مي گفت روز آخر زيارت ما در عراق بود. هم دانشجوهاي دخترم با چشم گريان كنار در خروجي حرم آقا با حسرت آخرين نگاههاشونو نثار بارگاه مي كردن. لحظات نابي بود براي وداع. اما سخن مرد عرب ميانسالي اين حال و هوا رو ازمون گرفت :
خانمها ان شاء الله همگي ازدواج.
حالا كه لبخندي بر لب نشوندين عرفه ما رو فراموش نكنين ...
اول اينكه هفته بسيج رو به دلاورمردان عرصه دفاع مقدس تبريك ميگم
دوم يه قابليت جديد به امكانات بلاگفا اضافه شده كه مي تونيد آخرين بروزرساني وبلاگهاي مورد نظرتونو ببينيد
سوم در آستانه سفر رياست جمهوري به ايلام هستيم.قرار بود دو هفته پيش بياد ولي بدليل عدم اجراي طرحهاي رياست جمهوري طي بيش از يك سال گذشته، استان اردبيل كه تقريبا 14 استان بعد از ما بود، بدليل اتمام كار جلو افتاد و ميگن قراره 4شنبه آينده ايشون ايلام بيان. نميدونم توجيه حضرات براي رئيس جمهور چي خواهد بود؟ آيا بازم مي تونن مثل بازرسي كه اومده بود سر ايشون رو هم شيره بمالن يا نه؟ پرسيدم با اينكه همه مردم ايلام ميدونن كه گزارش استاندار و معاون سياسي ايشون كاملا دروغه (اولي 95 درصد و دومي 100 در 100 اجراي طرحهاي رياست جمهوري رو ادعا كردن) چرا كسي چيزي نميگه؟ گفتند: نه اصلاً دروغ نگفتن منظور ايشون از اجرايي شدن، شروع به كار طرحهاست و لو به اندازه كلنگ افتتاح طرحه (كه به حساب اجراي طرح مي گذارن!) گفت : بازم دروغه چون تا اين حد هم انجام ندادن. كسي ميتونه بگه ورزشگاهي كه قرار بوده برا شهر ساخته بشه زمينش كجاست كه كلنگش زده بشه؟ ( من خبر دارم كه حتي هنوز زمين هم برا اين كار خريداري نشده) گر چه امثال اينا زياده اما كو چشم بينا و كو گوش شنوا! تا آقاي احمدي نژاد از اين بازرسا ميفرسته كه برن از روستاي آقاي استاندار گزارش تهيه كنن و ادعا كنن كه تمام مردم ايلام حتي روستاهاي دورافتاده، ايشون رو به اسم مي شناسن، هيچ توفيقي در پيشبرد اهداف نخواهند داشت.
مي نويسم چون نوشتن را وظيفه خودم مي دانم. نوشته هايم گاهي تلخ و گاهي شيرين اند، اما هدفم خنداندن يا گرياندن كسي نيست. ياري خداوند و علاقه ام به شهرمظلومم پشتوانه كارم است و نظرات و مطالب شما نيز هم!