که چند سالی اونجا بودم و امیدوارم حمل بر کلاس نذارید فقط میخوام بگم اطلاعاتم واقعیه! ) بودم و دیدم روند بدحجاب شدن جامعه آهنگ کند و آرامی داشته و از ۴ تا موی سر بیرون اومده شروع شده و به پوشاندن فقط ۴ تا مو رسیده. این فرایند زمانی بیش از ۳۰ سال رو طی کرده اما توی شهرای کوچیک مثل ایلام ما (متاسفانه) به دلیل جو خاصی که حکمفرما بوده تا حدود ۱۰ سال پیش تقریبا تمام دخترای شهر چادری بودن، بعد از آزادی های دوم خرداد ۷۶ ( این تیکه رو سیاسی نکنید لطفا و فقط با دید فرهنگی بررسی کنید) روند برداشتن چادرها در شهر شروع شد و در اندک زمان (شاید کمتر از۵ سال) الان شهر ما وضعیتی مشابه همون شهرای بزرگ رو داره یعنی درصد مانتو پوش ها اگه بیشتر از چادری ها نباشه کمتر هم نیست!
و این یعنی فاجعه فرهنگی!
و لطفا باز هم سریع آتیش نگیرید که آقا مانتوی پوشیده چه ایرادی داره و ...! منظورم بد بودن مانتو نیست (گرچه بد هست!) منظور تغییر سریع فرهنگ پوشش جامعه به دلیل کم ظرفبت بودن جامعه و عدم آمادگی پذیرش تغییرات بلندمدت فرهنگیه.
تا گفتن آزادی یه عده سریع پوششهای سنتی و دیرینه خودشونو گذاشتن کنار و مثلا باکلاس شدن!
باید پذیرفت این ضعف فرهنگی جامعه و کوچ از فرهنگ سنتی به فرهنگ مدرن، باید با نظارت بیشتر و بستر سازی فرهنگی مناسب انجام بشه تا به این سرعت شاهد خودباختگی و بی ظرفیتی افراد جامعه نباشیم.
از موبایل به مانتو رسیدیم، شاید بی ربط! اما از منظر فرهنگی کاملا مرتبط.
معتقدم برخی نظارتها و سخت گیری ها برای برخی جوامع لازمه تا شاهد این وقایع تلخ در جوامع سنتی تر نباشیم.
می دونم این نوشته باعث سیل تهمت و افتراهای دوستان! علیه بنده خواهد شد اما چون گذشته پذیرای انتقادهای همه هستیم ولی نه در شان خود و نه خوانندگان می دانم که نظرات انتقادی در قالب فحش و ناسزا بیان بشه.
به امید فردایی روشن تر از امروز و دیروز
+ نوشته شده در 2009/9/2ساعت 10:5  توسط گمنام
|
امروز سالروز میلاد بزرگ منجی عالم است، آنکه مژده آمدنش رو تمام ادیان الهی دادن.
به امید زیارت جمال نورانیش در روزی که ندای انا المهدی اش دل کفر را به لرزه در می آورد و دل منتظران را غرق در شادی و سرور می کند.
نورافشانی رخسار ماه گونه اش بر منتظران ظهورش مبارک باد
امام زمان(ع) در پاسخ به نامه اسحق بن يعقوب فرمود : « و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي روات حديثنا فانهم حجتي عليكم و انا حجه الله (علیهم)؛ در حوادث واقعه به راويان حديث ما مراجعه كنيد ، چرا كه آنان حجت و نماينده من ومن حجت خدا (بر آنان) مي باشم.»
بنا بر نظر مرحوم آیت الله نائینی، امام راحل (ره)، آیت الله منتظری و خیلی دیگر از علمای شیعه، در حکومت اسلامی تشکیل شده در زمان غیبت که مجتهدی عالم بر راس آن تکیه داده باشد، اطاعت از ایشان به منزله اطاعت از امام عصر(عج) و بر همگان واجب عینی است. ایشان به همین حدیث استناد می کنند و چنین شخصی را حجت امام عصر (عج) بر مسلمانان می خوانند. ( بگذریم که عالم آخری کاری کرد که شعارهای ۴۰ میلیونی «منتظري نستوه محافظت بفرما» تبدیل به انزجار بیش از ۴۰ میلیونی شد)
امروز در غیاب امام راحل(ره) که بنیانگذار حکومت اسلامی ایران بودند و آرزوی بیش از هزار ساله اهل بیت(ع) را به واقعیت رساندند، مردی دیگر بر عرصه رهبری این حکومت تکیه دارند. مردی از همان سلاله، با همان دیدگاهها و قطعاْ با همان حجیت که امام راحل(ره) داشتند.
امروز کاندیدای دیروز انتخابات ریاست جمهوری دهم، در مصاحبه با بیگانه ها، حکومت اسلامی را تهدید به حوادثی می کند که در راه پیمایی های روز قدس، ۲۲ بهمن، ۱۳ آبان و ... پیش می آید!
امروز یار دیرین امام، رو در روی رهبر انقلاب به سفر شمال می رود تا نبیند رهبر انقلاب حکم تنفیذ ریاست جمهوری ایران اسلامی را به مردی می دهد که ۴ سال با ثروت اندوزی امثال ایشان مقابله کردند. به مراسم تحلیف نمی رود تا شاهد عزت و افتخار منتخب مردم نباشد!
امروز رئیس جمهور اسبق ایران تمام توان فکری و انسانی خود را برای به آشوب کشاندن ایران اسلامی بسیج نموده و گستاخانه رای ملت ایرانیان را زیر پا می گذارد!
امروز مجلس نشین دیروز عمامه از سر کنده و به ترغیب آشوبگران می کوشد!
و امروز روز سختی است! روز امتحان است. روز امتحان الهی برای پذیرش نظر حجت حجت خدا بر زمین است. آنانکه در این جریانات نمره رد گرفتند باید ضمن توبه به درگاه الهی، از امام عصر (عج) بابت این کوتاهی عذرخواهی کنند.
ما اطمینان داریم همان کسی که طوفان طبس را برای آمریکاییها به پا داشت، همان کسی که توطئه پادگان نوژه، توطئه جماران و هزاران توطئه فاش شده و نشده دیگر علیه این انقلاب را به نابودی کشاند همان کسی است این همه آشوب و بلوا و این کودتای نافرجام را به سقوط و رسوایی کشاند.
ما اطمینان داریم که همان کس این کشتی طوفان زده را به ساحل امن پیشوازی حکومت جهانی مهدی موعود (روحی و ارواح العلمین لتراب مقدمه الفداء) خواهد رساند.
یا مولای یا حجت ابن الحسن،
انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم الی یوم القیامه.
+ نوشته شده در 2009/8/7ساعت 10:36  توسط گمنام
|
با عرض سلام. يكسري مطالب (يا بهتر بگم) مشكلات از اعتكاف امسال رو در نظر دارم گفتم بدم خدممتون هرجور كه خودتون صلاح دونستيد بزاريد تو سايت
اندر حكايت اعتكاف ايلاميان در مسجد جامع شهر
شب اعتكاف شروع شد و مثلا اومده بودن كه سفت و سخت بگيرن و فقط افرادي كه از قبل از اعتكاف ثبت نام كرده بودند رو راه بدن ولي يكي از همون افرادي كه بدون كارت و بدون ثبت نام رفتيم داخل من بودم و تعداد افراد ديگه كه بدون كارت اومده بودن داخل و رفتن تو.
به لطف زحمتاي دوستان همون شب اول يكسري از معتكفين نتونستن سحري دريافت كنن ( يا اينكه سحري بهشون ندادن)يا هر جور ديگه كه دوست داريد فكر كنيد .... و خودشونو واسه يك روز روزه بدون سحري آماده كردن و هيچ كس هم صداش در نيومد.
از همون شروع روز اول با يكسري مشكلات مواجه بوديم اعم از اينكه يك بلندگو بالاي سر بنده و برخي از دوستانمون بود و تعدادي كه خودشونو خادم مسجد ميدونستن اونو مدام روشن ميكردن ( البته فقط كار بلندگو پيج كردن بود) و اينكه همين دوستان عزيز تو روزه خواري جلوي برادراي معتكف كه روزه بودن چيزي كم نذاشتن ... برنامه هاي اجباري آموزش قرآن هم كه بماند همچنين چندتا از پنكه هاي سقفي ايراد داشتن و صداشون گوش آسمونو كر ميكرد و ما بايد 24 ساعته اونا رو تحمل ميكرديم و راهي هم نداشتيم.
اينا همه قابل تحمل بود البته نبايد از زحمات بي دريغ دوستان از سرويس هاي بهداشتي شكايت كرد و جاي تشكر هم داره ولي متاسفانه با وجود اينكه مسجد امكانات حمام داره ولي متاسفانه حاضر نشدن آب گرم رو فراهم كنن و بعضي از معتكفين مجبور بودن با همون آب سرد حمام كنن.
اعلام شده بود كه امام جماعت اين 3 روز آقاي رضايي نيا است كه در همون شب اول امام جمعه محترم تشريف آوردن و بدون اينكه حتي يك تعارف كوچك بكنند به اقامه نماز مشغول شدند.
شب دوم هم به همين منوال ولي با اين تفاوت كه اين شب از طرف صدا و سيما براي گرفتن فيلم از نماز جماعت يك گروه آمده بودن كه بماند با اين زبان روزه و شكم هاي گرسنه بايد جلوي دوربين ها نماز ميخوندنو امام جمعه محترم شهر كه نماز پنج دقيقه اي رو تا ده دقيقه ادامه دادند.
اين شب هم تمام شد تا اينكه روز سوم يا بهتر بگم روز ...... ( خواستم بگم سياه دلم نيومد) تا ظهر ما تو طبقه پايين بوديم و گفتن كه شب افطار مهمان امام جمعه هستيم همه خوشحال شدند و گفتيم نمرديم و پاي سفره كرم امام جمعه هم نشستيم.
ساعتاي 11 ظهر به بعد بلندگو فعاليت بي دريغ خودش رو شروع كرد و همش ميگفت كه معتكفين وسايل خودشونو جمع كنن تا ما بتونيم اينجا رو تميز كنيم و مقدمات شام رو آماده كنيم (حالا شما در نظر بگيريد ما بايد بعد از نماز ظهر طبقه پايين رو ترك ميكرديم و تا نماز مغرب حق نداشتيم برگرديم) (تقريبا چيزي حول و حوش 8 ساعت) ( اين نكته رو واسه عزيزاني كه نيومدن بگم كه طبقه بالا ويژه عبادت و پايين براي استراحت در نظر گرفته شده بود) بعد از نمازاز ساعت 2 تا ساعت سه ما شروع به انجام اعمال ام داوود كرديم. بعد از اون دوستان گرامي شروع كردن به خوندن بقيه اعمال كه همون قرآن خوندن هست و تا ساعت 6:30 دقيقه اين بلندگو با صداي بلند تو گوش معتكفين به اصطلاح قرآن ميخوند كه خدا ميدونه چقدر ما اذيت شديم و خدا از باعثان و بانيان اين كار نگذره ( اين نكته رو هم بگم كه تو اين سرو صدا نه ميشد بخوابي و نه اينكه اجازه داشتيم بريم پايين) بعد از اون اعمال قسمت نهايي اعمال كه همون دعا بود انجام شد كه هنوز به آخرش نرسيده بوديم (نزديكاي ساعتاي 8) امام جمعه محترم شهر اومدند و به ايراد سخنانشون پرداختند ( حالا شما تصور بكنيد با زبان روزه از ساعت 3 تا 9 شب يكسره بلندگو با صداي بلند براي شما بخونه چه حالي به شما دست ميده) بعد از اين همه آزار يا بهتر بگم شكنجه وقت نماز فرا رسيد كه نميدونم چه جوري بود اين دفعه هم از صدا و سيما دوستان گرامي تشريف آورده بودن حالا نوبت شام رسيده بود وهمه با ذوق و شوقي رفتيم پايين كه ببينيم چه پذيرايي از ما ميشه اونم با 8 ساعت وقت كه اونجا رو آماده كرده بودن
اونقدر من از دست اين كار ناراحت شدم كه ديگه دوست ندارم هيچ توضيحي بدم و فقط اميدوارم عكس ها كاملا گوياي اين شكنجه و اذيت روحي و جسمي باشند و اميدوارم كه مسئولين اين شهر حتي به اندازه سر سوزني هم كه شده بدونن اين جوانان شعورشون و ارزششون از اينا خيلي بالاتره كه بخوان اين طور دست انداخته بشن و مورد تمسخر و شكنجه قرار بگيرن
من خودم به شخصه ديگه حاضر نيستم سال ديگه به اعتكاف برم حتي اگه قرار باشه با صالح ترين افراد تو اين جور جا و فضايي معتكف بشم و سر يه سفره غذا بخورم.
به قول گفتني من دوست نداشتم اين مطالب بيان بشه ولي دوست دارم اين آيه رو بلند با هم فرياد بزنيم
لا يحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظُلِمَ
به اميد سرافرازي ايلام و ايلامي
+ نوشته شده در 2009/7/15ساعت 1:19  توسط گمنام
|
سلام بر زينب و صبر عجيبش ... سلام به بانوي قد خميده اي كه ثارالله است و انتقام خون حسينش در مجلس شام گرفت! سلام ما به نماز شبش، به سكوت غمش، به صبر جمليش، به نواي حزينش ... زينب جان! به خدا غمت بزرگ است بر زمين و آسمان، تاب از كف هر محب حسيني مي برد. عمه سادات فرداي محشر چشم ما به عنايت تو از پس پرده بر گريه كنان حسين غريب توست. وعده ما صحراي سوزن محشر ... يادت نرود بي بي جان
+ نوشته شده در 2009/7/8ساعت 11:39  توسط گمنام
|
پس از انتشار خبر بمب گذاری در حرم حضرت امام(ره) که هفته گذشته با کشته شدن عامل آن و زخمی شدن هشت نفر از زائران مرقد بنیانگذار کبیر انقلاب پایان یافت ابعاد جدیدی از این حادثه فاش شد.
به گزارش جهان، بررسی های به عمل آمده توسط نهادهای مسئول نشان داد که شخص بمب گذار رئیس ستاد انتخاباتی یکی از کاندیداها در منطقه پل دختر بوده است که به دلیل برگشت خوردن چک های خود و عدم توان پرداخت بدهی طلبکاران به تهران سفر کرده و عازم ستاد مرکزی کاندیدای مورد حمایت خود می شود.
ب . ع که دارای مغازه معاملات ملکی بوده است، در تاریخ 30 خرداد در ترمینال پل دختر با کرایه یک دستگاه پراید عازم تهران می شود و مبلغی حدود 200 هزار تومان به عنوان کرایه رفت و برگشت به راننده می پردازد.
به گفته این راننده وی با دو تن از مسئولین ستاد یک کاندیدا قرار ملاقات داشته که قبل از موعد مقرر به تهران رسیده و برای استراحت عازم حرم امام می شود، وی که پیش از سفر به تهران تلاش های بسیاری برای حل غیر حضوری مسئله و وصول مطالبات خود از مسئولان ستاد انجام داده بود به تهیه مقداری زیادی چاشنی انفجاری مخصوص صید ماهی و بستن آن به کمر خود، به جهت تهدید مسئولان ستاد عازم تهران می شود که برخی منابع احتمال می دهند این فرد قصد قبلی برای عملیات تروریستی نداشته و به احتمال زیاد به سبب گرما این کمربند منفجر شده است.
ب .ع پیش از این به جهت نصب بلندگو بر روی ماشین خود و بیان جملات توهین آمیز خطاب به دولت در ایام تبلیغات ریاست جمهوری، توسط نیروی انتظامی بازداشت و بعد از اخذ تعهد آزاد می شود.
نامبرده در سال 81 به جهت صدور چک بلامحل روانه زندان می شود و در سابقه او جرایمی نظیر جعل سند و سرقت دیده می شود.