آنچه در پي مي آيد متني است از دوست خوبم «محبت» . با تشكر از مطلب ارسال ايشان :
حضور گستردهي مردم ايران در انتخابات 22 خرداد 1388 براي برگزيدن رئيس
دولت دهم جمهوري اسلامي، در نوع خود کمسابقه و اکنون موجب فخر جامعهي
ايراني است. اما به دليل برخي مسايل و پارهاي اعتراضات، همگان شاهد تلاش
آن دسته از بيگانگان براي مصادره و تبديل اين حرکت عظيم به ضد کارکرد خود
هستند، که در يک قرن اخير بيشترين دشمني را با مردم ايران اعمال
نمودهاند.
کشورهاي آمريکا و انگليس، با برنامهريزي قبلي براي
انتخابات جمهوري دهم، و با قيد تابستان داغ 1388 تهران، طرح کودتاي مخملي
را در قالب پروژهي آژاکس 2، در دو سطح عملياتي و استراتژيکي برآورد، و
از روزهاي قبل از برگزاري انتخابات، آغاز نمودهاند، و اکنون دولت آمريکا
با صحنهگرداني انگليس در ايران، با تمام توان در حال دامن زدن به تنش و
تشنج در کشور بوده و فازهاي متعدد توطئهي مزبور عليه مردم ايران را بر
پايهي اشتباهات جناحهاي سياسي و غفلت نهادهاي رسمي کشور، به اجرا در
ميآورد.
براي نمونه، بنابر گزارش منتشر شده در روزهاي اخير از
سوي مرکز سابان The Saban Center at the Brookings Institution ، ايالات
متحده، با بررسي سناريوهاي مختلف عليه ايران، در کنار گزينههاي مطرح
ديپلماتيک و نظامي، موضوع تغيير حکومت در ايران را از طريق کودتاي مخملي،
با ايجاد اغتشاش و هدايت آن توسط اپوزيسيون، تا مرحلهي فروپاشي، و سپس
حملهي نظامي و اشغال کشور، در شرايط فعلي مناسبترين گزينه تشخيص داده
است.
مرکز سابان که توسط ميلياردر صهيونيست حيم سابان(Haim Saban)
راهاندازي شده است وابسته به انستيتو بروکينگز است. انستيتو بروکينگز
همان نقشي را در تصميمسازي استراتژيک براي حزب دموکرات به رياست جمهوري
اوباما ايفا ميکند، که انستيتو امريکن اينترپرايز براي دولت جمهوري
خواهان به رهبري بوش ايفا ميکرد.
مرکز تحقيقات پيشرفته ضد تروريسم، بر آن نيست که برآورد آمريکا را از حيث
تحقق کودتاي مخملي و فروپاشي، امکان سنجي نموده، و نفياً يا اثباتاً تأييد
يا رد نمايد. اما خود را ملزم ميداند تا بر مبناي وظيفهي حرفهاي
خويش، بخشها و ابعادي از پروژهي مزبور را در فضاي عمومي منعکس سازد.
همچنين با توجه با ابعاد گستردهي تروريسم سياسي پروژهي آژاکس 2،
شفافسازي و معرفي سناريوهاي پروژهي مزبور در مراحل گوناگون آن، براي
تنوير افکار عمومي از سوي اين مرکز در آينده صورت خواهد پذيرفت.
آنچه
در محوريابي ذيلالذکر گزارش 160 صفحهاي مرکز سابان مشهود است، «کار
ويژهي» اغتشاش عمومي، و گسترش و سپس استمرار آن، تا مرحلهي فروپاشي
است، که خنثي نمودن آن، هوشياري عمومي را ميطلبد.
اين گزارش توسط
6 تن از استراتژيستهاي وابسته به انستيتو بروکينگز تهيه شده است. (کنت ام
پولاک، دانيل ال باي من، مارتين اينديک، سوزان مالوني، مايکل اي اُ
هانلون، بوروس ريدل)
انتخابات دهم، اولین انتخابات ریاست جمهوری پس از انقلاب است که در آن،
اکثریت مرکزنشینان به کسی رأی میدهند که او رئیسجمهور ایران نمیشود و
اگرچه این اختلاف رأی در همین پایتخت نیز به بیش از 300 هزار نمیرسد اما
چون بخش قابل توجهی از رأیدهندگان به نامزد ناکام را طبقه متوسط به بالای
مرکز ایران تشکیل میدهند که در درون خود، کل کشور را کارگر و بردهی خود
میپندارند که آنها فقط باید تولید کنند و این مصرف؛ ماجرای دیکتاتوری
اقلیت از همینجا شروع میشود.
با این حال، انتخابات ریاست جمهوری
دهم بیش از هر چیز نمودار یک خواست ملی بود که در آن نه خواست طبقه
برخوردار جامعه که خواست بدنه مردمی کشور و طبقه کم بضاعت جامعه به کرسی
نشست و در نهایت کسی انتخاب شد که بیش از همه آرای خود را مدیون مناطق
روستایی و شهرهای کوچک کشور است. برنتافتن آرای این اکثریت که متن را
تشکیل می دادند اما سال های سال در حاشیه قرار گرفته بودند، فضایی را در
کشور رقم زد که طراحان اصلی آن اغلب از یک طبقه خاص اجتماعی برخواسته
بودند.
تلاش آقای موسوی برای تشدید بحران و صدور بیانیه های التهاب زا و تمایل به
تداوم بی قانونی بدون توجه به امنیت و منافع ملت ایران و رضایت به آب گل
آلود در ایران قدر متیقن عامل پسرفت ایران است که این سوال جدی در کارنامه
میرحسین خودنمائی می کند آنگاه که آن را در کنار خطاب امام (ره) به این
شخص که "جناب آقای میرحسین موسوی ، اگر نبود اندک خدمات شما به این انقلاب
، شما را به عنوان ضد انقلاب معرفی می کردم" ، گذارده می شود.
از
سوی دیگر شاهد آن هستیم که سران غرب تلاش بسیاری برای کمک رسانی به
سبزنشان های حامی موسوی نموده تا پس از نا امیدی از روش نظامی ، سیاسی و
اقتصادی برای متوقف نمودن نهضت اسلامی مردم ایران و جلوگیری از نفوذ و
پیشرفت آن ، بعنوان آخرین مهره امیدواری خود ، به شورش داخلی متوسل شوند و
پیشروی بی محابای آنان در سخنرانی و رخ نمودن چهره های پلید و مستکبر ،
تائیدی بر ادعا نیز هست.
بعنوان نقطه عطف این اسپند خو بالا و پائین
پریدن ها از سوی عناصر غرب ، که بر خلاف ادعاهای آقای مصطلحا مصلح، حاکی
از دردی همه سویه و چهار ساله است
با این وصف و با گریبان دری سران
استبداد بین الملل برای مبارزه با جمهوری اسلامی تا بسرحد زایل شدن پرده
های ریا و بی اختیاری در صراحت لهجه ، در صورت تداوم روش ناآرام و بی
قانون که عاملی به رمز "میرحسین موسوی" دارد ، این آتش ممکن است دامن شخص
میرحسین را هم روزی بگیرد
و در آخر درد دل محبت با آقای مهندس موسوی
آقاي موسوي
گفتار شما نشان مي دهد كه شما نه تنها ميراث سياسي و معنوي امام (ره) را
نپذيرفته اي بلكه به عمد سعي در تحريف و تخريب چهره ي امام (ره) داري و
گونه اي سخن مي گويي كه انگار كسي نه آن امام (ره) را درك كرده و نه كسي
سخنان وي را ضيط كرده... مهندس موسوي نسبت شما با امام از نسبت رهبري با
امام نزديكتر بود؟ آيا امام به شما خورشيد اسلامي نام نهاد يا به رهبري
معظم انقلاب اصولا شما جايگاه قانون را چه مي دانيد شما نهاد رهبري را كه
براساس قانون و اعتقادات ديني ما شكل گرفته را با تمام قدرت زير هجمه
گرفته ايد و تاسف بار تر آنكه خود را در جايگاه رهبر انقلاب نشانده ايد و
به مردم رهنمودهاي ديني و سياسي مي دهيد شما قرار بود رئيس جمهور اسلامي
ايران با قانون اساسي روشن و واضح آن باشيد يا رهبر جامعه كه قرار است
تمامي قوانين و ساز و كارهاي موجود از نظر صائب ايشان رد شود؟ شما با اين
نحو سخن گفتن تنها داريد تصويري دقيق و روشن از يك ماكياول ديكتاتور را به
نمايش مي گذاريد ديكتاتوري كه به قانوني تمسك مي جويد كه مبين و مدلل سخن
وي باشد نه هر قانوني شما همه ي نهادهي سياسي و قانوني كشور را كه در زمان
امام (ره)بنا نهاده شده است را مخدوش مي دانيد و باز هم ژست اصلاح گري مي
گيريد در حالي كه هيچ نسبتي با اصلاح امور در شما ديده نمي شود.
موسوي راهي
كه مي روي به ناكجاآباديست كه ضمن ايجاد هزينه هاي گزاف براي كشور و نظام
نابودي مطلق خودت را در پي خواهد داشت.
_____________________________________________________________________
اخيراً آقاي كروبي كه از محبوبيت چشم گير خود در انتخابات رياست جمهوري دهم !!! جو گير شده است اعلام نموده كه از آقاي دكتر احمدي نژاد مي خواهد كه در يك نقطه شهر طرفداران ايشان و در نقطه اي ديگر حاميان اصلاحات جمع شوند تا ببينيم طرفداران چه كسي بيشترند!
بايد به عرض ايشان برسانيم :
1- همونطور كه مستحضريد اولاً ميزان آراي شما در استان زادگاه خودتان لرستان به يك دهم كاهش يافته است. اين همه محبوبيت براي چيست؟!!
2- شما ديگر رانده شده از اردوي اصلاحات هستيد نمونه اش رفتار كرباسچي معلول الحال با شما بود. اين مشت نمونه خروار را بهتر است لمس كنيد!
3- آمار نشان مي دهد آراي موسوي 300 هزار بيش از دكتر احمدي نژاد است. البته فقط در شهر تهران!!! و نه استان تهران يا كشور !!!
4- طرفداران دكتر مثل برخي طرفداران شما اهل آشوب و شورش نيستند كه به خيابان بريزند و براي نواميس مردم مزاحمت ايجاد كنند. راي ايشان بيانگر نظرشان است. اين شماييد كه به اين اعمال قانون شكنانه عادت كرده ايد و مي خواهيد با تحريك ديگران عرصه اي كه آلوده كرده ايد را به طرفداران دكتر كه اكثريت قاطع ملت هستند نيز سرايت دهيد!
5- دوره كر كري خواني خيلي سال است كه سر آمده است. بهتر است شما نيز همراه سيل خروشان ملت به مسير انقلاب و آرمانهاي امام برگرديد و در مقابل خواست و اراده ملت قرار نگيريد و الا سرگذشتتان بهتر از منتظري نخواهد بود!
6- بهتر است زودتر بپذيريد كه ايران جاي قانون شكني و هوچي گري نيست. از هوچي گران بخواهيد دست از اين اعمال بردارند.
7- اگر اندكي بيشتر بينديشيد خواهيد فهميد كه اصلاحات مرد! آخرين ميخ تابوتش را ملت ايران در همين انتخابات كوبيدند! نبش قبر اصلاحات فقط بوي گند مردارش را در فضا منعكس مي كند نه اينكه آنرا زنده كند!
8- بازگشت به دامان ملت و همراهي رهبر عزيز و استغفار به درگاه الهي بهترين كاري است كه شما بايد در اين آخرين سالها يا ماهها و يا شايد روزهاي عمرتان انجام دهيد. امروز شروع كنيد كه فردا دير است!