تبليغاتX
شهر مظلومم ایلام تو را من دوست می دارم
  

ار خسرو بووم ده س وه جامه وه ..................... اروام گل مه خوه و ایلامه وه

 
 

.: فهرست اصلي  :.

.: آرشيو موضوعي  :.

.: آرشيو مطالب :.

.: نويسندگان :.

.: كدهاي جانبي :.

Map IP Address

.: طراح قالب :.

Gomnam
Powered By
BLOGFA.COM

 

 

ارادت ايلامي به سقاي كربلا

 
   

اين ايام مصادفه با جشنهاي گلريزان حضرت عباس (ع) تو مساجد و تكاياي شهر، جشنهاي بزرگداشت اين مقام عزيز برگزار مي شه، آخه قراره قسمتي از بازسازي حرم مولا اباالفضل با هدايا و نذورات مردم ايلام انجام بشه و اين برا ما يه افتخار بزرگه. به همين دليل بد نديدم چند سطري در اين مورد بنويسم :

نميدونم چه رابطه اي بين مردم ايلام و شايد اغلب كرداي شيعه با حضرت عباس وجود داره ولي اينو خوب ميدونم كه علاقه اي كه بين اونا وجود داره فقط با عشق با آقا اباعبدالله قابل قياسه و بس. نمونه هايي كه ذهنم هست و ميخوام بنويسم يكيش همين جشن گلريزانيه كه فقط برا ايشون برگزار شده. نذورات مردم به نام ايشون، قسم ويژه به نام مبارك حضرتش كه فيصله دهنده خيلي از جنگ و دعواهاست، نوشته هاي آقايان راننده و ...

 شما ها حتما تا حالا خيلي از نوشته هاي پشت ماشينا رو ديدين و خوندين. شعراي عاشقانه، دوبيتياي باباطاهر، ضرب المثلاي جالب و نيز اظهار ارادت به معصومين كه اين آخريش از همه بيشتر رايجه. و تو شهر ما تا جايي كه من دقت كردم اسم زيباي سقاي كربلا آقا اباالفضل از همه بيشتر بوده.

درسته عشقش تو دل همه شيعه ها، خيلي از اهل سنت و حتي خيلي از مسيحي هاست ولي دوست داشتم بدونم چه چيزي باعث اين علاقه غير قابل وصف مردم به اين پسر رشيد امام علي شده. قدرت، شجاعت، ايمان، علم و ... از ويژ گي هائيه كه داشتن هر كدوم تو يه شخص برا جذابيتش كافيه ولي همه اهل بيت (ع) تمام اين صفات رو دارن و اينا برا ما جاي بسي افتخاره اما فكر ميكنم تو همه صفتهاي زيباي عباس علي، جوانمردي، ايثار و ازخودگذشتگي بي مثالش كه اونو باب الحوائج كرده، بيشترين اثر روي مردم داشته. و هر جا نام زيباش برده ميشه ناخودآگاه ياد شط فرات و ايثار عباس مي افتيم. به نظر شما كدوم صفت اين جذبه رو بوجود آورده؟ آيا شما هم نظر منو دارين يا نه؟

اميدوارم خود حضرتش، فرداي محشر دست همه مونو بگيره. الهي آمين.

 

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-49.aspx

 
 

  شنبه سی و یکم اردیبهشت 1384 نويسنده : گمنام |  

 

 

گلريزان آل فاطمي مباركتان باد

 
   

ولادت اباالمهدي (عج)، حضرت حسن ابن علي ابن محمد ابن علي ابن موسي ابن جعفر ابن محمد ابن علي ابن حسين ابن علي ابن ابيطالب ( عليهم افضل صلوات الله) بر همه ارادتمندان آل علی و فاطمه (سلام الله عليهما) شادباش مي گوييم.
وه كه چه كوثر زلاليست اين آل علي .

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-48.aspx

 
 

  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1384 نويسنده : گمنام |  

 

 

اينم از وزارت ارشاد ايلام

 
   

خوانندگان محترم وبلاگ شهر ايلام. متني كه در زير آورده شده، توسط يكي از همشهري هاي من و شما كه ساكن تهران است به آدرس وبلاگ ارسال گرديده و خواستار درج آن شده بودند. من هم در راستاي وظيفه خود، اقدام به درج آن نموده ام. خواهشمندم در صورت امكان مسئولين محترم مربوطه را در جريان اين نوشته قرار دهيد. به اميد رسيدن به فردايي روشن و پر اميد. گمنام

« روز جمعه 16/2/84 من به همراه دوستم به نمايشگاه بين المللي كتاب تهران رفته بودم و تنها يک ساعت وقت داشتيم که ترجيح داديم تو سالن مطبوعات باشيم. از زمان ورود به نمايشگاه، من به دنبال غرفه ايلام بودم و ابتدا غرفه کرمانشاه را ديديم. روزنامه ها و مجلات را نگاه کرديم و يه مسابقه هم گذاشته بودند که ما فرصت شرکت کردن را نداشتيم و بالاخره يک دفترچه براي دادن نظر هم به ما دادند. خلاصه رفتيم و غرفه ايلام را پيدا کرديم . دوتا آقا تو غرفه بودند. يه غرفه ساکت و خلوت و تنها سه چهار تا روزنامه آن جا بود و البته ناگفته نماند يک دفترچه قشنگ بصورت دو زبانه كه ايلام رو معرفي کرده بود روي پيشخوان غرفه ديده مي شد. من پرسيدم مي تونم اين كتابچه رو بردارم؟ گفت: نه گفتم:چرا؟جواب داد براي گرفتن اين دفترچه ها کلي دوندگي کرده ايم و فقط تعداد 500 جلد به ما داده‌اند.
آيا براي نمايشگاهي با اين همه بازديد کننده، براي شهر و استاني با اين قدمت تاريخ و با گذشته اي اين چنين كهن فقط 500 جلد ؟! . آن هم فقط بصورت دكوري و عدم ارائه به بازديد كنندگان!
و ادامه داد که ما روزي يه جلد ميگذاريم روي پيشخوان ولي مردم آن را مي دزدند {!} .من از اين حرف ايشان خيلي ناراحت شدم و به ايشان گفتم دزدي چيه آقا؟ مردم دوست دارند که با ايلام آشنا بشن و اين دزدي نيست. من از مسئول غرفه كه بر روي کارت روي سينه اشان نوشته شده بود : (ذ) {بقيش رو حذف كردم اگه كسي خواست تا ارائه كنم} پرسيدم : ببخشيد آقا شما مجله و روزنامه به زبان کوردي نداريد؟ و ايشان گفتند: نه . گفتم : چرا؟ گفتند: که دوتا داشتيم و آنها را بسته ايم. چون دولت نمي خواهد ايلامي ها هم کورد باشند تا با کوردهاي ديگر متحد بشن (دقيقا گفت بخاطر سياست دولتي.!؟ ) گفتم :چرا ؟ چرا شماها که مسئول هستيد سعي نمي کنيد زبان و فرهنگ و نام کورد را به مردم ايران بشناسانيد. آن دو نفر خنديدند و از من پرسيدند که کجايي هستي؟ و من هم با غرور جواب دادم :من کورد هستم و آن آقايي که نامش را از روي کارتش نتوانستم بخوانم به من گفت کجاي ايلام؟ و من هم گفتم که پدرم بچه بدره مي باشد. کلي خنديد و گفت که البته بدره اي ها هنوز خود را کورد مي‌دانند!!!!!!!!!!!! و من با کلي تعجب پرسيدم که يعني چه؟ و حالا که ديگه به زبان کوردي با هم حرف مي زديم آن آقا گفت: من نمي دونم که اصليتم چيست ولي مي دونم که کرد نيستم. مادر من در پرسه ها به زبان لري گريه مي کنه و مور مي آره. {پرسه و مور جز آداب مخصوص مراسم سوگ و ماتم مي باشد}
... در آن لحظه اي که اين آقا داشتند صحبت مي کردند. اي کاش حال من را مي دانستيد. من واقعاً داشتم آتيش مي گرفتم و اگه مي توانستم آنقدر براي آن آقا و مردم ايلام که فکر مي کنم بعضيهاشون به يه نوع بيماري فكري (عدم خويش باوري) مبتلا شده اند گريه مي کردم.
راستي اين را اضافه کنم اون آقاي دوم اصلا تو جمع ما نايستاد و رفت. شايد از جواب دادن به سوالات من مي ترسيد.
در زير چند جمله از اون آقا که از ذهنم پاک نميشه رو براتون مي نويسم :
مي گفت که: دولت نمي خواهد ما کورد باشيم .
روزنامه هاي که به زبان کوردي بودند من به شخصه دو بار از يکيشون شکايت کردم و بسته شدند.
اصلاً ايلام نبايد به يک استان تبديل مي شد چون الان همه دارند لري حرف مي زنند .
ايلام از يک طرف به لرستان و از طرف به کرمانشاه و از طرف ديگه به خوزستان متصل ميشه. مردم ايلام به همه زبانهاي اطراف حرف مي زنند الا کوردي .
گمنام جان:
من نمي دانم چرا ايلامي ها نبايد روي همسايه ها تاثير بگذارن و به زبان آنها صحبت کنند.
من دختري که 23 سال خودم را کورد مي دوستم و مي دونم. آن آقا خيلي بدون شرم و حيا به من گفت: تو کورد نيستي ايلامي ها کورد نيستند.
آقاي (ذ) ! چرا؟ چون نان دولت را مي خوريد از کورد بودن خودتان دست مي کشيد چون دولت از اتحاد کوردها مي ترسد؟ و چون شما ها مثل نوکر دولت هستيد براي همين مي گوييد: ما کورد نيستيم؟
نمي دونم نمي دونم چرا ايلامي ها به اين درد دچار شده اند!
و اين رو بگم در آخر بحث، آن مردي که هي مي گفت من تاريخ خوانده ام و مدرک تاريخ دارم به من گفت: تو اگر کوردي چرا با لباس کوردي به نمايشگاه نيامدي؟ به نظر شما چه جوابي من به اين آقا مي دادم. با اين حرف به من فهماند که به اندازه يک ... هم درك و سواد نداره .
آخه انسان! من چگونه در تهران با لباس کوردي بيرون بيام؟
و يه چيز ديگه هم گفت که ديگه نتونستم پيشش بمانم و ترجيح دادم بگذارم تا با اين افکارش روز به روز از هويت از دست داده اش دورتر بشه.
به من گفت مني که تاريخ خوانده ام مي دونم در تمامي اتفاقها و جنگها مقصر شکستها همه کوردها بودند و من به ايشان جواب دادم که همه مي خواهند کوردها نباشند و به خاطر همين هم نويسنده ها و دولتمردان اين چيزها را مي نويسند .
اون لحظه اي که اون آقا داشت اين حرفها را راجع به شهر و اصليت خودش مي گفت من آرزو مي کردم کسه ديگه اي اين چيزها را درباره ايلام نشنوه. مخصوصا اينكه گوينده بقول خودش باسواد و تحصيل کرده بود اونم چي؟ تاريخ. اونم يکي از مسئولان شهر؟ اونم تو وزارت ارشاد!
واي خيلي وحشتناک بود !.
در همان لحظه متوجه شدم كه يک آقاي جواني ايستاده و به صحبتهاي ما گوش مي ده که بعد آمديم اين طرف تر و اين آقا هم کلي صحبت کرد که ديگه وقت نمي کنم همه حرفهاي ايشون را که يک مرد کورد واقعي اهل سنندج بود براي شما بنويسم ولي........ ا
همينطور که الان تمامي ايران تا اسم کورد را مي شنوند مي گن کوردها سر آدمها را از پشت مي برن ما همه مي دونيم که اين حرفها علتش چيه.
اون آقاي (ذ) هي مي خواست حرفهاي مرا بر ضد اسلام و به منافقين ربط بده ولي من تنها مي‌خواستم بهش بفهمانم شهري که داراي تاريخي بزرگ و گذشته اي با افتخار بوده حيفه که الان مردمش راحت بگن ما هويت نداريم ما کورد نيستيم ما اصلاً نمي دانيم چه قومي هستيم من واقعا براي شماها دلم مي سوزه.
و وقتي من گفتم شماها بايد فرهنگ را گسترش بدهيد گفت: من نمي تونم .
آخه يکي نيست بگه اگه نمي توني چرا رفتي توي وزارت ارشاد ايلام .برو کنار تا يکي که چشش به نان و دست دولت نيست و دلش براي مردمش مي سوزه بياد جاي تو خدمت كنه.

راستي تو نمايشگاه هم 3 تا کتاب کوردي به زبان سوراني که زبان مشترک همه کوردهاست خريدم که کلي باهاشون صفا کردم.
البته ما به مدت1:30داشتيم بحث مي کرديم که مجال گفتن همه اون مطالب از حوصله شما خارجه.
گمنام جان همين اشخاص مسئول هستند که روز به روز به مظلوميت و بدبختي ما ايلامي ها اضافه مي كنن.
تو رو خدا مقابله کنيد با اين همه انسانهاي که دارند شما را به دره ميندازن .
آخه آدمي که هيچ هويتي نداره ما ازش توقع داريم به چه جايي برسه ؟!
من کوردم و به کورد بودنم افتخار مي کنم .ببخشيد سر شما هم درد آوردم . فقط دعا دعا مي کنم شما هم افکار آقاي (ذ) ليسانس تاريخ کارمند ارشاد را نداشته باشيد.
به بقيه هم بگو اگه افکار بالا را داريد هيچ وقت بروز ندين بگذاريد فقط خودتون تو اين گمراهي خودتون بمونيد و سعي بر گسترش ذهنهاي پر از خالي خود نداشته باشيد
موفق، با هويت و با اصالت باشيد. امضاء : دختر ايلامي
»

منتظر مطالب، پاسخها و نظرات شما دوستان عزيز هستم.

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-47.aspx

 
 

  یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1384 نويسنده : گمنام |  

 

 

يك جوان ايلامي پژوهشگر سال آمريكا شد

 
    با نام و یاد و برای خدا و سربلندی ایلام عزیزم

آنچه در زیر می آید متنی برگرفته از صداي شيروان چرداول – سال اول- پيش شماره – شنبه 17 ارديبهشت 84 می باشد. قصد من معرفی و یا دفاع از شخص خاصی نیست. فقط می خواهم بگویم ایلامی می تواند، اگر بخواهد.
يك جوان ايلامي پژوهشگر سال آمريكا شد
دكتر جعفر دارابي استاد دانشكده مهندسي مكانيك دانشگاه كاروليناي جنوبي موفق به دريافت جايزه پژوهشگر جوان سال 2005- 2006 آمريكا شد.
اين جايزه 45 هزار دلاري هر ساله به يك استاد جوان كه كمتر از 5 سال از دريافت دكترايش گذشته و در اين مدت بيشترين موفقيتهاي علمي و پژوهشي داشته اهداء مي شود. دكتر دارابي دكتراي خود را در رشته مهندسي مكانيك در سال 2000 از دانشگاه مريلند آمريكا دريافت كرد. وي در زمينه سيستمهاي ميكروالكترومكانيكي براي استفاده هاي فضايي، بيوپزشكي و الكترونيك پژوهش مي كند.
دكتر دارابي داراي يك اختراع ثبت شده ( در سال 2002) بوده و تاكنون دو فصل كتاب و بيش از 25 مقاله علمي در مجلات و كنفرانسهاي معتبر دنيا به چاپ رسانده است. وي در گذشته موفق به دريافت جوايز ديگري از جمله بهترين تيم پژوهشي ايالت كاليفرنياي جنوبي در سال 2004، استاد نمونه مهندسي مكانيك دانشگاه كاروليناي جنوبي در سال 2002، بهترين پروژه دكترا در سال 1999 (The homor Addams Award) دانشجوي ممتاز دانشگاه مريلند در سال 1999.
دكتر دارابي در سال 1345 در شهرستان شيروان چرداول استان ايلام به دنيا آمد و در سال 1363 ديپلم خود را در شهر ايلام دريافت كرد و در كنكور همان سال در رشته مهندسي شيمي پذيرفته شد. سال 1373 از دانشگاه صنعتي شريف در رشته مهندسي هسته اي با معدل A موفق به اخذ مدرك فوق ليسانس گرديد و در سال 1374 براي ادامه تحصيل به كشور آمريكا عزيمت كرد.
وي در حال حاضر استاد و محقق در دانشگاه كاروليناي جنوبي است. دكتر جعفر دارابي در گفتگو با خبرنگار ما بيان كرد: پيام اينجانب براي جوانان استان كه شناخت كافي از آنها دارم و آنها را از هر نظر مستعد مي دانم اين است كه با تلاش و جديت و با تكيه بر استعدادهاي خداداي كه دارنداز مشكلات فراروي كه در هر امري وجود دارد هراس به دل راه ندهند و مراحل رشد و ترقي و پيشرفت را طي كنند. ايشان يادآور شد: اگر توفيقي در مراحل علمي كسب كرده ام، اين توفيق را مديون تشويق و ترغيب خانواده و تكيه بر كار و تلاش و كوشش خود مي دانم و مشكلاتي كه براي جوانان اين استان وجود دارد براي اينجانب نيز وجود داشت.
به آينده جوانان ايلام اميد كامل دارم و اطمينان خاطر دارم كه در آينده اي نه چندان دور نيازمنديهاي علمي استان و ساير استانهاي ديگر از طريق جوانان تحصيل كرده و بومي تأمين و مرتفع خواهد شد. به اميد روزي كه رشد و تعالي مردم اين استان همپاي ساير استانهاي برخوردار كشور باشد.
 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-46.aspx

 
 

  سه شنبه بیستم اردیبهشت 1384 نويسنده : گمنام |  

 

 

مأمور سد معبر يا همون گزمه قرن 21

 
   

امروز يه جايي توي خيابون، مركز شهر، به يه چماق بدست برخوردم! هيچ تعجب نكنيد. آره يه چماق بدست! منتهي از نوع قانونيش! باور نداريد بريد از 118 بپرسيد.

ولي از شوخي بگذريم.اين طرح مأمور سد معبر واقعاً يه طرح بيخوده كه ما رو ياد گزمه هاي عهد قاجار ميندازه و كسايي هم كه عراق رفتن ياد شرطه هاي ملي عراق. با اين تفاوت كه هنوز اونجا يه حكومت درست و حسابي برقرار نشده و وجود چنين نيروهايي برا امنيت مردم يه نعمت بزرگه ولي اينجا چي؟

تو جمهوري اسلامي كه همش صحبت از آزادي و امنيته. اومدن يه مشت نيروي جوان بيكارو كاشتن سر كوچه و خيابون كه چي؟ مثلاً امنيت مردم رو تآمين كنند. اگه امنيت با اين نيروا بدست مياد كه كه بريد نيرواي انتظامي رو جمع كنيد بنده هاي خدا علاف نباشن! اگه وجود نيرواي انتظامي كافيه ديگه چه نيازي به گرفتن همچي نيرواييه. اگه هم نيروي انتظامي نيرو كافي واسه انجام وظايف محولش كه مهمترينش حفظ امنيت جامعس نداره خوب بره نيرو بگيره. همين نيرواي پليس محله رو استخدام كنه بياره تو چارت سازماني و ازشون استفاده كنه.

من هم برا شهردار و هم برا فرمانده انتظامي استان (و كشور) متأسفم كه دست به چنين اقدام كارشناسي نشده ناموفقي زدن كه جز تبليغات سوء عليه امنيت ملي و مديريت انتظامي شهر ( و كشور) چيزي ديگه اي به بار نياورده.

آيا گذاشتن يه عده نيرو جوان باتوم بدست سر راه مردم و در معابر عمومي، امنيت به ارمغان مياره! آيا به نظر متوليان امر، شهرونداي ما هنوز به مرحله اي از تمدن نرسيدن كه برا حل مشكلات احتمالي با هم تفاهم كنند يا كارشون رو به محكمه هاي قانوني بسپارن كه لازم بشه يه گرز رو سر مردم باشه كه نذاره از چارچوب قانون تخطي كنن. تازه از كجا معلوم همين نيروا خودشون مخلّ امنيت و آرامش مردم نشن. كسايي كه هيچ مجراي قانوني حساب شده قانونمندي واسه كنترل و نظارتشون نيست، امكان تخلفشون چقدره؟ به اين فكر شده كه اگه خود اين آقايون مرتكب اشتباهي بشن كي بايد پاسخگو باشه؟ اينا كجا دوره هاي لازم رو ديدن كه بتونن با متانت و با توجه و احترام به حقوق شهروندي افراد به انجام وظيفه بپردازن. آيا صرف وجود يه نيروي فشار آموزش نديده كنترل نشده براي حل مشكلات شهروندا كافيه؟ آيا ميزان جرائم شهروندا با وجود اين نيروا تغيير قابل ملاحظه اي داشته؟ آيا بهانه ايجاد اشتغال، برا انجام چنين كارايي معقول و پذيرفتنيه؟

مطمئناً واسه چنين سوالاتي پاسخ درست و حسابي اي از هيچ مرجع ذيربطي پيدا نميكنيد.- اگه پيدا كرديد به ما هم بگيد بنويسيم بقيه مردم استفاده كنند-.

به هر حال اميدوارم مسئولين مربوطه به جاي صرف چنين هزينه هاي بي فايده اي، به فكر ايجاد و افزايش فرهنگ شهرنشيني متمدن باشند كه هر كسي خودشو در مقابل جامعه اي كه درش زندگي ميكنه مسئول بدونه . جوري فرهنگ سازي بشه كه هر كسي خودشو موظف به اطاعت از قانون بدونه . در چنين جامعه اي نه تنها ديگه كسي حاضر به انجام تخلف نيست بلكه مجرم ديگه برا انجام جرم، احساس ناامني ميكنه. اونوقته كه امنيت واقعي مردم تأمين ميشه. اينطور نيست؟

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-45.aspx

 
 

  یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1384 نويسنده : گمنام |  

 

 

بازم Key Logger

 
   

در مورد مطلب قبلي مندرج در همين صفحه يكي از دوستان مطلبي داشتن كه چون خودشون زحمت كامنت رو نكشيدن گفتم اينجا بنويسم دوستان كافي نت برو استفاده كنند و اونم اينه كه :

اگه بخواهيم از دست اين جور نرم افزارا (Key Logger)ها راحت شين (با توجه به اينكه بعضي ازشون هيچ رد درست و حسابي اي به جا نميذارن) مي تونيد هنگام ورود اطلاعات خاص (مث نام كاربري و كلمه عبور) ابتدا كي برد سيستم رو به روش زير فعال كنيد :

Start >> Programs >> Accessories >> Accessibility >> On-Screen Keyboard

با اجراي اين برنامه يه كي برد روي صفحه نشان داده ميشه. مكان نما رو جايي كه ميخوايد تايپ كنيد قرار داده و با كليك ماوس بر روي كي برد مذكور، كاراكترهاي دلخواه خودتونو كليك كنيد. با اين كار چون چيزي توسط كي برد تايپ نشده، لذا چيزي هم ثبت نميشه. اين كي برد مشكلي برا استفاده از كاراكتراي ويژه نداره مثلا برا تايپ علامت @ كافيه رو دكمه شيفت كي برد مذكور كليك كنيد تا انتخاب بشه، بعدش با كليك روي علامت @ كه به جاي عدد 2 قرار گرفته اونو تو متنتون وارد كنيد.

آيا دوستاي ديگه نظر بهتري ندارن؟

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-44.aspx

 
 

  چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1384 نويسنده : گمنام |  

 

 

يه هشدار امنيتي

 
   

 دوستي مي گفت رفتم يكي از كافي نتاي شهر، انواع Key Logger ها رو سيستما نصب بوده، لذا نتونستم حتي يه چك ميل معمولي داشته باشم. البته ايشون قبل از اين از خير يه كافي نت ديگه به خاطر وجود همين مشكل گذشته بود ( برنامه هاي وقايع نگار يا كي لوگر كارشون دزدي وسرقت اطلاعاته بدين صورت كه شما هر چي رو كه تايپ كنيد يه كپي ازش توسط برنامه مذكور ذخيره ميشه و در پايان واسه ايميل شخص نصاب برنامه ارسال ميشه. حتي بعضي از اين برنامه ها هر چند لحظه يه عكس هم از صفحه نمايش گرفته و يه جا ذخيره مي كنه، بعدش يا ايميل ميشه و يا دزد مذكور مياد سروقتش برا جمع آوري اطلاعات مورد نظرش. فرداش هم پز ميده كه ما هكريم و ازين جور حرفا) .

خلاصه نصب اين جور برنامه ها يا توسط مسئولين كافي نت (به احتمال ضعيف) انجام ميگيره و يا توسط اشخاص و گروههايي كه به دنبال رديابي نويسندگان سايتا و وبلاگاي مخالف نظر حضراته و شايد هم توسط افرادي بيكار و ماجراجو. در هر صورت توجه شما دوستايي كه از كافي نت استفاده ميكنيد به توصيه‌هام ضرري نداره كه هيچ، مي تونه كلي هم بدردتون بخوره :

* قبل از استفاده از هر سيستم چك كنيد آيكناي مشكوك رو Taskbar (كنار ساعت) نباشه اگه موردي ديدين ماوس رو چند ثانيه روش نيگه دارين تا اسمشو بتون بگه. اگه اسمش چيزي تو مايه هاي Log بود روش كليك راست كرده و گزينه اي مانند Close يا Exit يا Stop و اين جور چيزا رو پيدا و انتخاب كنيد.

* يه بار دكمه هاي Ctrl و Alt و Delete رو بگيرين تا پنجره Task Manager باز بشه توي Tab دوم يعني Processes دنبال اسمايي تو مايه هاي Key Logger بگردين. اگه پيدا شد اونو انتخاب و اون پايين دكمه End Task رو بزنيد. ممكنه يه سوال بشه تاييد كنيد و اگه بازم پنجره اي با دكمه End Task امد اونو هم كليك كنيد.

* براي آشنايي با برنامه هاي Key Logger يه جستجو تو اينترنت انجام بدين تا با اسم و عملكرد نرم افزاراي مختلف اين كاره آشنا بشين. اونا رو بخاطر بسپاريد كه بعدنا لازمتون ميشه.

* ابتدا اطلاع به مسئول كافي نت و در صورت عدم نتيجه گيري تحريم چنين كافي نتايي كه امنيت شما رو بخطر ميندازن كار ديگه اي كه بايس انجام بدين.

* اگه نتونستين از وجود چنين برنامه هايي آگاه بشين يا با يه نفر وارد برين كافي نت و يا از خيرش بگذرين. چون تقريبا همه جا شما از كلمات عبور استفاده مي كنيد و لو رفتن اونا يعني فاجعه.

* و آخر اينكه به هر كافي نتي نبايد وارد شين چون علي رغم اطمينان از صاحب كافي‌نت، نمي توان به همه كاربرايي كه اونجا مراجعه مي كنن اطمينان كنيد.

اميدوارم هيچ وقت كليداي خونه، ماشين(سوئيچ)، سايت، وبلاگ، ايميل و ...ي شما به دست نامردا نيفته.

دوستان عزيزي كه مطالبي در تكميل يا رد اين نوشته دارن ممنون ميشم كامنت بذارن و يا ايميل بزنن و نظرشونو اعلام كنند.

 

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-43.aspx

 
 

  یکشنبه یازدهم اردیبهشت 1384 نويسنده : گمنام |  

 

 

جور استاد به ز مهر پدر

 
   

جور استاد به ز مهر پدر
اين مصرع شعر شما رو ياد چي ميندازه، نميدونم نظر شما چيه، ولي نظر من اينه كه ياد دوران كودكي كه مدرسه مي رفتيم، ميندازه همون موقعي كه اگه شلوغ پلوغ مي كرديم، درس نميخونديم يا ... آقاي معلم (شايد هم خانوم معلم) يه چوب ور ميداشت و حسابمونو كف دستمون ميگذاشت. باز ما خدارو شكر مي كرديم كه قديم ترا نبوديم كه برامون چوب فلك بذارن. آخه شنيده بوديم اون موقعها به جاي چوب زدن، بچه‌ها رو فلك مي كردن يعني پاهاشونو مي بستن به هم و با شلاق يا چوب (هنوز شيلنگ جا نيفتاده بود) ادب! شون مي كردن.
القصه؛ سرتونو درد نيارم ديروز داداش كوچيكه مي گفت هنوزم كه هنوزه رسم ادب! معلما فراموش نشده و گاهگاهي دستاي بچه ها با شيلنگ و شلاق معلماي مهربون نوازش ميشه. (چه نوازشي!). من نميدونم تا كي بايس از معلم چوب خورد تا ادب شد، آخه اين جور ادب كردنا خيلي ساله از مدارس كشور برچيده شده ولي اينجا ...
يا مثلاً كوتا كردن مو؛ آخه كجاي كشور ديدين به بچه راهنمايي و حتي ابتدايي گير بدن كه مواتو اينجوري بزن اونجوري نزن، چرا موات بلند شده برو كوتا كن برو موتاو بزن فردا اينجوري بياي مدرسه رات نميديم و ازين جور حرفا ...
نميدونم كدوم ناظم يا مدير مدرسه تو سر بچش شپش افتاده ميخواد جلو بقيه رو بگيره!
يكي نيس به اين حضرات بگه آقا دس وردار. اين كارا مال قديم مديما بود كه خدا بيامرزه. تو عصر اينترنت و ارتباطات كچل كردن مو ديگه چه صيغه ايه كه شما ميخواين باهاش مريخو صاحب شين، توش ساندويچي بزنين!
اگه الان آرزو كنين كوچيك شين و برين مدرسه، بعدشم ازتون بخوان مواي سرتونو با صفر بزنين چه حالي بتون دست ميده؟

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-42.aspx

 
 

  سه شنبه ششم اردیبهشت 1384 نويسنده : گمنام |  

 

 

عاشقان این عیدتان نیز مبارک باد

 
    ولادت باسعادت آخرین رسول مکرم، حضرت محمد صلوات الله علیه و آله و سلم وفرزند برومندش، احیاگر فقه شیعه، امام جعفر صادق علیه السلام را به همه محبین این خاندان تبریک و شادباش می گویم.

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-41.aspx

 
 

  سه شنبه ششم اردیبهشت 1384 نويسنده : گمنام |  

 

 

شما هم میخواین؟

 
   

امروز جمعه كه يه روز تعطيل بود همراه يكي از دوستام رفته بوديم از هواي سالم طبيعت يه فيضي ببريم. منطقه اي بنام «نام تنگ» يا همون ميان دره به زبان فارسي، جايي محصور بين چندين كوه بلند چون مانشت، قلارنگ، گچان و قلندر، منظره اي بي نظير از زيباييهاي خالق بيهمتاست كه بدليل فاصله كم از شهر واسه مردم ايلام به بزرگترين تفريحگاه برا سه فصل اول سال مخصوصاً فصل بهار تبديل شده، يكي از كاراي خوبي كه شهرداري ايلام انجام داده قرار دادن سطلاي بزرگ براي جمع آوري زباله دوستداران طبيعته كه الحمدلله داره كم كم فرهنگش جا مي افته. اگه يه خدمات بيشتري تو اين مراكز تفريحي گذاشته بشه كه مردم بتونن استفاده بيشتري از طبيعت بكنن، خيلي با حال ميشه. مثلاً قرار دادن چندين سرويس بهداشتي، تانكاي آب خوردني، وسايل بازي بچه ها مثل تاب و سرسره، تهيه و توزيع بروشورايي برا راهنمايي مردم مخصوصاً بچه ها كه شامل نحوه پاسداشت و حفظ و حراست محيط زيست باشه، حتي ايجاد مكاناي سيار فروش مواد مورد نياز مردم، استفاده از مأموراني برا مقابله با مشكلات احتمالي و كاراي ديگه اي كه به ذهن شما مي رسه. اينا چيزاييه كه من جاهاي ديگه ديدم و دوست دارم برا همشهريام هم مهيا باشه. به نظر شما انجام چنين كارايي شدنيه يا نه؟

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-40.aspx

 
 

  شنبه سوم اردیبهشت 1384 نويسنده : گمنام |  

 

 

یه خبر تازه - ايميل يك گيگا بايتي ياهو

 
    امشب که ایمیلمو توی یاهو چک می کردم متوجه یه پیام شدم که بزودی فضای ایمیلتون بصورت رایگان به یه گیگابایت ارتقا پیدا میکنه تا دیگه نیازی به پاک کردن ایمیلاتون نداشته باشین.

 
By early May, your Yahoo! Mail storage will increase to a full 1GB. It's a free upgrade to help make sure you never have to worry about deleting important messages again.

 با این کار یاهو، دیگه  gmail کم میاره

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-39.aspx

 
 

  پنجشنبه یکم اردیبهشت 1384 نويسنده : گمنام |  

 
 

.: عناوين 20 مطلب اخير :.

مصلای شهر ایلام!
هفت خوان رستم!
خون دلها خورده ايم
يه مترجم رايگان و با حال
سلام بر مولاي مؤمنان
ف مثل فرهنگ
خجسته باد این بزرگ عید آل علی(ع)
اين همه برادر !
اندر حكايت اعتكاف ايلاميان در مسجد جامع شهر
يادت نرود بي بي جان
یکی دیگر از افتخارات آقای میرحسین موسوی !!
موسوي! راهي كه مي روي به ناكجاآباديست
جوابيه اي براي دوستان
الگوی ریا و دروغ در ایران کیست؟
وين سر شوريده باز آید به سامان غم مخور
عروج مردي تا خدا
مقصر كيست؟
شهادت قسمت ما مي شد اي كاش ...
عيدتون مبارك
نوستر داموس و آينده جهان

 

 
 

.: درباره وبلاگ :.

مي نويسم چون نوشتن را وظيفه خودم مي دانم. نوشته هايم گاهي تلخ و گاهي شيرين اند، اما هدفم خنداندن يا گرياندن كسي نيست. ياري خداوند و علاقه ام به شهرمظلومم پشتوانه كارم است و نظرات و مطالب شما نيز هم!

.: پيوندهاي روزانه :.

.: پيوندهاي دوستان :.

ايلام، سرزمين ناشناخته ها
دفتر مشق
سرزمين كوهستان
يادداشتهاي الكترونيك من
موسسه شهيد تدين
غريبه اي در مه
بهتر ببين
محبان علي بن ابيطالب(ع) ايلام
راز مقبره
مشترك مورد نظر
نقطه سر خط
كيميا
يادداشت من
شركت فني مهندسي پارس كليك
شاهورديخان
شعر نو
سورنا
تارستگاری فقط یک کلیک
دیدنیهای استان ایلام عروس زاگرس
فيزيك مدرن
اوقات شرعي همه استانها
وضعيت جوي هواي استان ايلام
هويزه : کربلاي ايران
ایلام حساب
محبان مهدی (عج) دهلران
دوكوهه
فرهنگ
دهلران امروز
جامعه شناس ايلامي
دانلود فيلم از سايت youtube.com
پخش كننده فايلهاي فلش (FLV)
سايت دانلود آپديت هاي ويروس كش مكافي 1
سايت دانلود آپديت هاي ويروس كش مكافي 2
سايت دانلود آپديت هاي ويروس كش مكافي 3 - جديد
آپديت آنتی ویروس مک آفی
یادداشت های یک نسل سومی
ايلام حقوق
یادداشت های شخصی محمود احمدی نژاد
دره شهر
فرهنگ عشاق
تلاطم
جنبش دعوت از احمدي نژاد
حضرت ولی عصر(عج)
طنز استان ايلام
باز باران با ترانه ...
 

 

Copyright © 2006 All Rights Reserved by ilamcity.Blogfa.com