تبليغاتX
شهر مظلومم ایلام تو را من دوست می دارم
  

ار خسرو بووم ده س وه جامه وه ..................... اروام گل مه خوه و ایلامه وه

جنبش دعوت از احمدي نژاد

 
 

.: فهرست اصلي  :.

.: آرشيو موضوعي  :.

.: آرشيو مطالب :.

.: نويسندگان :.

.: شعر اتفاقي :.


.: امکانات :.


 

 

یکی دیگر از افتخارات آقای میرحسین موسوی !!

 
   

پس از انتشار خبر بمب گذاری در حرم حضرت امام(ره) که هفته گذشته با کشته شدن عامل آن و زخمی شدن هشت نفر از زائران مرقد بنیانگذار کبیر انقلاب پایان یافت ابعاد جدیدی از این حادثه فاش شد.

به گزارش جهان، بررسی های به عمل آمده توسط نهادهای مسئول نشان داد که شخص بمب گذار رئیس ستاد انتخاباتی یکی از کاندیداها در منطقه پل دختر بوده است که به دلیل برگشت خوردن چک های خود و عدم توان پرداخت بدهی طلبکاران به تهران سفر کرده و عازم ستاد مرکزی کاندیدای مورد حمایت خود می شود.

ب . ع که دارای مغازه معاملات ملکی بوده است، در تاریخ 30 خرداد در ترمینال پل دختر با کرایه یک دستگاه پراید عازم تهران می شود و مبلغی حدود 200 هزار تومان به عنوان کرایه رفت و برگشت به راننده می پردازد.

به گفته این راننده وی با دو تن از مسئولین ستاد یک کاندیدا قرار ملاقات داشته که قبل از موعد مقرر به تهران رسیده و برای استراحت عازم حرم امام می شود، وی که پیش از سفر به تهران تلاش های بسیاری برای حل غیر حضوری مسئله و وصول مطالبات خود از مسئولان ستاد انجام داده بود به تهیه مقداری زیادی چاشنی انفجاری مخصوص صید ماهی و بستن آن به کمر خود،  به جهت تهدید مسئولان ستاد عازم تهران می شود که برخی منابع احتمال می دهند این فرد قصد قبلی برای عملیات تروریستی نداشته و به احتمال زیاد به سبب گرما این کمربند منفجر شده است.

ب .ع پیش از این به جهت نصب بلندگو بر روی ماشین خود و بیان جملات توهین آمیز خطاب به دولت در ایام تبلیغات ریاست جمهوری، توسط نیروی انتظامی بازداشت و بعد از اخذ تعهد آزاد می شود.

نامبرده در سال 81 به جهت صدور چک بلامحل روانه زندان می شود و در سابقه او جرایمی نظیر جعل سند و سرقت دیده می شود.

به نقل از :

http://www.2latnews.com/index.php?option=com_content&task=view&id=3854&Itemid=2

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-291.aspx

 
 

  سه شنبه نهم تیر 1388 نویسنده : گمنام |  

 
 

 

موسوي! راهي كه مي روي به ناكجاآباديست

 
   

آنچه در پي مي آيد متني است از دوست خوبم «محبت» . با تشكر از مطلب ارسال ايشان :


حضور گسترده‌‌ي مردم ايران در انتخابات 22 خرداد 1388 براي برگزيدن رئيس دولت دهم جمهوري اسلامي، در نوع خود کم‌‌سابقه و اکنون موجب فخر جامعه‌‌ي ايراني است. اما به دليل برخي مسايل و پاره‌‌اي اعتراضات، همگان شاهد تلاش آن دسته از بيگانگان براي مصادره و تبديل اين حرکت عظيم به ضد کارکرد خود هستند، که در يک قرن اخير بيشترين دشمني را با مردم ايران اعمال نموده‌‌اند.

کشورهاي آمريکا و انگليس، با برنامه‌‌ريزي قبلي براي انتخابات جمهوري دهم، و با قيد تابستان داغ 1388 تهران، طرح کودتاي مخملي را در قالب پروژه‌‌ي آژاکس 2، در دو سطح عملياتي و استراتژيکي برآورد، و از روزهاي قبل از برگزاري انتخابات، آغاز نموده‌‌اند، و اکنون دولت آمريکا با صحنه‌‌گرداني انگليس در ايران، با تمام توان در حال دامن زدن به تنش و تشنج در کشور بوده و فازهاي متعدد توطئه‌‌ي مزبور عليه مردم ايران را بر پايه‌‌ي اشتباهات جناح‌‌هاي سياسي و غفلت نهادهاي رسمي کشور، به اجرا در مي‌‌آورد.

براي نمونه، بنابر گزارش منتشر شده در روزهاي اخير از سوي مرکز سابان The Saban Center at the Brookings Institution ، ايالات متحده، با بررسي سناريوهاي مختلف عليه ايران، در کنار گزينه‌‌هاي مطرح ديپلماتيک و نظامي، موضوع تغيير حکومت در ايران را از طريق کودتاي مخملي، با ايجاد اغتشاش و هدايت آن توسط اپوزيسيون، تا مرحله‌‌ي فروپاشي، و سپس حمله‌‌ي نظامي و اشغال کشور، در شرايط فعلي مناسب‌‌ترين گزينه تشخيص داده است.

مرکز سابان که توسط ميلياردر صهيونيست حيم سابان(Haim Saban) راه‌‌اندازي شده است وابسته به انستيتو بروکينگز است. انستيتو بروکينگز همان نقشي را در تصميم‌‌سازي استراتژيک براي حزب دموکرات به رياست جمهوري اوباما ايفا مي‌‌کند، که انستيتو امريکن اينترپرايز براي دولت جمهوري خواهان به رهبري بوش ايفا مي‌‌کرد.

مرکز تحقيقات پيشرفته ضد تروريسم، بر آن نيست که برآورد آمريکا را از حيث تحقق کودتاي مخملي و فروپاشي، امکان سنجي نموده، و نفياً يا اثباتاً تأييد يا رد نمايد. اما خود را ملزم مي‌‌داند تا بر مبناي وظيفه‌‌ي حرفه‌‌اي خويش، بخش‌‌ها و ابعادي از پروژه‌‌ي مزبور را در فضاي عمومي منعکس سازد. هم‌‌چنين با توجه با ابعاد گسترده‌‌ي تروريسم سياسي پروژه‌‌ي آژاکس 2، شفاف‌‌سازي و معرفي سناريوهاي پروژه‌‌ي مزبور در مراحل گوناگون آن، براي تنوير افکار عمومي از سوي اين مرکز در آينده صورت خواهد پذيرفت.

آنچه در محوريابي ذيل‌‌الذکر گزارش 160 صفحه‌‌اي مرکز سابان مشهود است، «کار ويژه‌‌ي» اغتشاش عمومي، و گسترش و سپس استمرار آن، تا مرحله‌‌ي فروپاشي است، که خنثي نمودن آن، هوشياري عمومي را مي‌‌طلبد.

اين گزارش توسط 6 تن از استراتژيست‌هاي وابسته به انستيتو بروکينگز تهيه شده است. (کنت ام پولاک، دانيل ال باي من، مارتين اينديک، سوزان مالوني، مايکل اي اُ هانلون، بوروس ريدل)

انتخابات دهم، اولین انتخابات ریاست جمهوری پس از انقلاب است که در آن، اکثریت مرکزنشینان به کسی رأی می‌دهند که او رئیس‌جمهور ایران نمی‌شود و اگرچه این اختلاف رأی در همین پایتخت نیز به بیش از 300 هزار نمی‌رسد اما چون بخش قابل توجهی از رأی‌دهندگان به نامزد ناکام را طبقه متوسط به بالای مرکز ایران تشکیل می‌دهند که در درون خود، کل کشور را کارگر و برده‌ی خود می‌پندارند که آن‌ها فقط باید تولید کنند و این مصرف؛ ماجرای دیکتاتوری اقلیت از همین‌جا شروع می‌شود.

با این حال، انتخابات ریاست جمهوری دهم بیش از هر چیز نمودار یک خواست ملی بود که در آن نه خواست طبقه برخوردار جامعه که خواست بدنه مردمی کشور و طبقه کم بضاعت جامعه به کرسی نشست و در نهایت کسی انتخاب شد که بیش از همه آرای خود را مدیون مناطق روستایی و شهرهای کوچک کشور است. برنتافتن آرای این اکثریت که متن را تشکیل می دادند اما سال های سال در حاشیه قرار گرفته بودند، فضایی را در کشور رقم زد که طراحان اصلی آن اغلب از یک طبقه خاص اجتماعی برخواسته بودند.

تلاش آقای موسوی برای تشدید بحران و صدور بیانیه های التهاب زا و تمایل به تداوم بی قانونی بدون توجه به امنیت و منافع ملت ایران و رضایت به آب گل آلود در ایران قدر متیقن عامل پسرفت ایران است که این سوال جدی در کارنامه میرحسین خودنمائی می کند آنگاه که آن را در کنار خطاب امام (ره) به این شخص که "جناب آقای میرحسین موسوی ، اگر نبود اندک خدمات شما به این انقلاب ، شما را به عنوان ضد انقلاب معرفی می کردم" ، گذارده می شود.

از سوی دیگر شاهد آن هستیم که سران غرب تلاش بسیاری برای کمک رسانی به سبزنشان های حامی موسوی نموده تا پس از نا امیدی از روش نظامی ، سیاسی و اقتصادی برای متوقف نمودن نهضت اسلامی مردم ایران و جلوگیری از نفوذ و پیشرفت آن ، بعنوان آخرین مهره امیدواری خود ، به شورش داخلی متوسل شوند و پیشروی بی محابای آنان در سخنرانی و رخ نمودن چهره های پلید و مستکبر ، تائیدی بر ادعا نیز هست.
بعنوان نقطه عطف این اسپند خو بالا و پائین پریدن ها از سوی عناصر غرب ، که بر خلاف ادعاهای آقای مصطلحا مصلح، حاکی از دردی همه سویه و چهار ساله است

با این وصف و با گریبان دری سران استبداد بین الملل برای مبارزه با جمهوری اسلامی تا بسرحد زایل شدن پرده های ریا و بی اختیاری در صراحت لهجه ، در صورت تداوم روش ناآرام و بی قانون که عاملی به رمز "میرحسین موسوی" دارد ، این آتش ممکن است دامن شخص میرحسین را هم روزی بگیرد

و در آخر درد دل محبت با آقای مهندس موسوی


آقاي موسوي گفتار شما نشان مي دهد كه شما نه تنها ميراث سياسي و معنوي امام (ره) را نپذيرفته اي بلكه به عمد سعي در تحريف و تخريب چهره ي امام (ره) داري و گونه اي سخن مي گويي كه انگار كسي نه آن امام (ره) را درك كرده و نه كسي سخنان وي را ضيط كرده... مهندس موسوي نسبت شما با امام از نسبت رهبري با امام نزديكتر بود؟ آيا امام به شما خورشيد اسلامي نام نهاد يا به رهبري معظم انقلاب اصولا شما جايگاه قانون را چه مي دانيد شما نهاد رهبري را كه براساس قانون و اعتقادات ديني ما شكل گرفته را با تمام قدرت زير هجمه گرفته ايد و تاسف بار تر آنكه خود را در جايگاه رهبر انقلاب نشانده ايد و به مردم رهنمودهاي ديني و سياسي مي دهيد شما قرار بود رئيس جمهور اسلامي ايران با قانون اساسي روشن و واضح آن باشيد يا رهبر جامعه كه قرار است تمامي قوانين و ساز و كارهاي موجود از نظر صائب ايشان رد شود؟ شما با اين نحو سخن گفتن تنها داريد تصويري دقيق و روشن از يك ماكياول ديكتاتور را به نمايش مي گذاريد ديكتاتوري كه به قانوني تمسك مي جويد كه مبين و مدلل سخن وي باشد نه هر قانوني شما همه ي نهادهي سياسي و قانوني كشور را كه در زمان امام (ره)‌بنا نهاده شده است را مخدوش مي دانيد و باز هم ژست اصلاح گري مي گيريد در حالي كه هيچ نسبتي با اصلاح امور در شما ديده نمي شود.

موسوي راهي كه مي روي به ناكجاآباديست كه ضمن ايجاد هزينه هاي گزاف براي كشور و نظام نابودي مطلق خودت را در پي خواهد داشت.

_____________________________________________________________________

اخيراً آقاي كروبي كه از محبوبيت چشم گير خود در انتخابات رياست جمهوري دهم !!! جو گير شده است اعلام نموده كه از آقاي دكتر احمدي نژاد مي خواهد كه در يك نقطه شهر طرفداران ايشان و در نقطه اي ديگر حاميان اصلاحات جمع شوند تا ببينيم طرفداران چه كسي بيشترند!

بايد به عرض ايشان برسانيم :

1- همونطور كه مستحضريد اولاً ميزان آراي شما در استان زادگاه خودتان لرستان به يك دهم كاهش يافته است. اين همه محبوبيت براي چيست؟!!

2- شما ديگر رانده شده از اردوي اصلاحات هستيد نمونه اش رفتار كرباسچي معلول الحال با شما بود. اين مشت نمونه خروار را بهتر است لمس كنيد!

3- آمار نشان مي دهد آراي موسوي 300 هزار بيش از دكتر احمدي نژاد است. البته فقط در شهر تهران!!! و نه استان تهران يا كشور !!!

4- طرفداران دكتر مثل برخي طرفداران شما اهل آشوب و شورش نيستند كه به خيابان بريزند و براي نواميس مردم مزاحمت ايجاد كنند. راي ايشان بيانگر نظرشان است. اين شماييد كه به اين اعمال قانون شكنانه عادت كرده ايد و مي خواهيد با تحريك ديگران عرصه اي كه آلوده كرده ايد را به طرفداران دكتر كه اكثريت قاطع ملت هستند نيز سرايت دهيد!

5- دوره كر كري خواني خيلي سال است كه سر آمده است. بهتر است شما نيز همراه سيل خروشان ملت به مسير انقلاب و آرمانهاي امام برگرديد و در مقابل خواست و اراده ملت قرار نگيريد و الا سرگذشتتان بهتر از منتظري نخواهد بود!

6- بهتر است زودتر بپذيريد كه ايران جاي قانون شكني و هوچي گري نيست. از هوچي گران بخواهيد دست از اين اعمال بردارند.

7- اگر اندكي بيشتر بينديشيد خواهيد فهميد كه اصلاحات مرد! آخرين ميخ تابوتش را ملت ايران در همين انتخابات كوبيدند! نبش قبر اصلاحات فقط بوي گند مردارش را در فضا منعكس مي كند نه اينكه آنرا زنده كند!

8- بازگشت به دامان ملت و همراهي رهبر عزيز و استغفار به درگاه الهي بهترين كاري است كه شما بايد در اين آخرين سالها يا ماهها و يا شايد روزهاي عمرتان انجام دهيد. امروز شروع كنيد كه فردا دير است!


 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-290.aspx

 
 

  شنبه ششم تیر 1388 نویسنده : گمنام |  

 
 

 

جوابيه اي براي دوستان

 
   

در پي درخواست برخي دوستان در خصوص كوتاه آمدن در مورد مباحث اخير، ضمن اعلام حمايت قطعي خود از بيانات رهبر معظم انقلاب، نظر ايشان را تنها معيار ارزش گذاري براي افراد و جريانات سياسي كشور دانسته و هر طيف مخالف با ايشان را قبول نخواهم داشت. البته قابل ذكر است كه اين ديدگاه به معناي تكفير مخالفان نيست بلكه نظر خود را مخالف آنان مي دانم و طبيعتاً هر نظري ( به جز موارد تضاد با دين مبين اسلام و قانون اساسي) را محترم و قابل احترام مي دانم.

دليل اصلي نوشتن مطالب پيشين را وظيفه شخصي خود به عنوان يك مسلمان ايراني براي دفاع از كيان اسلام و ميهن و قانون اساسي و بالتبع رئيس جمهور قانوني جمهوري اسلامي مي دانم.

هر چند آن نوشتار در مقابل انبوه تهمتها و توهين ها و مغالطات و قانون شكني و قانون گريزي و ... مخالفان رئيس جمهوري كمتر از قطره اي در برابر اقيانوس بود.

ديدگاه مخالفان را محترم مي دانم البته در چارچوب ذكر شده.

و السلام علي من اتبع الهدي

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-289.aspx

 
 

  جمعه پنجم تیر 1388 نویسنده : گمنام |  

 
 

 

الگوی ریا و دروغ در ایران کیست؟

 
   

لعنت خدا بر آنكه از خصائل دروغ و ريا و نفاق به طور كامل بهره برده است. آشوبگر دو روي قاتلي كه دست پليدش به خون بسياري از ايرانيان آلوده شد و آلوده تر نيز خواهد شد.

مي خواست وجود نحس خود را با شعار مبارك يا حسين(ع) ارزش ببخشد و با اين شعار و سوء استقاده از رنگ زيباي سبز كه براي ما ايرانيان علاوه بر سمبل سرسبزي و نشاط، نشانه سيادت و منتسب بودن به خاندان پاك نبي مكرم اسلام(ص) است، براي خود قداست دست و پا كند!

فردي شرور كه لج بازي و عقده گشايي او در مناظره با آقاي كروبي نسبت به اول شخص اجرايي كشور، علاوه بر اين صفات، بچه بودن علي رغم سن بالا و حسادت و دروغگويي او را نيز براي ما ايرانيان افشاء نمود.

حيله گري كه دست در دست اجانب و منافقين سفاك، خون بسياري را به ناحق بر زمين ريخت و به جاي تبعيت از نظر علماء، بزرگان و نخبگان سياسي كشور، گوش به فرمان راديو بي بي سي و ايادي مزدور آنها سپرده و نوكر حلقه به گوش آنها شده است.

موجود ناپاكي كه با تمام وقاحت بسيار، روي در روي راي و نظر ملت ايستاده و با شعار قانون مداري و كرامت انساني، قانون را زير پا گذاشته و كرامت شهروندان تهراني و بلكه ايراني را زير سؤال برده است.

چه ساده و زودباورند آناني كه فكر مي كردند اين فرد شيّاد براي خدمت آمده است، بي خبر از اينكه از همان ابتدا براي خيلي ها چون روز روشن بود كه اين آدم تعادل دست فكري ندارد و حرفهاي او نشان از زائل شدن عقل او دارد.

شايد برخي ها بعد از خواندن اين متن مرا به باد استهزاء بگيرند اما باكي نيست. وقتي اطمينان دارم هدفم مشخص و آرزويم برملا شدن بيش از پيش چهره واقعي اين منافق و ديگر منافقان چون بهزاد نبوي خائن، محمدرضا خاتمي اجنبي، اكبر گنجي بي دين، فائزه هاشمي فاسد، آقاجري مرتد، رمضان زاده وطن فروش، تاج زاده نفاق گستر، حجاريان بي همه چيز و ديگر دوستان آنهاست.

دور نخواهد بود روزي كه تمام ملت جنايتهاي اين ايادي استكبار را محكوم خواهند نمود و از دستگاه قضايي كشور درخواست سنگين ترين مجازات ها برايشان خواهد نمود. شايد مرا راستي و ضد چپ بخوانند ولي واقعيت اين است كه نه راستي ها در خط راستي و نه چپ ها در خط درستي هستند.

راه ما راه امام عزيز و رهبر معظم و شهيدان خونين كفن انقلاب است. آرمانهاي اين بزرگان آرمان ما و صراط مستقيم ما ويرانگرپايه هاي هرگونه زر و زور و اشرافيگري و فساد شخصي، خانوادگي و ملّي است. اي كاش به ما اجازه داده مي شد تا تمام توان خود را براي اثبات هدف خود بكار گيريم و اين آشوبگران از خدا بي خبر كه در خيابانها و جلوي چشم خانواده ها، دينداران جامعه را نه تنها مورد هتك حرمت، بلكه به شهادت مي رسانند، را به سزاي عمل ننگينشان برسانيم.

 رهبرا! از تو به يك اشاره ، از ما به سر دويدن! و براستي خوني كه در رگ ماست هديه به رهبر ماست!

بدخواهان نظام مقدس جمهوري اسلامي بدانند، «تا شوخيه ژن و زوره» ( تا بحث شوخي است، زن قدرتمند است ] و اگر بحث جدي شود زنان را قدرتي نيست[ ) و اين ضرب المثل زيباي كُردي بيانگرعمل آشوبگران پليد است. و اين نكته هم خالي از لطف نيست كه نقد و انتقاد ما از عملكرد مديران و مسئولان هيچ گاه به منزله روي برگرداندن از نظام و حكومت اسلامي نيست بلكه معتقديم بديها را بايد از چهره پاك اسلام و اسلاميت زدود و شعار راستين ياري مظلوم و ستيز با مستكبران سرلوحه رفتار و گفتار ماست.

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-288.aspx

 
 

  دوشنبه یکم تیر 1388 نویسنده : گمنام |  

 
 

 

وين سر شوريده باز آید به سامان غم مخور

 
   

حوادث بعد از انتخابات اخير علي رغم تمام تلخي ها، نكات خوبي هم داشت. عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد.

در مناظرات قبل از انتخابات شخصي خود را سيد معرفي كرد كه نه خود و نه پدرش در مشخصات سجلي اثري از سيادت ندارند و در طول 30 سال انقلاب نيز همين طور. قبل از آن هم كه ما خبر نداريم و الله اعلم!

شخصي مدعي قانون مداري شده بود كه اكنون مروج و آمر راهپيمايي ها ( و اگر نگوييم اغتششات!) بدون مجوز و غير قانوني است. چنين شخصي سالها پيش كه خود در تاريكه قدرت بود در پاسخ به اعتراضات رقيبان در خصوص تقلب دولت در انتخابات چنين گفت : «چطور مي‌شود در انتخاباتي كه همه مردم و شوراي نگهبان و همچنين روحانيت عزيزمان ناظر هستند بشود دولت اثر بگذارد» اما امروز علي رغم اينكه در حدود 95 درصد صندوقهاي اخذ راي نماينده داشته، ادعاي واهي تقلب در انتخابات را مطرح مي كند!

آقاياني كه با شعار اصلاحات و مبارزه با قانون گريزي به پست رسيدند امروز نامه اعتراض به عملكرد قانوني نيروي انتظامي در دفاع از امنيت كشور به رئيس قوه قضاييه مي نويسند.

فرزند فلان آقا كه تا خرخره در زر و زور ( اگر نگوييم اينها + فساد و تزوير!) غرق شده مردم را با بي شرمي به ادامه تحصن و اعتراضات بدون مجوز دعوت مي كند. برادر ايشان هم كه ايستگاه متروي منتهي به مصلي را براي جلوگيري از حضور مردم به نفع يك كانديداي مشخص، مي بندد و اينها همه از نوع قانون مداري!!! هستند كه طرف مقابل را به نداشتن آن متهم مي كنند.

آقاي ... كه رياست ... را بر عهده دارد به جاي دفاع يكجانبه از فرزندان خود كه تقريبا همه ملت به فساد اقتصادي آنان معتقدند، بهتر نيست قانون را محور قرار داده و درخواست بررسي قانوني اموال و دارايي ايشان توسط قوه قضاييه را ملاك سلامت ايشان قرار دهد! نه ادعاي صرف خود و اطرافيان را !؟

اكنون براي ملت ايران مسجل شده است كه بعضي ها قانون را فقط به اندازه اي قبول دارند كه به منافعشان ضربه نزند و لاغير!

بعيد مي دانم ملت بزرگوار ايران دست به دامان حضرات پيش برنده اغتشاشات براي جلوگيري از ادامه آن شوند. اما اين قطره از سيل خروشان ملت، از مقامات قضايي كشور انتظار برخورد قاطعانه با قانون شكنان و قانون گريزاني را دارم كه اين روزها به مال و ناموس و امنيت مردم دست درازي مي كنند و اگر چنين نشود طبيعتاً خود ملت وارد عمل شده و اين جرثومه هاي فساد را ريشه كن خواهند نمود كه اميدوارم چنين نشود!

هر چه باشد بر همگان مبرهن است كه اين ايادي مزدور ديگر بار بريده خواهند شد. و امنيت در آينده اي بسيار نزديك دوباره بر روي ملت لبخند خواهد زد و چهره هاي نفاق داخلي براي بار ديگر آشكار خواهد شد.

به اميد سربلندي نام ايران و ايرانيان ايراندوست دشمن ستيز!

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-287.aspx

 
 

  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 نویسنده : گمنام |  

 
 

 

عروج مردي تا خدا

 
   

سفر از فرش تا عرش مردي از جنس نور كه نام و يادش نشانه زهد و تقوا و عشق به امام عصر(عج) بود، بر همه دوستداران و ارادتمندان ايشان تسليت باد.

سايت حضرت آيت الله العظمي محمدتقي بهجت فومني

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-286.aspx

 
 

  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388 نویسنده : گمنام |  

 
 

 

مقصر كيست؟

 
   

براي چندمين بار خبر ناگوار فوت تعدادي از هموطنان عزيز زائر كربلا، ما را متأثر نمود. اين مصيبت را به خانواده عزيزان از دست رفته تسليت عرض نموده و از خداوند بزرگ براي خانواه ها طلب صبر و براي رفتگان طلب آمرزش داريم.

تاكنون حداقل 3 دستگاه اتوبوس در ورودي يا خروجي شهر چوار دچار سانحه شده و تقريباً تمام سرنشينان آنها فوت نموده اند، اما آيا تاكنون علت اصلي اين حوادث بيان شده است؟ آيا مقصر اصلي به مردم معرفي شده است؟

قطعاً جواب منفي است. چون رسم بر اين است كه راننده متوفي را مقصر معرفي نموده، بيمه را مجبور به پرداخت ديه و به همين سادگي مسأله را مختومه اعلام مي كنند.

از آنجا كه وجدان بشري تنها محكمه اي است كه نياز به قاضي ندارد، خود را بر آن ديدم كه در قبال اطلاعاتي كه دارم اداي دين نموده و وظيفه اطلاع رساني را انجام دهم.

به نظر حقير مقصر رديف اول آقاي فريدون همتي نماينده سابق حوزه شمالي استان در مجلس شوراي اسلامي و در رديف دوم آقاي داريوش قنبري نماينده قبلي و فعلي حوزه شمالي استان در مجلس هستند.

با وجود تأكيد وزير راه بر اتمام پروژه تونل ايلام – كرمانشاه موسوم به حميل و علي رغم پيشرفت 70 درصدي اين طرح، حضرات نماينده، با اعلام دلايلي مانند نداشتن توجيه اقتصادي و ... ( كه در سفر اخير معاون اول رئيس جمهور با اعتراض ايشان مواجه شدند كه در صورتي كه اين طرح توجيه نداشت چرا اكنون و پس از رشد 70 درصدي، بيان مي كنيد؟) مانع از پيشرفت و اتمام اين طرح بزرگ شدند كه دو استان ايلام و كرمانشاه را حدود 90 كيلومتر به هم نزديك تر مي كند. و در عوض بر اجراي طرح دوم كه تونل بين ايلام و ايوان است تأكيد و بودجه هاي راه استان را به اين امر گسيل داشتند.

اين اولين دليل بر مقصر بودن ايشان است. و اما دليل دوم :

بنابر عقيده متخصصين و صاحبان نظر، جاده ايلام به چوار كه اكنون به يك مسير ترانزيتي تبديل شده مي بايست از جاده كمربندي و خارج از شهر چوار عبور كند، اما به دليل اصرار نماينده استان (آقاي همتي كه اهل يكي از روستاهاي همين شهر مي باشد) اجازه ساخت كمربندي داده نشد و مسير جاده از داخل شهر چوار ادامه مي يابد.

ورودي اين شهر همراه با يك پيچ و شيب تند و منتهي به يك پل باريك است كه باعث سرنگوني دو دستگاه اتوبوس حامل زائرين و وسايل نقيله ديگر نيز شده است. پس از اتفاقات فوق، سعي در توسيع اين پل و تعريض خيابان داخل شهر شد، طرحي كه با گذشت بيش از يك سال هنوز به نيمه هم نرسيده است. اين در حالي است كه با ادامه مسير از كنار شهرك صنعتي و امتداد آن در يك مسير مستقيم مي توان از سمت راست شهر (بدون ورود به شهر) به سمت پليس راه خروجي شهر رسيد.

- هزينه اين مقدار جاده سازي اگر كمتر از كار ناتمام فعلي نباشد بعيد به نظر مي رسد كه بيشتر از آن باشد.

- نياز به استفاده از پيچ و شيب تند براي ادامه مسير نيست.

- جاده به روال استاندارد و خارج از شهر و بدون پيچ و شيب زياد امتداد مي يابد.

- چنانچه وسيله اي دچار نقص فني شود، حداقل جان و مال ساكنان اين شهر در امان خواهد بود (برخلاف آنچه تاكنون اتفاق افتاده و باعث خسارات به مردم شده است)

- و دلايل زياد ديگر كه براحتي قابل درك است.

و اما دليل سوم كه شايد فعلاً زياد ملموس نباشد ولي در آينده نزديك بسيار روشن خواهد بود:

تونل جديدي كه در حال احداث است مابين شهر چوار و شهر ايوان ساخته مي شود. خروجي اين تونل به سمت چوار در يك ارتفاع قرار دارد كه بايد با چند پيچ ملايم به سمت پايين هدايت شود و طبيعتاً بايد اين پيچ ها در جهت نزديك شدن به شهر و كوتاه نمودن مسير باشد در حالي كه بنابر مصلحت!!! اين پيچ ها با سمت عقب و دور شدن از شهر امتداد مي يابد تا الزاماً به روستاي گلزار ( گله جار) كه زادگاه آقاي همتي مي باشد برسد و دوباره دور خورده و به مسير عادي برگردد. اين تلاش براي دور كردن مسير و ايجاد پيچ هاي بيشتر فقط و فقط در راستاي از بن بست خارج نمودن روستاي مذكور بوده و هيچ گونه توجيه علمي و فني ندارد. و اين پيچ هاي بي جهت فراهم كننده تصادفات بعدي خواهد بود كه اميدواريم هيچ گاه شاهد بروز آنها نباشيم!!!.

چرا تونل حميل كه همانطور كه قبلاً هم ذكر شد علاوه بر كوتاه نموده مسير بين دو استان به طول حدود 90 كيلومتر، برخورداري از عرض بيشتر و عدم عبور از داخل هيچ شهري، به عنوان طرحي با عدم توجيه اقتصادي از دريافت بودجه و اعتبارات محروم مي ماند اما تلاش مي شود با هر ترفند و توجيهي در تعريض و توسعه مسير فعلي كه همراه با معايب بسياري است، اقدام شود آن هم نه به صورت ضربتي كه لازمه حل معضل جاده اي استان است بلكه به صورت بسيار كند و لاك پشتي؟

آيا كسي از مسئولين تاكنون شجاعت بيان واقعيتهاي تلخ عدم اجراي طرحهاي تصويب شده دولت نهم را داشته است؟

آيا وقتي آقاي علي محمد آزاد استاندار قبلي استان در رسانه ها اعلام نمود كه 97 درصد از طرحهاي رياست جمهوري در استان اجرايي شده است، كسي اعتراض كرد؟ (البته استثنائاً همين آقاي قنبري تنها صاحب منصبي بود كه در برابر اين دروغ بزرگ ايستاد و با صراحت آن را انكار و اعلام داشت فقط 3 درصد اين طرح ها اجرا شده نه 97 درصد! )

جايزه اين دروغ بزرگ براي استاندار هم انتقال از استاني كوچك به استاني بزرگتر با مشكلات امنيتي عديده بود. چيزي كه براي يك بازنشسته ناتوان ( از لحاط كار عملي و اجرايي) بيشتر به يك افسانه شبيه است تا واقعيت! اما متأسفانه چنين شد كه ديديم.

به هر حال اميدوارم مشكلات فوق هر چه سريع تر مرتفع گردد تا ديگر شاهد اين حوادث تلخ در استان نباشيم.
 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-285.aspx

 
 

  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388 نویسنده : گمنام |  

 
 

 

شهادت قسمت ما مي شد اي كاش ...

 
   

بسم رب الشهداء و الصديقين

يكي بود يكي نبود، زير گنبد كبود، يه آقايي شكسته بود. ميگن كه شيميايي بود. روزاي جنگو ديده بود، سختي هاشو كشيده بود، مرديشو ثابت كرده بود. خدا رو هم حس كرده بود. تركش به جان خريده بود، هر نفسش با سرفه بود، يه عمره كه جون داده بود، گاهي رخش سياه مي‌شد، دور و برش عزا مي‌شد، ولي دوباره پا مي شد، حرفاش همه دعا مي‌شد، پر لبش خدا مي‌شد، شايد كسي شنيده بود، ولي كي اينو ديده بود؟، بابا خدا رو ديده بود، به دلبرش رسيده بود، رفتن او بهانه بود، قصه عاشقانه بود، از شهدا جا مونده بود، شعر سفر رو خونده بود، از اين زمين بريده بود، چونكه خدا رو ديده بود، يادش بخير رزمنده بود، لباش گلاي خنده بود، رفت و نگاش جا مونده بود، اوني كه تنها مونده بود.

 

ياد امام و شهدا، دلو مي بره كرب و بلا

 

آره يادش به خير. پيامك نوروزيش كه برا دوستم فرستاده بود با سلام به شهدا شروع شده بود، برا رهبر دعا كرده بود و سلامتي ما رو توي بهار طبيعت از خدا خواسته بود.

يه عمر به سختي نفس كشيد. آخه شيميايي بود چه روزايي كه با سرفه هاش خون بالا آورده بود و رنگش كبود كبود شده بود مثل پهناي كبود آسمون. همه دوستش داشتن. مردمي بود و ساده و بي تكلف. مرد خدا بود و بازمانده شهدا. چقدر مظلومانه شهيد شد. مشكل تنفسي پيدا كرده بود، رسونده بودنش بيمارستان، ولي كاري از دست دكترا بر نيومده بود. آرام و بي صدا پركشيد.

 

خدا صدام رو لعنت كنه با همه ارباباي نامردش از آمريكاي پليد جهانخوار گرفته تا آلمان ضدبشر، انگليس كثيف، شوروي خائن و همه اونايي كه ناجوانمردانه در مقابل جوانمردي مردان مرد ايران زمين شرمنده تاريخ شدن.

 

تلخي اين شهادت اونجايي بيشتر ميشه كه مسئولين امر كه هميشه با شيرين كاريهاشون دل مردم رو خون كردن، اجازه ندادن پيكر پاك اين شهيد توي قطعه شهداي بهشت رضا(ع) دفن بشه. حتي اجازه ندادن از كلمه شهيد در اعلاميه هاي ترحيم اين عزيز استفاده بشه. اينا همه مظلوميت شهداست و ما تنها نظاره‌گر مانده‌ايم.

اي كاش حالا كه بعضي مسئولين ما به شهداي ما رحم نمي كنند، لااقل ما فراموششان نكنيم.

 

اين مصيبت تلخ رو خدمت دوست عزيزم آقا مصطفي نورالهي‌، پسر ارشد اين شهيد والامقام تسليت و توفيق و نيل به آرزوي ديرينه پدر ايشون رو خدمتشون تبريك ميگم.

خواستين به شهدا عرض ارادت كنين مي تونين به وبلاگ آقا مصطفي مراجعه كنيد :


http://www.phisic2006.mihanblog.com/ 

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-284.aspx

 
 

  شنبه هشتم فروردین 1388 نویسنده : گمنام |  

 
 

 

عيدتون مبارك

 
   

ساقيا آمدن عيد مبارك بادت...

سالي كهنه در حال گذر و سالي نو در حال تولد؛ آيا ما هم دلهايمان را از نو متولد مي كنيم يا با غبار گذشته حفظ مي كنيم؟

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-283.aspx

 
 

  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 نویسنده : گمنام |  

 
 

 

نوستر داموس و آينده جهان

 
   

باز هم سلامي و كلامي ديگر ...

اخيراً ترجمه و تفسيري از كتاب پيشگويي هاي نوستر داموس (آداموس) دستم رسيد از يه دكتر.

قبلاً چيزاي جسته و گريخته شنيده بودم ولي با خوندن اين كتاب (البته هنوز همشو نخوندم) به شگفتي هاي حرفاي اين دكتر (نوستر داموس) بيشتر پي بردم.

ايشان كتابشونو براي پسرشون در قالب دو بيتي هاي جدا از هم سروده كه هر دوبيتي اشاره به يه رويداد در آينده خواهد بود. كتاب مربوط به سالهاي حدود 1500 ميلادي يعني چيزي حدود 5 قرن پيشه.

ظاهرا همه حرفاش تا حالا درست از آب درومده. پيروزي انقلاب اسلامي ايران، فروپاشي شوروي، جنگ صدام با همسايه هاش و سپس سرنگوني صدام و جالب تر از همه فروپاشي آمريكا بعد از دوستي مجدد با روسيه است .

{جالب اينجاست كه چند شب پيش تو اخبار شنيدم كه وزراي امورخارجه روسيه و آمريكا با هم ديدار داشتن و از در دوستي و آشتي با هم سخن گفتن}

به هر حال بنا بر اصل كلي انهدام تمام حكومت هاي ظالم، الان نوبت آمريكاست كه بعد از مواجه شدن غرب با بحران اقتصادي، به زودي شاهد نابودي اين امپراطور يكه تاز جهان باشيم.

در بخش بعدي كتاب دكتر داموس خبر از جنگ مسلمانان و مسيحيان و نهايت شكست مسيحيان و اقتدار مجدد مسلمانان داده است. شايد اين رويداد همان ظهور منجي بزرگ عالم باشد و خدا مي داند ...

توصيه مي كنم اين كتاب رو بخونيد.

با يه جستجوي ساده كلماتي مانند نوسترا داموس يا نوستر آداموس يا نوستر داموس به مطالب مفيدي خواهيد رسيد.

اينم توضيحاتي در مورد دكتر نوستر داموس :

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B3


 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-282.aspx

 
 

  سه شنبه بیستم اسفند 1387 نویسنده : گمنام |  

 
 
 
 

.: درباره وبلاگ :.

مي نويسم چون نوشتن را وظيفه خودم مي دانم. نوشته هايم گاهي تلخ و گاهي شيرين اند، اما هدفم خنداندن يا گرياندن كسي نيست. ياري خداوند و علاقه ام به شهرمظلومم پشتوانه كارم است و نظرات و مطالب شما نيز هم!

.: پيوندهاي روزانه :.

.: پيوندهاي دوستان :.

.: كدهاي جانبي :.

Map IP Address





.: طراح قالب :.

Gomnam
Powered By
BLOGFA.COM

 

Copyright © 2006 All Rights Reserved by ilamcity.Blogfa.com