|
|
.: فهرست اصلي
:. |
|
|
|
.: آرشيو موضوعي
:. |
|
|
|
.: آرشيو مطالب :. |
|
|
|
.: نويسندگان :. |
|
|
|
.: كدهاي جانبي :. |

|
|
.: طراح قالب :. |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
بعدسی سال حامیان انقلاب اسلامی به نسبت كمترشده اند!از این نكته نه تعجب می كنم ونه می توانم آن را انكار كنم اما چیزی كه واضح و مبرهن است بعدسی سال هنوزاكثریت قاطع دست حامیان انقلاب اسلامیست.اما اینكه چرا حامیان انقلاب كمترشده؟شاید چند دلیل عمده داردازجمله:
>سواستفاده ی یك عده جهت سودجویی وتامین منافع خود
>تندروی های مقطعی دربرخی عرصه ها و توسط عده ای كه بعدهاخودشان از افراط به تفریط كشیده می شدند.
>جنگ تحمیلی 8 ساله كه طولانی ترین جنگ قرن حاضربود،جنگی كه از18كشور اسیر گرفتیم،جنگی كه درآن برای اولین بار هردوقطب جهانی مخالف هم برای دشمنی باما دست برادری دادند!جنگی كه بما تحمیل شد تا این حركت عظیم را هرطور شده زمین بزند!
>تحریم سی ساله در حیطه های نظامی،اقتصادی،سیاسی،علمی و حتی فرهنگی!
>جنگ روانی مداوم سی ساله،تلاش برای تخریب ادهان داخلی از جمله ایجاد یاس،بدبینی،تشنج و التهاب و مشغول ساختن اذهان به این امور وباز ماندن از فعالیتهای اصلی
>تبلیغات مسموم سیاسی-رسانه ای در خارج در دو حوزه كشورهای اسلامی و غربی(در محیط اسلامی با ایجاد تفرقه شیعه و سنی برای ممانعت از الگو گیری سایر ملل مسلمان و در محیط غربی با ایجاد جو اسلام وایران هراسی و...برای عدم جذب افكار مردمی به سمت روح الهی انقلاب ایران)
اما مهمترین كاری كه هنوزانجام نشده ومطالبه اصلی نسل كنونی انقلاب است ؛ ایجاد شبكه های گسترده، منسجم و دارای عمق فكری و تحلیلی جهت ایجاد جهش های عمده در حوزه های علوم انسانی ،علوم رسانه ای،علم اقتصاد(تجدید نظام اقتصاد اسلامی)،دیپلماسی خارجی(شامل دیپلماسی سیاسی-اقتصادی-فرهنگی خلاقانه و اسلامی) و نظام قضایی كارآمد-پاسخگو ،جامع و حق محور.
آن چیزی كه باعث نفوذ دشمن از سوراخها می شود نبود_ همین شبكه است،و دلیل عمده ی آن جزیره ای و گاه مقطعی عملكردنها در حوزه های مختلف است.
اما دست مریزاد!بعد سی سال باز خوب پیشرفت كرده ایم!عالی نبودیم اما در زمانه ای كه جهان توی آخور اقتصاد و سیاست و فرهنگ مادی نشخوار می كند ماسی سال چشمه های جوشان شراب طهور را در كشورمان پدید آوردیم!شاید معدلمان 19-20 نباشد اما در روزهای پریشان و میگرنی این دوران كه دول از دید وجدان و ایمان وحقمداری صفرهم به سرشان زیاد است ،بنظرمن جمهوری اسلامی ما چهارده را راحت می گیرد! 
جمهوری اسلامی ما جاوید است
دشمن زحیات خویشتن نومید است
روزی كه جهان از ستمگرخالیست
ماراو همه ستمكشان را عید است
|
|
|
|
|
|
|
|
لينك مطلب :
http://ilamcity.blogfa.com/post-279.aspx |
|
|
|
پنجشنبه هفدهم بهمن 1387
نويسنده :
گمنام |
|
|
|
|
از پيراهن عثمان تا اعلاميه حقوق بشر |
|
|
|
گاهي كه تاريخ را مرور مي كني وقايع و رويدادهايي توجهت را جلب مي كنند، گويا تاريخ فانوسي پر نور است كه راه آينده را نيز آشكار مي نمايد وخطرها را هشدار مي دهد.مرور برخي وقايع انسان را بفكر وا مي دارد كه مبادا بي توجهي به برخي امور ما را به همان سرنوشتي مبتلا سازد كه پيشينيان را مبتلا ساخت و شايد از اين رو باشد كه براي ما اين جمله به يادگار مانده كه " عبرتها چه بسيار و عبرت گيرندگان چه اندك اند"مقصود زياده گويي و ريختن كلمات پياپي روي سطور و خطوط نيست ، بلكه هشدار و ياد آوريست. وقتي بر اثر وقايع گونا گون خليفه ي سوم با شورش مردم كشته شد از آنهمه املاك و كاخ آنچه بيش از همه بحال برخي سود داشت پيراهن خوني او بود.جالب اينجاست كه در تاريخ خيانت همان اشخاصي كه بعدها بعنوان خونخواهان خليفه شناخته شده بودند يكي از عوامل پيروزي شورشيان و قتل عثمان شناخته شده و گاهي نيز از توطئه هاي پشت پرده ي ديگر سخن رانده شده.اما پيراهن خونين او علمي شد در دست قاتلانش تا حسابهاي شخصي را صاف كنند و كينه هاي گذشته را بروز دهند. اهل دقت شايد منظور را گرفته باشند. وقتي اعلاميه ي حقوق بشر را مطالعه مي كنم نكات جالبي بنظرم مي آيد. برايم خيلي جالب است كه تقريبا هيچكدام از كشورهاي مطرح دنيا چه مدعي و چه متهم هيچكدام مجري كامل اين حقوق نيستند. گاهي ناقضان اصلي نقش قاضي را بازي مي كنند و گاهي متهمان گوي شرافت را از مدعيان مي ربايند.اين اعلاميه صرف نظر از بحثهايي كه پيرامون محتوي ان بين اهل علم وجود دارد در دست دول گوناگون و پياده نظامشان كه شامل ابزارهاي رسانه اي "ديداري ،شنيداري و نوشتاري" است نقش چماق را بازي مي كند.در حال حاضر تا انجا كه مشخص است در اكثر سيستم هاي قضايي يا اطلاعاتي دنيا شكنجه وجود دارد،در اكثر كشورها بيان برخي حقايق جرم حساب مي شود،از فرانسه تا همين ايران خودمان نويسندگان مدعي نبود آزادي بيان هستند،ممانعت رئيس جمهوري فرانسه در چاپ گزارشي در يكي از نشريات اين كشور درباره ي فساد اخلاقي همسرش يا چند موضوع ديگر انسان را از كشوري كه مهد دمكراسي و آزاديست كاملا نا اميد مي كندچه رسد به كشورهاي ديگر.كتك خوردن هر روزه ي سياهان در آمريكا و انگليس بدست پليس گوشه ي ديگري از نقض حقوق اعلامي بشر است.گويا اينان همانهايي هستند كه خودشان عامل قتل عثمان هستند و ديگران را متهم به قتل او مي سازند و سپاه براي خونخواهي مي فرستند. اما سخني با خودمان! نبايد پاي در اين بازي مسخره بگذاريم و منفعلانه از ترس محكوم شدن توسط ناقضان مسلم اعلاميه ي حقوق بشر ، بندهايي را بپذيريم كه نه با عقلمان نه با دينمان جور نمي آيد. مثلا در اين اعلاميه آمده است كه هر كس مي تواند صرف نظر از مذهب با هركسي كه ميخواهد ازدواج كند يا در اين اعلاميه محدوديتي براي تعداد همسري كه يك زن انتخاب مي كند وجود ندارد يا بجاي عدالت در حقوق زن و مرد تساوي حقوق بيان شده!و بسياري امور ديگر... حقوق مطرح شده در اعلاميه گاهي با هم در تضاد و تناقض نيز هستند. مثلا تاكيد بسيار زياد بر آزادي و در عين حال مقيد كردن آن در حدودي كه خود اعلاميه مشخص مي كند، يا تا كيد بر اهميت حفظ نظام خانواده در عين وجود بندهايي كه باعث بخطر افتادن بنيان خانواده ميشود. مقيد كردن برخي امور به اجازه ي قانوني در حالي كه برخي امور قانوني، از سوي خود مدعيان اعلاميه ناقض حقوق بشر اعلام مي شود. بهتر است سخن را كوتا كنيم كه مصداق بسيار زياد است.نبايد گول اين پيراهن خونين را خورد و قبول كرد كه متهمان اصلي ما را در جاي خود بنشانند. بلكه بايد امضا كنندگان اين معاهده را بخاطر نقض مكرر و روزانه ي آنچه خود قبول كرده اند و ناقض انند محاكمه كرد و مصلحان جهاني را از هر دين، نژاد و مليت دور هم جمع كرد وحقوقي مبني بر كرامت انساني ، تفكر وخرد جمعي و فارغ از ملاحظات سياسي و در پرتو تعاليم اديان الهي بنا كرد. آن زمان است كه بايد بجاي محكوم ساختنها ، هر ملت خويش وجامعه ي خويش را مسئول رعايت حق طبيعي آحاد بشر بداند.
پ.ن: مدتها بود اينجا ننوشته بودم.حالا هم بي اجازه اومدم.لطفا ببخشيد. |
|
|
|
|
|
|
|
لينك مطلب :
http://ilamcity.blogfa.com/post-209.aspx |
|
|
|
دوشنبه هجدهم تیر 1386
نويسنده :
گمنام |
|
|
|
|
هفت سین سید الشهدا
بسم الله الرحمن الرحیم
هر سال سفره ای پهن می شود و گرد هم جمع می شویم تمام هستیمان در هفت سین خلاصه میشود....سبزه...سمنو....سکه....سیب...و.... هفت سینمان اگر بوی تورا نداشته باشد که هفت سین نمی شود...حسین... آری برای همین است که اگر ماهیهای تنگمان همان لحظه ی سال تحویل هم بمیرند غصه نمیخوریم ...آخر هنوز سیب را بر سر سفره داریم..... سیب،ما را یاد تو می اندازد....و من نمیدانم قرابت تو با سیب از برای چیست؟ همین قدر میدانم که تا بوی آن بر مشامم می آید و سرخی آن چشمانم را نوازش می دهد تو به یادم می آیی... میگویند تو نیز سفره پهن کرده ای....سفره ی هفت سین.... و نوروز تو را عاشورا نامیده اند......برایمان تفسیر کن از روی نی که چگونه است که هر روزمان باید نوروز باشد و هر روزمان عاشورا...از شماها بر ما رسیده که ایامکم نو روز....و باز از ناحیه ی شماها به ما یاد دادند که کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا...و عقل کج افتاده ی من در این وادی راه بجایی ندارد،تو بگو..آری تو بگو....دوست دارم از روی نی برایم از نو روز بگویی
* میگویند تو نیز سفره پهن کرده ای....سفره ی هفت سین...می توانی بگویی سین های سر سفره ات چه بود....به من یاد داده اند که اگر سالهای ما با نو روز نو می شود تاریخ بشر با عاشورای تو نو شد....باز هم تکرار میکنم هفت سینت را بگو میخواهم بدانم؟
چشمان سیاهش به من خیره می شود...از خجالت آب می شوم،به من نگاه میکند؟؟! خدایاحسین دارد به من نگاه میکند... لبهایش هنوز خشک است.... -آقا بفرمایید آب...(بغضم می ترکد) دستش را بالا می آورد و تعارفم را رد می کند ...زیر لب دارد جملاتی را بر زبان میآورد فکر کردم ذکر می گوید.... گفتم آقاجان قربان ذکر گفتنت...چرا جوابم را نمی دهی ( می داند آدم بی ادبی هستم ...برای همین هیچ نمی گوید) باز با مهربانی نگاه میکند و صدایش را کمی بلند تر می کند....ذکر نمی گوید....دارد هفت سینش را برایم می شمارد. -سری بر روی سنان.....سیلی بر رخ دخترکی سه ساله.... سبویی پرازخون دل...سقایی بی مشک...سپهداری بی دست.....سری و خنجری...سروی بنام علی اکبر........(هر دوی مان اشک می ریزیم)...ماهی هم داشتیم اما تنگمان خالی از آب بود
- گفتم فدایت شوم شما که تمام هستیت را برای تزیین این سفره دادی...مگر سفره سفره ی که بود؟؟...چقدر ارزش داشت؟...اکبر ...عباس...رقیه...
فرمود:خاموش!!!(آنگاه دستها را سوی آسمان دراز کرد...نگاهش نیز به همان سو روفت که دستانش رفت...شروع کرد....و تو چه می دانی که چه فرمود؟؟!!) اللهی اصغر از تو،اکبر از تو
بخون افتادگانم یکسر از تو
اگر صد بار دیگر بایدم کشت
حسین از تو ، سر از تو ، خنجر از تو
-من آن لحظه چه می توانستم انجام دهم
نعره ای زدم و از حال رفتم...
عم یتساء لون(1) عن النبا العظیم(2)الذی هم فیه مختلفون(3) کلا سیعلمون(4)ثم کلا سیعلمون(5)
پ.ن: این اوالین مطلب این بنده ی حقیر در ایلام سیتی بود ،جسارت ما را انشا الله می بخشید و ما رو تحمل می فرمایید پ.ن: برادر گمنام کجا رفتی؟؟....نیستی؟
پ.ن: میگن قبل از انجام هر کار باید مشورت کرد ..خوب....از طرف روزبه میر ابراهیمی (عضو تحریریه روزنامه اعتماد ملی) دعوت به مناظره یا بقول خودش گپی در مورد موضوعاتی مثل شرکت در انتخاباتها ...شهدا...منتظری و...شدم....چکار کنم برم یانه؟ |
|
|
|
|
|
|
|
لينك مطلب :
http://ilamcity.blogfa.com/post-124.aspx |
|
|
|
جمعه بیست و ششم اسفند 1384
نويسنده :
گمنام |
|
|
|
Copyright © 2006 All Rights Reserved by
ilamcity.Blogfa.com
|
|