نوشتني زياده اما حال نوشتن نيست و نمیشه ننوشت
اولیش برگزاري همايش موسيقي با عنوان شور سماعي تو سالن اجتماعات مجتمع فرهنگي هنري ارشاد اسلامي بود.
انبوه علاقهمندان به هنر موسيقي در اطراف و اكناف سالن سرپا نظاره گر برنامه ها بودند و عده اي هم بدليل نبود جا خارج از سالن حسرت مي كشيدن. اين سالن همين تابستان امسال مرمت شد ولي يه فكري به حال گسترش فضاش نشد. كاشكي فضاي بزرگتري برا اين كار اختصاص داده مي شد.
به هر حال آنچه مهمتره اينه كه برا متوليان امر ثابت شد كه اين استان و اين شهر چقده علاقهمند به موسيقي داره. موسيقي اي كه استاد نداره. يه دوست دارم كه برا آموزش يه تنبور مجبور شد مدتها بره كرمونشاه پيش يه استاد آموزش ببينه. آخه چرا؟ مگه تنبور دستگاه موسيقي سنتي ايلام نيست؟ مگه زادگاه اين موسيقي خود ايلام نيست؟ چرا حالا برا آموزشش بايد در به در آواره استاناي ديگه بشيم؟
************************************************
مطلب بعدي يه لطيفه و شايد يه مضحكه بود!
روابط عمومي كارخانه سيمان ايلام يه بيلبورد (يا يه پارچه تبليغاتي) زده بود بغل دست يكي از ميادين شهر با اين مضمون كه : نگذاريد آسمان آبي برايمان يك آرزو بشه.
آخه كارخانه اي كه با كمال پررويي هنوز هوا تاريك نشده فيلتراي سيمانش رو از كار ميندازه و با آلودگي وحشتناكي كه ايجاد ميكنه به زودي با بيماري اهالي منطقه گند كارش در خواهد اومد برا ما شعار ميده كه نذاريد آسمون آبيمون تيره بشه.
اي بر هر چي دوروي نامرده ... (شما بگید چی)
************************************************
سوم هم اخراج یکی از کارگرای ناظر همشهری بدلیل افشاي گوشه اي خيانات شركت پيمانكار لوله گذاري گاز در ايلامه. ایشون استفاده از لوله های با عمر ۵ سال به جای ۳۵ سال، جوشکاری غیراستاندارد در لوله های اطراف میدان شهدا و هشدار به احتمال انفجار لوله های گاز به دلائل مذکور را به مسئولین شرکت گوشزد و حاضر به تایید کار انجام گرفته نشد لذا بسیار محترمانه از کار برکنار شد.
کسی هست جوابگو باشه؟؟؟