تبليغاتX
شهر مظلومم ایلام تو را من دوست می دارم
  

ار خسرو بووم ده س وه جامه وه ..................... اروام گل مه خوه و ایلامه وه

 
 

.: فهرست اصلي  :.

.: آرشيو موضوعي  :.

.: آرشيو مطالب :.

.: نويسندگان :.

.: كدهاي جانبي :.

Map IP Address

.: طراح قالب :.

Gomnam
Powered By
BLOGFA.COM

 

 

مصلای شهر ایلام!

 
   

مدتها بود مي خواستم بنويسم از دردي كهنه اما انگار بايد بيشتر مطمئن مي شدم تا قلمم تواناتر باشد و امروز شايد‌ آن روز باشد، شايد!

تقريباً همه شهروندان ايلام كه سري بر آستان حضرت دوست مي سايند از مشكل نبود يك مصلاي بزرگ در مركز استان بي خبر نيستند، دردي كه سالها پيش فرياد شد و در گلو ماند.

ساخت يک مصلا در خور شأن و جايگاه تنها استان صد در صد شيعه ايران اسلامي دغدغه سالهاي سال عده اي از همشهريان است كه تاكنون بر تن عريان فقدانش جامه رعناي ساخت پوشيده نشده است.

حكايت زمين غصبي آن هم قدمتي دارد بلند که بر می گردد به زمان اولين كلنگ احداثش در محله فرودگاه سابق ايلام

حالا كه سالها از آن روز مي گذرد و گنبد زيبايش از دور دلها را نويد نمازي باشكوه مي دهد شنيده مي شود صاحب زمين كه از متمولين شهر است راضي به ساخت مسجد در محدوده مايملك شخصي  خويش شده و از گفته قبلي كه ناراضي است كسي در زمين از وي غصب شده اش نمار بخواند برگشته است حال اين رضايت قلبي است يا به قول شوخ طبعي از دوستان حاصل تلاشهاي سربازان گمنام امام زمان(عج)، نمي دانم كه تنها خدا آگاه به قلوب و ضمائر بندگان است.

از قضيه زمين مصلا كه بگذريم به شنيدني ها و ديدني هاي اين روزهاي مسجد مي رسيم. نعشگي معتادان كارگري كه از استان همجوار به اين مكان آورده شده اند تا سازنده مقدس ترين بناي زمين (بيت الله) باشند و جالب تر اينكه مكان استقرار و كشيدن موادشان جايگاه آينده خطيب جمعه است. آن بالا بودن و به بالا رفتن(به قول خود حضرات اهل دود و دم) عالمي دارد كه بيا و ببين!

بد نيست بدانيد از آغاز ساخت اين پروژه بيش از ده ساله تا همين دو ماه پيش متأسفانه حتي يك سرويس بهداشتي (حتي از نوع صحرايي و بياباني) هم وجود نداشت كه براي رفع حاجت كارگران، ديوارها و فضاي اطراف مسجد آلوده به ناپاكي نشوند حال نمي دانم باران رحمت الهي كه اين روزها جاني تازه به پيكر خسته و نيمه جان طبيعت بخشيده تا چه حد به تطهير اين ديوارها پرداخته اما آنچه مسلم است و انكار ناپذير اينكه به ناچار قضاي حاجت اين بندگان خدا همين در و ديوار مسجد بوده و حواشي آن.

زيبايي ديگر اين پروژه مقدس كيفيت اجراي كار توسط پيمانكاران محترم است. از سقف ماستمالي شده كه با اندكي تكان و يا كوچكترين ضربه اي تك تك تكه هاي كارگذاشته آن فرو خواهد ريخت ( امتحانش با زدن يك تلنگر ساده كار دشواري نيست) تا ستونهاي فراواني كه به دليل ناواردي استاد رسام آن برافراشته شده بود و امروز برداشته شده اند! اين را هم شايد باور نكنيد اما با ديدن جاي ستونهاي زيادي كه سقف سنگين مصلا را نگه داشته بودند و امروز به تشخيص ديگر اساتيد و بنا به دليل ايجاد نقاط كور زياد براي نمازگزاران نسبت به مكان جايگاه و عدم رؤيت خطيب جمعه يا هر مناسبت ديگر، بريده شده و از شرف حضور در اين مكان مقدس بي بهره شده اند، ولخرجي هاي بي جا به خاطر ناشي بودن مهندسين محترم هر آزادانديشي را آزرده خاطر مي كند.

جالب تر سقف بلند اين مكان است كه به راحتي مي شد با ايجاد يك طبقه در اطراف فضاي داخلي مسجد همانند آنچه در مسجد جامع، علي ابن ابيطالب(ع)، حضرت زينب(س) و خيلي ديگر از مساجد و تكاياي شهر مي بينيم، مكان مناسبي براي نمازگزاران مؤنث به وجود آورد اما همان درد قبلي دچار اين قسمت از طراحي مسجد شده و لنگي نبود يك مهندس كاربلند، قامت اين بنا را به كژي آورده است. نمي دانم چگونه مي خواهند نصف مصلا را پرده بكشند و يا چادر و برزنت و امثال آن كه نسوان نمازگزار در حجابي مناسب به عبادت بپردازند؟ اين سقف بلند به چه كار مي آيد اگر به كارش نگيرند؟

هزينه هايي كه به علت عدم آگاهي يا ... به برخي پيمانكاران اين طرح پرداخت شده هم جاي بحث بسيار دارد. وقتي بابت اجراي بخشي از يك طرح كه شخصي آشنا و وارد به كار تخمين دو ميليون مي زند و حاضر به انجام آن است اما كار به ديگري واگذار مي شود تا با بيش از ده ميليون تومان همان كار را انجام دهد براي هر كسي اين سؤال پي مي آيد كه چرا؟؟؟

و از اين دست حاتم بخشي هاي ناشايست بايد فراوان ديده شود كه فقط چند مورد آن به ما گزارش شده است و دل آلوده ما را به درد آورده است تا دل بعضي آقايان دل پاك شاد شود!

عدم توازن پايه ها و سقف سرويس بهداشتي در حال ساخت گوشه كوچكي است از هنر مهندسين پروژه كه از پشت عينك دودي خود جهان را رنگ ديگري مي بينند و دانايان معترش را نادان و هيچ مدان!

القصه اين داستان سر دراز دارد و به نظر مي رسد حضور يك اكيپ بي طرف كاربلد براي بررسي هزينه هاي مصرف شده در ساخت اين مكان مقدس مي تواند بسياري از زواياي تاريك شبه ناك موجود را روشن سازد.

اميد است امام جمعه محترم و سازمان بازرسي و ديگر نهادهاي مرتبط با پيگيري اين گزارش كه بي شك از روي دلسوزي و آگاهي كامل همراه با مشاهده شخصي و نظر برخي متخصصان همراه بوده به واقعيت هاي موجود رسيده و اقدامات درخور داشته باشند.

___

مكمل :

گل كم بود به چمن نيز آراسته شد

چكه كردن سقف مصلا قبل از تحويل از شاهكارهاي جديد مهندسين محترم پروژه است كه در بارشهاي اخير زيبايي صداي باران را بيش از پيش دلنشين مي كند!

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-301.aspx

 
 

  سه شنبه پنجم آبان 1388 نويسنده : گمنام |  

 

 

هفت خوان رستم!

 
   اين مطلب رو يكي از دوستاي همشهري فرستاده. از زحمت سورناي عزيز بابت اين متن زيبا متشكرم

____________________________________


خیلی عجله دارم،مرتب گوشیم زنگ می خوره،جرأت برداشتن ندارم،خودم میدونم وقتی یک ربع دیر کردم و چند نفر لنگ اومدن من شدن ممکنه پشت تلفن چیا بارم کنن واسه همین چن تا نفس عمیق میکشم و به خودم دلگرمی میدم که نگران نباش الان می رسی!

به میدون خیام می رسم و تاکسی میاد تو سعدی شمالی،ناخودآگاه لبخند میزنم اما دیری نمی گذره که لبخنده کوفتم میشه!!تاکسی چند متر اونورتر می ایسته و میگه آخرشه!!

-آخه جرا؟؟؟پس چرا تا ته خیابون نمی رین؟؟اینجوری که باید یه تاکسی دیگه بگیرم؟؟

راننده که پیرمرد عصبی و بی دندونی هست و درست متوجه نمی شم چی میگه حالیم میکنه که چون صف تاکسی های خطی خیلی درازه و اون ته صفه باید مسافرا رو اینجا پیاده کنه!!!

جل الخالق!

حوصله کل کل ندارم،دیرمم شده،کلی راه هم باید پیاده گز کنم،خب مجبور میشم تقریبا بدوم،چون با اون شلوغی وسط شهر آژانس و دربستی هم جواب نمیده،پیاده روهای باریک اون راسته پر از خاک و نخاله‌ی ساختمون هست،یه راه باریک حدودا بیست سانتی ازش بازه که خودش غنیمته!!با احتیاط طوری راه میرم که نه خاکی بشم نه بیفتم وخدایی نکرده باعث شادی ملت نشم!مثل قهرمانهای دو ماراتن دارم از تو پیاده رو جلو میرم که یهو زیر پام تقی صدا میده و یه عالمه آب و گل و لجن می پاشه رو کفشهام!!هنر موزاییکهای لق پیاده رو و آب پاشی هر روز مغازه دارها!! صحنه‌ی فضاحت باریه،دلم میخواد گریه کنم،به سختی جلوی خودمو میگیرم و سعی میکنم به چیزای خوب فکر کنم که زن جوونی محکم بهم تنه میزنه!!عوض عذرخواهی چشاشو تنگ میکنه و با لحن سوزناکی منو به روح اجدادم قسم میده که کمکش کنم!!

من نمی دونم با اون قد رشید و چشم و ابروی مشکی و سرو وضع مرتبش چه کمکی باید بهش بکنم اینه که مثل فشنگ درمیرم از دستش،یهو یه سکانس از فیلم کلبه‌ی وحشت میاد جلوی چشمم،پسری با یه پای لخت و لنگ!!پایی که قد یه نی لاغره و انگار سوخته!!!اگه عاشق تریلر و فیلمهای وحشتناک هستید باید بگم صحنه‌ی محشریه،اما من حالم بشدت خراب میشه،چشمامو می بندم و باز میگم بیخیال،البته فوری چشامو باز میکنم چون با اون ازدحام جمعیت و سد معبر مغازه ها و این اواخر قربونش برم اون سطل آشغالهای غول پیکر که کنار پیاده رو تنگ و باریک گذاشتن هر لحظه امکان رخ دادن تصادف بیشتر میشه.

دارم به مقصدم میرسم سرکوچه دو سه تا مرغ و خروس به احترامم از جا بلند میشن،خب بهر حال بچهی کوچه‌ی اداره راه هستن،خیلی بامرامن!!!

این کوچه پیاده رو درست و حسابی که نداره هیچ،عرضشم اونقد باریک هست که فقط اندازه‌ی همون مرغ و خروسها و مالخرها جا داره،دیگه به ماشین و آدم قد نمیده،البته اگه جایی برای عبور پیدا کردی باید مرد و مردونه پاچه‌هاتو بدی بالا که تو گل و آبی که وسط کوچه همیشه جاری هست غرق نشی،و اگر هم خانوم باشید که بهتره دست از پا خطا نکنید!

چیزی به خط پایان نمونده...بالاخره از کنار قفس مرغ عشقها که خدایی تنها صفای این کوچه هستن میگذرم و میرم داخل ساختمون،جایی که باید کلی جواب پس بدم که چرا این همه دیر کردم!!

________________________

و اين داستان بي شك همچنان ادامه دارد ....

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-300.aspx

 
 

  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 نويسنده : گمنام |  

 

 

اندر حكايت اعتكاف ايلاميان در مسجد جامع شهر

 
   

آنچه در پی می آید مطلب و تصاویری است که یکی از دوستان معتکف امسال در مسجد جامع ایلام برام فرستاده و ازم خواسته که تو وبلاگ قرار بدم.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بسم رب المهدي

با عرض سلام. يكسري مطالب (يا بهتر بگم) مشكلات از اعتكاف امسال رو در نظر دارم گفتم بدم خدممتون هرجور كه خودتون صلاح دونستيد بزاريد تو سايت

اندر حكايت اعتكاف ايلاميان در مسجد جامع شهر

شب اعتكاف شروع شد و مثلا اومده بودن كه سفت و سخت بگيرن و فقط افرادي كه از قبل از اعتكاف ثبت نام كرده بودند رو راه بدن ولي يكي از همون افرادي كه بدون كارت و بدون ثبت نام رفتيم داخل من بودم و تعداد افراد ديگه كه بدون كارت اومده بودن داخل و رفتن تو.

 به لطف زحمتاي دوستان همون شب اول يكسري از معتكفين نتونستن سحري دريافت كنن ( يا اينكه سحري بهشون ندادن)‌يا هر جور ديگه كه دوست داريد فكر كنيد ....  و خودشونو واسه يك روز روزه بدون سحري آماده كردن و هيچ كس هم صداش در نيومد.

 از همون شروع روز اول با يكسري مشكلات مواجه بوديم اعم از اينكه يك بلندگو بالاي سر بنده و برخي از دوستانمون بود و تعدادي كه خودشونو خادم مسجد ميدونستن اونو مدام روشن ميكردن ( البته فقط كار بلندگو پيج كردن بود) و اينكه همين دوستان عزيز تو روزه خواري جلوي برادراي معتكف كه روزه بودن چيزي كم نذاشتن ... برنامه هاي اجباري آموزش قرآن هم كه بماند همچنين چندتا از پنكه هاي سقفي ايراد داشتن و صداشون گوش آسمونو كر ميكرد و ما بايد 24 ساعته اونا رو تحمل ميكرديم و راهي هم نداشتيم.

 اينا همه قابل تحمل بود البته نبايد از زحمات بي دريغ دوستان از سرويس هاي بهداشتي شكايت كرد و جاي تشكر هم داره ولي متاسفانه با وجود اينكه مسجد امكانات حمام داره ولي متاسفانه حاضر نشدن آب گرم  رو فراهم كنن و بعضي از معتكفين مجبور بودن با همون آب سرد حمام كنن.

 اعلام شده بود كه امام جماعت اين 3 روز آقاي رضايي نيا است كه در همون شب اول امام جمعه محترم تشريف آوردن و بدون اينكه حتي يك تعارف كوچك بكنند به اقامه نماز مشغول شدند.

 شب دوم هم به همين منوال ولي با اين تفاوت كه اين شب از طرف صدا و سيما براي گرفتن فيلم از نماز جماعت يك گروه آمده بودن كه بماند با اين زبان روزه و شكم هاي گرسنه بايد جلوي دوربين ها نماز ميخوندنو امام جمعه محترم شهر كه نماز پنج دقيقه اي رو تا ده دقيقه ادامه دادند.

 اين شب هم تمام شد تا اينكه روز سوم يا بهتر بگم روز ...... ( خواستم بگم سياه دلم نيومد) تا ظهر ما تو طبقه پايين بوديم و گفتن كه شب افطار مهمان امام جمعه هستيم همه خوشحال شدند و گفتيم نمرديم و پاي سفره كرم امام جمعه هم نشستيم.

ساعتاي 11 ظهر به بعد بلندگو فعاليت بي دريغ خودش رو شروع كرد و همش ميگفت كه معتكفين وسايل خودشونو جمع كنن تا ما بتونيم اينجا رو تميز كنيم و مقدمات شام رو آماده كنيم (حالا شما در نظر بگيريد ما بايد بعد از نماز ظهر طبقه پايين رو ترك ميكرديم و تا نماز مغرب حق نداشتيم برگرديم) (تقريبا چيزي حول و حوش 8 ساعت) ( اين نكته رو واسه عزيزاني كه نيومدن بگم كه طبقه بالا ويژه عبادت و پايين براي استراحت در نظر گرفته شده بود) بعد از نمازاز ساعت 2 تا ساعت سه ما شروع به انجام اعمال ام داوود كرديم. بعد از اون دوستان گرامي شروع كردن به خوندن بقيه اعمال كه همون قرآن خوندن هست و تا ساعت 6:30 دقيقه اين بلندگو با صداي بلند تو گوش معتكفين به اصطلاح قرآن ميخوند كه خدا ميدونه چقدر ما اذيت شديم و خدا از باعثان و بانيان اين كار نگذره ( اين نكته رو هم بگم كه تو اين سرو صدا نه ميشد بخوابي و نه اينكه اجازه داشتيم بريم پايين) بعد از اون اعمال قسمت نهايي اعمال كه همون دعا بود انجام شد كه هنوز به آخرش نرسيده بوديم (نزديكاي ساعتاي 8) امام جمعه محترم شهر اومدند و به ايراد سخنانشون پرداختند ( حالا شما تصور بكنيد با زبان روزه از ساعت 3 تا 9 شب يكسره بلندگو با صداي بلند براي شما بخونه چه حالي به شما دست ميده) بعد از اين همه آزار يا بهتر بگم شكنجه وقت نماز فرا رسيد كه نميدونم چه جوري بود اين دفعه هم از صدا و سيما دوستان گرامي تشريف آورده بودن حالا نوبت شام رسيده بود وهمه با ذوق و شوقي رفتيم پايين كه ببينيم چه پذيرايي از ما ميشه اونم با 8 ساعت وقت كه اونجا رو آماده كرده بودن

 اونقدر من از دست اين كار ناراحت شدم كه ديگه دوست ندارم هيچ توضيحي بدم و فقط اميدوارم عكس ها كاملا گوياي اين شكنجه و اذيت روحي و جسمي باشند و اميدوارم كه مسئولين اين شهر حتي به اندازه سر سوزني هم كه شده بدونن اين جوانان شعورشون و ارزششون از اينا خيلي بالاتره كه بخوان اين طور دست انداخته بشن و مورد تمسخر و شكنجه قرار بگيرن

 من خودم به شخصه ديگه حاضر نيستم سال ديگه به اعتكاف برم حتي اگه قرار باشه با صالح ترين افراد تو اين جور جا و فضايي معتكف بشم و سر يه سفره غذا بخورم.

 به قول گفتني من دوست نداشتم اين مطالب بيان بشه ولي دوست دارم اين آيه رو بلند با هم فرياد بزنيم

 لا يحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظُلِمَ

 به اميد سرافرازي ايلام و ايلامي

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-293.aspx

 
 

  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 نويسنده : گمنام |  

 

 

مقصر كيست؟

 
   
براي چندمين بار خبر ناگوار فوت تعدادي از هموطنان عزيز زائر كربلا، ما را متأثر نمود. اين مصيبت را به خانواده عزيزان از دست رفته تسليت عرض نموده و از خداوند بزرگ براي خانواه ها طلب صبر و براي رفتگان طلب آمرزش داريم.

تاكنون حداقل 3 دستگاه اتوبوس در ورودي يا خروجي شهر چوار دچار سانحه شده و تقريباً تمام سرنشينان آنها فوت نموده اند، اما آيا تاكنون علت اصلي اين حوادث بيان شده است؟ آيا مقصر اصلي به مردم معرفي شده است؟

قطعاً جواب منفي است. چون رسم بر اين است كه راننده متوفي را مقصر معرفي نموده، بيمه را مجبور به پرداخت ديه و به همين سادگي مسأله را مختومه اعلام مي كنند.

از آنجا كه وجدان بشري تنها محكمه اي است كه نياز به قاضي ندارد، خود را بر آن ديدم كه در قبال اطلاعاتي كه دارم اداي دين نموده و وظيفه اطلاع رساني را انجام دهم.

به نظر حقير مقصر رديف اول آقاي فريدون همتي نماينده سابق حوزه شمالي استان در مجلس شوراي اسلامي و در رديف دوم آقاي داريوش قنبري نماينده قبلي و فعلي حوزه شمالي استان در مجلس هستند.

با وجود تأكيد وزير راه بر اتمام پروژه تونل ايلام – كرمانشاه موسوم به حميل و علي رغم پيشرفت 70 درصدي اين طرح، حضرات نماينده، با اعلام دلايلي مانند نداشتن توجيه اقتصادي و ... ( كه در سفر اخير معاون اول رئيس جمهور با اعتراض ايشان مواجه شدند كه در صورتي كه اين طرح توجيه نداشت چرا اكنون و پس از رشد 70 درصدي، بيان مي كنيد؟) مانع از پيشرفت و اتمام اين طرح بزرگ شدند كه دو استان ايلام و كرمانشاه را حدود 90 كيلومتر به هم نزديك تر مي كند. و در عوض بر اجراي طرح دوم كه تونل بين ايلام و ايوان است تأكيد و بودجه هاي راه استان را به اين امر گسيل داشتند.

اين اولين دليل بر مقصر بودن ايشان است. و اما دليل دوم :

بنابر عقيده متخصصين و صاحبان نظر، جاده ايلام به چوار كه اكنون به يك مسير ترانزيتي تبديل شده مي بايست از جاده كمربندي و خارج از شهر چوار عبور كند، اما به دليل اصرار نماينده استان (آقاي همتي كه اهل يكي از روستاهاي همين شهر مي باشد) اجازه ساخت كمربندي داده نشد و مسير جاده از داخل شهر چوار ادامه مي يابد.

ورودي اين شهر همراه با يك پيچ و شيب تند و منتهي به يك پل باريك است كه باعث سرنگوني دو دستگاه اتوبوس حامل زائرين و وسايل نقيله ديگر نيز شده است. پس از اتفاقات فوق، سعي در توسيع اين پل و تعريض خيابان داخل شهر شد، طرحي كه با گذشت بيش از يك سال هنوز به نيمه هم نرسيده است. اين در حالي است كه با ادامه مسير از كنار شهرك صنعتي و امتداد آن در يك مسير مستقيم مي توان از سمت راست شهر (بدون ورود به شهر) به سمت پليس راه خروجي شهر رسيد.

- هزينه اين مقدار جاده سازي اگر كمتر از كار ناتمام فعلي نباشد بعيد به نظر مي رسد كه بيشتر از آن باشد.

- نياز به استفاده از پيچ و شيب تند براي ادامه مسير نيست.

- جاده به روال استاندارد و خارج از شهر و بدون پيچ و شيب زياد امتداد مي يابد.

- چنانچه وسيله اي دچار نقص فني شود، حداقل جان و مال ساكنان اين شهر در امان خواهد بود (برخلاف آنچه تاكنون اتفاق افتاده و باعث خسارات به مردم شده است)

- و دلايل زياد ديگر كه براحتي قابل درك است.

و اما دليل سوم كه شايد فعلاً زياد ملموس نباشد ولي در آينده نزديك بسيار روشن خواهد بود:

تونل جديدي كه در حال احداث است مابين شهر چوار و شهر ايوان ساخته مي شود. خروجي اين تونل به سمت چوار در يك ارتفاع قرار دارد كه بايد با چند پيچ ملايم به سمت پايين هدايت شود و طبيعتاً بايد اين پيچ ها در جهت نزديك شدن به شهر و كوتاه نمودن مسير باشد در حالي كه بنابر مصلحت!!! اين پيچ ها با سمت عقب و دور شدن از شهر امتداد مي يابد تا الزاماً به روستاي گلزار ( گله جار) كه زادگاه آقاي همتي مي باشد برسد و دوباره دور خورده و به مسير عادي برگردد. اين تلاش براي دور كردن مسير و ايجاد پيچ هاي بيشتر فقط و فقط در راستاي از بن بست خارج نمودن روستاي مذكور بوده و هيچ گونه توجيه علمي و فني ندارد. و اين پيچ هاي بي جهت فراهم كننده تصادفات بعدي خواهد بود كه اميدواريم هيچ گاه شاهد بروز آنها نباشيم!!!.

چرا تونل حميل كه همانطور كه قبلاً هم ذكر شد علاوه بر كوتاه نموده مسير بين دو استان به طول حدود 90 كيلومتر، برخورداري از عرض بيشتر و عدم عبور از داخل هيچ شهري، به عنوان طرحي با عدم توجيه اقتصادي از دريافت بودجه و اعتبارات محروم مي ماند اما تلاش مي شود با هر ترفند و توجيهي در تعريض و توسعه مسير فعلي كه همراه با معايب بسياري است، اقدام شود آن هم نه به صورت ضربتي كه لازمه حل معضل جاده اي استان است بلكه به صورت بسيار كند و لاك پشتي؟

آيا كسي از مسئولين تاكنون شجاعت بيان واقعيتهاي تلخ عدم اجراي طرحهاي تصويب شده دولت نهم را داشته است؟

آيا وقتي آقاي علي محمد آزاد استاندار قبلي استان در رسانه ها اعلام نمود كه 97 درصد از طرحهاي رياست جمهوري در استان اجرايي شده است، كسي اعتراض كرد؟ (البته استثنائاً همين آقاي قنبري تنها صاحب منصبي بود كه در برابر اين دروغ بزرگ ايستاد و با صراحت آن را انكار و اعلام داشت فقط 3 درصد اين طرح ها اجرا شده نه 97 درصد! )

جايزه اين دروغ بزرگ براي استاندار هم انتقال از استاني كوچك به استاني بزرگتر با مشكلات امنيتي عديده بود. چيزي كه براي يك بازنشسته ناتوان ( از لحاط كار عملي و اجرايي) بيشتر به يك افسانه شبيه است تا واقعيت! اما متأسفانه چنين شد كه ديديم.

به هر حال اميدوارم مشكلات فوق هر چه سريع تر مرتفع گردد تا ديگر شاهد اين حوادث تلخ در استان نباشيم.
 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-285.aspx

 
 

  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388 نويسنده : گمنام |  

 

 

تسليت شهادت جواد الائمه (ع)

 
   
سالروز شهادت نهمين امام بزرگوار،
 حضرت امام محمد تقي (ع) 
بر همه شيعيان جهان تسليت باد.
_____________________________________________________________________

متن زير توسط يكي از دوستان عزيز براي ما ارسال شده كه جهت اطلاع شما عيناً درج مي گردد:

چند شب پیش موبایل یکی از دوستانم رو توی باشگاه دزدیدند. به کلانتری 12رفتیم. مامور بسیار وظیفه شناس کلانتری گفت: چه کسی دزدیده؟ وقتی باخنده ما مواجه شدمتوجه سوتی خودش شد. بعد گفت که باید تمام کسایی که اون شب توی باشگاه بودن رو بیارید اینجا. خلاصه بعد از راهنمایی های ایشان مارو روانه کلانتری 13کردند. اونجا هم حدود 20دقیقه صبر کردیم تا مامور بسیار محترم پس سوالاتی اینگونه مشکل مارو حل کردند: خوب کاری کردند که بردند. آخه کی موبایل رو میبره باشگاه!! در آخر هم آدرس دادگاه رو به ما دادن و پیشنهاد کردند که فایده ای نداره, پیگیری نکنید.
این بود کمک مامورین امنیت به دانشجوی بدبخت.

قابل ذكر است ايشان دانشجوي غيربومي بوده ولي بيش از خيلي افراد ديگر دلسوز استان ما هستند.

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-275.aspx

 
 

  جمعه هشتم آذر 1387 نويسنده : گمنام |  

 

 

توهین به ایرانیان در دبی ...!!!

 
   
السلام علیکم یا اهل بیت النبوة و معدن الوحی و الرسالة
سالروز شهادت احیاگر مکتب تشیع، امام جعفرصادق(ع) بر همه محبین این پاک خاندان تسلیت باد

*******************************************************************


ای خاک بر سر هر چه مسئول بی عرضه جمهوری اسلامیه !!!

یک سند جنایت برای اعراب و حامیان اعراب (غیرایرانی)


واقعا : الاعراب اشد کفراً و نفاقا

_____________

ای کاش می بود آن مرد که مرگ انسان در قبال کندن خلخال از پای زن یهودی را روا می دانست.
_____________


و این هم اراجیف آقای مسجد جامعی در خصوص مقایسه تهران و ایلام :

احمد مسجد جامعی نیز در این نشست، تهران را از نظر امکانات رفاهی، ورزشی و فرهنگی فقیرترین شهر کشور دانست و گفت: به نسبت سرانه جمعیت تهران از نظر ظرفیت های آموزش ، فضای سبز ، سینما و ورزشگاه حتی پایین تر از شهرهایی مانند ایلام و بم قرار می گیرد
 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-272.aspx

 
 

  پنجشنبه دوم آبان 1387 نويسنده : گمنام |  

 

 

نوبتی هم باشه وقت دانشجوهاست

 
   
یه اپیزود دیدنی از آقای دانشجو و راننده تاکسی سر چهارراه پیام نور ایلام

یه راننده آژانس تعریف می کرد:
امروز صبح با یه آقا پسر به سمت دانشگاه پیام نور می رفتیم. نزدیکی های چهارراه، یه خانمی اونور خیابون و چند متر پایین تر هم دو شازده پسر وایساده بودن.
آقای مسافر سرشو از شیشه تاکسی بیرون میاره و به دختر خانم کنار خیابون میگه : چطوری خوش...ـه ؟.
از قضا دو سه متر جلوتر، چراغ قرمز میشه و تاکسی پشت چراغ می مونه.
دو شازده پسر میان کنار راننده و میگن : آقا کرایه آژانس شما چنده؟
راننده : 700 تومان
کرایه رو به راننده میدن و در بغلی رو باز می کنن.
مسافر هم با چهره ای که بدشانسی از سر و روش می باره ناامیدانه به راننده تاکسی نیگا می کنه و پیاده میشه
بقیه ماجرا هم که مشخصه.
آقای راننده می گفت هر کی هم برا میانجی میومد از مشت و لگدهای این دو جوان باغیرت بی بهره نمی موند.

بد نیست بدونید این دو جوان داداش های این خانوم بودن!

خلاصه اینکه ...
هر کی برا ناموس مردم ایجاد مزاحمت می کنه سوا از اینکه ناموس خودش رو به باد میده باید منتظر این صحنه های زیبا هم باشه!

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-271.aspx

 
 

  چهارشنبه یکم آبان 1387 نويسنده : گمنام |  

 

 

شهری برای فردا !

 
    آب مشروب ایلام سرشار از انواع خس و خاشاک، با رنگهای متنوع، انواع بوی متعفن و نیمه متعفن مانند بوی ماهی گندیده، بوی لجن، بوی فاضلاب و ... با قابلیت قاچاق به تمام نقاط کشور. فقط کافیست یه بار امتحان کنید تا غیرت مسئولین ایلامی را دیده و بسنجید. یک بار کافیست!!!

امروز توی یه روزنامه محل می خوندم که نماینده مردم یکی از شهرستانهای استان خوزستان در مجلس شورای اسلامی نسبت به وجود مشکل آب در برخی روستاهای شهرستان مربوطه اعلام نارضایتی کرده و در حال پیگیری می باشد.

حالا شما بسنجید غیرت نمایندگان حوزه شمالی و مسئولین استانی ایلام را ...



لاله واژگون زرد با دیگر لاله های واژگون سرخرنگ، از زیباییهای چشم نواز فصل بهار ایلام هستند؛ اگر بگذارند ...

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-270.aspx

 
 

  سه شنبه بیست و سوم مهر 1387 نويسنده : گمنام |  

 

 

سلام بر افتخار هر نبي و هر وصي

 
   
سالروز ضربت خوردن بزرگمرد تاريخ، همو كه مادر گيتي عاجز از زاييدن همتاي او براي هميشه دهر است، بر عالم ملك و ملكوت، بر همه هستي، و بر هستي هستي (حضرت صاحب الزمان (عج)) تسليت باد
___________________
شنيديم گروهي از هكران شيعي، بسياري از سايتهاي وهابيون از خدا بي خبر را در پاسخ به هك سايتهاي شيعي، هك كردند. در اين شبهاي گرانقدر دعاگويشان خواهيم بود.
_________________
مشكل بد بويي آب شهر علي رغم گذشت حدود دو هفته همچنان پابرجاست.
اي كاش مسئولي پيدا مي شد و مي گفت كه تصفيه آب يعني چه؟؟؟
__________________
نمي دانم چرا آقاي رئيس جمهور نسبت به عزل و درخواست پيگيري قضايي وزير كشور هيچ اقدامي نمي كند؟
سوء استفاده از مناصب دولتي با داشتن مدرك جعلي ليسانس از دانشگاه آزاد، براي عامه مردم چه حكمي دارد ؟ و براي از ما بهتران چه چكمي ؟
_________________
در حالي كه وزير جهاد كشاورزي در مقابل سوال خبرنگاري در خصوص گران شدن 30 درصدي قيمت پودر رختشويي كم آورد و سمبل كاري كرد، مرغ در ايلام كيلويي 3600 تومان شد؟ آيا آقاي وزير براي اين گراني هم بلدند ماست مالي جديدي رو كنند؟
______________

و ما چون هميشه مصرّ بر گفتن دردهاي جامعه ايم هر چند مذاق بعضي را خوش نيايد.

دعا در شبهاي قدر يادتان نرود


 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-269.aspx

 
 

  شنبه سی ام شهریور 1387 نويسنده : گمنام |  

 

 

تشنه آب فراتم اي اجل مهلت بده!

 
   
اين روزها ايلام ما انگار كربلا شده
شيعيان حسين ابن علي(ع) تنها مانده اند و كسي فريادرس نيست. آبي نيست اگر هست آب نيست!

استاندار غيربومي كه به فكر مردم نيست. رئيس جمهور كه اينو انتخاب كرده حتماً به فكر ما نبوده كه ...
امام جمعه كه از زحمات كاركنان اداره آب تشكر مي كنه مشخصه چقدر به فكر ماست!

فرياد امثال ما هم كه انگار به گوش هيچ كسي نمي رسد.
نه دانشگاه علوم پزشكي اي است براي نظارت بر بهداشت و نه هيچ سازمان يا نهاد يا ارگاني كه احساس مسئوليت كنند ...
گفتم كه انگار كربلاست
برخي آب را بر ما بسته اند!
نبسته اند؟ يعني شما اين آب را آب قابل خوردن مي دانيد؟ همين آبي كه رئيس اداره آب ادعا مي كند برابر با آخرين استانداردهاست! همين آبي كه بنابر اطلاعيه پخش شده توسط سيما، بايد قبل از مصرف حتماً 10 دقيقه جوشانده شود؟ همين آبي كه بوي لجن و ماهي مردار مي دهد؟ همين آبي كه بوي تعفن و رنگ تيره اش را مدتي با كلر سفيد كردند و اكنون همان هم نيست! اين آب مشروب است؟؟؟

اگر راست مي گوييد يك ليوان آن را در حضور خبرنگاران به آزمايشگاه بفرستيد و نتيجه واقعي را به مردم اعلام كنيد!

چرا مسئولين استان مثل كبك سر خود را در برف فرو برده اند؟
چرا آقاي قنبري (نماينده ايلام) علي رغم يك ماه تلاش براي به جواب كشاندن وزير نيرو با بي توجهاي آقاي لاريجاني رئيس مجلس مواجه شده است؟ ديگر نمايندگان استان كجايند؟

چرا آمار فروش آب معدني در ايلام به چندده برابر رسيده است؟
لابد از كيفيت مثال زدني! آب ايلام است.

خدا مسئولين مرتبط كه مانند موش كور چشم خود را بر واقعيات بسته اند لعنت كند!
آيا مي دانيد چند نفر تا كنون بر اثر مصرف همين آب بيمار شده و به مصرف آب معدني تجويز شده اند؟

من شهروند ايلامي نميدانم اين دردها را به كي بگويم؟

اگر اعتراضي شود مانند مساله اعتراض به گراني سوخت با انواع شكنجه ها و حتي اعدام! سركوب مي شود.
اگر ساكت بمانيم كه بايد مثل گوسفند قرباني ندانم كاري و عدم مديريت عده اي نالايق شويم؟

آقاي رئيس جمهور! براي اين انتصابات نابخردانه بايد يقه چه كسي را بگيريم؟
براي اين مشكلات كه از هيچ تريبوني فرياد نمي شود بايد به كه پناه ببريم؟

بس است ديگر ...
صبر هر قوم را پاياني استت ...

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-268.aspx

 
 

  جمعه بیست و دوم شهریور 1387 نويسنده : گمنام |  

 

 

سعيد الصحاف فتاح وزير نيروي دولت نهم جمهوري اسلامي ايران

 
    سلام بر شما
ببخشيد كه مطالب كمي قاطي پاتي شده. آخه درد دل رو به زبان دل بايد نوشت
____________________________________

  • قطعي برق موقع افطار اولين روز ماه رمضان به ادعاي وزير نيرو در خصوص عدم خاموشي در شهريور ماه و ماه رمضان هيچ ربطي ندارد !!!
  • قطعي آب به مدت 3 شبانه روز و در برخي محله هاي شهر به مدت حدود دوهفته (به جز 2 ساعت در شب) كاملاً مربوط مي شود به 5 دقيقه بارش باران در استان ايلام!!!
  • بابت كثرت آب رساني به مردم توسط تانكرهاي آب (20 دستگاه براي تمام شهر) قدردان هستيم چون مسئولين گفته اند قرار است از استانهاي مجاور چند دستگاه ديگر هم تأمين شود!!!
  • بوي بد آب و انبوه كلر همراه آب هم هيچ ربطي به عدم تصفيه آب شرب شهر ايلام ندارد!!!
  • افزايش بهاي ظرف پلاستيكي 20 ليتري جاي آب از 1200 تومان به 2000 تومان هم هيچ ربطي به مديريت استان ندارد!!!
  • يك بسته آب معدني هم كه از 1200 تومان به 1800 و 2200 تومان رسيده هم اصلا ربطي به مسئولين ندارد!!!
  • مهم نيست 90% يك شهر 220 هزار نفري دو شبانه روز كاملاً بي آب باشند، مهم اين است كه 10% باقيمانده شهر كه به صورت شبانه روزي از نعمت آب برخوردارند مربوط به محله اي مي شود كه اكثر ساكنانش هم ولايتي رئيس اداره آب استان باشند!!!
(قابل ذكر اين كه اصلا منظور من بلوار جمهوري و اطراف آن نيست!!!)

  • اين بوي بد آب و درخواست اداره آب مبني بر جوشاندن آب جهت مصارف شرب فقط مربوط به 55% آب سد است نه مابقي آب شهر!!!
(لابد رئيس اداره آب استان كه فرموده : 55% آب شهر ايلام از سد ، 35% از چشمه گل گل و مابقي از آب چاه تأمين مي شود. منظورشان اين آب نبوده است)

  • حتماً براي همه مهم است كه در يكي از روستاهاي فلسطين از ورود دارو به روستا جلوگيري مي شود اما بي شك اصلاً مهم نيست كه 200 هزار نفر هموطن ايراني 2 يا 3 شبانه روز كاملاً بي آب باشند!!!
  • عيبي ندارد كه رئيس جمهور دولت اصولگراي ايران اسلامي، استانداري براي اين شهر مي فرستد كه سابقه معاونت استانداري در زمان اصلاحات داشته و عضو حزب مشاركت است و وزير كشور هم از اين بابت كاملاً بي اطلاع است!!!
  • اشكالي ندارد كه با تدبير رئيس جمهور در اين انتخاب اكثر بخشدارها و برخي فرماندارها عوض شده و به جاي آنها افراد اصلاح طلب و مشاركتي بر سر كار آورده شده اند، آخر ايشان مي خواهد 4 سال بعد هم رئيس جمهور باشد!!!

و اينجا ايلام است ...
سرزمين نداشتن ها، محروميت ها و ظلم و ستم !

همان استاني كه استاندار قبلي از اجرايي شدن 98 درصد طرحهاي سفر رياست جمهوري سخن مي گويد و نماينده الآن مجلس ادعا مي كند كه اين 98 درصد حتي بر روي كاغذ هم آورده نشده اند چه برسد به اجرا !!!

و اينجا ايلام است! بابت كثرت آب رساني به مردم توسط تانكرهاي آب (20 دستگاه براي تمام شهر) قدردان هستيم چون مسئولين گفته اند قرار است از استانهاي مجاور چند دستگاه ديگر هم تأمين شود!!!


 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-267.aspx

 
 

  یکشنبه هفدهم شهریور 1387 نويسنده : گمنام |  

 

 

وزير نيرو سهميه بندي برق را شايعه خوانده و تكذيب كرد

 
   

مژده اي دل كه مسيحا نفسي مي آيد         كه ز انفاس خوشش بوي كسي مي آيد

ولادت گل سرسبد آفرينش، مادر انسيان، فخر زمين و آسمان، راز خلقت بشر، هستي هستي، بر همه خاكيان آسمان نگر مبارك باد.

همو كه برتر از مريم عذرا، و مادرش خديجه كبرا ست.

او  نور ديده  ما، حضرت فاطمه زهرا ست

________________________________________

-يادمه چند سال پيش كه عراق رفته بودم و از دست گرما كلافه مي شدم، دلم به حال مردم عراق مي سوخت و خدا رو شكر مي كردم كه ما مشكل برق نداريم.

-فاميلمون كه قم رفته بود هر گونه قطعي برق در شهر قم رو رد مي كرد.

-به يه دوست كرجي و يه دوست يزدي كه زنگ زدم هر دو از  قطعي برق ابراز بي اطلاعي كردن.

-يه دوست بوشهري قطعي برق در منطقه جنوب رو وحشتناك اعلام و خبر از شروع بكار ساعت 6:15 بخاطر قطعي برق و گرماي جنوب اعلام كرد. ايشون از قول يه دوست تبريزي، تبريز رو هم بهره مند از مشكل برق خواند.

-وزير نيرو سهميه بندي برق را شايعه خوانده و تكذيب كرد.

-وزير نيرو منابع آبي كشور را كافي و سهميه بندي آب را در صورت صرفه جويي در مصرف منتفي دانست.

-دو سكوي صدور برق به عراق، در كردستان و ايلام قرار دارند.

-وزير نيرو سهميه بندي برق را بصورت محدود و در همه سطح كشور اعلام نمود.

-در خبر استان اعلام شد : رئيس اداره برق استان، سهميه بندي برق را بصورت برنامه اعلام شده از مركز و بدون اطلاع قبلي عنوان نمود.

-وزير نيرو، سيستم خاموشي برق را هوشمند و بدون دخالت عوامل انساني اعلام نمود.

-تلفن 122 اتفاقات برق، شماره اي كه هيچ گاه بوق آزاد نمي زند.

-امام جمعه استان از بي نظمي هاي قطعي برق در استان ابراز ناخشنودي نمود.

و ...

گوشه هايي از تناقضات و واقعيات تلخ مشكل نيرو در كشور.

اما در لابه لاي اين حرف و حديث، برخورد بسيار بد پرسنل كشيك اداره برق ايلام با مخاطبين، عدم جوابگويي روشن و صريح رئيس اداره و پرسنل اداره فوق و بي برنامه و غير قابل اعلام و پيش بيني بودن قطعي برق در استان معضلي است كه مردم رو به شدت ناراحت كرده است.

حال وزير نيرو و رؤساي ادارات مربوطه پس از دو هفته قطعي برق، براي اولين بار حاضر به اعلام و انتشار خبر قطعي برق در كشور به دليل بحران انرژي شدند، آيا مناسب نبود در اين دو هفته كتمان،  به فكر يك برنامه ريزي منظم در اعلام روند خاموشي در سيستم روشنايي استان مي بودند؟

چرا قطعي هاي برق، يك ساعته، دو ساعته، سه ساعته و يا كسري از مقادير فوق آن هم در ساعات كاملاً متغير و بدون كوچكترين اطلاع قبلي صورت مي گيرد؟

چرا رئيس اداره برق استان، دستور قطعي برق را بدون هر گونه اطلاع قبلي و بلافاصله مي داند؟

واقعاً در اين همه بي نظمي و عدم برنامه ريزي در سطح كلان كشور و استان، بايد چه كساني را مقصر دانست؟

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-264.aspx

 
 

  دوشنبه سوم تیر 1387 نويسنده : گمنام |  

 

 

يك سوال

 
   به نظر شما چرا مردم ايوان، روز هفتم ارديبهشت شعار مي دادند : مرگ بر استاندار  
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-259.aspx

 
 

  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387 نويسنده : گمنام |  

 

 

تخلفات انتخاباتي

 
   سلام بر خليج هميشه فارس ايران
امروز (سه شنبه) دهم ارديبهشت سالگرد اخراج پرتغاليهاي اشغالگر از خاك ايران اسلامي و آبهاي نيلگون خليج فارس و مسماست به اسم روزملي خليج فارس.
اين روز رو به همه ايرانيهاي ايران دوست تبريك ميگم.
(به كوري چشم اعرابي كه نوكر آمريكا و انگليس و اسرائل جهانخوارند)
-----------------
و اما بعد ...
علي رغم مشكلات بسياري كه انتخابات (هاي) اخير داشت، اما مايل بودم برخي از تخلفات انتخاباتي رو ذكر كنم شايد به درد شنيدن بخوره. چون مسئولين ما ظاهراً به شنيدن از يه گوش و ... عادت كردن اما ...

اگه انتخابات مجلس خبرگان (دور قبل) بي دليل باطل نمي شد، انتخابات الان راحت تر قابل ابطال بود ولي اين قصه سر دراز داره. وقتي نميخوان يه كانديد منتسب به جناح چپ بالا بره از هر روش و ابزاري استفاده ميكنن. كيا؟ بماند!

اگه دور قبل انتخابات مجلس رو باطل مي كردن الان شاهد اين همه تخلف، كشتار و ... نبوديم.
چرا انتخابات سالم رو باطل و انتخابات غيرسالم رو تاييد مي كنن؟ اينم ماجراها داره ...

و اما اصل قضيه :
تاييد برخي نامزدها بنا بر صلاحديد !!!
چاپ و توزيع و نصب پوسترهاي بزرگتر از سايز تعريف شده
خريد و فروش گشترده آرا.

در مورد اين يكي دوست دارم يه نكته رو بگم :
يه جايي صحبت انتخابات بود. طرف ميگفت اونايي كه راي فروختن كار خيلي خوبي كردن چون مطمئنا هر كي بره مجلس كوچكترين خدمتي بهشون نميكنه بذار حداقل اين 10 20 هزارتومن نقد رو ازش بگيرن!!!
قضاوت اين طرز فكر و عوامل بروز اون به عهده شما !

عدم ممهور نمودن برگهاي تعرفه راي و شناسنامه افراد راي دهنده
تهديد و اعمال زور براي راي مجدد
افزايش آمار راي دهندگان يه بخش خاص به 120 درصد!!! (خودتون بقيه كلام رو بگيرين لطفا)
تخريب ساير كانديداها
توزيع كارت خط تلفن ايرانسل، پتوي گلبافت، لباس ورزشي و ... به منظور جلب آراء مردم
استفاده از امكانات دولتي در جهت پيشبرد امور انتخابات كانديداها
حمايت مستقيم و غيرمستقيم برخي مسئولين رده اول استان از كانديداهاي خاص !
درز و انتشار غيرقانوني آمار راي شعب قبل از زمان مقرر توسط برخي مسئولين فرمانداري و ...
و ...

و اما مهمترين مشكل كه بحث خريد و فروش آرا مردمه :
آقاي طارق بهادري مبتكر و مجري اوليه اين طرح در انتخابات شوراهاي اسلامي! ايلام بودند كه بعدها توسط علي ياري (نماينده مجلس ششم) رستم الفتي (عضو شوراي شهر ايلام) و فريدون همتي (نماينده مجلس هفتم) و ... ادامه يافت و اكنون آقاي علي اكبر متين و فريدون همتي و ... تثبيت كننده آن به عنوان قانون انتخاباتي!!! شدند.

الان همه مردم ايلام مي دانند تا خريد راي نباشد امكان پيروزي در صحنه انتخابات تقريبا امري محال است.
البته اين بدان معنا نيست كه همه اهل اين برنامه هستن اما تقريبا اكثريت افراد حائز اكثريت آرا از اين خط مشي پيروي مي كنند.

آيا واقعا فقر اقتصادي عامل بروز اين غده سرطاني هست يا فقر فرهنگي و يا فقدان عملكرد مثبت مديران و مخصوصا نمايندگان مجلس؟

به نظر من اين سه عامل از برجسته ترين عوامل بروز مساله تاسف برانگيز فروش راي در ايلامه اما آيا راه حلي براي مقابله با اون وجود نداره؟
آيا با حداقل يه بار ابطال انتخابات نميشه تا حد زيادي جلوي اين فاجعه رو گرفت؟
و هزاران آيا و اما و اگري كه به ذهن من و شما خطور مي كنه ...

آيا نبايد به حال شهر مظلومم ايلام گريست؟

مسئولين محترم استان به اين فرمايش معصوم (ع) بيشتر توجه فرمايند :

الملك يبقى مع الكفر ولا يبقى مع الظلم
 
 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-258.aspx

 
 

  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 نويسنده : گمنام |  

 

 

و باز هم مديران مقصرند!

 
    سلام و تسليت عرض ميكنم خدمت همشهريان عزيز
حمله به معترضين و كشته شدن حداقل 3 نفر !
اتفاق تلخي كه در روز هفتم ارديبهشت توي شهر ايوان رخ داد پيش از هر چيز بي لياقتي برخي مسئولين استان رو ثابت كرد. فرمانداري كه از ترس و بي تدبيري نه تنها حاضر نشد براي مردمي كه ادعا مي كنه فرماندار اوناست صحبت كنه بلكه از در عقبي ساختمان فرمانداري فرار مي كنه رو چه كسي فرمان!دار كرده؟!!!
ايشون كدوم سابقه مديريت رو توي كارنامه اشون داره؟؟؟
چرا بايد در شوراي تأمين استان حرفي زده بشه كه موجب خشم مردم يه شهرستان واقع بشه؟؟؟
چرا بايد حرف خصوصي جلسه تأمين استان خارج بشه و به گوش مردم برسه؟ عامل اين انتقال بيان چه كسي بوده؟!!
كجاي دنيا سابقه داره به خاطر شكستن شيشه يك نهاد، دستور شكليك گلوله صادر بشه؟
آيا يه قاضي كه نظامي بازنشسته است، مردم شهر رو با دشمنان برون مرزي اشتباه نگرفته؟
هزينه پاشيدن آب، گاز اشك آور، باتوم و ... بيشتره يا گلوله واقعي؟!!

نميخوام فقط مسئولين رو متهم كنم.


مردم هم كار خوبي نكردن.
آيا به خاطر راي آوردن يا نياوردن يه شخص بايد چنين عكس العملي نشون بديم؟
وقتي رئيس هيات نظارت شهرستان ميگه هيچ اتفاقي نيفتاده و اين حرفا شايعه است نبايد مي پذيرفتين؟
چرا بايد اين همه تعصب بيجاي ايلي و طايفه اي داشته باشيم

به هر حال نتيجه بي كفايتي مسئولين در عدم توان ابطال انتخابات به هر دليل (...!) در مرحله قبل بدليل اون همه تخلف و فروش راي و ... سرانجامش انتخاباتي با مشاركت كمتر و تخللف بيشتر ميشه كه همه شاهدش بوديم! و ادامه اون هم اين اعتراضات مردمي و ...

و اما مردم هميشه در صحنه (...!) ملكشاهي كه كارشون مثل بسياري ديگه از جريانهاي اخير خجالت آور و زشت بود. شما كه خودتون مي دونيد حداقل هر كدومتون دو راي و حداكثر 28 راي دادين!(اگه بيشتر نباشه اينقدش رو من آمار دارم) ديگه به چي معترضين.
نيروي انتظامي كه از مسئولين ترسيدن! نظارتي ها دست تنها موندن و ترسيدن! اجرايي ها هم كه خود مشوق تخلف بودن شما هم حيا رو كنار گذاشته بودين با اين همه باز هم كانديد مورد نظرتون راي نياورد. ديگه چي از جون آبروي استان ميخوايد. زشته به خدا. بسه ديگه ...

البته همينجا ذكر كنم منظور من تمام مردم بخش ملكشاهي نيست ولي در اين بين بسياري افراد صالح و درستكار وجود دارن كه ناخواسته فدا شدن. من منظورم اين قشر نيست.

به هر حال اميدوارم ...
اميدوارم امام جمعه محترم ، استاندار محترم، فرمانده سپاه محترم و ... دست از حمايت هاي شبهه ناك بردارن و با شفافيت به موضوع رسيدگي كنن و نگذارن مردم استان بيش از اين قرباني زياده خواهي برخي ... شوند.

و السلام علي من اتبع الهدي

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-257.aspx

 
 

  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 نويسنده : گمنام |  

 

 

از آراي مجلس خبرگان و شوراي اسلامي چه خبر؟

 
    علي رغم اعتراضات شديد مردمي به علت مشكلات ايجاد شده در خصوص صلاحيت آيت الله محمدي ايلامي، نهايتاً با اكثريت قاطع آرا، آقاي سيد مجتبي طاهري بر كرسي نمايندگي خبرگان رهبري در حوزه ايلام نشست.

و اما انتخابات مجلس هشتم :
آقايان دكتر متين، دكتر قنبري، بسطامي و پولادي حائز اكثريت آرا شده و به دور دوم انتخابات راه يافتند.
اعتراض آقاي شوهاني به عنوان نفر پنجم هم در دست بررسيه. جالب اينجاست كه با توزيع گسترده برگه حاوي ميزان آراي كانديداها در سطح شهر كه توسط سيستم رايانه اي جمع آوري شده بود آقاي شوهاني در رده چهارم و آقاي پولادي در رده پنجم قرار داشت، اما با شمارش آرا بصورت دستي و اعلام رسمي نتايج اين تركيب عكس شد و اعتراضات بسياري را بهمراه داشت.
اين تفاوت جدي در اعلام نتايج دقت بيشتري در اعلام نتايج به صورت رسمي را مي طلبيد كه متاسفانه اين امر محقق نشد و اكنون بايد تاوان آن را پرداخت.

ما هم اميدواريم حق به حقدار برسد و هر كدام از آقايان كه بيشترين رأي را به دست آورده اند به دور دوم راه پيدا كنند.

از جمله تخلفات مشهود اين دوره :
1- خريد آرا توسط نمايندگان ( يا عوامل آنها) كه بنيانگذاران آن ظاهرا آقايان ياري و همتي بودند.
2- راي بيش از يك بار توسط راي دهندگان
3- راي بيش از آمار تعداد راي دهندگان يه بخش خاص
4- جلوگيري از انداختن راي در صندوق بعلت عدم درج اسم آقاي ... در صندوق اخذ راي
و ...

از موارد قابل ذكر در اين دوره استفاده از جوهرهاي خاصي بود كه به راحتي پاك مي شد و اثر آن به كلي از بين مي رفت. اين كار تعمدي يا سهوي، كار تخلف را بسيار آسا نموده بود.
استفاده از سيستم چك كد ملي كه در بيشتر اوقات به دليل مشكل در خطوط ارتباطي يا ترافيك خطوط و يا ايراد در خود نرم افزار به جاي تسهيل راي دهي، مخل راي دهي بود.

و اگر عمري بود باز هم خواهم نوشت
تا بعد ... يا علي(ع)
 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-252.aspx

 
 

  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 نويسنده : گمنام |  

 

 

سلام بر آقايمان مهدي(عج)

 
   
آغاز امامت صاحب و آقاي همه انسانها، بر ايشان مبارك باد

من به خال لبت اي دوست گرفتار شدم
چشم بيمار تو را ديدم و بيمار شدم

-------------------

و اما بعد...
كثرت تخلفات انتخاباتي در حوزه هاي شمالي و جنوبي استان به حدي چشمگير بود كه قلم قاصر از بيان است.
اي كاش مي شد راه حلهاي خوبي براي حل اين مشكلات پيدا نمود.
گر چه فروشندگان رأي و عقيده، با خيانت خود بزرگترين خيانت را بر خود و جامعه تحميل مي كنند اما مي توان روشهايي براي كاهش تخلف يافت.

ان شاء الله باز هم در اين خصوص خواهم نوشت.

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-251.aspx

 
 

  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 نويسنده : گمنام |  

 

 

و اما بحث ... انتخابات

 
   
الحمدلله الذي هدانا لهذا


حرف اول اينكه از همراهي و همدلي همه عزيزاني كه به نحوي در خصوص رفع مشكل پيرمرد و دختري كه در پست قبلي در موردشون نوشتم پيشنهاد دادن و كمك كردن ممنونم
به لطف خدا و همت صاحب همتان، اين دو نفر موقتا بصورت استيجاري توي يه خونه ساكن شدن
اين به منزله اتمام مشكلاتشون نيست اما به هر صورت مرهم خوبيه بر زخم سرماي سرد زمستان
خدا به همه كساني كه متقبل زحمت شدن جزاي خير بده
اميدوارم مشكلات بعدي ايشون هم به زودي حل بشه

و اما بحث ... انتخابات

به جاي نقطه چين هر چي دوست دارين بخونين

ديده ها و شنيده ها حاكي از كثرت تخلفات انتخاباتي نماينده مثلا اصولگراي حوزه شماليه
جلسات غيرقانوني، سيم كارت ايرانسل، خودكار تبليغاتي، چك و تراول، نه وعده بلكه استخدام ضرب العجل بيكاران خاص! و ...تنها گوشه اي از خدمات اين نماينده فعلي و كانديداي نمايندگي دور آتي مجلس شوراي اسلامي ايلامه
نميدونم چرا چاپ يه كارت ويزيت بدون ذكر هر گونه جمله تبليغاتي براي عده اي تخلف حساب ميشه ولي امثال آنچه گفتم براي يه نفر خاص هيچ تخلفي به حساب نمياد.

چرا بايد آقاي فرماندار شهر كه بايد در كمال بي طرفي به فكر برگزاري انتخابات سالم و بدون تخلف باشه بدون هيچ ملاحظه اي به صورت علني از همون نماينده كذايي طرفداري و حمايت مي كنه
اين همه تخلف رو بايد به كي گفت؟
آيا واقعا مرجعي براي رسيدگي هست؟
اگه مرجع، همون كلانتر سابقه كه ايشون هم مثل آقاي فرماندار نيروي نماينده فوق الذكر مي باشند و بالتبع مطيع و مريد و هوادار و مبلغ و نوكر سينه چاك ايشانن و اگه مرجع، غير از اينهاست پس چرا هيچ پيگيري اي وجود نداره؟!!!

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-247.aspx

 
 

  دوشنبه ششم اسفند 1386 نويسنده : گمنام |  

 

 

كاد الفقر ان يكون كفرا

 
   

روز تاسوعا خبري رسيد و فرصتي شد تا از يكي از محله هاي فقيرنشين شهر ديدن كنيم.

اين بازديد به همت و دلسوزي يكي از مسئولين استان انجام شد.

سركشي از محل زندگي يك پيرمرد 65 ساله با دختري 16 ساله.
خانواده اي كه با بي احتياطي فرزند نوجوان خود، نعمت مادر و خواهري دلسوز و برادري نوجوان را از دست داد و اكنون در حاشيه شهر در اطاقك فلزي (كانتينر) اهدايي يك مسلمان همشهري سكني گزيده اند.
بايد ديد تا باور كرد. همان محله اي كه اكثريت ساكنان آن را همولايتي هاي امام جمعه محترم و استاندار عزيز شهر تشكيل مي دهند. همان محله اي كه در سفر دوم رئيس جمهوري به ايلام به طور ويژه از آن سركشي به عمل آمد.
بله. انتهاي بلوار كارگر را مي گويم و دور فلكه كوچك پاياني.
همانجا كه فقرش چون برخي ديگر از نقاط شهر فرياد مي كشد اما با زبان بي زباني. با زبان پيرمردي نحيف و دختري ضعيف.
خانه اي كه حتي دستشوييش كه با تعدادي كاشي در قسمت انتهاي آن متمايز شده، آبي براي شستشو هم ندارد. حمامش همان است اتاق خواب و پذيراييش نيز همان.
فقط يه اتاق نمور بو گرفته كه در كوتاه زمان تهيه چند عكس، چنان از تعفنش به ستوه آمدم كه به سرعت بيرون پريدم ...
بايد رفت و ديد كه فقر كجاست؟
آقاي رئيس جمهور! آقاي نماينده ولي فقيه! آقاي استاندار! آقاي نماينده! آقاي فرماندار! آقاي كميته نشين!
همگي مسئولين و لابد مي دانيد مسئول يعني چه!
من اداي دين كردم و تكليف را از خود برداشتم، ديگر خود دانيد و خدايتان و فردايي كه چندان دور نيست؛ فقط 2متر يا كمتر ...

























 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-246.aspx

 
 

  پنجشنبه چهارم بهمن 1386 نويسنده : گمنام |  

 

 

اسرائيليات

 
    به نام خدا و با عشق به كشته فتاده به خوني كه منتقم خونش خواهد بود

السلام عليك يا ثارالله

 

دلم براي خودم مي سوزد و شايد براي همه دوستانم

 

چند شب است كه كانالهاي مختلف تلويزيون از حرام بودن و ايراد داشتن برهنه شدن در عزاي امام حسين(ع)، آسيب رساندن به بدن و عدم استفاده از روضه هاي نامعتبر و ... سخن مي گويند. فتاواي علما را با تصوير ايشان نشان مي دهند و خلاصه مي گويند كاري نكنيد كه به اسم امام حسين(ع) به مكتب امام حسين(ع) ضربه بزنيد؛ اما ...

 

امروز عاشوراي حسيني بود و ما بعد از نماز ظهر و عصر، مستمع سخنراني ناخواسته فردي شديم كه از اسرائيليات شروع كرد و به روضه هاي نادرست ختم كرد.

 

مي گفت : مردي از كنار آتشي رد شد كه براي نذري امام حسين روشن شده بود و بدون علم به دليل برپايي آتش، هيزمهاي زير آن را مقداري جابجا كرد و بعد از مرگ، خداوند به خاطر دودي كه به چشمش رفته و اشك ناخواسته اي كه ريخته بود تمام گناهان وي را بخشيد آتش را بر بدنش حرام كرد.

 

مي گفت : بعضي مي گويند چرا در عزاي امام حسين(ع) بر بدن خود آسيب وارد مي كنيد؟ شما نمي دانيد كه فلان عالم گفته براي عزاي امام، هر چه بر سر خود بياوريد اشكال ندارد؟

 

مي گفت: هنگامي كه آقا جانم عباس(ع) از اسب زمين افتاد، يكي از نامردان سپاه عمرسعد لعنت الله عليه آمد {و مكالماتي با حضرت داشت} ...

 

ايشان ظاهراً حتي كتاب تحريفهاي عاشوراي شهيد مطهري رو نخوندن و بدون آگاهي از داستانهاي ساختگي يهوديان كه در دين ما وارد كرده به عنوان سند آمرزش گناهان استفاده مي كنند.

 

ايشان ظاهراً قائل به تغيير فتوا با گذشت زمان نيستند، نمي دانند پويايي شيعه به بروز بودنشه. نمي دونند نبايد فتاواي علماي روز رو نبايد زير پا گذاشت و به گفته ها ( و نه فتاوا)ي علماي گذشته استناد كرد.

 

نمي دونند به اسم روضه و گرم نمودن مجلس اباعبدالله نمي توان از هر عبارات نامعقول و سخيفي استفاده نمود. مگر مقاتل معتبر شيعه چون لهوف ابن طاووس چه نقصاني دارند كه ايشان بايد حتما از جيب مبارك به ساخت روضه اقدام نمايند؟

 

 

 

افسوس كه اين درد را سالهاست بزرگان فرياد مي كنند و گوش شنوايي بر آن نمي يابند. ما هم اداي دين نموديم. باشد كه مقبول درگاه سرور آزادگان افتد.

_________________

 

بيانات مقام معظم رهبري در ديدار مردم قم ( 19 دي 1386) :

ميگويند چرا ماتم و گريه و اشك را در بين مردم رواج ميدهيد؟ اين ماتم و اشك براى ماتم و اشك نيست، براى ارزشهاست. آنچه پشت سر اين عزاداريها، بر سر و سينه زدنها، اشك ريختنها وجود دارد، عزيزترين چيزهائى است كه در گنجينه‏ى بشريت ممكن است وجود داشته باشد؛ او همان ارزشهاى معنوىِ الهى است. اينها را ميخواهند نگه دارند كه حسين‏بن‏على مظهر اين ارزشها بود. يادِ آنهاست؛ زنده نگه داشتن آنهاست.

 

و ملت اسلام اگر نام حسين را و ياد حسين را زنده نگه بدارد و آن را الگو قرار بدهد براى خود، از همه‏ى موانع و مشكلات عبور خواهد كرد. لذاست كه ما در انقلاب اسلامى، در نظام جمهورى اسلامى از صدر تا ذيل، همه - مردم، مسئولين، بزرگان، شخص امام بزرگوار ما - بر روى مسئله‏ى امام حسين و مسئله‏ى عاشورا و همين عزاداريهاى مردمى، تكيه كردند و جا دارد. اين عزاداريها جنبه‏ى نمادين دارد، جنبه‏ى حقيقى هم دارد؛ دلها را نزديك ميكند، معارف را روشن ميكند.

 

البته گويندگان، وعاظ، مداحان، سرايندگان، همه بايد توجه داشته باشند كه اين يك حقيقت عزيز است؛ با آن نبايست بازى كرد؛ حقايق ماجراى عاشورا را بازيچه نبايد قرار داد. هر كسى يك چيزى به آن اضافه بكند، خرافه‏اى را به آن وصل بكند، كارهاى غير معقول را به نام عزادارى انجام بدهد، اينها نبايد باشد؛ اينها طرفدارى از امام حسين نيست. يك وقتى ما راجع به مسئله‏ى تظاهرات قمه، مطلبى را گفتيم، يك عده‏اى گوشه كنار صداشان بلند شد كه آقا ! اين عزادارى امام حسين است؛ مخالفت نشود با عزادارى امام حسين! اين، مخالفت با عزادارى نيست؛ مخالفت با ضايع كردن عزادارى است. عزادارى امام حسين را نبايد ضايع كرد. منبر حسينى، مجلس حسينى، محل بيان حقايق دينى، يعنى حقايق حسينى است. شعر در اين جهت، حركت در اين جهت، نوحه و مديحه در اين جهت بايد باشد. شما ديديد در آن محرّم سال 57، دستجات سينه‏زنى ما در بعضى از شهرستانها مثل يزد و شيراز و جاهاى ديگر شروع شد و بعد هم گسترش پيدا كرد به همه‏ى كشور؛ سينه ميزدند و حقايق روز را در نوحه‏هاى خودشان بيان ميكردند؛ با ارتباط دادن و اتصال دادن اينها به ماجراى عاشورا، كه درست هم هست.

 

مرحوم شهيد مطهرى سالها قبل از انقلاب در اين حسينيه‏ى ارشاد فرياد ميكشيد كه: واللَّه - قريب به اين مضمون - بدانيد شمر، امروز - اسم نخست‏وزيرِ آن روز اسرائيل (صهيونيست) را مى‏آورد - اوست. واقع قضيه هم همين است. ما شمر را لعنت ميكنيم، براى اينكه ريشه‏ى شمر شدن و شمرى عمل كردن را در دنيا بكنيم؛ ما يزيد و عبيداللَّه را لعنت ميكنيم، براى اينكه با حاكميت طاغوت، حاكميت يزيدى، حاكميت عيش و نوش، حاكميت ظلمِ به مؤمنين در دنيا مقابله كنيم. حسين‏بن‏على قيامش براى اين بود كه بينى حاكميتهاى عليه ارزشهاى اسلامى و انسانى و الهى را به خاك بمالد و نابود كند؛ و همين كار را هم امام حسين با قيام خود كرد.

 

مجالس ما؛ مجالس حسينى، يعنى مجالس ضد ظلم، مجالس ضد سلطه، مجالس ضد شمرها و يزيدها و ابن‏زيادهاى زمان موجود، زمان حاضر، معنايش اين است. اين استمرار ماجراى امام حسين است.

 

و امروز دنيا پر از ظلم و جور است. شما ببينيد چه ميكنند؛ در فلسطين چه ميكنند، در عراق چه ميكنند، در كشورهاى گوناگون چه ميكنند، با ملتهاى دنيا چه ميكنند، با فقرا چه ميكنند، با ثروتهاى ملى كشورها چه ميكنند. ابعاد عظيم حركت حسين‏بن‏على (عليه‏السّلام) شامل همه‏ى اين ميدان وسيع ميشود. امام‏حسين نه فقط براى شيعه، نه فقط براى مسلمانها، بلكه براى احرار عالم درس دارد.

 

رهبر آزادى‏بخش نهضت هند در شصت سال، هفتاد سال قبل اسم حسين‏بن‏على را آورد؛ گفت من از او ياد گرفتم؛ در حالى كه هندو بود؛ اصلاً مسلمان نبود. در بين مسلمين هم همينطور است. ماجراى امام‏حسين اين است. شما گنجينه‏دارِ يك چنين جواهر ذى قيمتى هستيد كه همه‏ى بشريت ميتواند از او بهره برد و استفاده كند.

 

جهتگيرى در عزادارى امام حسين به اين نحو بايد باشد: گسترش تبيين، بيان، آگاه‏سازى، محكم كردن ايمان مردم، روح تدين را در مردم گسترشِ دادن، روح شجاعت و غيرت دينى را در مردم زياد كردن، حالت بى‏تفاوتى و سكر و بى‏حالى را از مردم گرفتن؛ اينهاست معناى قيام حسينى و بزرگداشت عزادارى امام‏حسين (عليه‏السّلام) در زمان ما. لذا زنده است، هميشه هم زنده خواهد بود.

 

جنبه‏ى عاطفى آن هم تأثيرگذارِ بر روى عواطف و احساسات همه‏ى مردم است. جنبه‏ى عمقى و معنوى آن، صاحبان فكر و بصيرت را آگاه ميكند؛ روشن ميكند. بنده بارها در طول اين سالها اين جمله‏ى اميرالمؤمنين (عليه‏الصّلاةوالسّلام) را عرض كرده‏ام كه فرمود: «ألا لا يحمل هذا العلم إلّا أهل البصر والصّبر»؛ اين پرچم - پرچم انسانيت، اسلام، توحيد - را آن كسانى كه داراى اين دو خصوصيتند، ميتوانند بر دست بگيرند و بلند نگه دارند؛ «البصر والصّبر»؛ بصيرت و استقامت. امام حسين (عليه‏السّلام) مظهر بصيرت و استقامت است.

__________________________

فتواي آيت الله بهجت در مورد قمه زني :

باسمه تعالي شأنه

محضر مبارك مرجع بزرگوار حضرت آيت الله العظمي بهجت (دام ظله العالي)

 

سلام عليكم

 

به استحضار مبارك مي رساند، مدتي است يك لوح فشرده (سي دي) با عنوان «حقيقت مظلوم» در ارتباط با فتواي مرحوم اصفهاني به وجوب قمه زني، تكثير و توزيع گرديد و در آن با نقل قول و انتساب مطلبي به جنابعالي، در راستاي تقدس خون قمه زنان و وصيت حضرتعالي به همراهي در كفن و قبر خود بهره برداري نموده و در اين مطلب استاند به حضرتعالي نموده اند. مستدعي است در جهت تنوير افكار مقلدين حضرتعالي نسبت به صحت و سقم مطلب مذكور، اعلام نظر فرماييد.

 

 

 

بسمه تعالي

 

آنچه بنده نقل كرده ام مخالفت مرحوم استاد آقا سيدابوالحسين اصفهاني (رحمت الله عليه) با عمليت قمه، و آنكه تا آخر هم مخالف ماندند و هيچ اجازه ندادند.

 

اما بنده چنين لباس خون آلودي ندارم و چنان وصيتي هم نكرده ام.

 

والسلام


 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-245.aspx

 
 

  یکشنبه سی ام دی 1386 نويسنده : گمنام |  

 

 

آمار بي سابقه زير 50 نفر!

 
   
و حسين(ع) به كربلا رسيد ...
السلام علي الحسين الغريب
-----------------------------------------

مي دونيد چرا عزادارا و پامنبرياي مسجد جامع به زير 50 نفر رسيده؟
لطفا جهت كسب اطلاعات بيشتر با هيأت امناي مسجد جامع تماس حاصل فرماييد.

به نظر شما برپايي مراسم عزاداري توي مسجد حضرت زينب(س) باعث اين پيش آمد ناخوشايند! است؟

آيا استفاده از عنوان آيت الله براي يكي از حجج اسلام ايلامي در ماه محرم جنبه مذهبي دارد؟!!

آيا جمع نمودن جوانان ايلامي زير خيمه حضرت زينب(س) مشكل سياسي دارد؟

----------------------------------

با وجود اذعان صريح رياست جمهوري به ضعيف بودن عملكرد مديران اجرايي استان ايلام كه بيشتر به استاندار محترم بر مي گردد؛ به نظر شما چه عامل يا عواملي باعث شده رئيس جمهور از تغيير استاندار (حداقل فعلاً) صرفنظر كند؟

----------------------------------
 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-244.aspx

 
 

  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 نويسنده : گمنام |  

 

 

از هر دري سخني!

 
   
اول اينكه هفته بسيج رو به دلاورمردان عرصه دفاع مقدس تبريك ميگم

دوم يه قابليت جديد به امكانات بلاگفا اضافه شده كه مي تونيد آخرين بروزرساني وبلاگهاي مورد نظرتونو ببينيد

سوم در آستانه سفر رياست جمهوري به ايلام هستيم.قرار بود دو هفته پيش بياد ولي بدليل عدم اجراي طرحهاي رياست جمهوري طي بيش از يك سال گذشته، استان اردبيل كه تقريبا 14 استان بعد از ما بود، بدليل اتمام كار جلو افتاد و ميگن قراره 4شنبه آينده ايشون ايلام بيان. نميدونم توجيه حضرات براي رئيس جمهور چي خواهد بود؟ آيا بازم مي تونن مثل بازرسي كه اومده بود سر ايشون رو هم شيره بمالن يا نه؟
پرسيدم با اينكه همه مردم ايلام ميدونن كه گزارش استاندار و معاون سياسي ايشون كاملا دروغه (اولي 95 درصد و دومي 100 در 100 اجراي طرحهاي رياست جمهوري رو ادعا كردن) چرا كسي چيزي نميگه؟
گفتند: نه اصلاً دروغ نگفتن منظور ايشون از اجرايي شدن، شروع به كار طرحهاست و لو به اندازه كلنگ افتتاح طرحه (كه به حساب اجراي طرح مي گذارن!)
گفت : بازم دروغه چون تا اين حد هم انجام ندادن. كسي ميتونه بگه ورزشگاهي كه قرار بوده برا شهر ساخته بشه زمينش كجاست كه كلنگش زده بشه؟ ( من خبر دارم كه حتي هنوز زمين هم برا اين كار خريداري نشده) گر چه امثال اينا زياده اما كو چشم بينا و كو گوش شنوا!
تا آقاي احمدي نژاد از اين بازرسا ميفرسته كه برن از روستاي آقاي استاندار گزارش تهيه كنن و ادعا كنن كه تمام مردم ايلام حتي روستاهاي دورافتاده، ايشون رو به اسم مي شناسن، هيچ توفيقي در پيشبرد اهداف نخواهند داشت.

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-234.aspx

 
 

  جمعه نهم آذر 1386 نويسنده : گمنام |  

 

 

نبود متولي فرهنگي در امامزاده علي صالح (ع)

 
   
امروز توفيقي شد رفتيم پابوس آقا علي صالح (ع)
اونم بعد از چند ماه دوري، برام جالب بود چون شنيده بودم كه منزلگاههاي وسط حياط امامزاده رو ورداشتن اما خودم نديده بودم.
منظره زيبايي بود . يه حياط فراخ كه برا انواع كاراي فرهنگي جون ميده.
چند تا دختر خانوم ديدم كه داشتن واليبال بازي مي كردن. كجا؟ وسط همين فضاي بازي كه عرض شد. ديدني بود . يه خانوم هم ديديم كه آستيناشو تا بازو بالا زده بود و داشت يه ظرفي مثل ظرف غذا رو توي حياط جابجا مي كرد
ياد چند ماه پيش افتادم كه بغلاي حرم يه سرسره بادي گذاشته بودن و روز وفات يكي از معصومين، موسيقي شادي در فضاي حرم طنين انداز بود. به حسب اتفاق مدير كل اوقاف رو همون جا زيارت كرديم و بهش گفتيم كه درست نيست توي يه همچي روزي اجازه داده بشه يه همچي موسيقي اي از كنار حرم پخش بشه
ايشون گفتن صاحب سرسره يه خانومه كه هيچ زبوني حاليش نميشه و ما نتونستيم ايشون رو متقاعد كنيم
گفتم چرا لااقل مقابله به مثل نميشه نبايد توي اين روز حداقل يه صداي مرثيه از بلندگوهاي امامزاده پخش بشه؟

گفتن چرا اين يكي رو تذكر ميدم اصلاح بشه
اما صحبت اينه كه :
آيا امامزاده اي با اين عزت و احترام و اين همه استقبال مردمي، نبايد يه كادر مديريت فرهنگي داشته باشه كه با روش اسلامي جلوي اين بي نذاكتي هاي خواسته يا ناخواسته رو بگيره؟؟؟

-----------------------------------
يه نكته نه چندان تازه !
ما از همه منتقدان منصف دعوت به بحث و اظهار نظر و حتي همكاري جهت درج مطلب در وبلاگ داريم.
اما توهين و فحاشي عملي مذموم و ناپسنديده است كه هيچ انسان سالمي نمي پذيرد.
منتظر انتقادات منصفانه شما هستيم

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-230.aspx

 
 

  جمعه یازدهم آبان 1386 نويسنده : گمنام |  

 

 

شاطر فوتبالیست

 
   

خبر رسيد كه يكي از بازيكنان تيم فوتبال سايپاي تهران با همراه داشتن معرفي نامه رسمي از فدراسيون فوتبال كشور به اداره غله استان ايلام مراجعه نموده و درخواست احداث يك باب مغازه نانوايي در شهرك آسمان آباد از توابع شهرستان شيروان چرداول را داشته كه ظاهرا تاكنون موفق به جلب نظر مساعد مسئولين مربوطه نشده است.
جالب اينجاست كه آقايي كه بستن قراردادهاي چند صدميليوني بخشي از سرمايه هاي مالي ايشان است قصد دارد با اين كار حتی اين فرصت كوچك را نيز از مردم محروم اين ديار بگيرد
امان از اين زمونه ...

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-229.aspx

 
 

  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 نويسنده : گمنام |  

 

 

احياي سياسي شبهاي قدر

 
   

اخيرا اطلاعيه اي از طرف حوزه علميه صاحب الزمان (عج) ايلام در سطح شهر توزيع گرديده كه با معرفي سخنرانان خاص از همشهريان جهت حضور و كسب فيض دعوت به عمل آمده است.

اما نكته جالب توجه و ناراحت كننده اين است كه در ذكر عناوين سخنرانان چنين آمده است :

حجت الاسلام و المسلمين لطفي (نماينده ولي فقيه و امام چمعه ايلام)

حجج الاسلام مرادبيگي و صفرلكي

جالب اينجاست كه هر سه عالم فوق الذكر حجت الاسلام بوده و قطعا سطح علوم دو نفر بعدي از نفر اول كمتر نيست و با فرض اينكه چنين نيز باشد اصلا صحيح نيست كه از يك شخص خاص با ذكر عنوان و منصب و به صورت مذكور ياد شود و ساير اساتيد را با يك عنوان جمعي معرفي نمايند. از لحاظ ادبي بهتر بود كه با عبارت حجج اسلام آقايان ... از هر سه عالم مذكور نام برده مي شد.

اين نحوه معرفي آقاي لطفي چند سالي است كه از سوي برخي افراد خاص و با نيت مشخص انجام مي گيرد كه قطعا شخص آقاي لطفي چنين نظري ندارند اما برخي ها به دنبال خود شيريني يا ... مثلا با تخريب ديگران و بزرگ كردن ايشان مي خواهند ارادت خود را ثابت كنند بي خبر كه با اين كار جز به تخريب آقاي لطفي هيچ كاري نكرده اند.

مي خواستم من باب ان الذكر تنفع المومنين از نماينده محترم ولي فقيه و امام جمعه ايلام درخواست نمايم اجازه چنين سوء استفاده هايي را به برخي اطرافيان ندهند.

و السلام علي من اتبع الهدي والعاقبة للمتقين

 

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-225.aspx

 
 

  شنبه هفتم مهر 1386 نويسنده : گمنام |  

 

 

چرا اسم وبلاگتان «شهرمظلومم ايلام» است؟!!

 
   

ايلاميها چشم و دلتان روشن، گاز طبيعي آمد

 

گاز بهتر از بنزين و گازوئيل است، لطفاً مشترك شويد

 

افتتاح خط انتقال گاز اسلام آباد به ايلام مبارك باد

 

و از اين دست ضايعات تأسفبار روابط عمومي شركت گاز استان ايلام كه اين روزها در سطح شهر ايلام به نمايش درآمده است.

 

 نکته :

 

گازي كه گفته مي شود تا شهر آمده لزومي ندارد تا سه ماه ديگر بسته بماند. چرا نمي توان آن را در اختيار صاحبان علمك گاز قرار داد؟ لابد امكانش وجود ندارد. چرا وجود ندارد چون اصلا گازي در كار نيست كه به ايشان برسد!!!

وقتي برخي دوستان (از مهندسين شركت گازايلام) از عدم لوله گذاري قسمتي از مسير اسلام آباد به ايلام سخن مي گويند و افتتاح گاز را امري صوري (چون بسياري از طرحهاي ديگر) و صرفاً از داخل يك تانكر زير زميني مسير مذكور به درون لوله منتقل كننده گاز به شهر ايلام مي دانند، چرا بايد ما فكر كنيم كه حتماً گاز تا ابتداي زمستان به خانه ها خواهد رسيد؟ فقط در يك صورت ممكن است و آن هم اتمام لوله گذاري مسير اسلام آباد-ايلام تا قبل از زمستان و آن هم با وجود اينكه اكثر قريب به اتفاق شهر هنوز از وجود لوله هاي اصلي انشعاب گاز محرومند، امكان گاز رساني به محدوده بسيار كوچكي از شهر ( كه قاعدتاً بخش اعيان نشين و يا مسئول نشين شهر خواهد بود) از اين نعمت الهي برخوردار خواهند شد.

 

اما اصلي ترين بخش اين بحث دو موضوع جدي است :

1- تمسخر بسيار ضايع شركت گاز به ايلامي هاي عزيز با شعارهايي مثل چشم و دلتان روشن (انگار مكه معظمه به ايلام پرآلام منتقل شده!) و امثالهم است كه بسيار جاي تأسف است.

2- اقرار به ظلم مسلمي كه به استان ما واقع شده است. چرا استانهاي فاقد هر گونه منابع زيرزميني نفت و گاز حتي در روستاهاي دورافتاده خود از گاز طبيعي بهره مند باشند ولي استان و حتي مركز استاني كه بخش عمده اي از  گاز و نفت كشور را در دل خاك خود دارد بايد سالهاي سال در انتظار استفاده از آن بماند. تازه هنوز جنجنالهاي سياسي حضرات نمايندگان در امر خطير منت گذاشتن بر سر مردم شروع نشده و اين نمايش مسخره‌ي تحقير آميز هنوز آغازيدن نگرفته است!

 

(حالا هي سوال كنيد چرا اسم وبلاگتان «شهرمظلومم ايلام» است؟!!)

 

اميدوارم روزي برسد كه ايلامي هاي عزيز از انتخاب نمايندگان هم ايل و طايفه اي دست بردارند و به انتخاب اصلح روي آورند تا ديگر شاهد اين تمسخرات مضحك نباشيم.

 

----------------------------------------------------

 و بعضی وداع ها خیلی تلخ و کمرشکن اند.

به یاد همه آنانکه پاک زیستن را برگزیدند تا پاک بروند.

----------------------------------------------------

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-222.aspx

 
 

  جمعه شانزدهم شهریور 1386 نويسنده : گمنام |  

 

 

زياده عرض نيست!

 
    به نام خدا

اول سخن شيرين كاريهاي جديد بلاگفا رو به وب نويسان عزيز تبريك ميگم

دوم : بازم يه درد دل جديد و مثل هميشه گوشهاي ناشنوا ...

چند روز پيش به منظور يه كار علمي به يكي از استاناي همجوار سفر كردم
تو ماشيني كه نشسته بوديم علاوه بر احاديث تكراري بنزين صحبت از مواد مخدر شد
دو نفر از مسافراي محترم همراه ما فروشنده مواد بودن كه ساعت 4 صبح اومده بودن، جنسشونو تحويل برادراي ايلامي داده، پول نقد کرده بر مي گشتن ولايت خودشون
جالب بود اسامي افراد طراز اول! فروش مواد در ايلام رو مي گفتن و از مردانگي و شجاعت و بي كلك بودن ايلامياي طرف حسابشون حرف مي زدن (البته جلو رو ما كه ايلامي بوديم پشت سر رو ديگه نميدونم)
يكيشون ظاهرا فقط فروشنده بود ولي اون يكي ته يا همون اند اين كارا بود اولش با توجه به ادعاي صداقتش مي گفت كه فقط و فقط ترياك ميكشه و بس
اونم از 18 سالگي و از لج خونواده
ولي كم كم به شيشه و گرت و امثالهم هم اعتراف كرد چون اساسا دروغگو كم حافظه است
خلاصه اين حضرات ادعا مي كردن كه دو نفر كه با دولتي ها (اصطلاحاً) دست دارن با كيف پر مواد ميرن و داخل زندان بين بقيه تقسيم مي كنن و كسي هم برخورد و اعتراضي نداره
يكيشون از نحوه استعمال مواد و ساعات كشيدن تو زندان و ... حرفايي زد
از اينكه يه جوانمرد!ايلامي با گرو گذاشتن سند مغازه اش اونو از بازداشت به جرم روزه خواري بيرون آورده ...
يكيشون از مهمان نوازي فلان طايفه (ورودي شهر كه به ... معروفند) و از دو نفر شيرمرد! اونا كه حالا يكيشون به جرم قتل زندونه حرف مي زد  و ...
و اين حكايت همچنان باقيست
مي خواستم بگم نيروي به اصطلاح انتظامي كه ماشالا ماشالا چشم حسود كور از بس با اينا برخورد تند داشته كه ... آره ديگه
راست و حسيني و بي تعارف و تكلف از تجارت و به قول خودشون كاسبي به اين راحتي حرف ميزنن
نه كسي ميگيره
نه كسي گير ميده
نه كسي ...


اگه برادراي محترم انتظامي اطلاعات بيشتر خواستن در خدمتيم
يه ايميل بزنن تا بيشتر براشون مطلب رو جا بندازيم


زياده عرضي نيست
يا علي(ع)

 

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-219.aspx

 
 

  دوشنبه پنجم شهریور 1386 نويسنده : گمنام |  

 

 

ترفند جدید مشارکتی ها

 
    راستش مدت زیادی بود مطلب کاملا سیاسی ننوشته بودم

دلایل کافی برا این کار داشتم اما من بعد اگه فرصت کنم بدم نمیاد دوباره یه چیزایی بنویسم که ارزش خوندن داشته باشه.

برام جالب بود وقتی شنیدم : از طرف آقای کریمی اومده بودن به هیئت امنای مسجد ... بگن ما (جبهه مشارکت ایلام) میخوام بعد نماز مغرب و عشا بیایم مسجد رو تمیز کنیم.

حضراتی که حتی حاضر نیستن یه نماز تو همین مسجد بخونن به عشق کی می خوان تمیزش کنن؟

یکی نیست به اینا بگه آخه آدمای حسابی ملت که بلانسبت گوسفند نیستن!

رای میخواین مثل بچه آدم اعتراف  کنید که تا حالا راهتون عوضی بوده و حالا نادم هستین اونوقت شاید!!! بازم بتونید یه جا پایی برا خودتون باز کنید.

این بچه گول زنک ها به درد هیچ بچه ای نمیخوره چه برسه به ...

از ما گفتن بود و شما هم  قطعا همان نشنیدن همیشگی!

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-218.aspx

 
 

  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 نويسنده : گمنام |  

 

 

آسانسور خصوصی

 
   
موردی پیش اومد یه سر رفتیم بیمارستان قائم(عج)

میخواستیم بریم طبقه بالاتر گفتیم حالا که لطف کردن و آسانسور گذاشتن چه ایرادی داره ازش استفاده کنیم. اصلاْ مگه برا استفاده ملت نذاشتنش؟

 

داخل شدیم و دکمه ۲ رو زدیم همزمان دیدیم چراغ دکمه های ۳ و ۴ هم روشنه گفتیم لابد اون بالاییا هم منتظر موندن ما اقدام کنیم که بعدش نوبت ایشون بشه ولی انگار نه انگار

 

هر چی موندیم دیدیم فایده نداره بغل دکمه ها رو که نیگا کردم دیدم یه قفل گذاشتن .

 

پرس و جو که کردیم دیدم استفاده از آسانسور مختص پرسنل محترمه اونم فقط و فقط با داشتن کلید مخصوص !

 

جل الخالق! اینجوریش دیگه نوبره. آسانسور گذاشتن برا استفاده اختصاصی پرسنل بیمارستان اونم با داشتن شاه! کلید! 

 

از اتاقک خارج شده و راه پر پیچ و خم! (باور ندارید امتحان کنید) طبقه بعدی رو در پیش گرفتیم اما با کلی افسوس ...

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-199.aspx

 
 

  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386 نويسنده : گمنام |  

 

 

شهادت چهارمین امام شیعیان جهان تسلیت باد

 
   

سالگرد تخریب حرم عسکریین(ع) و شب شهادت امام زین العابدین (ع) رو تسلیت میگم.

 

 

 

حال خونین دلان که گوید باز و از فلک خون خم که جوید باز

 

شرمش از چشم می پرستان باد نرگس مست اگر بروید باز

 

جز فلاطون خم نشین شراب سر حکمت به ما که گوید باز

 

هر که چون لاله کاسه گردان شد زین جفا رخ به خون بشوید باز

 

نگشاید دلم چو غنچه اگر ساغری از لبش نبوید باز

 

بس که در پرده چنگ گفت سخن ببرش موی تا نموید باز

 

گرد بیت الحرام خم حافظ گر نمیرد به سر بپوید باز

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

یه خبر هم از حضرات مسئول تو استانداری ایلام :

 

 

 

نمی دونم جریان گفتن واگذار شدن موبایل اداری استانداری توسط حاج خانم یکی از معاونین استانداری به گوشتون رسیده یا نه؟ اگه نشنیدین یه سر به نشریات اخیر استانی بزنین تا بفهمین مسئولین اصولگرامون چطور موبایل اداری تحویل علیا مخدره میدن و ایشون هم در جواب تماسهای اداری افاضه میفرمان که موبایل واگذار شده!

 

ــــــــــــــــــــــــــــــ

 

یه سوال ؟

 

به نظر شما کار آسفالت خیابونای کنده شده برا لوله گذاری گاز چند سال طول خواهد کشید؟

 

 

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-191.aspx

 
 

  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385 نويسنده : گمنام |  

 

 

شور سماعی آسمان آبی را بنگر

 
   

نوشتني زياده اما حال نوشتن نيست و نمیشه ننوشت

 

اولیش برگزاري همايش موسيقي با عنوان شور سماعي تو سالن اجتماعات مجتمع فرهنگي هنري ارشاد اسلامي بود.

انبوه علاقه‌مندان به هنر موسيقي در اطراف و اكناف سالن سرپا نظاره گر برنامه ها بودند و عده اي هم بدليل نبود جا خارج از سالن حسرت مي كشيدن. اين سالن همين تابستان امسال مرمت شد ولي يه فكري به حال گسترش فضاش نشد. كاشكي فضاي بزرگتري برا اين كار اختصاص داده مي شد.

به هر حال آنچه مهمتره اينه كه برا متوليان امر ثابت شد كه اين استان و اين شهر چقده علاقه‌مند به موسيقي داره. موسيقي اي كه استاد نداره. يه دوست دارم كه برا آموزش يه تنبور مجبور شد مدتها بره كرمونشاه پيش يه استاد آموزش ببينه. آخه چرا؟ مگه تنبور دستگاه موسيقي سنتي ايلام نيست؟ مگه زادگاه اين موسيقي خود ايلام نيست؟ چرا حالا برا آموزشش بايد در به در آواره استاناي ديگه بشيم؟

************************************************

مطلب بعدي يه لطيفه و شايد يه مضحكه بود!

روابط عمومي كارخانه سيمان ايلام يه بيلبورد (يا يه پارچه تبليغاتي) زده بود بغل دست يكي از ميادين شهر با اين مضمون كه : نگذاريد آسمان آبي برايمان يك آرزو بشه.

آخه كارخانه اي كه با كمال پررويي هنوز هوا تاريك نشده فيلتراي سيمانش رو از كار ميندازه و با آلودگي وحشتناكي كه ايجاد ميكنه به زودي با بيماري اهالي منطقه گند كارش در خواهد اومد برا ما شعار ميده كه نذاريد آسمون آبيمون تيره بشه.

اي بر هر چي دوروي نامرده ... (شما بگید چی)

************************************************

سوم هم اخراج یکی از کارگرای ناظر همشهری بدلیل افشاي گوشه اي خيانات شركت پيمانكار لوله گذاري گاز در ايلامه. ایشون استفاده از لوله های با عمر ۵ سال به جای ۳۵ سال، جوشکاری غیراستاندارد در لوله های اطراف میدان شهدا و هشدار به احتمال انفجار لوله های گاز به دلائل مذکور را به مسئولین شرکت گوشزد و حاضر به تایید کار انجام گرفته نشد لذا بسیار محترمانه از کار برکنار شد.

کسی هست جوابگو باشه؟؟؟

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-189.aspx

 
 

  چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 نويسنده : گمنام |  

 

 

كاشكي مسئولين ميخوندن!

 
   

   

انتخابات مجلس خبرگان و شوراي اسلامي شهر و روستا هم تموم شد و نتايج استاني اعلام شد و مثل هميشه با انبوهي از زشتي ها و زيباييها همراه بود.

-    بازم استان ايلام با حدود 82% شركت كننده، بيشترين آمار را در سطح كشور(نسبت به 61% ميانگين كل كشور) داشت.

- شهر ايوان هم با حدود 90% شركت كننده ركوردار شهرستاناي ايلام و شايد كشور بود.

با اين حال متأسفانه برعكس آمار شركت كنندگان، كمترين توجه و تخصيص بودجه مربوط به استان ايلامه!

بيچاره ايلام !!!

تا جنگ بود اولين مدافع ميهن و انقلاب و بعد جنگ هم اولين حامي انقلاب، ايلام و ايلامي بوده و هست.

اما دريغ از سپاس مسئولين. همه‌اش هندوانه غيرت و شجاعته كه زير بغلاي مردم ما گذاشته ميشه.

امشب كارگردان يكي از سريالاي طنز مي گفت ميزان مصرف بنرين توي شهر تهران 13 برابر بودجه تخصيص يافته به كل مناطق محروم كشوره!

واقعاً متأسفم ! ! !                   !. 

 

و اما بعد ...

- از سه كانديدايي كه بيشترين ميزان خريد رأي رو داشتن، فقط يكيشون به شوراي شهر ايلام راه يافت.

- از ميون پرهزينه ترين كانديدها هيچ كدوم رأي لازم رو نياورد.

- كانديداي منتخب مذهبيون شهر علي رغم هيچ گونه تبليغي رتبه سوم رو آورد (برا همه جالب بود)

- با وجود اينكه از اذان صبح روز بعد از انتخابات، ساز و دهل و بوق و كرناي و رقص و بزن بكوب طرفداران يكي از كانديداها آغاز شد اما در پايان روز ايشون جز نفرات اول تا دهم هم نبود! و اين شادي مبدل به يأس و اندوه گرديد. البته اين جور شادي فقط مختص ايشون نبود!

- شايد براي اولين بار از زمان رسم شدن خريد رأي با پول و هديه و ...، كانديداي صاحب خرج رأي نياورده! و اين جاي سپاس از مردم رو داره.

- از ساكنين روستاي محل تولد يكي از نمايندگان فعلي مجلس شوراي اسلامي استان، حتي يه دونه رأي داخل صندوق ريخته نشد و تنها 9 رأي موجود از طرف عوامل اجرايي و نظارتي و انتظامي، داخل صندوق ريخته شد! حضرات ساكن روستا به شهر تشريف برده بودن تا به يكي از كانديداهاي مورد نظرشون توي شهر رأي بدن. اين در حاليه كه اين كار تخلف و جرم انتخاباتيه!

- زوج نماينده منتسب به گروه پژاك در شهر ايلام، از ميزان بسيار كمي آرا برخوردار شدن(البته در مورد شهر سرابله اين موضوع صدق نكرد)

- تنها نماينده اي كه با نصب عكس آقاي خاتمي و شعار ادامه راه ايشون در ستاد انتخاباتيش مي خواست ادامه دهنده ايشون باشه با بدست آوردن آراي بسيار كمي ضدحال اساسي خورد.

- پدر يكي از كانديداها كه جزء 7 نفر اصلي شورا انتخاب شده به جرم خريد رأي بازداشت شد. (البته فقط يه نصف روز)

- برخي از كانديداها نسبت به كثرت تخلفات صورت گرفته اعتراض دارند.

- تغييرات بسيار زياد(بطوريكه نفر اول رو به كمتر از دهم تنزل داد) براي خيلي ها شبهه برانگيز شده.

- -------

- بر خلاف انتخابات شورا، نماينده منتسب به دوم خرداد برنده انتخابات مجلس خبرگان شد.

- بخش ملكشاهي با دادن حدود 70% آرا به نماينده غيربومي، بصورت قانونمند به رد صلاحيت شدن كانديداي هم ايلي خود اعتراض نمودند! (براي اولين بار يه اعتراض بي آشوب داشتن!)

- نماينده غيربومي خبرگان با حدود 30 هزار رأي اختلاف با نفر اول، يه شاهكار انجام دادن. به طوريكه اگه تو شهرخودشون هم كانديد مي شدن، اين اندازه رأي نمي آوردن! (نظر شخصي)

- -------

حال يه نتيجه گيري كلي :

1- با انتخاب شوراي اسلامي شهر، انتظار ميره كه شاهد تحقق وعده هاي ايشون باشيم ( من ميگم عمراً! )

2- حالا كه ميزان شركت در انتخابات در ايران به عنوان يه اصل مترقي دموكراسي به رخ جهانيان كشيده ميشه بد نيست مردم ايلام هم از اين حربه برا تحقق خواسته ها و جلب بودجه براي استان استفاده كنن. كاري كه مردم ايلام كردن در كشور بي نظير بود و اگه يه روز اين نظر لطف مردم برگرده ...

آنچه شرط بلاغ بود، ما گفتيم؛ دگر مسئولين خود دانند!

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-185.aspx

 
 

  یکشنبه بیست و ششم آذر 1385 نويسنده : گمنام |  

 

 

از هر در سخنی

 
   

قسمت شد و پس از حدود يه سال بازم پامون به شهرستانای دره شهر و آبدانان باز شد.
جاده جديد ايلام -دره شهر كه با حذف مسير زيبا و كوهستاني كلم  بيشترش ساخته شده نمونه اي از اقدامات مثبتي است كه براي سالها، سازندگان آن را مشمول دعاي خير مردم قرار خواهد داد.
اما وقتي درد دل مردم منطقه رو مي شنوي كه از خلف وعده مسئولين در خصوص ايجاد تونل دره شهر- آبدانان  كه به بهانه عدم توجيه اقتصادي طرح، به دست فراموشي سپرده شد، حرف مي زنند بازم زخم دلت تازه ميشه. اما افسوس كه هيچ دوايي براي اين درد پيش ما پيدا نميشه.
كمي هم از شوراي اسلامي شهر بگيم:
يه شب رفته بوديم پاي صحبت يكي از كانديداهاي شوراي شهر ايلام
يه جمع دانشجويي كه از هر دري سخن مي گفتند و راهكارهاي خودشونو برا آقاي كانديد بيان مي كردن
به ذهنم رسيد كه كاشكي مي شد بعد انتخابات (نه تو زمان تبليغات)يكي پيدا بشه به اين آقايون بگه چي ميشه اگه هر هفته پاي درددل يه قشر از همشهريات بشيني و با مشكلاتشون از نزديك آشنا بشي؟
به نظر شما با اجراي همچي طرحي چقده از مشكلات واقعي مردم به گوش مسئولين ميرسه؟
و در اون صورت آيا بازم توجيهي براي عدم كار مسئولين مي مونه؟
------
منتظر شنيدن طرحهاي پيشنهادي ما و دوستانمان باشيد

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-183.aspx

 
 

  سه شنبه بیست و یکم آذر 1385 نويسنده : گمنام |  

 

 

همراه كي رو ميخواي؟

 
   
مساله خيابان كني تو شهر ايلام هم برا خودش يه معضل شده. اين همه مشكلات كم بود اينم شده قوز بالا قوز
يكي نيست به اين حضرات بگه نميتونيد كار كنيد خوب كار نكنيد بدين دست كاردان
اين خراب كاريا كه به اسم كار مي كنيد چيه؟
ملت كه شهر نديده نيستن. برين شهراي ديگه رو ببينين. هر طرحي تعميراتي كه باشه از ساعات خلوت شب استفاده ميشه تا اول صبح. قبل از شروع رفت و آمد مردم و ماشينا كل كار تمام شده و انگار آب از آب تكان نخورده.
ولي اينجا چي؟؟؟
يه چاله ميكنن ميذارن واسه 4 نسل بعد بعنوان آثار باستاني ازش استفاده بشه.!!!
يه روز نه دو روز فوقش سه روز. نه يه ماه تمام يه خيابان اصلي شهر رو ببندن به اسم چه ميدونم لوله گذاري و طرح فاضلاب زيرزميني و اين جور چيزا
اينم شماره حضرات متولي امر در شهرداري. كسي خواست ميتونه پيگير بشه ببينه چرا اين بازيا رو سر مردم در ميارن؟
09181413516
09181412080
09181411578
09181411066
09181410992
اسم اين كار منو هم بذارين تبليغات برا انتخابات شوراي اسلامي شهر و روستا !

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-176.aspx

 
 

  یکشنبه چهاردهم آبان 1385 نويسنده : گمنام |  

 

 

بدو برس تا تموم نشده!

 
   

در آستانه انتخابات مجلس خبرگان رهبري و انتخابات شوراي اسلامي شهر و روستا قرار داريم. سال بعد هم انتخابات مجلس شورای اسلامیه.

از حالا فرصت دارين جهت حل مشكلاتتون به كانديداهاي احتمالي اين انتخابات(ها!) مراجعه كنيد و ازشون كمك بخوايد. مطمئن باشيد دست خالي بر نمي گرديد. علي الخصوص اگه هر كدام از اين كانديدها از ايل و تبار خودتون باشه.

جاهاي ديگه رو نمي دونم ولي لااقل تو ايلام ما كه رسمه كه نماينده هاي دور قبل، براي دور جديد هم نام نويسي مي كنن. پس فرصتي به اين خوبي ديگه تا مدتها عايدتون نميشه. عجله كنيد و به حضرات عاليات مراجعه و برا رفع مشكلاتتون ازشون كمك بخوايد.

البته بر همگان عيانه كه منظور من خداي نكرده گدايي مدايي نيست ها!. خواسته هاي معقولتون كه تو روال اداري چوب لاي چرخش مونده رو دارم عرض مي كنم.

اميدوارم كه همتون حاجت روا بشين.

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-168.aspx

 
 

  جمعه چهاردهم مهر 1385 نويسنده : گمنام |  

 

 

چرا حافظ نداریم؟

 
   

رفته بودم برا انجام یه کاری؛ به دلیل آغاز ثبت نام دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی، بانک خیلی شلوغ بود. دو نفر هم اومده بودند و ادعا داشتن که اومدن فقط یه قبض 50 تومانی       (500 ریال) پرداخت کنن، یکیشون کارش مربوط به اداره ثبت احوال و اون یکی فکر کنم مربوط به اداره منابع طبیعی بود. ایشون از تحویلدار بانک درخواست داشتن که خارج از نوبت کارشون راه بیفته و شاید هم حق داشتن

اما نکته ای که منو بر اون داشت تا این چند سطرو بنویسم این بود که :

چرا برخی ادارات شعبه ای برا اخذ این گونه مبالغ داخل اداره ایجاد نمی کنن تا هم کار مردم سریع تر راه بیفته و هم از اتلاف وقت و انرژی جامعه کاسته بشه؟ آیا این کار نمونه عینی تکریم ارباب رجوع نیست که همه ادارت ازش دم می زنن ولی در مقام عمل ...

باشد که ارزش وقت را کمی بیشتر بدانیم

 

و اما مطلب بعدی

همشهریای عزیز ایلامی تا حالا به این نکته توجه داشتن که اسم هیچ میدان، خیابان، بلوار، بولوار، مکان فرهنگی و ... نیست که مزین به نام شاعر عارف حضرت خواجه حافظ شیرازی باشه؟!!!!

به شورای اسلامی شهر پیشنهاد می کنم این نکته رو واسه نامگذاری های بعدیشون مد نظر داشته باشن.

     حافظا در کنج فقر و خلوت شبهای تار  تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور 

 

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-165.aspx

 
 

  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385 نويسنده : گمنام |  

 

 

مایعات و جامدات!

 
   

بگذاريد كه از ميكده يادي بكنم

                                  من كه با دست بت ميكده بيدار شدم

چند روز پيش به پيشنهاد دوستي جهت هواخوري از نوع مطبوعش يه سري به تپه شاهد (همون تپه خرگوشان يا چياكروه سابق) رفيتم با اينكه شش هفت سالي ميشد كه پام به اونجا باز نشده بود اما بدم نميومد تجديد ديداري كنيم. اوائل شب بود و هوا تاريك، انبوه نورافكن ها و چراغ هاي داخل اين پارك جنگلي چشمامونو آزار مي داد.آخه حدود 5 الي 6 عدد!!! چراغ كل تپه رو نورافشاني مي كرد. جاده دوّار رو از جنب اوژانس بيمارستان آغاز و به بلنداي تپه رسيديم. جايي كه دو جوان رعنا از نوع كاسبش به بسته بندي مواد مشغول بودند. گربه اي اون دورترها ما رو نظاره مي كرد و شايد هم از ته دل به ما مي خنديد كه واسه چي به اين متروكه اومديم. ما كه نه اهل مايعات بوديم و نه جامدات و اينجا هم جاي فروش اين دو قلم بود. به هر حال از پله هاي آب نماي! پاي چرخ و فلك راه فرود رو در پيش گرفتيم و پس از دقايقي به پاي تپه رسيديم.

و اما غرض از اين نوشتار ....

چند سال پيش كه برا اولين بار اين پارك به روي علاقه مندا باز شد، دلمون خوش بود كه يه فضاي سالم تفريحي برا خونواده ها ايجاد شده و با خيال راحت ميتونيم بچه هامونو اونجا بفرستيم اما دريغ از اين توهمات.

اون فضاي زيباي ديروزي امروزه با بهايي كه به پارك چغاسبز داده شده تبديل به بيغوله اي شده كه يه عده آدم ... اونجا رو محل كسب درآمد كردن.

ای کاش تا دیر نشده مسئولین محترم شهرداری با احیای مجدد این پارک موجبات حضور بیشتر خونواده ها و نتیجتاْ بستن راه این افراد رو فراهم کنند. همچنین نیروهای امنیتی با ایجاد فضای سالم و بدور از مشکل برای خونواده ها به وظیفه اصلی خود عمل کنند.

چشم براه اقدامات مسئولین عزیز استانی هستیم.

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-163.aspx

 
 

  پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385 نويسنده : گمنام |  

 

 

روز جوان بر جوانان حسینی(ع) مبارک

 
    سالروز ولادت علی اکبر حسین(ع) جوانمرد دشت کربلا، بر همه رهپویان طریق حسینی شادباش می گوییم.

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-162.aspx

 
 

  دوشنبه سیزدهم شهریور 1385 نويسنده : گمنام |  

 

 

چند مطلب کمی تا قسمتی جدید

 
   

اولاً سالروز وفات شهادت گونه بي بي دو عالم، ام المصائب، زينب علي(س) را خدمت همه شما عزيزان تسليت مي گويم.

مطلب بعد راجع به مسدود شدن خيلي خيلي محترمانه وبلاگ <مجله الكترونيكي سياست ايلام> است كه مرا بسيار متأثر نمود. اين همه شعار دولت آقاي خاتمي براي ايجاد فضاي باز سياسي همه اش كشك شد! دلمان خوش بود در افتضاحات فرهنگي دولت ايشان لااقل يك كار مثبت ماندگار به جا گذاشته كه متأسفانه ديديم همان هم انجام نشده است. لذا با همه احترامي كه براي آقاي احمدي نژاد قائلم شديداً از وي ناراحتم. باز گذاشتن بيش از حد دست برخي افراد و توجه بيش از اندازه به نظرات اين حضرات باعث گندكاري هاي بسيار در استان شده است. ابقاي مسئولين نالايق قبلي (نه همه، نمونه اش مديراني اند كه علناً به مقام معظم رهبري توهين نموده اند)، استفاده از مديران بي لياقت جديد(خدمات ارزنده اين عزيزان در طول مدت رياستشان بر همگان روشن است)، مقابله با برخي مديران كه علي رغم توان بالاي كاري به صرف بله قربان گو نبودن برخي حضرات از پست خود كنار گذاشته مي شوند(دانشگاه ايلام قابل تأمل است) ، ايجاد فضاي خفقان براي منتقدين(نمونه بارز آن همين وبلاگي است كه اسم بردم؛ استفاده از خط فكري يه عده خاص در انتصابات همانند خط فكري جناب وزير كشور(انتصابات مديران استان را اگر يك ديد واقع بينانه بيندازيد خواهيد فهميد كه معناي اين حرف چيست) و  و  و ...

و اما ادامه حكايت وبلاگ ...

مسئوليني كه در اين وبلاگ زير سوال رفته اند بجاي اطاعت از ولي امر مسلمين(حفظه الله تعالي) و پاسخگويي نسبت به عملكرد گذشته و انتقادات مطرح شده، با دستگير نمودن نويسندگان، به خيال خام خود انتقام مي گيرند، بي خبر از اينكه <راه رجا بسته نيست گر چه رجايي برفت>. اينان هنوز اينقدر معرفت پيدا نكرده اند كه به جاي ممنوع النقد كردن بايد جوابگو باشند. آيا منتقد فقط همان شخص يا اشخاص نويسنده وبلاگ هستند؟ آيا ديگر كسي نقدي و زباني و قلمي براي نقد ندارد؟؟؟

اميدوارم مسئولين محترمي كه اقدام به اين عمل نادرست نموده اند به خود بيايند و راه صحيح كه جوابگويي است را پيشه كنند چرا كه پاسخ متين و مستدل ايشان بسيار كاراتر و عاقلانه تر خواهد بود.

و مطلب سوم هم راجع به وضعيت فرهنگي شهر است. برخي كشورهاي اسلامي كه رفته ام تابلوهاي بسيار بزرگ تبليغاتي با تصاوير زنان آنهم با پوششي بسيار نامناسب، آذين!!! بند خيابانهايشان است.

آيا اندازه اين تابلوها و شكلشان از اول همين گونه بود؟؟؟

آيا وضعيت بي حجابي كشور از اول به همين شكل بود؟؟؟

قطعاً جواب منفي است. اگر ديروز تابلوي سر در يك مانتو فروشي، تصوير دو خانم بدحجاب بود، و كسي چيزي نگفت. اگر امروز تصوير سر در يك مغازه فروشنده محصولات <پرمون> عكس سرلخت يه خانم است و كسي چيزي نمي گويد... بي شك بايد منتظر فردايي باشيم با تصاوير لخت بر سر در مغازه ها و كنار خيابانها که براي فروش يك محصول، حاضر به به زير سوال بردن غيرت و ناموس مسلمانهاست.

لذا از مسئولين محترم انتظامي و قضايي خواستار رسيدگي هستم، چرا كه در جامعه اسلامي ابتدا بايد منتظر اجراي حكم از سوي حاكم اسلامي بود ولي اگر احكام اسلام تعطيل شد آنجاست كه بر هر مرد و زن مسلمان اجراي اسلام واجب مي شود.

                                      به قول <ماسا>، والعاقبة للمتقين

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-156.aspx

 
 

  جمعه بیستم مرداد 1385 نويسنده : گمنام |  

 

 

ندامتگاه یا آموزش!گاه!!

 
   

مدتهاست كه مي‌خواستم حرفهاي ناگفته اي را به نگارش در آورم كه كمتر كسي از آنها سحن به ميان آورده است. قصه تلخ ندامتگاههاي كه امروز تجربه گاه شده اند. به خاطر مي‌آورم كه مي‌گفتند : بر سر در يكي از پادگانهاي آموزشي شمال غرب كشور عبارت «... بيا، آدم برو» نوشته اند. اگر چه چنين چيزي يه شوحي بيش نيست اما شعار «سالم بيا، قاتل برو» عبارتيست كه شايسته مكاني چون سر در زندان ايلام و همه زندانهاي امثال آن است.

نوشتن در مورد چنين مكاني، لازمه اش داشتن اطلاعات كافي است كه شايد جز با حضور حداقل يك ماه در آن امكان پذير نباشد و آنچه مرا بر آن داشت تا به افشاگري گوشه اي از آن بپردازم، انبوه درد برخواسته از دل مردي مؤمن و خداجو بود كه به جرمي كوچك، بيش از يك ماه را در اين آموزش!گاه سپري كرده بود.

بهتر است اصل ماجرا را از زبان خود ايشان بشنويم :

« ... و به زندان وارد شدم. زندان بان فقط حق باز و بسته كردن در را داشت و به هيچ عنوان حق ورود به داخل سالن زندانيان را نداشت. غريبانه گوشه خلوت تر يافتم و آرام نشستم. پس از مدتي حضور دنبال آشنايي بودم تا شايد همدم اين روزهاي سختم باشد. در بين زندانيان چشمم به پسر جواني خورد كه برايم آشنا بود. پدرش را مي‌شناختم، هم قبيله اي ما بود؛ با حوشحالي و چون كسي كه گنجي پيدا كرده باشد خودم را به او رساندم و پس از احوالپرسي از او سوال كردم كه آيا مرا مي‌شناسد يا خير؟ با حالتي سرد و منگ جواب داد كه بله مي‌شناسم پسر فلاني هستي ( و اسم پدرم را با بي ادبي ادا نمود). ئقتي چنين پاسخ وقيحانه اي از او شنيدم از كرده خود پشيمان شدم و اميدم به يأس مبدل شد. ديگر فهميدم كه اينجا همان جايي است كه بايد به ياد هول قيامت بود. جايي كه كسي به فكر كسي نيست و همه از هم گريزانند.

مدتي كه در زندان بودم با چيزهي عجيب و غريبي برخوردم كه تا حال حتي به گوشم هم نخورده بود. يكي از اين موارد، حالت كدخدامنشي و ارباب و رعيتي بود كه به نحو وحشتناكي حاكم بود. مجرميني كه محكوم به مرگ يا حبس ابد بودند، حكم خان زندان را داشتند. تعداد معدود تختهاي كثيف زندان مختص اين افراد بود. اينان جز خلاف و زورگويي و دستور دادن كار ديگري نداشتند. همه رعيت آنان بودند حتي مأمورين زندان كه حق ورود به سالن را نداشتند هم از اينان حساب مي‌بردند. حكم، حكم اينان بود و حرف اول و آخر حرف اينان.

در زندان كسي حق نگاه كرده به كسي را نداشت مگر ارباب به رعيت كه براي وي همه كاري مجاز بود. اگر كسي ندانسته چشمش به كسي مي‌خورد و طرف مقابل متوجه نگاه وي مي‌شد كه واويلا!

سوال مي‌شد كه چرا به من نگاه مي‌كني؛ حتي اظهار ندامت و عذرخواهي طرف كارساز نبود و كتك حق مسلمش شناخته مي‌شد البته با چاشني فحش و بد و بيراههاي هميشگي حاكم بر زندان.

ندامتگاه كه چه عرض كنم؛ تجربه گاه جاي انواع خلافها بود، از آموزش روشهاي مختلف سرقت، روابط نا سالم ...، تا مشروبات، مواد مخدر، قرص Ex و ...

به چشم خودم ديدم كه كسي كه قرص اكس مصرف كرده بود پس از مقداري داد و فرياد و شادي نامفهوم كه فقط از ديوانه ها سر مي‌زند، با چاقوي دست ساز، شكمش را پاره كرد و روده هايش را بيرون ريخت. اين جريان ترسناك و چندش آور براي همه عادي بود جز دو سه نفري كه با انتقال مصدوم به دم در خواستار رساندن وي به بيمارستان شدند. مشابه همين صحنه را در جنگ بين دو نفر داخل زندان مشاهده كردم. يعني براي دومين بار بود كه روده هاي انساني را مي‌ديدم كه از شكمش بيرون افتاده و هر دو هم در همين زندان.

و اما حكايت چاقوهاي دست ساز:

يك نوع از آنها همين قاشقهاي معمولي بودند كه با مالش دسته آنها به لبه فلزي تخت ها و ديگر فلزات موجود، چنان لبه تيزي برايشان مي‌ساختند كه اگر نگويم از چاقو تيزتر بودند قطعاً كندتر هم نبودند.

نوع ديگر چاقوهاي دست ساز كه كاربرد مخصوص خود را داشتند تشكيل شده بودند از يك تكه فلز كه از درب قوطي‌هاي كنسرو و كمپوت جدا شده بود و با دو تكه چوب و نخ (بعنوان دسته) استحكام يافته بود. اين چاقو در پاره كردن تشك و پتوها و نيز در دعوا كاربرد داشت.

ساعت خواب و بيداري زندانيان كاملاً برعكس روال عادي بود. بيداري از ساعت 5-6 عصر شروع و تا 5-6 صبح فردا به طول مي‌كشيد و بقيه زمان (يعني از صبح تا نزديك غروب) ساعت خواب زندانيان بود.

نحوه ورود موارد مخدر يه زندان هم جالب توجه است :

از ابتداي ساعت بيداري كه نزديك غروب آفتاب است و ساعت هواخوري زندانيان در محوطه سر باز (حياط زندان)، عده‌اي خاصي از زندانيان در حاشيه ديوار منتهي به خيابان جنوبي زندان تجمع مي‌كنند و اين زمان مصادف است با آغاز بارش سنگ كه اگر غفلت كني بي شك بايد با سر شكسته و خون آلود بايد آنجا را ترك كني. چيزي ديدم كه برايم قابل فهم نبود؛ عده‌اي از زندانيان با شتاب و دعوا سعي در سبقت گرفتن از هم به زير باران سنگ مي‌شتافتند. به راستي جريان اين سنگها چه بود؟ موارد مخدر بسته شده به سنگ براي قدرت پرتاب بيشتر!

اين افراد به ازاي تحويل هر بسته به صاحب اصلي آن، مبلغ 10 هزارتومان مژدگاني دريافت مي‌كردند. به همبن خاطر بود كه به زير باران سنگ هجوم مي‌بردند. هر بسته با كدي مشخص شده ود كه متعلق به شخص خاصي از زندانيان بود. بسته اي كه از بيرون زندان و از پشت بام خانه هاي اطراف به داخل زندان پرتاب مي‌شدند. بنابر آنچه شنيدم پس از جلوگيري مأمورين نيروي انتظامي ‌از پرتاب مواد از داخل خيابان، برخي همسايگان در ازاي اجازه پرتاب هر بسته مواد از پشت بام خانه اش، مبلغ 5 هزار تومان دريافت مي‌نمود.

حال داستان نحوه استعمال موارد را بشنويد:

در داخل زندان استفاده از مواد آتش زا مانند پيك نيك و شمع و ... ممنوع است. زندانياني كه مواد مصرف مي‌كردند براي اين كار هم ابتكار جالبي به خرج داده بودند. وقتي ديگ غذاي چرب مثل خورشت وارد زندان مي‌شد، روغن آن را جدا كرده و در داخل قوطي هاي كنسرو و كمپوت مي‌ريختند. به مرور زمان اين روغنها كه از قيمت بسيار بالايي هم برخوردار بود در ظروف متعدد جمع آوري و خشك مي‌شدند. همزمان با ريختن روغنها در ظروف، نخي كه از حاشيه پتوها كنده مي‌شد نيز در وسط ظرف جا داده مي‌شد. پس از منجمد شدن روغن، شمع دست ساز آماده مي‌شد. اكنون همه چيز براي استعمال مواد مخدر آماده بود. با روشن نمودن شمع و با يك سنجاق همه چيز فراهم بود و اين كار هر شب عده اي از زندانيان بود. هواي آلوده و كثيف زندان با اين بوي نامطبوع به كمال تهوع آوري مي‌رسيد و اين حالتي بود كه من بارها از خدا مرگم را طلب مي‌كردم بلكه از اين كثافت خانه چشم بپوشم.

راستي اين را هم بگويم كه براي زندانيان كلاس عقيدتي هم برگزار مي‌شد و در اين كلاس تنها من و يك نفر ديگر كه بخاظر حدود 150 هزار تومان چك بدهي به زندان افتاده بود و تنها نمازخوان هاي زندان هم ما دو نفر بوديم.

هر گاه دعوايي در مي‌گرفت هيچ كس حق دخالت نداشت بلكه تشويق و تحريك ديگران تنها كاري بود كه ديگران انجام مي‌دادند و دعواها هم اكثراً با جراخات شديد و خونريزي همراه بود به طوري كه مصدوم حتماً بايد به بيمارستان منتقل مي‌شد.

در ابتداي مطلب گفتم كه حتي مأموران زندان حق ورود به داخل سالن زندانيان و دخالت در كار آنها از جمله در دعواها را نداشتند. سرباز وظيفه كه هيچ، اگر افسري دم در مي‌ايستاد و مي‌خواست تذكري بدهد يا موردي را گوشزد كند با عكس العمل شديد همراه با توخين و فحشهاي زندانيان مجبور به ترك محل مي‌شد.

حال جريان همكاري برخي زندانيان و مأمورين در انتقال مواد و ... بماند.

استراحت شبانه در زندان معنا نداشت. اگر كسي اراده خواب مي‌كرد با لگدپراني ديگران، اين حق از وي سلب مي‌شد. اين در حالي بود كه حق هيچ گونه اعتراضي هم نداشت و الا بايد شديدترين تنبيه هاي جسمي ‌و روحي را پذيرا مي‌شد.

حرفهاي بسيار زشت ناموسي كه بصورت عادي و روزمره (شب مره) بين زندانيان تبادل مي‌شد همچون شلاقي بود كه مرا شكنجه مي‌كرد، اما براي آنان به يك امر كاملاً عادي تبديل شده بود.

تجسمش را بكنيد انساني در وسط تعداد زيادي حيوان وحشي گرفتار شده باشد كه اگر لحظه اي غفلت كني مورد تهاجم و آسيبشان قرار مي‌گيري و وحشتناك تر اينكه انسان مجبور باشد با آنان زندگي كند! اين حس بارها مرا ترغيب به خودكشي مي‌كرد كه اگر بخاطر حرام بودن خودكشي و ترس از عواقب اخروي آن نبود حتماً خودم را از آن وضع اسفناك رها مي‌كردم.

انحرافات جنسي موجود در زندان كه قلم از نوشتن آن شرم دارد از ديگر معضلاتي است كه در زندان به وفور پيدا مي‌شود. و ... »



اين قصه سر دراز دارد. اينها تنها گوشه اي از حوادث و اتفاقات عادي درون زندان ايلام و قطعاً بسياري ديگر از زندانهاي كشور است كه زبان شخصي مؤمن بيان گرديد.

اكنون مي‌توانم حدس بزنم كه شما كه تا اينجاي اين متن را مطالعه نموده ايد چه حسي پيدا نموده ايد؟!

اي كاش همه مي‌دانستند درون زندانها چه خبر است؟ كه اگر چنين مي‌شد بي شك خيلي از مجرمين حتي فكر خلاف هم به مخيله اشان خطور نمي‌كرد چه برسد به اجراي آن.

مكاني كه با ورود تخم مرغ دزد به آن، شتردزد حرفه اي خارج مي‌شود.

آموزش انواع روشهاي سرقت يكي از دروس اصلي زندانيان است كه توسط سابقه دارتر ها براي رفقا تدريس مي‌شود.

حال روي سخن من با مسئولين قوه قضائيه و نيروي انتظامي‌است. آيا تاكنون به اين معصلات انديشيده ايد؟

آيا مي‌دانيد اگر عمل تفكيك زندانيان صورت گيرد چه خدمت بزرگي به جامعه انجام مي‌دهيد؟

چرا بايد كسي كه به جرم 150 هزارتومان چك به زندان افتاده با كسي كه محكوم به اعدام است در يك سالن باشند؟

باشد كه نيروي انتظامي‌ از زير بار اين ننگ «ترس» بيرون بيايد و كمي قاطعانه تر عمل كند؛ هم با جرم مأمورين خود (در وهله اول) و هم با جرم مجرمين ديگر (در مرحله بعد) !!!

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-147.aspx

 
 

  شنبه هفدهم تیر 1385 نويسنده : گمنام |  

 

 

مدیر کل چماق به دست!

 
   

تو این آشفته بازار مدیریت کشور همه جور چیزی پیدا میشه

اما این یکی نوبر بود واقعاْ

شما رو نمیدونم ولی من که هم متاسف شدم هم ...

مدیر کل یکی از ادارات استان، روز یکشنبه گذشته (سالروز رحلت امام(ره) )، در روز تعطیل رسمی، با ماشین اداری و یه چماق برا احقاق حقش (جواب به توهین چند نفر از همشهریاش که خورده حساب ملکی با هم داشتن) اقدام می کنه که با توجه به کثرت نفرات مقابل تن به شکست همراه با شکستگی دنده، دماغ، کله و ... میده!

یکی نیست به این آقای محترم بگه اگه اونا یه تخلف کردن که توهین باشه شما حداقل سه تخلف کردین که اون بالا ذکر کردم.

حالا فرض کنیم امام جمعه محترم همه قضیه رو ترور سیاسی اعلام و دستور بازداشت اون جوانا رو صادر کردن؛ انصافاً خود شما قبول دارید که همچی اقدامی در حد یه مدیر کل نیست ؟!!!

بعدش فردا که دادگاه برین میخواین چی بگین؟ بگین من با چماق می خواستم یکی رو بزنم زورم نرسید اون و دوستاش منو زدن، حالا حق منو بگیرین!

ای وای بر حال استان ما

ای وای بر نمایندگان ما

و صد وای بر استاندار ۱۰۰ در ۱۰۰ بومی! استان ما !

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-144.aspx

 
 

  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385 نويسنده : گمنام |  

 

 

خرمشهر یا مهران!

 
    امروز به طور اتفاقی یه نوشته (پارچه نوشته) جلو یکی از ادارات استان (بنیاد شهید و امور ایثارگران) دیدم که برام جالب بود :

«خرمشهر را هم خدا آزاد کرد»

این نوشته تلفیقی از دو بیان تاریخی امام : «خرمشهر را خدا آزاد کرد» و «مهران را هم خدا آزاد کرد» می باشد که توسط نهادی نوشته شده که امام امت(ره) خود بنیانگزار آن بوده اند!

به نظر شما جالب نیست؟؟؟

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-139.aspx

 
 

  شنبه ششم خرداد 1385 نويسنده : گمنام |  

 

 

جناب آقای دکتر آذر و انتصابات استان

 
   

بعد از انتخاب ریاست جمهوری و بحث انتخاب وزرا، مهمترین مساله روز کشور، بحث انتخاب استانداران کشور بود که کم کم داشت به یک بحران ملی تبدیل می شد که الحمدلله با تدابیر ویژه، این مشکل حل شد. انتخاب استاندار معضلی بود که بیشتر دامنگیر استانهای با بافت قومیتی شده بود. نکته دیگری که خود باعث دردسر استان ما شده بود تاکید ریاست محترم جمهوری بر جلب نظر نماینده محترم ولی فقیه در استان بود و همین مساله باعث شد که برخی گزینه های مناسب برای این پست از گردونه خارج شوند.

بالاخره از میان کاندیداهای موجود، باید شخصی انتخاب می شد که هر سه نماینده استان در مورد ایشان توافق نظر داشته باشند و مهمترین شرط این توافق، اعطای سه پست معاونت استانداری به آنها بود.

انتخاب مدیران کل از بین افراد پیشنهاد شده 4 نفر مذکور با حداقل اعمال نظر شخص استاندار از دیگر مواردی بود که استاندار فعلی آن را پذیرفته است.

نکته جالب توجه این است که با جرات می توان گفت که اگر عموم مردم استان از حقایق پشت پرده انتخاب استاندار مطلع می شدند 5 شخص فوق الاشاره بی شک به عنوان منفورترین صاحب منصبان استان تبدیل می شدند. اما خدا را شکر که خیلی از این وقایع، اتفاقات و گفته های بین حضرات در جلسات، به بیرون درز نمی کند.

بعد از معرفی استاندار کاملا! بومی! تقسیم پستهای زیرمجموعه، معضل بعدی استان شد. فشار برای انتصاب از بین افراد معرفی شده جهت معاونت های استانداری و فرمانداری های استان به حدی بود که بعد از گذشت چند ماه همچنان استاندار از معرفی آنها بازماند. به قول معروف آشپز که به جای یکی و دو تا، پنج تا شد ...

حالا هم که اکثر فرمانداران تعیین شده اند همچنان مشکل تقسیم پست های مدیریت بین پنج نفر مذکور پابرجاست و در این میان کسی که از همه بیشتر از موقعیت خود سوء استفاده نموده و به معرفی افراد اکثراً ناشایست و مسأله دار می پردازد، جناب آقای دکتر عادل آذر نماینده تک! رنگ حوزه جنوبی استان است.

امیدواریم روزی برسد که مردم شاهد تحقق شایسته سالاری مطلق در عرصه مدیریت استان باشند.

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-138.aspx

 
 

  جمعه پنجم خرداد 1385 نويسنده : گمنام |  

 

 

آقایان وکیل !

 
   

بی مقدمه میگم

اینکه نمایندگان استان ( هر سه نفر) بر سر انتخاب استاندار به معامله پرداختند جای هیچ شک و شبهه ای نیست. اما اخیراً مطالبی در مورد دو نفر از ایشون تو یکی از نشریه های استانی خوندم که واقعاً متأسف شدم.

یه دکتر مملکت به عنوان وکیل مردم شده وکیل قوم و خویشاش.

البته بقیه هم دست کمی از ایشون ندارن ولی آقای آذر دیگه داره خیلی ناجور خرابکاری سیاسی می کنه.

اگه عمری بود به زودی چند موردشونو ذکر می کنم بلکه اثری داشته باشه!!!

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-137.aspx

 
 

  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385 نويسنده : گمنام |  

 

 

نقد بر سفرهای برون شهری با اتوبوس

 
   

مسافر خسته از سفري هستم كه تجربه تلخ سالها مسافرت با اتوبوس مرا به نوشتن اين متن وادار نمود.

سيستم اتوبوسراني كشور علي رغم خدمات زيادي كه به مسافرين هموطن ارائه مي كند اما بدليل اينكه بيشترين حجم تبادل مسافر توسط اين سيستم انجام مي گيرد، نيازمند توجهات زيادي است و قطعاً مشكلاتي هم در اين ميان مشاهده مي شود كه نياز به نقد و بررسي بيشتري دارد؛ اميدوارم با درج اين مطالب حداقل وظيفه خود را در باب اطلاع رساني ايفا نموده باشم.

بي شك بخشي از تغديه فرهنگي جامعه توسط صدا و سيما و فيلمهاي تلويزيوني و ويدئويي انجام مي گيرد. اما چنانچه فيلمهايي كه به نمايش در مي آيد هنجارهاي اجتماعي را مراعات نكنند مي تواند زمينه ساز برخي انحرافات فكري و رفتاري شود. پخش شوهاي غيرمجاز، فيلمهاي نامناسب و ... از جمله اين موارد است كه اخيراً در اتوبوسهاي برون شهري رواج پيدا كرده است . همچنين مشكل ديرينه بلند بودن صداي آهنگ هاي نامناسب خواننده هاي مختلف كه مزاحم هميشگي استراحت مسافرين است، از ديگر مواردي است كه بايد راهكار مناسبي براي نظارت و كنترل آن انديشيده شود.

مورد ديگر كه در اين سفرها به كرات مشاهده مي شود بي اعتنايي رانندگان اتوبوس به مساله مهم نماز است. نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء معمولاً مشكل خاصي براي اداء ندارند اما نماز صبح، اينطور نيست. بسياري از رانندگان به خاطر زودتر رسيدن به مقصد حاضر به توقف جهت اداي اين فرضيه نيستند. حتي بعضي رانندگان با پررويي تمام در مقابل درخواست مسافرين جهت نگه داشتن به منظور خواندن نماز، به اعتراض و بدخلقي و گاهي بددهني متوسل مي شوند.

اين در حالي است كه رانندگان اتوبوس و قطار موظفند زماني را براي اين منظور در اختيار مسافرين قرار دهند. چرا در كشور اسلامي بايد شاهد اين رافتارهاي ناشايست باشيم؟

پوشيدن لباس فرم نيز از مواردي است كه رانندگان به آن ملزم شده اند. بي شك اين دستورالعمل بر اساس تحقيقات و با مبناي علمي صادر گرديده، اما متاسفانه برخي رانندگان از انجام آن سر باز مي زنند. بعضي رانندگان هنگام نزديك شدن به ايستگاههاي پليس مانند پاسگاهها كه بايد اصطلاحاً كارت بزنند، جلوي چشم مسافرين پيراهن خود را عوض نموده و پيراهن فرم مي پوشند و پس از برگشت و سوار شدن به اتوبوس مجدداً لباس قبلي خود را بر تن مي كنند. اين تخلف نيز به راحتي بوسيله گشتهاي ويژه پليس در بين جاده ها قابل كنترل است.

نگه داشتن براي صرف غذا در مكانهاي نامناسب و غيربهداشتي كه بنابر توافق بين رانندگان و صاحبان سالن هاي غذاخوري بين راهي انجام مي گيرد گاهي موجب مسموميتهاي غذايي مسافرين مي شود كه اين معزل بايد با همكاري وزرات بهداشت مرتفع گردد.

عدم توجه به نظر مسافرين نسبت به وضعيت گرمايشي نيز از جمله موارد قابل ذكر است، گرماي فصل گرما و سرماي فصل سرما معضلي است كه بسياري از مسافران را رنج مي دهد. بسيار به جاست كه با نظارت دقيق تر رانندگان را وادار به استفاده از كولر و بخاري سالم در فصول گرم و سرد سال نمود.

اميد است مسئولين محترم سازمان اتوبوسراني، با تدابير صحيح به رفع مشكلات موجود و بهبود وضعيت سفر با اين وسيله نقليه عمومي اهتمام نمايند.

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-134.aspx

 
 

  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385 نويسنده : گمنام |  

 

 

كي ميگه ايلام ترافيك داره؟!!!

 
   

روزي بود و روزگاري. شهر بود ايلام نام، با خياباني به نام شادآباد. در خيابان قصه ما آرايشگاهي بود با طول و عرض 3 متر، پشت سر اين آرايشگاه (كه بعد از اين با نام اصيلش يعني پيرايشگاه ازش اسم مي بريم) دو تا بانك خوشگل و ناز بود. عصرا كه بانكا تعطيل مي شدن، جلودر يكي از اين بانكا ميشد پاركينگ پرايد صاحب پيرايشگاه. بله! دوست خوبتون براتون بگه ... اين قصه سر دراز داره.

سالها پيش يه جايي بود به نام شهرداري. البته هنوز كه هنوز اين شهرداري به خوبي و خوشي داري شهر!داري مي كنه و مثلاً شهرو برا شهرونداش اداره مي كنه! صاحباي اين شهرداري به پيرايشگر جوان ميگن: تو بيا و اين 9 متر مغازه اتو به ما بده و يه چك بيست ميليوني ناقابل هم از ما بگير. آقا پيرايشگره كه مي دونست كاسه اي زير قابلمه است پاشو تو يه كفش كرد كه الن و بلن يا 50 ميليون بدين يا نميفروشم!

بر و بچ شهرداري با هم نشستن فكري كردن و از خير اين مغازه گذشتن! اين عقب نشيني همون و مشكل ترافيك همون. با اين كار آقا پيرايشگره ديگه كسي جرئت نمي كرد به يه صاحب مغازه اي ديگه هم بگه بالا چشتون ابروه!

خلاصه براتون بگم... از اون روزا سالا مي گذره، ماشيناي جديد اومدن. راننده هاي تازه اومدن. شهر بزرگ و بزرگتر شد ولي اين خيابون قصه ما همونجور موند كه موند... حالا ديگه اگه كسي بخواد اين دو كيلومتر و طي كنه يه چيزي حدود نيم ساعت بايد تو ترافيك بمونه يا بره همه كوچه پس كوچه هاي پر از چاله چوله رو دور بزنه و از اون ور سر دربياره.

آره بچه هاي گلم! زمين متري 10 هزارتومن اون روزا حالا شده 500 هزار تومن و اين وسط هيچكي ككش نگزيده كه نگزيده. انگار نه انگار كه جمعيت شهر دوبرابر شده و ماشيناش سه برابر!

حالا بچه هاي شهرداري شهر قصه ما نشستن و غصه ميخورن . يكي ميگه : ديدي گول خورديم دست رو دست گذاشتيم و هيچ كاري نكرديم؟ اون يكي ميگه : آره اگه اون روز صاحب اين مغازه رو راضي كرده بودين بقيه هم باهامون كنار ميومدن. يكي ديگشون ميگه: نه بابا اين چه حرفيه. گيرم اين يكي رو راضي ميكرديم، بقيه رو چي؟ اون همه صاحب مغازه رو كه راضي مي كرد كه كوتاه بيان. و از اين جور حرفا ...

سگرمه هاي همه تو هم رفته بود كه يكيشون داد زد: يافتم يافتم! بقيه كه انگار شير يارانه اي گيرشون اومده باشه، هاج و واج به هم نيگا مي كردن كه اين يارو چي پيدا كرده كه اينجوري ذوق كرده؟ ...

قصه ما به سر رسيد كلاغه ي دربدر رسيد! حالا هر كي گفت اين آقا مهندسه چي به ذهنش رسيده يه جايزه توپ (از نوع تارنماي جهاني!) پيش من طلب داره. راستي اگه كسي خواست حال اين پرايشگره رو بپرسه، ايشون هم خوش و خرم كنار بانك دوقلواي تر و تميز شهر قصه مون روزگارشو ميگذرونه.

منتظر جواباي نازنين شما همراهان هميشه همراه! هستم.

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-132.aspx

 
 

  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385 نويسنده : گمنام |  

 

 

عیدتان مبارک

 
     

ميلاد پرنور پيام آور لطف و رحمت، حضرت ختمي مرتبت، محمد ابن عبدالله (صلوات الله و سلامه عليه و علي آله) و منجي و احياگر مكتب نوراني تشيع، امام جعفر ابن محمد صادق(عليه آلاف التهية و السلام) بر همه محبين حريم نبوي و علوي تبريك و تهنيت باد.

اميدوارم بتوانيم شمه اي از خلق و خوي نبي مكرم اسلام(ص) و فرزند بروندشان را در زندگي خود الگو قرار دهيم.

 

 

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-130.aspx

 
 

  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385 نويسنده : گمنام |  

 

 

طرح بازشناسي مددجويان واقعي

 
   

بي‌شك كميته امداد امام خميني (ره) از نهادهايي است كه كمك شاياني در جهت حمايت از محرومين و رفع نيازهاي آنان برداشته است اما گاهي سوء‌استفاده هايي كه توسط برخي افراد انجام مي گيرد باعث ايجاد جو بدبيني در جامعه مي شود. يكي از بارزترين اين موارد، قبل از انتخابات مجلس ششم بود كه با سوء استفاده از جايگاه مديريت، به بهانه كمك مالي آن هم در آستانه انتخابات، هدايايي به برخي از مددجويان اهدا گرديد. همچنين معوقات چندماهه برخي خانوارها پرداخت گرديد.

اما متأسفانه اين اقدام از قبل طراحي شده، اثرات منفي اي پس از انتخابات به همراه داشت كه همچنان نيز در اذهان هم استاني هايمان باقي مانده است.

يكي ديگر از اين موارد، تحت پوشش قرار دادن برخي افرادي است كه از لحاظ مالي نيازمند محسوب نمي‌شوند اما به دلائل مختلف مانند معرفي توسط افراد سرشناس، تظاهر به فقر، با هدف جذب آراء و ... به عضويت خانواده بزرگ كميته امداد در آمده اند.

اكنون كه در آستانه اجراي طرح سهام عدالت توسط رياست محترم جمهوري قرار داريم، و با توجه به اينكه ايشان نظر ويژه اي به اين خانواده آبرومند(كميته امداد) دارند، مناسب است رياست محترم كميته استان با تدابير صحيح، طرح بازشناسي مددجويان واقعي را به اجرا درآورند. با اين راهكار افراد نيازمند واقعي تشخيص داده شده و افرادي كه تاكنون به صورت غيرقانوني از مزاياي اين نهاد استفاده نموده،‌شناسايي شده و از چرخه حمايت خارج مي شوند. همچنين امكان ياري رساندن بيشتر به نيازمندان واقعي جامعه فراهم مي آيد.

به اميد كوتاه شدن دست افراد سودجو از كليه سطوح جامعه.

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-126.aspx

 
 

  یکشنبه سیزدهم فروردین 1385 نويسنده : گمنام |  

 

 

نمايشگاه كتاب

 
   

نمايشگاه استاني كتاب مدتيست كه داير شده و خيل مشتاقات علم و ...! را به سمت خود كشانده است. فرصت كوتاهي دست داد تا من هم از زيارت اين ياران مهربان بهره مند شوم. ويژگي خاص مكانهاي فرهنگي مثل كتابفروشي ها و كتابخانه ها (البته براي مشتاقان ) اين است كه گذشت زمان خيلي ملموس نيست و اندك فرصت من هم زياد چنگي به دل نزد اما به هر حال نكاتي به ذهنم رسيد كه خدمت متوليان امر ارائه كنم تا شايد به نوبه خود كمكي به اين امرخطير نموده باشم.
بي شك برپايي چنين نمايشگاههايي به عنوان يك كار فرهنگي مثبت مي تواند كمك شاياني در گسترش و بهبود فرهنگ كتابخواني در جامعه نمايد علاوه بر اينكه نياز برخي افراد را از رفتن به استانهاي ديگر جهت خريد كتب مورد نياز را (هر چند براي مدتي كوتاه) مرتفع نمايد.
به جاست از همه دست اندركاراني كه در اين راستا قبول زحمت نموده، تقدير و تشكر كنيم.
اما انتقاداتي مشابه روال هميشگي (از اين باب كه كمتر گوش شنوايي براي انتقادات پيدا مي شود و اگر هم پيدا شود مجري اي يافت نمي شود!) : عدم جا و مكان كافي و مناسب براي غرفه داران يكي از معضلات نمايشگاه كتاب بود كه در نمايشگاههاي قبلي شايد زياد ديده نمي شد اما اين بار به دليل حضور ناشرين بيشتر، مجبور شده بودند حتي داخل حياط و هرگوشه كناري با ساختن سايبان چادري اي، مقداري فضا براي ايشان دست و پا كنند. مناسب است با توجه به گسترش روزافزون جمعيت و علي الخصوص جوانان و نوجوانان كه غالباً علاقه مند به كتاب و كتاب خواني هستند بر مي تابد كه مسئولين محترم براي نمايشگاههاي مشابه بعدي، مكان وسيع و مناسب تري تدارك ببينند.
از لحاظ كيفي هم در بعضي زمينه ها لنگي هايي به چشم مي خورد، برخي از ناشران مطرح كه بيشترين مخاطب را در بين قشر دانشجو و درآينده دانشجوها دارند، در نمايشگاه حضور نداشتند. اي كاش به طريقي مي شد حضور اين ناشرين را نيز شاهد مي بوديم.
مشكل ديگر مربوط به بن هاي خريد كتاب بود. با توجه به اينكه 20 درصد از مجموع 30 درصد تخفيف كتب با ارائه بن هاي كتاب انجام مي گرفت، بازديد كنندگان ناگزير به خريد بن بودند تا اينجاي كار مشكلي نيست اما اگر كسي تعدادي بن مازاد بر نياز تهيه نموده باشد تكليف چه مي شود؟ فروشندگان بن اعلام نموده اند كه بن ها قابل برگشت نيستند و در صورتي كه خريدار نتواند مشتري اي! براي بن هاي اضافي خود پيدا كند، اين اوراق بهادار! پس از اتمام برپايي نمايشگاه به سطلهاي زباله ريخته شده و در اين ميان تنها خريدار بن است كه متحمل خسارت مي شود.
مسئولين امر مي توانستند تمهيداتي مناسب تري براي نحوه ارائه تخفيف بينديشند و يا لااقل مي توانند بن هاي ماضاف بر مصرف را مجدداً هرچند با بهاي كمتر(مثلا پس از كسرهزينه چاپ كاغذ! ) از صاحبان آن خريداري نمايند.

به امید فردایی هر چه بهتر برای همشهریان عزیزم

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-122.aspx

 
 

  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384 نويسنده : گمنام |  

 

 

از نماز جمعه چه خبر؟

 
   

مدتيه از توفيق شركت در نماز جمعه محروم شدم

ولي ديشب اشتباهي! قسمتي از سخنان امام جمعه ايلام رو گوش مي دادم.

ايشون هر گونه دخالت در انتصاب ها رو رد كردن!!!!!!!!!!!

فرمودن: اين استاندار بومي خوبه يا قبليا؟ اون موقع شما خبر داشتين كي انتخاب ميشه كي نميشه؟

لابد الان با ايشون مشورت و نظرخواهي ميشه كه از وضعيت فعلي راضين.  پس نتيجه مي گيريم اصلاً‌و ابداً و به هيچ وجه من الوجوه ايشون تو انتصابات دخالت ندارن

ايشون بعضي {كلك!} هاي دست ساز مردمي با نيات مذهبي رو خرافه خوندن و گفتن يا نيروهاي اطلاعات و ... اقدام به جمع آوري كنن يا خودم دست بكار ميشم! . همچنين ايشون خواستار يافتن و محاكمه عامل يا عامين امر شدن.  (اين كلك يا نظركرده در جاده خارج از شهر ايلام به سمت صالح آباد مدتيه به عنوان قدمگاه يا ... مورد احترام مردم واقع شده و علم هايي اونجا نصب شده) 

سخن اينه كه بايد ابتدا تحقيقات لازم در مورد تشكيل اين جريان و عوامل اون انجام بشه و بعد اقدامات لازم ...

در مورد آش نذري و نقش پنجره امام يا امامزاده رو غذا هم ايشون نظرات تندي بيان كردن كه وهن اهل بيت ع و خرافه و بي مبنا بودن جريان رو اعلام نمودن.

** داخل پرانتز **   شنيدم كه تو شعارايي كه تو نماز جمعه سر داده ميشه يكي از حضرات ظاهراً اهل همين روستا كه آش مذكور اونجا پخته شده شعار - مرگ بر لطفي- سرداده شده كه عامل جريان دستگير! ميشن.    نظر شما چيه؟

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-118.aspx

 
 

  شنبه بیست و نهم بهمن 1384 نويسنده : گمنام |  

 
 

.: عناوين 20 مطلب اخير :.

مصلای شهر ایلام!
هفت خوان رستم!
خون دلها خورده ايم
يه مترجم رايگان و با حال
سلام بر مولاي مؤمنان
ف مثل فرهنگ
خجسته باد این بزرگ عید آل علی(ع)
اين همه برادر !
اندر حكايت اعتكاف ايلاميان در مسجد جامع شهر
يادت نرود بي بي جان
یکی دیگر از افتخارات آقای میرحسین موسوی !!
موسوي! راهي كه مي روي به ناكجاآباديست
جوابيه اي براي دوستان
الگوی ریا و دروغ در ایران کیست؟
وين سر شوريده باز آید به سامان غم مخور
عروج مردي تا خدا
مقصر كيست؟
شهادت قسمت ما مي شد اي كاش ...
عيدتون مبارك
نوستر داموس و آينده جهان

 

 
 

.: درباره وبلاگ :.

مي نويسم چون نوشتن را وظيفه خودم مي دانم. نوشته هايم گاهي تلخ و گاهي شيرين اند، اما هدفم خنداندن يا گرياندن كسي نيست. ياري خداوند و علاقه ام به شهرمظلومم پشتوانه كارم است و نظرات و مطالب شما نيز هم!

.: پيوندهاي روزانه :.

.: پيوندهاي دوستان :.

ايلام، سرزمين ناشناخته ها
دفتر مشق
سرزمين كوهستان
يادداشتهاي الكترونيك من
موسسه شهيد تدين
غريبه اي در مه
بهتر ببين
محبان علي بن ابيطالب(ع) ايلام
راز مقبره
مشترك مورد نظر
نقطه سر خط
كيميا
يادداشت من
شركت فني مهندسي پارس كليك
شاهورديخان
شعر نو
سورنا
تارستگاری فقط یک کلیک
دیدنیهای استان ایلام عروس زاگرس
فيزيك مدرن
اوقات شرعي همه استانها
وضعيت جوي هواي استان ايلام
هويزه : کربلاي ايران
ایلام حساب
محبان مهدی (عج) دهلران
دوكوهه
فرهنگ
دهلران امروز
جامعه شناس ايلامي
دانلود فيلم از سايت youtube.com
پخش كننده فايلهاي فلش (FLV)
سايت دانلود آپديت هاي ويروس كش مكافي 1
سايت دانلود آپديت هاي ويروس كش مكافي 2
سايت دانلود آپديت هاي ويروس كش مكافي 3 - جديد
آپديت آنتی ویروس مک آفی
یادداشت های یک نسل سومی
ايلام حقوق
یادداشت های شخصی محمود احمدی نژاد
دره شهر
فرهنگ عشاق
تلاطم
جنبش دعوت از احمدي نژاد
حضرت ولی عصر(عج)
طنز استان ايلام
باز باران با ترانه ...
 

 

Copyright © 2006 All Rights Reserved by ilamcity.Blogfa.com