بگذاريد كه از ميكده يادي بكنم
من كه با دست بت ميكده بيدار شدم
چند روز پيش به پيشنهاد دوستي جهت هواخوري از نوع مطبوعش يه سري به تپه شاهد (همون تپه خرگوشان يا چياكروه سابق) رفيتم با اينكه شش هفت سالي ميشد كه پام به اونجا باز نشده بود اما بدم نميومد تجديد ديداري كنيم. اوائل شب بود و هوا تاريك، انبوه نورافكن ها و چراغ هاي داخل اين پارك جنگلي چشمامونو آزار مي داد.آخه حدود 5 الي 6 عدد!!! چراغ كل تپه رو نورافشاني مي كرد. جاده دوّار رو از جنب اوژانس بيمارستان آغاز و به بلنداي تپه رسيديم. جايي كه دو جوان رعنا از نوع كاسبش به بسته بندي مواد مشغول بودند. گربه اي اون دورترها ما رو نظاره مي كرد و شايد هم از ته دل به ما مي خنديد كه واسه چي به اين متروكه اومديم. ما كه نه اهل مايعات بوديم و نه جامدات و اينجا هم جاي فروش اين دو قلم بود. به هر حال از پله هاي آب نماي! پاي چرخ و فلك راه فرود رو در پيش گرفتيم و پس از دقايقي به پاي تپه رسيديم.
و اما غرض از اين نوشتار ....
چند سال پيش كه برا اولين بار اين پارك به روي علاقه مندا باز شد، دلمون خوش بود كه يه فضاي سالم تفريحي برا خونواده ها ايجاد شده و با خيال راحت ميتونيم بچه هامونو اونجا بفرستيم اما دريغ از اين توهمات.
اون فضاي زيباي ديروزي امروزه با بهايي كه به پارك چغاسبز داده شده تبديل به بيغوله اي شده كه يه عده آدم ... اونجا رو محل كسب درآمد كردن.
ای کاش تا دیر نشده مسئولین محترم شهرداری با احیای مجدد این پارک موجبات حضور بیشتر خونواده ها و نتیجتاْ بستن راه این افراد رو فراهم کنند. همچنین نیروهای امنیتی با ایجاد فضای سالم و بدور از مشکل برای خونواده ها به وظیفه اصلی خود عمل کنند.
چشم براه اقدامات مسئولین عزیز استانی هستیم.