مدتی است که چشم انتظار بانگ رحیل سفرم و در این انتظار، سفری دیگر را به انتظار نشسته ام؛ شوق دیدار جان جانان زیباست اما تلخی انتظار جز با شربت نوشین وصل، به حلاوت نمی رسد.
باشد که این سفر، همان سفری باشد که زمینه ساز هجرت از من تا اویم باشد.
ارباب نینوانشینم هم چون من منتظر است؛ منتظر است قدمی نیک بردارم که برات سفرم را امضاء کند.
می دانم که رهرو وادی عشق را عزمی باید و توفیقی؛ عزم من هنوز چندان آبدیده و پولادین نشده است که ظلمت عدم توفیقم را گردن زند.
و من حیران ...
محتاج ترم از همیشه به دعای نیک دوستان.
راستی بیایید عهدی ببندیم: روانه سفرم کنید تا در منزلگه عشق، یادتان در خاطرم، زبانم را به عرض ادب و ارادتتان گویا سازد.
هر چند می دانم سد سفرم، بار گناهانی است که هر روز بر انبوهشان افزون می کنم اما ...
دعایم کنید که اللهم العن قتلة امیرالمؤمنین این شبهایم با اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد حرم بهشتیش گره خورد.
نمی دانم کدامین عاشقتان طعم اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد صحن ملائک نشین ارباب را چشیده است؟ اما خوشا به حال آنان که همیشه زندگی، قلبشان حرم یار است و ذکر لبشان التماس حیات و ممات علی و آل علی (ع).
و اکنون بشنوید ندای آسمانی بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را
که از فراز آسمان در لیالی قدر
متبرک به خون امیر ارض و سماء گردیده است
و بخوانید ندای
اللهم ارزقنی زیارة الـحسین فی الدنیا و الآخره و ارزقنی شفاعته فی الدنیا و الآخره و عند الموت و فی قبری و عند الحساب.