غم دل چه باز گويم كه غم دراز دارم
به بهانه پخش فيلم «مهمان مامان»
با جلوس آقاي ضرغامي بر مسند صداوسيماي ميهن، تحولات چشمگيري در رسانه ملي بوجود آمد. بي طرف بودن در تبليغات رياست جمهوري و ارائه برنامه مفيد آگاه كننده، حمايت از برنامه هاي انتقادي جدي و علي الخصوص طنز، به جوابگويي كشاندن مديران و ... از نكات بارز پرونده كاري ايشان است.
اما متأسفانه جريان توهين به بعضي قوميت ها و فرهنگ ها هنوز هم در رسانه ملي به چشم مي خورد. نمونه اش تهيه فيلمهاي در بررسي مشكلات و معضلات برخي استانها و پخش آنها از سيماي جمهوري اسلامي ايران است.
نفس كار كه به معرفي مشكلات بپردازد مي تواند بسيار خوب و اثرگذار باشد اما به شرطي كه بدون غرض و واقع بينانه باشد؛ اما كارهاي بعضي كارگردانان اگر نگوييم مغرضانه است، حداقل مي توانيم با اطمينان بگوييم كه اثرات منفيشان بيشتر است.
فيلم «بماني» به كارگرداني آقاي داريوش مهرجويي با اغراق فراوان به مشكل خودسوزي و ازدواج هاي نامناسب در استان ايلام مي پردازد. اينكه بيشترين آمار خودسوزي كشور (متأسفانه) از آن اين استان است،جاي انكار نيست. ولي مشكل ازدواج هاي اجباري مختص اين استان نيست بلكه در بيشتر كشور مخصوصاً در جاهايي كه از اصالت فرهنگي بيشتري برخوردارند به چشم مي خورد. حال چرا ايشان مي خواهند اينگونه وانمود كنند كه ايلام مهد پرورش اين تفكر است، مشخص نيست.
اگر ايشان دلسوز استان ما هستند چرا از بزرگترين مشكل كشور كه در استان ما به طرز وحشتناكي بيداد مي كند، فيلم تهيه نمي كند. مشكل اشتغال مي تواند سوژه بسيار مناسب تري باشد كه بدون نياز به توهين به فرهنگ قوميتي، به راحتي مورد استفاده ايشان قرار گيرد ( تا جيبشان خداي ناكرده خالي نماند).
و يا فيلم «مهمان مامان» كه هدف اصلي از نوشتن اين سطور پرداختن به آن است. چرا آقاي كارگردان چنين فيلمي را تهيه كرده اند يك طرف قضيه است كه در ادامه به آن خواهم پرداخت. اما طرف ديگر اين جريان، عملكرد نادرست و سؤال برانگيز صدا و سيما در پخش اين فيلم است. چرا يك فيلم كه نه از لحاظ داستاني از محتواي محكم و جذابي برخوردار است و نه از ديد هنري، در كمتر از شش ماه، دو مرتبه در سيماي سراسري به تصوير كشيده شود. آيا اگر شائبه عمدي بودن بي احترامي به آداب و رسوم و اعتقادات اين استان در ذهن برخي بوجود آيد، صدا و سيما مقصر نيست؟!!
اين در حاليست كه بعد از اولين پخش آن ( كه بصورت CD در سطح كشور توزيع شد) انتقادات زيادي از سوي صاحب نظران هم استاني متوجه آن شد كه مقالات آن ايام هنوز در آرشيو مطبوعات بومي و ملي قابل دسترسي اند. و با پخش آن در صدا و سيما انتقادات بيشتري را هم به همراه داشت.
چرا سيماي ملي كه داعيه انتقادگري و انتقادپذيري دارد به هيچ يك از اين انتقادات اهميتي نداد؟ اين همه برنامه نقد فيلم هاي خارجي در شبكه هاي مختلف به نمايش گذاشته مي شود، چه ايرادي دارد كه براي يك بار هم كه شده اين فيلم ايراني شبهه دار به بوته نقد كشيده شود؟
حال به نقد عملكرد كارگردان فيلم بپردازيم. آقاي مهرجويي تا كنون دو فيلم در باره اين استان تهيه نموده است كه هر دو به تخريب چهره استان و فرهنگ اصيل آن منجر شده است. برخي معتقدند كه اگر با تهيه اولين فيلم ايشان پاسخ مناسبي به ايشان داده مي شد، ديگر زمينه جسارت ايشان براي توهين مجدد به ايلام بوجود نمي آمد. اينكه اين نظريه درست است يا خير؟ بايد سايرين نظر بدهند ولي اين واقعيتي است كه قابل انكار نيست.
در فيلم مورد بحث، با نشان دادن چهره كريهي از استان، تمام ارزشها به سخره گرفته شده اند. يك پيرزن خسيس بي فرهنگ كه از شهر خود گريخته است، مادر شهيدي است كه ديار خود را از ترس بعثيان رها كرده است. شايد براي بينندگان غيربومي قابل توجه نباشد ولي جالب است بدانيد كه لهجه اين بازيگر در فيلم هيچ شباهتي به لهجه ايلامي ها ندارد بلكه بسيار شبيه به لهجه كرمانشاهي است كه اين نشان از ضعف و عدم شناخت كارگردان دارد.
ايلامي كه به گفته مقام معظم رهبري، از افتخاراتش اين است كه در 8 سال مقاومت، مهاجر آواره به ديگر استانها تحميل ننمود بلكه با سختي و مرارت فراوان كه «شنيدن كي بود مانند ديدن» وجه تسميه آن است با سكونت در حاشيه هاي شهر و كوهستانهاي زيبا ولي خشن استان، ايستادگي و پايمردي خود را به همه جهانيان ثابت كردند.
استاني كه با تشكيل بسيج بومي و ايلي خاكهاي اشغال شده خود را با كمترين تجهيزات بلكه با روحيه شجاعت و غيرت از متجاوزين بازپس گرفت.
استاني كه هزاران شهيد صحنه هاي پيكار و بمباران فداي دين و ميهن نمود، مادران و پدران شهدا، نه تنها از اهداي عزيزانشان ناراحت نبودند بلكه به آن افتخار مي كردند.
استاني كه صفت مهمان نوازي مردمش سالهاي سال است كه در قاموس اين آب و خاك مي درخشد.
...
اكنون يك آدم جنگ نديده بي انصافي پيدا مي شود كه چشمش را بر روي تمام ويژگيهاي منحصر بفرد اين دليران مي بندد و با گستاخي تمام به تخريب باورها، آداب و رسوم، فرهنگ ديرينه و فداكاري هاي غير قابل وصف كساني مي پردازد كه سهم عمده اي از آرامش و رفاه امروز او مديون همين شيران بيشه نبرد است.
شايسته نبود كه در ازاي يك فيلم نامناسب، يك فيلم مثبت هم مي ساخت كه هم جبران كار اشتباه قبليش باشد و هم تشكري از اين مردم خونگرم؟!!
اميدواريم كه من بعد هم رسانه ملي و هم كارگردانان متعهد وطن، واقع بينانه به وقايع بپردازند.
گمنامي از ديار گمنام ايلام - زيباميل