تبليغاتX
شهر مظلومم ایلام تو را من دوست می دارم
  

ار خسرو بووم ده س وه جامه وه ..................... اروام گل مه خوه و ایلامه وه

 
 

.: فهرست اصلي  :.

.: آرشيو موضوعي  :.

.: آرشيو مطالب :.

.: نويسندگان :.

.: كدهاي جانبي :.

Map IP Address

.: طراح قالب :.

Gomnam
Powered By
BLOGFA.COM

 

 

هفت سین سید الشهدا

 
    هفت سین سید الشهدا

بسم الله الرحمن الرحیم

هر سال سفره ای پهن می شود و گرد هم جمع می شویم تمام هستیمان در هفت سین خلاصه میشود....سبزه...سمنو....سکه....سیب...و....
هفت سینمان اگر بوی تورا نداشته باشد که هفت سین نمی شود...حسین...
آری برای همین است که اگر ماهیهای تنگمان همان لحظه ی سال تحویل هم بمیرند غصه نمیخوریم
...آخر هنوز سیب را بر سر سفره داریم.....
سیب،ما را یاد تو می اندازد....و من نمیدانم قرابت تو با سیب از برای چیست؟
همین قدر میدانم که تا بوی آن بر مشامم می آید و سرخی آن چشمانم را نوازش می دهد تو به یادم می آیی...
میگویند تو نیز سفره پهن کرده ای....سفره ی هفت سین.... و نوروز تو را عاشورا نامیده اند......برایمان تفسیر کن از روی نی که چگونه است که هر روزمان باید نوروز باشد و هر
روزمان عاشورا...از شماها بر ما رسیده که ایامکم نو روز....و باز از ناحیه ی شماها به ما یاد دادند که کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا...و عقل کج افتاده ی من در این وادی راه بجایی ندارد،تو بگو..آری تو بگو....دوست دارم از روی نی برایم از نو روز بگویی

*
میگویند تو نیز سفره پهن کرده ای....سفره ی هفت سین...می توانی بگویی سین های سر سفره ات چه بود....به من یاد داده اند که اگر سالهای ما با نو روز نو می شود تاریخ بشر با عاشورای تو نو شد....باز هم تکرار میکنم هفت سینت را بگو میخواهم بدانم؟

چشمان سیاهش به من خیره می شود...از خجالت آب می شوم،به من نگاه میکند؟؟!
خدایاحسین دارد به من نگاه میکند...
لبهایش هنوز خشک است....
-آقا بفرمایید آب...(بغضم می ترکد)
دستش را بالا می آورد و تعارفم را رد می کند ...زیر لب دارد جملاتی را بر زبان میآورد
فکر کردم ذکر می گوید....
گفتم آقاجان قربان ذکر گفتنت...چرا جوابم را نمی دهی
( می داند آدم بی ادبی هستم ...برای همین هیچ نمی گوید)
باز با مهربانی نگاه میکند و صدایش را کمی بلند تر می کند....ذکر نمی گوید....دارد هفت سینش را برایم می شمارد.
-سری بر روی سنان.....سیلی بر رخ دخترکی سه ساله.... سبویی پرازخون دل...سقایی بی مشک...سپهداری بی دست.....سری و خنجری...سروی بنام علی اکبر........(هر دوی مان اشک می ریزیم)...ماهی هم داشتیم اما تنگمان خالی از آب بود

- گفتم فدایت شوم شما که تمام هستیت را برای تزیین این سفره دادی...مگر سفره سفره ی که بود؟؟...چقدر ارزش داشت؟...اکبر ...عباس...رقیه...

فرمود:خاموش!!!(آنگاه دستها را سوی آسمان دراز کرد...نگاهش نیز به همان سو روفت که دستانش رفت...شروع کرد....و تو چه می دانی که چه فرمود؟؟!!)
اللهی اصغر از تو،اکبر از تو

بخون افتادگانم یکسر از تو

اگر صد بار دیگر بایدم کشت

حسین از تو ، سر از تو ، خنجر از تو

-من آن لحظه چه می توانستم انجام دهم

نعره ای زدم و از حال رفتم...

عم یتساء لون(1) عن النبا العظیم(2)الذی هم فیه مختلفون(3)
کلا سیعلمون(4)ثم کلا سیعلمون(5)


پ.ن: این اوالین مطلب این بنده ی حقیر در ایلام سیتی بود ،جسارت ما را انشا الله می بخشید و ما رو تحمل می فرمایید
پ.ن: برادر گمنام کجا رفتی؟؟....نیستی؟

پ.ن: میگن  قبل از انجام هر کار باید مشورت کرد ..خوب....از طرف روزبه میر ابراهیمی (عضو تحریریه روزنامه اعتماد ملی) دعوت به مناظره یا بقول خودش گپی در مورد  موضوعاتی مثل شرکت در انتخاباتها ...شهدا...منتظری و...شدم....چکار کنم برم یانه؟

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-124.aspx

 
 

  جمعه بیست و ششم اسفند 1384 نويسنده : گمنام |  

 

 

آیا براستی ظرفیت پذیرش حقیقت در استان ما اینقدر کم شده است؟

 
     

متن ارسالی آقای رزمگیر برای ایلام امروز:

ما به مرگ تهدید شده ایم اگر توفیق تهدید کنندگان حاصل وعمل خیرشان را به کمال انجام دادندو وبچه های ما یتیتم شدند خدائی دارند همین نزدیکی ها

ادامه مطلب را در سایت ایلام امروز مشاهده فرمایید:

http://www.ilamtoday.com/alam/show.asp?n=492

 

 به انديشيدن خطر مكن .
                                روزگار غريبي ست نازنين 
آن كه بر در مي كوبد شباهنگام
براي كشتن چراغ آمده است .
                               نور را در پستوي خانه نهان بايد كرد

 

هر چند اینا حرفای قشنگی نیستن، اما باید! باید می نوشتم.

 

 ****************************************************

راستی یه مطلب دیگه:

مدتیه با این آی پی:   217.219.144.7 كه مال مخابرات آذربايجان غربيه زياد به اين وبلاگ سرك مي كشن. نميدونم خبري كه اين غريب آشنا دنبالش مي گرده چي هست؟ بفرمان خودمون براشون مي فرستيم.

 

****************************************************

و يه مطلب ديگه :

به نظر شما چرا اعضاي دفتر تحكيم وحشت (وحدت سابق) نمیخواستن استخوانی شهدای گمنام تو دانشگاه شریف تهران حاک بشه؟؟ چرا حضرات با فرهنگ رئیس دانشگاه رو زیر کتک گرفتن؟

ای خاک بر سر هر کسی که از شهید و شهادت بیزار شده!

 

یاد شعری افتادم که مداح محبوب ایلامیا، آقای اسلام میرزایی میخونه:

 

فرش راه خود نموديم خون ياران خميني

تشنه لب جان داده رفتن  جان فدايان حسيني

شهر ما ديگر ندارد بوي آويني و همت

جاي آنها كاخهاي بي شهيدان گشته رويت

يا حسين(ع) و يا ابالفضل(ع)

بوي آزادي غربي مي گزد دست و قلم را

آمده دشمن بگيرد روضه و اشك و علم را

اي حسيني ديده وا كن لشكر شيطان رسيده

آمده دشمن بگيره از من و تو اشك ديده

يا حسين(ع) و يا ابالفضل(ع)

 

 

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-123.aspx

 
 

  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384 نويسنده : گمنام |  

 

 

نمايشگاه كتاب

 
   

نمايشگاه استاني كتاب مدتيست كه داير شده و خيل مشتاقات علم و ...! را به سمت خود كشانده است. فرصت كوتاهي دست داد تا من هم از زيارت اين ياران مهربان بهره مند شوم. ويژگي خاص مكانهاي فرهنگي مثل كتابفروشي ها و كتابخانه ها (البته براي مشتاقان ) اين است كه گذشت زمان خيلي ملموس نيست و اندك فرصت من هم زياد چنگي به دل نزد اما به هر حال نكاتي به ذهنم رسيد كه خدمت متوليان امر ارائه كنم تا شايد به نوبه خود كمكي به اين امرخطير نموده باشم.
بي شك برپايي چنين نمايشگاههايي به عنوان يك كار فرهنگي مثبت مي تواند كمك شاياني در گسترش و بهبود فرهنگ كتابخواني در جامعه نمايد علاوه بر اينكه نياز برخي افراد را از رفتن به استانهاي ديگر جهت خريد كتب مورد نياز را (هر چند براي مدتي كوتاه) مرتفع نمايد.
به جاست از همه دست اندركاراني كه در اين راستا قبول زحمت نموده، تقدير و تشكر كنيم.
اما انتقاداتي مشابه روال هميشگي (از اين باب كه كمتر گوش شنوايي براي انتقادات پيدا مي شود و اگر هم پيدا شود مجري اي يافت نمي شود!) : عدم جا و مكان كافي و مناسب براي غرفه داران يكي از معضلات نمايشگاه كتاب بود كه در نمايشگاههاي قبلي شايد زياد ديده نمي شد اما اين بار به دليل حضور ناشرين بيشتر، مجبور شده بودند حتي داخل حياط و هرگوشه كناري با ساختن سايبان چادري اي، مقداري فضا براي ايشان دست و پا كنند. مناسب است با توجه به گسترش روزافزون جمعيت و علي الخصوص جوانان و نوجوانان كه غالباً علاقه مند به كتاب و كتاب خواني هستند بر مي تابد كه مسئولين محترم براي نمايشگاههاي مشابه بعدي، مكان وسيع و مناسب تري تدارك ببينند.
از لحاظ كيفي هم در بعضي زمينه ها لنگي هايي به چشم مي خورد، برخي از ناشران مطرح كه بيشترين مخاطب را در بين قشر دانشجو و درآينده دانشجوها دارند، در نمايشگاه حضور نداشتند. اي كاش به طريقي مي شد حضور اين ناشرين را نيز شاهد مي بوديم.
مشكل ديگر مربوط به بن هاي خريد كتاب بود. با توجه به اينكه 20 درصد از مجموع 30 درصد تخفيف كتب با ارائه بن هاي كتاب انجام مي گرفت، بازديد كنندگان ناگزير به خريد بن بودند تا اينجاي كار مشكلي نيست اما اگر كسي تعدادي بن مازاد بر نياز تهيه نموده باشد تكليف چه مي شود؟ فروشندگان بن اعلام نموده اند كه بن ها قابل برگشت نيستند و در صورتي كه خريدار نتواند مشتري اي! براي بن هاي اضافي خود پيدا كند، اين اوراق بهادار! پس از اتمام برپايي نمايشگاه به سطلهاي زباله ريخته شده و در اين ميان تنها خريدار بن است كه متحمل خسارت مي شود.
مسئولين امر مي توانستند تمهيداتي مناسب تري براي نحوه ارائه تخفيف بينديشند و يا لااقل مي توانند بن هاي ماضاف بر مصرف را مجدداً هرچند با بهاي كمتر(مثلا پس از كسرهزينه چاپ كاغذ! ) از صاحبان آن خريداري نمايند.

به امید فردایی هر چه بهتر برای همشهریان عزیزم

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-122.aspx

 
 

  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384 نويسنده : گمنام |  

 

 

3 نکته!

 
   

اول اينكه :

امروز سالروز شهادت رقيه حسين(ع) است. نامي كه يادآور غم و غربت و تنهايي و اسارت است. نامي كه نشان از بانوي بي نشان مدينه دارد. خرابه نشين آسماني كه فراق پدر، توان حيات از او باز پس گرفت. بانويي كه با 3 سال سن، باب الحوائج زمينيان شده است. آري او فاطمه اي ديگر است با همان نشان بي نشان.

اين غم جانسوز را به محضر هستي هستي (عج) تسليت مي گويم.

دوم:

نوشتن مطلب، آن هم انتقاديش، حال خوشي مي خواهد، اطلاعات بدر بخوري و ناي نوشتني. آدمي گاهگاهي ناي نوشتن ندارد، يا حالش خراب مي شود و يا اطلاعاتش دردي دوا نمي كند... به هر حال من هم ازين قاعده مستثني نبوده و نيستم.

ايامي سپري مي شود و دوستان به شوق! مطالب جديد به محفل اينترنتي ما سر مي زنند اما با رؤيت نوشته هاي قديمي حالشان گرفته مي شود و پذيراييشان نيز هم!

لذا بهتر ديدم چنانچه دوستان عزيز مايل باشند كار وب نويسي را بصورت گروهي انجام دهيم تا هر كس مطلب مناسبي داشت، خود شخصاً بر اين تخته سياه! خيالي بنگارد. اگر كسي مايل به همكاري بود اعلام نمايد تا با در اختيار گذاشتن نام كاربري و كلمه عبور، دردنويس همدردمان شود. پذيراي حضور سبز (يا آبي، قرمز و ...) دوستان هستيم.

و سومين مطلب:

بعضي دوستان، درج مطالب انتقادي حقير و ديگر دوستان را تهمت و افتراء مي دانند. برخي نيز فرموده اند بهتر است به جاي انتقاد از ديگران به فكر اصلاح خود باشيم.

ضمن تشكر و سپاس از نظرات اين عزيزان لازم ديدم مختصر عباراتي در اين باب به عرض برسانم.

قصد اصلي من از نگارش در اين وبلاگ فقط كمك در جهت شكوفايي بيشتر استان، بيان مشكلات به منظور رفع آنها، تقدير از زحمات زحمت كشان و ... است. يعني نه از روي غرض ورزي بلكه تنوير افكار عمومي در راستاي اهداف مذكور است.

حالا اگر من از مسئولين سياسي يا مذهبي استان انتقادي مي كنم آيا بايد متهم به دشمني شوم؟ اين چه جور طرز فكري است ...

مگر سيره علوي(ع) را در نهج البلاغه نخوانده ايد؟ مگر حقوق حاكم بر مردم و مردم بر حاكم را نمي دانيد؟ هيچ مي دانيد يكي از مهم ترين حقوقي كه حاكم بر مردم دارد نصيحت خيرخواهانه است؟ آن كه از اين حق گريزان است لابد دانسته يا نادانسته با روش علوي(ع) مخالف است.

اميدوارم اين خرده نوشتار كه گاهاً موجب آزردگي خاطر بعضي هم استاني هاي عزيز مي شود، مرضي حضرت حق قرار گيرد. همو كه آگه به اسرار درون است.

يا علي(ع)

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-120.aspx

 
 

  دوشنبه پانزدهم اسفند 1384 نويسنده : گمنام |  

 

 

عرض تسلیت

 
   

عكس از شريف نيوز

هتک حرمت به حریم ملکوتی حرم مطهر امام هادی(ع)، امام حسن عسکری(ع) و نرجس خاتون را به خدمت حضرت مهدی موعود ارواحنا لتراب مقدمه الفداء تسلیت عرض نموده و ضمن دعا برای سلامتی ایشان، تعجیل در فرج حضرتش را از خداوند منان عاجزانه مسئلت می کنیم.

كل يوم عاشورا

امروز در ورودي حرم مطهر امام حسين(ع) كه مي گويند ۳۰ سال پيش ساخته شده، با گذر از شهر ما به سوي كربلاي معلي انتقال داده شد. در روزي كه غم جانسوز مصائب سامرا دل هر شيعه را آزار ميداد، مردم شهر ما به بدرقه آمده بودند.

به اميد فرج هر چه زودتر پسر فاطمه(ع) و باز شدن راه كربلا بر همه عشاق حسين(ع)

اللهم عجل لوليك الفرج و العافية و النصر

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-119.aspx

 
 

  پنجشنبه چهارم اسفند 1384 نويسنده : گمنام |  

 
 

.: عناوين 20 مطلب اخير :.

مصلای شهر ایلام!
هفت خوان رستم!
خون دلها خورده ايم
يه مترجم رايگان و با حال
سلام بر مولاي مؤمنان
ف مثل فرهنگ
خجسته باد این بزرگ عید آل علی(ع)
اين همه برادر !
اندر حكايت اعتكاف ايلاميان در مسجد جامع شهر
يادت نرود بي بي جان
یکی دیگر از افتخارات آقای میرحسین موسوی !!
موسوي! راهي كه مي روي به ناكجاآباديست
جوابيه اي براي دوستان
الگوی ریا و دروغ در ایران کیست؟
وين سر شوريده باز آید به سامان غم مخور
عروج مردي تا خدا
مقصر كيست؟
شهادت قسمت ما مي شد اي كاش ...
عيدتون مبارك
نوستر داموس و آينده جهان

 

 
 

.: درباره وبلاگ :.

مي نويسم چون نوشتن را وظيفه خودم مي دانم. نوشته هايم گاهي تلخ و گاهي شيرين اند، اما هدفم خنداندن يا گرياندن كسي نيست. ياري خداوند و علاقه ام به شهرمظلومم پشتوانه كارم است و نظرات و مطالب شما نيز هم!

.: پيوندهاي روزانه :.

.: پيوندهاي دوستان :.

ايلام، سرزمين ناشناخته ها
دفتر مشق
سرزمين كوهستان
يادداشتهاي الكترونيك من
موسسه شهيد تدين
غريبه اي در مه
بهتر ببين
محبان علي بن ابيطالب(ع) ايلام
راز مقبره
مشترك مورد نظر
نقطه سر خط
كيميا
يادداشت من
شركت فني مهندسي پارس كليك
شاهورديخان
شعر نو
سورنا
تارستگاری فقط یک کلیک
دیدنیهای استان ایلام عروس زاگرس
فيزيك مدرن
اوقات شرعي همه استانها
وضعيت جوي هواي استان ايلام
هويزه : کربلاي ايران
ایلام حساب
محبان مهدی (عج) دهلران
دوكوهه
فرهنگ
دهلران امروز
جامعه شناس ايلامي
دانلود فيلم از سايت youtube.com
پخش كننده فايلهاي فلش (FLV)
سايت دانلود آپديت هاي ويروس كش مكافي 1
سايت دانلود آپديت هاي ويروس كش مكافي 2
سايت دانلود آپديت هاي ويروس كش مكافي 3 - جديد
آپديت آنتی ویروس مک آفی
یادداشت های یک نسل سومی
ايلام حقوق
یادداشت های شخصی محمود احمدی نژاد
دره شهر
فرهنگ عشاق
تلاطم
جنبش دعوت از احمدي نژاد
حضرت ولی عصر(عج)
طنز استان ايلام
باز باران با ترانه ...
 

 

Copyright © 2006 All Rights Reserved by ilamcity.Blogfa.com