تبليغاتX
شهر مظلومم ایلام تو را من دوست می دارم
  

ار خسرو بووم ده س وه جامه وه ..................... اروام گل مه خوه و ایلامه وه

 
 

.: فهرست اصلي  :.

.: آرشيو موضوعي  :.

.: آرشيو مطالب :.

.: نويسندگان :.

.: كدهاي جانبي :.

Map IP Address

.: طراح قالب :.

Gomnam
Powered By
BLOGFA.COM

 

 

سلام بر مولاي مؤمنان

 
   

سلام بر امير مؤمنان، قسيم دوزخ و جنان كه اين روزها زمين و زمان  در غم فراغش گريانند

اين درد بزرگ رو خدمت امام عصر(عج) و محبين خاندان اهل بيت(ع) تسليت ميگوييم

 در دعاهايتان ما رو فراموش نكنيد كه ما نيز ...


 

 

يكي از خوانندگان محترم وبلاگ با گلچين نمودن متن قبلي، ترجيح دادن به جاي نقد كل مطلب، به يه عبارت داخل پرانتزي من گير بدن. لازمه به اطلاع ايشون برسونم در خصوص اينكه مانتو پوشيدن حتي به صورت پوشيده رو هم قبول ندارم سواي اينكه يه نظر شخصي بوده و نه فقهي! دلائلي دارم كه بد نيست شما هم بدونيد

ما شيعيان معتقديم هنگامي كه امام زمان (عج) ظهور مي فرمايند چنان تغييراتي در جامعه اعمال مي كنند كه بعضيا فكر مي كنن ايشان دين جديدي آورده در صورتي كه دين واقعي اسلام كه آلوده به زوايد و انحرافات بسيار شده رو اصلاح مي فرمايند

و نيز ما شيعيان معتقديم كه برترين بانوان عالم حضرت زهرا(س) است و قول و فعل ايشون براي مردان و زنان شيعه حجته. وقتي ايشون چادر رو به عنوان حجاب برتر و رنگ مشكي رو به عنوان رنگ برتر براي اين پوشش انتخاب مي كنن لابد بهترين گزينه رو انتخاب نموده اند نه يه گزينه چون ساير گزينه ها و با همون ارزش ديني!

به نظر شما هنگام ظهور امام عصر(عج) ايشان سنت و سيره پيامبر اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع) و حضرت زهرا(س) رو  ترويج مي كنند يا آنچه امروزه در مقابله با آن سيره و گفتار و كردار انجام ميديم؟

پوشيدن مانتوي پوشيده، بدون شك بهتر و برتر از بدحجابي و پوششهاي جلف رايجه اما قطعاً چادر مشكي سنگين و متين!. نه اون چيزي كه امروزه بعضيا به تن مي كنند كه مفسده اش بيشتر از نپوشيدنشه

چادرهاي شيشه اي بدن نما كه لباس زيرش با رنگ اون با وضوح تمام قابل مشاهده است. آيا اين چادر حجاب است؟ آيا اصلاً به چنين پوشش مفسده انگيزي چادر و يا حجاب ميگن؟ آيا تعريف حجاب، در پوشش امن قرار دادن حجم و ظاهر بدنه يا آشكار نمودن اين دو؟

خانم محترمي هم كه به اين نوشته ايراد گرفتن: وظيفه ما اطلاع رساني بود در خصوص حجاب اسلامي. شما مختاريد هر جور كه صلاح ميدونين بپوشيد

و اما در خصوص آقاي احمدي نژاد؛ همه بدونن ما نه ايشون رو معصوم مي دونيم و نه بري از خطا و اشتباه. ليكن معتقديم بنابر موضع گيري هاي رهبر معظم انقلاب درباره ايشون و دستاوردهاي دولت نهم، يكي از شايسته ترين رؤساي جمهور اين انقلاب هستند و مادامي كه در راه پاسداشت ارزشهاي امام و انقلاب و در خط رهبر و دفاع از محرومين در مقابله با زر و زور و تزوير هستند براي ما محترمند و لاغير!

وجود عكس رئيس جمهور يه كشور در عنوان وبلاگ يه هموطن جه ضربه مهلكيه كه بعضيا اونو بر نمي تابند؟

و حكايت تلفن همراه؛ بنده نگفته ام تمام افراد جامعه ما چنين مشكلي دارن اما ديده و مي دونم كه خيليا به اين معظل آلوده اند. حضرات همكلاسي، هم دانشجوي بنده نبودن بلكه به دليل خاصي در يه كلاس سه روزه همدرس شديم. اين اشكال نه فقط مخصوص يه كلاس يا يه دانشگاه بلكه معظلي اجتماعي و يه ناهنجاريه كه در جاهاي مختلف جامعه قابل مشاهده است. من فقط برخي موارد رو در متن قبلي ذكر كردم

انكار اين موارد هم دردي رو دوا نمي كنه. پيشنهاد من رايزني دوستان در خصوص يافتن درماني برا اين درد و كمك در ساختن  فرهنگ استفاده صحيح از تلفن همراهه نه سرپوش گذاشتن بر آن

و نكته بعدي اينكه دوستان مجازند برداشت خودشونو به نگارش دربيارن خواه فرهنگي باشه و خواه سياسي. فقط مراعات ادب در گفتار (و نوشتار) تنها خواست ماست. پذيراي انتقادات و پيشنهادات شما هستيم. همچنين چنانچه مطلب قابل ارائه اي جهت درج در وبلاگ داريد به ايميل MyCityisiILAM@Yahoo.com ارسال فرماييد تا در صورت امكان نسبت به درج آن اقدام نماييم. و چنانچه فكر مي كنيد ميتونيد ياور ما در راه خدمت به استان و ميهن باشيد اعلام كنيد تا يه نام كاربري براي شما ايجاد كنيم كه خودتون مطلب در وبلاگ درج كنيد.


با تشكر از همه خوانندگان محترم 

 

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-297.aspx

 
 

  سه شنبه هفدهم شهریور 1388 نويسنده : گمنام |  

 

 

ف مثل فرهنگ

 
   

چند روز پیش در محضر یکی از اساتید بودیم و البته در کلاس درس.

صحنه هایی رو دیدم که برام قابل قبول نبود. هر از چند گاهی صدای آهنگ موبایل یکی از حضرات همکلاسی، رشته کلام استاد رو قطع میکرد و صاحب گوشی بدون در نظر گرفتن شان کلاس و استاد، حتی بدون خروج از کلاس درس، شروع به مکالمه می کرد. شاید فکر می کنید لابد آرام صحبت می کرده که مزاحم سایرین نشود اما باور بفرمایید طوری بلند صحبت می کردند که دیگر صدای استاد به گوش نمی رسید. ایشان به ناچار سکوت می کردن تا افاضات حضرات خاتمه پیدا کنه و ادامه مباحث از سر گرفته بشه. شما جای من بودین چه عکس العملی نشون می دادین؟

وقتی حسابی کلافه شدم تنها کاری که از دستم بر میومد این بود که با یه کاغد نوشته از استاد بخوام که به دوستان تذکر بده که یا گوشی ها رو بی صدا (سايلنت) کنن و جوابگویی رو برای بعد کلاس درس بذارن و یا اینکه حداقل برای جواب تماسها به بیرون از کلاس مراجعه کنن.

استاد برگه رو خوند اما هیچی نگفت. فهمیدیم لابد اولین باری نیست که ایشون با این حرکات مواجه میشه. حتما قبلا تذکر داده و وقتی آبشون توی هاون خسته شده! از بیان تذکر منصرف شدن.

به هر حال امثال این حرکات غیرفرهنگی رو خیلی جاها میشه دید. بیمارستانها، جلسات، مراسمات ملی و مذهبی، در مساجد و حین نماز جماعت و ...

جالب اینجاست که معمولا در اینگونه مکانها نوشته ای مبنی بر خاموش کردن دستگاه موبایل هم درج شده اما ...

اما وقتی بعضی ها می گویند برداشتن فاصله فرهنگی بین جوامع، امری است زمان بر و نیازمند به مدیریت قوی ، ناله برخی بلند می شود که چرا تبعیض قائل میشید و بعضی ها رو برتر از دیگران می دونید و از این دست انتقادات بدون پشتوانه علمی .

حکایت موبایل یا همون تلفن همراه منحصر نیست، نحوه پوشش جامعه نیز همین آش و همین کاسه است. اونجوری که توی شهرای دیگه مثل پایتخت ( که چند سالی اونجا بودم و امیدوارم حمل بر کلاس نذارید فقط میخوام بگم اطلاعاتم واقعیه! ) بودم و دیدم روند بدحجاب شدن جامعه آهنگ کند و آرامی داشته و از ۴ تا موی سر بیرون اومده شروع شده و به پوشاندن فقط ۴ تا مو رسیده. این فرایند زمانی بیش از ۳۰ سال رو طی کرده اما توی شهرای کوچیک مثل ایلام ما (متاسفانه) به دلیل جو خاصی که حکمفرما بوده تا حدود ۱۰ سال پیش تقریبا تمام دخترای شهر چادری بودن، بعد از آزادی های دوم خرداد ۷۶ ( این تیکه رو سیاسی نکنید لطفا و فقط با دید فرهنگی بررسی کنید) روند برداشتن چادرها در شهر شروع شد و در اندک زمان (شاید کمتر از۵ سال) الان شهر ما وضعیتی مشابه همون شهرای بزرگ رو داره یعنی درصد مانتو پوش ها اگه بیشتر از چادری ها نباشه کمتر هم نیست!

و این یعنی فاجعه فرهنگی!

و لطفا باز هم سریع آتیش نگیرید که آقا مانتوی پوشیده چه ایرادی داره و ...! منظورم بد بودن مانتو نیست (گرچه بد هست!) منظور تغییر سریع فرهنگ پوشش جامعه به دلیل کم ظرفبت بودن جامعه و عدم آمادگی پذیرش تغییرات بلندمدت فرهنگیه.

تا گفتن آزادی یه عده سریع پوششهای سنتی و دیرینه خودشونو گذاشتن کنار و مثلا باکلاس شدن!

باید پذیرفت این ضعف فرهنگی جامعه و کوچ از فرهنگ سنتی به فرهنگ مدرن، باید با نظارت بیشتر و بستر سازی فرهنگی مناسب انجام بشه تا به این سرعت شاهد خودباختگی و بی ظرفیتی افراد جامعه نباشیم.

از موبایل به مانتو رسیدیم، شاید بی ربط! اما از منظر فرهنگی کاملا مرتبط.

معتقدم برخی نظارتها و سخت گیری ها برای برخی جوامع لازمه تا شاهد این وقایع تلخ در جوامع سنتی تر نباشیم.

می دونم این نوشته باعث سیل تهمت و افتراهای دوستان! علیه بنده خواهد شد اما چون گذشته پذیرای انتقادهای همه هستیم ولی نه در شان خود و نه خوانندگان می دانم که نظرات انتقادی در قالب فحش و ناسزا بیان بشه.

به امید فردایی روشن تر از امروز و دیروز

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-296.aspx

 
 

  چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 نويسنده : گمنام |  

 

 

خجسته باد این بزرگ عید آل علی(ع)

 
   

امروز سالروز میلاد بزرگ منجی عالم است، آنکه مژده آمدنش رو تمام ادیان الهی دادن.

به امید زیارت جمال نورانیش در روزی که ندای انا المهدی اش دل کفر را به لرزه در می آورد و دل منتظران را غرق در شادی و سرور می کند.

نورافشانی رخسار ماه گونه اش بر منتظران ظهورش مبارک باد

امام زمان(ع) در پاسخ به نامه اسحق بن يعقوب فرمود : « و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي روات حديثنا فانهم حجتي عليكم و انا حجه الله (علیهم)؛ در حوادث واقعه به راويان حديث ما مراجعه كنيد ، چرا كه آنان حجت و نماينده من ومن حجت خدا (بر آنان) مي باشم.»

بنا بر نظر مرحوم آیت الله نائینی، امام راحل (ره)، آیت الله منتظری و خیلی دیگر از علمای شیعه، در حکومت اسلامی تشکیل شده در زمان غیبت که مجتهدی عالم بر راس آن تکیه داده باشد، اطاعت از ایشان به منزله اطاعت از امام عصر(عج) و بر همگان واجب عینی است. ایشان به همین حدیث استناد می کنند و چنین شخصی را حجت امام عصر (عج) بر مسلمانان می خوانند. ( بگذریم که عالم آخری کاری کرد که شعارهای ۴۰ میلیونی «منتظري نستوه محافظت بفرما» تبدیل به انزجار بیش از ۴۰ میلیونی شد)

امروز در غیاب امام راحل(ره) که بنیانگذار حکومت اسلامی ایران بودند و آرزوی بیش از هزار ساله اهل بیت(ع) را به واقعیت رساندند، مردی دیگر بر عرصه رهبری این حکومت تکیه دارند. مردی از همان سلاله، با همان دیدگاهها و قطعاْ با همان حجیت که امام راحل(ره) داشتند.

امروز کاندیدای دیروز انتخابات ریاست جمهوری دهم، در مصاحبه با بیگانه ها، حکومت اسلامی را تهدید به حوادثی می کند که در راه پیمایی های روز قدس، ۲۲ بهمن، ۱۳ آبان و ... پیش می آید!

امروز یار دیرین امام، رو در روی رهبر انقلاب به سفر شمال می رود تا نبیند رهبر انقلاب حکم تنفیذ ریاست جمهوری ایران اسلامی را به مردی می دهد که ۴ سال با ثروت اندوزی امثال ایشان مقابله کردند. به مراسم تحلیف نمی رود تا شاهد عزت و افتخار منتخب مردم نباشد!

امروز رئیس جمهور اسبق ایران تمام توان فکری و انسانی خود را برای به آشوب کشاندن ایران اسلامی بسیج نموده و گستاخانه رای ملت ایرانیان را زیر پا می گذارد!

امروز مجلس نشین دیروز عمامه از سر کنده و به ترغیب آشوبگران می کوشد!

و امروز روز سختی است! روز امتحان است. روز امتحان الهی برای پذیرش نظر حجت حجت خدا بر زمین است. آنانکه در این جریانات نمره رد گرفتند باید ضمن توبه به درگاه الهی، از امام عصر (عج) بابت این کوتاهی عذرخواهی کنند.

ما اطمینان داریم همان کسی که طوفان طبس را برای آمریکاییها به پا داشت، همان کسی که توطئه پادگان نوژه، توطئه جماران و هزاران توطئه فاش شده و نشده دیگر علیه این انقلاب را به نابودی کشاند همان کسی است این همه آشوب و بلوا و این کودتای نافرجام را به سقوط و رسوایی کشاند.

ما اطمینان داریم که همان کس این کشتی طوفان زده را به ساحل امن پیشوازی حکومت جهانی مهدی موعود (روحی و ارواح العلمین لتراب مقدمه الفداء) خواهد رساند.

یا مولای یا حجت ابن الحسن،

 انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم الی یوم القیامه.

 

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-295.aspx

 
 

  جمعه شانزدهم مرداد 1388 نويسنده : گمنام |  

 

 

اين همه برادر !

 
   نمي دونم اينا همه شوهر و داداش  اين خانوم هستن. يا اين خانوم شوهر و داداش نداره ؟!

ايشالا همشون محرم هستن !!!

 

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-294.aspx

 
 

  دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 نويسنده : گمنام |  

 

 

یکی دیگر از افتخارات آقای میرحسین موسوی !!

 
   

پس از انتشار خبر بمب گذاری در حرم حضرت امام(ره) که هفته گذشته با کشته شدن عامل آن و زخمی شدن هشت نفر از زائران مرقد بنیانگذار کبیر انقلاب پایان یافت ابعاد جدیدی از این حادثه فاش شد.

به گزارش جهان، بررسی های به عمل آمده توسط نهادهای مسئول نشان داد که شخص بمب گذار رئیس ستاد انتخاباتی یکی از کاندیداها در منطقه پل دختر بوده است که به دلیل برگشت خوردن چک های خود و عدم توان پرداخت بدهی طلبکاران به تهران سفر کرده و عازم ستاد مرکزی کاندیدای مورد حمایت خود می شود.

ب . ع که دارای مغازه معاملات ملکی بوده است، در تاریخ 30 خرداد در ترمینال پل دختر با کرایه یک دستگاه پراید عازم تهران می شود و مبلغی حدود 200 هزار تومان به عنوان کرایه رفت و برگشت به راننده می پردازد.

به گفته این راننده وی با دو تن از مسئولین ستاد یک کاندیدا قرار ملاقات داشته که قبل از موعد مقرر به تهران رسیده و برای استراحت عازم حرم امام می شود، وی که پیش از سفر به تهران تلاش های بسیاری برای حل غیر حضوری مسئله و وصول مطالبات خود از مسئولان ستاد انجام داده بود به تهیه مقداری زیادی چاشنی انفجاری مخصوص صید ماهی و بستن آن به کمر خود،  به جهت تهدید مسئولان ستاد عازم تهران می شود که برخی منابع احتمال می دهند این فرد قصد قبلی برای عملیات تروریستی نداشته و به احتمال زیاد به سبب گرما این کمربند منفجر شده است.

ب .ع پیش از این به جهت نصب بلندگو بر روی ماشین خود و بیان جملات توهین آمیز خطاب به دولت در ایام تبلیغات ریاست جمهوری، توسط نیروی انتظامی بازداشت و بعد از اخذ تعهد آزاد می شود.

نامبرده در سال 81 به جهت صدور چک بلامحل روانه زندان می شود و در سابقه او جرایمی نظیر جعل سند و سرقت دیده می شود.

به نقل از :

http://www.2latnews.com/index.php?option=com_content&task=view&id=3854&Itemid=2

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-291.aspx

 
 

  سه شنبه نهم تیر 1388 نويسنده : گمنام |  

 

 

موسوي! راهي كه مي روي به ناكجاآباديست

 
    آنچه در پي مي آيد متني است از دوست خوبم «محبت» . با تشكر از مطلب ارسال ايشان :


حضور گسترده‌‌ي مردم ايران در انتخابات 22 خرداد 1388 براي برگزيدن رئيس دولت دهم جمهوري اسلامي، در نوع خود کم‌‌سابقه و اکنون موجب فخر جامعه‌‌ي ايراني است. اما به دليل برخي مسايل و پاره‌‌اي اعتراضات، همگان شاهد تلاش آن دسته از بيگانگان براي مصادره و تبديل اين حرکت عظيم به ضد کارکرد خود هستند، که در يک قرن اخير بيشترين دشمني را با مردم ايران اعمال نموده‌‌اند.

کشورهاي آمريکا و انگليس، با برنامه‌‌ريزي قبلي براي انتخابات جمهوري دهم، و با قيد تابستان داغ 1388 تهران، طرح کودتاي مخملي را در قالب پروژه‌‌ي آژاکس 2، در دو سطح عملياتي و استراتژيکي برآورد، و از روزهاي قبل از برگزاري انتخابات، آغاز نموده‌‌اند، و اکنون دولت آمريکا با صحنه‌‌گرداني انگليس در ايران، با تمام توان در حال دامن زدن به تنش و تشنج در کشور بوده و فازهاي متعدد توطئه‌‌ي مزبور عليه مردم ايران را بر پايه‌‌ي اشتباهات جناح‌‌هاي سياسي و غفلت نهادهاي رسمي کشور، به اجرا در مي‌‌آورد.

براي نمونه، بنابر گزارش منتشر شده در روزهاي اخير از سوي مرکز سابان The Saban Center at the Brookings Institution ، ايالات متحده، با بررسي سناريوهاي مختلف عليه ايران، در کنار گزينه‌‌هاي مطرح ديپلماتيک و نظامي، موضوع تغيير حکومت در ايران را از طريق کودتاي مخملي، با ايجاد اغتشاش و هدايت آن توسط اپوزيسيون، تا مرحله‌‌ي فروپاشي، و سپس حمله‌‌ي نظامي و اشغال کشور، در شرايط فعلي مناسب‌‌ترين گزينه تشخيص داده است.

مرکز سابان که توسط ميلياردر صهيونيست حيم سابان(Haim Saban) راه‌‌اندازي شده است وابسته به انستيتو بروکينگز است. انستيتو بروکينگز همان نقشي را در تصميم‌‌سازي استراتژيک براي حزب دموکرات به رياست جمهوري اوباما ايفا مي‌‌کند، که انستيتو امريکن اينترپرايز براي دولت جمهوري خواهان به رهبري بوش ايفا مي‌‌کرد.

مرکز تحقيقات پيشرفته ضد تروريسم، بر آن نيست که برآورد آمريکا را از حيث تحقق کودتاي مخملي و فروپاشي، امکان سنجي نموده، و نفياً يا اثباتاً تأييد يا رد نمايد. اما خود را ملزم مي‌‌داند تا بر مبناي وظيفه‌‌ي حرفه‌‌اي خويش، بخش‌‌ها و ابعادي از پروژه‌‌ي مزبور را در فضاي عمومي منعکس سازد. هم‌‌چنين با توجه با ابعاد گسترده‌‌ي تروريسم سياسي پروژه‌‌ي آژاکس 2، شفاف‌‌سازي و معرفي سناريوهاي پروژه‌‌ي مزبور در مراحل گوناگون آن، براي تنوير افکار عمومي از سوي اين مرکز در آينده صورت خواهد پذيرفت.

آنچه در محوريابي ذيل‌‌الذکر گزارش 160 صفحه‌‌اي مرکز سابان مشهود است، «کار ويژه‌‌ي» اغتشاش عمومي، و گسترش و سپس استمرار آن، تا مرحله‌‌ي فروپاشي است، که خنثي نمودن آن، هوشياري عمومي را مي‌‌طلبد.

اين گزارش توسط 6 تن از استراتژيست‌هاي وابسته به انستيتو بروکينگز تهيه شده است. (کنت ام پولاک، دانيل ال باي من، مارتين اينديک، سوزان مالوني، مايکل اي اُ هانلون، بوروس ريدل)

انتخابات دهم، اولین انتخابات ریاست جمهوری پس از انقلاب است که در آن، اکثریت مرکزنشینان به کسی رأی می‌دهند که او رئیس‌جمهور ایران نمی‌شود و اگرچه این اختلاف رأی در همین پایتخت نیز به بیش از 300 هزار نمی‌رسد اما چون بخش قابل توجهی از رأی‌دهندگان به نامزد ناکام را طبقه متوسط به بالای مرکز ایران تشکیل می‌دهند که در درون خود، کل کشور را کارگر و برده‌ی خود می‌پندارند که آن‌ها فقط باید تولید کنند و این مصرف؛ ماجرای دیکتاتوری اقلیت از همین‌جا شروع می‌شود.

با این حال، انتخابات ریاست جمهوری دهم بیش از هر چیز نمودار یک خواست ملی بود که در آن نه خواست طبقه برخوردار جامعه که خواست بدنه مردمی کشور و طبقه کم بضاعت جامعه به کرسی نشست و در نهایت کسی انتخاب شد که بیش از همه آرای خود را مدیون مناطق روستایی و شهرهای کوچک کشور است. برنتافتن آرای این اکثریت که متن را تشکیل می دادند اما سال های سال در حاشیه قرار گرفته بودند، فضایی را در کشور رقم زد که طراحان اصلی آن اغلب از یک طبقه خاص اجتماعی برخواسته بودند.

تلاش آقای موسوی برای تشدید بحران و صدور بیانیه های التهاب زا و تمایل به تداوم بی قانونی بدون توجه به امنیت و منافع ملت ایران و رضایت به آب گل آلود در ایران قدر متیقن عامل پسرفت ایران است که این سوال جدی در کارنامه میرحسین خودنمائی می کند آنگاه که آن را در کنار خطاب امام (ره) به این شخص که "جناب آقای میرحسین موسوی ، اگر نبود اندک خدمات شما به این انقلاب ، شما را به عنوان ضد انقلاب معرفی می کردم" ، گذارده می شود.

از سوی دیگر شاهد آن هستیم که سران غرب تلاش بسیاری برای کمک رسانی به سبزنشان های حامی موسوی نموده تا پس از نا امیدی از روش نظامی ، سیاسی و اقتصادی برای متوقف نمودن نهضت اسلامی مردم ایران و جلوگیری از نفوذ و پیشرفت آن ، بعنوان آخرین مهره امیدواری خود ، به شورش داخلی متوسل شوند و پیشروی بی محابای آنان در سخنرانی و رخ نمودن چهره های پلید و مستکبر ، تائیدی بر ادعا نیز هست.
بعنوان نقطه عطف این اسپند خو بالا و پائین پریدن ها از سوی عناصر غرب ، که بر خلاف ادعاهای آقای مصطلحا مصلح، حاکی از دردی همه سویه و چهار ساله است

با این وصف و با گریبان دری سران استبداد بین الملل برای مبارزه با جمهوری اسلامی تا بسرحد زایل شدن پرده های ریا و بی اختیاری در صراحت لهجه ، در صورت تداوم روش ناآرام و بی قانون که عاملی به رمز "میرحسین موسوی" دارد ، این آتش ممکن است دامن شخص میرحسین را هم روزی بگیرد

و در آخر درد دل محبت با آقای مهندس موسوی


آقاي موسوي گفتار شما نشان مي دهد كه شما نه تنها ميراث سياسي و معنوي امام (ره) را نپذيرفته اي بلكه به عمد سعي در تحريف و تخريب چهره ي امام (ره) داري و گونه اي سخن مي گويي كه انگار كسي نه آن امام (ره) را درك كرده و نه كسي سخنان وي را ضيط كرده... مهندس موسوي نسبت شما با امام از نسبت رهبري با امام نزديكتر بود؟ آيا امام به شما خورشيد اسلامي نام نهاد يا به رهبري معظم انقلاب اصولا شما جايگاه قانون را چه مي دانيد شما نهاد رهبري را كه براساس قانون و اعتقادات ديني ما شكل گرفته را با تمام قدرت زير هجمه گرفته ايد و تاسف بار تر آنكه خود را در جايگاه رهبر انقلاب نشانده ايد و به مردم رهنمودهاي ديني و سياسي مي دهيد شما قرار بود رئيس جمهور اسلامي ايران با قانون اساسي روشن و واضح آن باشيد يا رهبر جامعه كه قرار است تمامي قوانين و ساز و كارهاي موجود از نظر صائب ايشان رد شود؟ شما با اين نحو سخن گفتن تنها داريد تصويري دقيق و روشن از يك ماكياول ديكتاتور را به نمايش مي گذاريد ديكتاتوري كه به قانوني تمسك مي جويد كه مبين و مدلل سخن وي باشد نه هر قانوني شما همه ي نهادهي سياسي و قانوني كشور را كه در زمان امام (ره)‌بنا نهاده شده است را مخدوش مي دانيد و باز هم ژست اصلاح گري مي گيريد در حالي كه هيچ نسبتي با اصلاح امور در شما ديده نمي شود.

موسوي راهي كه مي روي به ناكجاآباديست كه ضمن ايجاد هزينه هاي گزاف براي كشور و نظام نابودي مطلق خودت را در پي خواهد داشت.

_____________________________________________________________________

اخيراً آقاي كروبي كه از محبوبيت چشم گير خود در انتخابات رياست جمهوري دهم !!! جو گير شده است اعلام نموده كه از آقاي دكتر احمدي نژاد مي خواهد كه در يك نقطه شهر طرفداران ايشان و در نقطه اي ديگر حاميان اصلاحات جمع شوند تا ببينيم طرفداران چه كسي بيشترند!

بايد به عرض ايشان برسانيم :

1- همونطور كه مستحضريد اولاً ميزان آراي شما در استان زادگاه خودتان لرستان به يك دهم كاهش يافته است. اين همه محبوبيت براي چيست؟!!

2- شما ديگر رانده شده از اردوي اصلاحات هستيد نمونه اش رفتار كرباسچي معلول الحال با شما بود. اين مشت نمونه خروار را بهتر است لمس كنيد!

3- آمار نشان مي دهد آراي موسوي 300 هزار بيش از دكتر احمدي نژاد است. البته فقط در شهر تهران!!! و نه استان تهران يا كشور !!!

4- طرفداران دكتر مثل برخي طرفداران شما اهل آشوب و شورش نيستند كه به خيابان بريزند و براي نواميس مردم مزاحمت ايجاد كنند. راي ايشان بيانگر نظرشان است. اين شماييد كه به اين اعمال قانون شكنانه عادت كرده ايد و مي خواهيد با تحريك ديگران عرصه اي كه آلوده كرده ايد را به طرفداران دكتر كه اكثريت قاطع ملت هستند نيز سرايت دهيد!

5- دوره كر كري خواني خيلي سال است كه سر آمده است. بهتر است شما نيز همراه سيل خروشان ملت به مسير انقلاب و آرمانهاي امام برگرديد و در مقابل خواست و اراده ملت قرار نگيريد و الا سرگذشتتان بهتر از منتظري نخواهد بود!

6- بهتر است زودتر بپذيريد كه ايران جاي قانون شكني و هوچي گري نيست. از هوچي گران بخواهيد دست از اين اعمال بردارند.

7- اگر اندكي بيشتر بينديشيد خواهيد فهميد كه اصلاحات مرد! آخرين ميخ تابوتش را ملت ايران در همين انتخابات كوبيدند! نبش قبر اصلاحات فقط بوي گند مردارش را در فضا منعكس مي كند نه اينكه آنرا زنده كند!

8- بازگشت به دامان ملت و همراهي رهبر عزيز و استغفار به درگاه الهي بهترين كاري است كه شما بايد در اين آخرين سالها يا ماهها و يا شايد روزهاي عمرتان انجام دهيد. امروز شروع كنيد كه فردا دير است!


 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-290.aspx

 
 

  شنبه ششم تیر 1388 نويسنده : گمنام |  

 

 

الگوی ریا و دروغ در ایران کیست؟

 
   لعنت خدا بر آنكه از خصائل دروغ و ريا و نفاق به طور كامل بهره برده است. آشوبگر دو روي قاتلي كه دست پليدش به خون بسياري از ايرانيان آلوده شد و آلوده تر نيز خواهد شد.

مي خواست وجود نحس خود را با شعار مبارك يا حسين(ع) ارزش ببخشد و با اين شعار و سوء استقاده از رنگ زيباي سبز كه براي ما ايرانيان علاوه بر سمبل سرسبزي و نشاط، نشانه سيادت و منتسب بودن به خاندان پاك نبي مكرم اسلام(ص) است، براي خود قداست دست و پا كند!

فردي شرور كه لج بازي و عقده گشايي او در مناظره با آقاي كروبي نسبت به اول شخص اجرايي كشور، علاوه بر اين صفات، بچه بودن علي رغم سن بالا و حسادت و دروغگويي او را نيز براي ما ايرانيان افشاء نمود.

حيله گري كه دست در دست اجانب و منافقين سفاك، خون بسياري را به ناحق بر زمين ريخت و به جاي تبعيت از نظر علماء، بزرگان و نخبگان سياسي كشور، گوش به فرمان راديو بي بي سي و ايادي مزدور آنها سپرده و نوكر حلقه به گوش آنها شده است.

موجود ناپاكي كه با تمام وقاحت بسيار، روي در روي راي و نظر ملت ايستاده و با شعار قانون مداري و كرامت انساني، قانون را زير پا گذاشته و كرامت شهروندان تهراني و بلكه ايراني را زير سؤال برده است.

چه ساده و زودباورند آناني كه فكر مي كردند اين فرد شيّاد براي خدمت آمده است، بي خبر از اينكه از همان ابتدا براي خيلي ها چون روز روشن بود كه اين آدم تعادل دست فكري ندارد و حرفهاي او نشان از زائل شدن عقل او دارد.

شايد برخي ها بعد از خواندن اين متن مرا به باد استهزاء بگيرند اما باكي نيست. وقتي اطمينان دارم هدفم مشخص و آرزويم برملا شدن بيش از پيش چهره واقعي اين منافق و ديگر منافقان چون بهزاد نبوي خائن، محمدرضا خاتمي اجنبي، اكبر گنجي بي دين، فائزه هاشمي فاسد، آقاجري مرتد، رمضان زاده وطن فروش، تاج زاده نفاق گستر، حجاريان بي همه چيز و ديگر دوستان آنهاست.

دور نخواهد بود روزي كه تمام ملت جنايتهاي اين ايادي استكبار را محكوم خواهند نمود و از دستگاه قضايي كشور درخواست سنگين ترين مجازات ها برايشان خواهد نمود. شايد مرا راستي و ضد چپ بخوانند ولي واقعيت اين است كه نه راستي ها در خط راستي و نه چپ ها در خط درستي هستند.

راه ما راه امام عزيز و رهبر معظم و شهيدان خونين كفن انقلاب است. آرمانهاي اين بزرگان آرمان ما و صراط مستقيم ما ويرانگرپايه هاي هرگونه زر و زور و اشرافيگري و فساد شخصي، خانوادگي و ملّي است. اي كاش به ما اجازه داده مي شد تا تمام توان خود را براي اثبات هدف خود بكار گيريم و اين آشوبگران از خدا بي خبر كه در خيابانها و جلوي چشم خانواده ها، دينداران جامعه را نه تنها مورد هتك حرمت، بلكه به شهادت مي رسانند، را به سزاي عمل ننگينشان برسانيم.

 رهبرا! از تو به يك اشاره ، از ما به سر دويدن! و براستي خوني كه در رگ ماست هديه به رهبر ماست!

بدخواهان نظام مقدس جمهوري اسلامي بدانند، «تا شوخيه ژن و زوره» ( تا بحث شوخي است، زن قدرتمند است ] و اگر بحث جدي شود زنان را قدرتي نيست[ ) و اين ضرب المثل زيباي كُردي بيانگرعمل آشوبگران پليد است. و اين نكته هم خالي از لطف نيست كه نقد و انتقاد ما از عملكرد مديران و مسئولان هيچ گاه به منزله روي برگرداندن از نظام و حكومت اسلامي نيست بلكه معتقديم بديها را بايد از چهره پاك اسلام و اسلاميت زدود و شعار راستين ياري مظلوم و ستيز با مستكبران سرلوحه رفتار و گفتار ماست.

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-288.aspx

 
 

  دوشنبه یکم تیر 1388 نويسنده : گمنام |  

 

 

وين سر شوريده باز آید به سامان غم مخور

 
   

حوادث بعد از انتخابات اخير علي رغم تمام تلخي ها، نكات خوبي هم داشت. عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد.

در مناظرات قبل از انتخابات شخصي خود را سيد معرفي كرد كه نه خود و نه پدرش در مشخصات سجلي اثري از سيادت ندارند و در طول 30 سال انقلاب نيز همين طور. قبل از آن هم كه ما خبر نداريم و الله اعلم!

شخصي مدعي قانون مداري شده بود كه اكنون مروج و آمر راهپيمايي ها ( و اگر نگوييم اغتششات!) بدون مجوز و غير قانوني است. چنين شخصي سالها پيش كه خود در تاريكه قدرت بود در پاسخ به اعتراضات رقيبان در خصوص تقلب دولت در انتخابات چنين گفت : «چطور مي‌شود در انتخاباتي كه همه مردم و شوراي نگهبان و همچنين روحانيت عزيزمان ناظر هستند بشود دولت اثر بگذارد» اما امروز علي رغم اينكه در حدود 95 درصد صندوقهاي اخذ راي نماينده داشته، ادعاي واهي تقلب در انتخابات را مطرح مي كند!

آقاياني كه با شعار اصلاحات و مبارزه با قانون گريزي به پست رسيدند امروز نامه اعتراض به عملكرد قانوني نيروي انتظامي در دفاع از امنيت كشور به رئيس قوه قضاييه مي نويسند.

فرزند فلان آقا كه تا خرخره در زر و زور ( اگر نگوييم اينها + فساد و تزوير!) غرق شده مردم را با بي شرمي به ادامه تحصن و اعتراضات بدون مجوز دعوت مي كند. برادر ايشان هم كه ايستگاه متروي منتهي به مصلي را براي جلوگيري از حضور مردم به نفع يك كانديداي مشخص، مي بندد و اينها همه از نوع قانون مداري!!! هستند كه طرف مقابل را به نداشتن آن متهم مي كنند.

آقاي ... كه رياست ... را بر عهده دارد به جاي دفاع يكجانبه از فرزندان خود كه تقريبا همه ملت به فساد اقتصادي آنان معتقدند، بهتر نيست قانون را محور قرار داده و درخواست بررسي قانوني اموال و دارايي ايشان توسط قوه قضاييه را ملاك سلامت ايشان قرار دهد! نه ادعاي صرف خود و اطرافيان را !؟

اكنون براي ملت ايران مسجل شده است كه بعضي ها قانون را فقط به اندازه اي قبول دارند كه به منافعشان ضربه نزند و لاغير!

بعيد مي دانم ملت بزرگوار ايران دست به دامان حضرات پيش برنده اغتشاشات براي جلوگيري از ادامه آن شوند. اما اين قطره از سيل خروشان ملت، از مقامات قضايي كشور انتظار برخورد قاطعانه با قانون شكنان و قانون گريزاني را دارم كه اين روزها به مال و ناموس و امنيت مردم دست درازي مي كنند و اگر چنين نشود طبيعتاً خود ملت وارد عمل شده و اين جرثومه هاي فساد را ريشه كن خواهند نمود كه اميدوارم چنين نشود!

هر چه باشد بر همگان مبرهن است كه اين ايادي مزدور ديگر بار بريده خواهند شد. و امنيت در آينده اي بسيار نزديك دوباره بر روي ملت لبخند خواهد زد و چهره هاي نفاق داخلي براي بار ديگر آشكار خواهد شد.

به اميد سربلندي نام ايران و ايرانيان ايراندوست دشمن ستيز!

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-287.aspx

 
 

  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 نويسنده : گمنام |  

 

 

شهادت قسمت ما مي شد اي كاش ...

 
   

بسم رب الشهداء و الصديقين

يكي بود يكي نبود، زير گنبد كبود، يه آقايي شكسته بود. ميگن كه شيميايي بود. روزاي جنگو ديده بود، سختي هاشو كشيده بود، مرديشو ثابت كرده بود. خدا رو هم حس كرده بود. تركش به جان خريده بود، هر نفسش با سرفه بود، يه عمره كه جون داده بود، گاهي رخش سياه مي‌شد، دور و برش عزا مي‌شد، ولي دوباره پا مي شد، حرفاش همه دعا مي‌شد، پر لبش خدا مي‌شد، شايد كسي شنيده بود، ولي كي اينو ديده بود؟، بابا خدا رو ديده بود، به دلبرش رسيده بود، رفتن او بهانه بود، قصه عاشقانه بود، از شهدا جا مونده بود، شعر سفر رو خونده بود، از اين زمين بريده بود، چونكه خدا رو ديده بود، يادش بخير رزمنده بود، لباش گلاي خنده بود، رفت و نگاش جا مونده بود، اوني كه تنها مونده بود.

 

ياد امام و شهدا، دلو مي بره كرب و بلا

 

آره يادش به خير. پيامك نوروزيش كه برا دوستم فرستاده بود با سلام به شهدا شروع شده بود، برا رهبر دعا كرده بود و سلامتي ما رو توي بهار طبيعت از خدا خواسته بود.

يه عمر به سختي نفس كشيد. آخه شيميايي بود چه روزايي كه با سرفه هاش خون بالا آورده بود و رنگش كبود كبود شده بود مثل پهناي كبود آسمون. همه دوستش داشتن. مردمي بود و ساده و بي تكلف. مرد خدا بود و بازمانده شهدا. چقدر مظلومانه شهيد شد. مشكل تنفسي پيدا كرده بود، رسونده بودنش بيمارستان، ولي كاري از دست دكترا بر نيومده بود. آرام و بي صدا پركشيد.

 

خدا صدام رو لعنت كنه با همه ارباباي نامردش از آمريكاي پليد جهانخوار گرفته تا آلمان ضدبشر، انگليس كثيف، شوروي خائن و همه اونايي كه ناجوانمردانه در مقابل جوانمردي مردان مرد ايران زمين شرمنده تاريخ شدن.

 

تلخي اين شهادت اونجايي بيشتر ميشه كه مسئولين امر كه هميشه با شيرين كاريهاشون دل مردم رو خون كردن، اجازه ندادن پيكر پاك اين شهيد توي قطعه شهداي بهشت رضا(ع) دفن بشه. حتي اجازه ندادن از كلمه شهيد در اعلاميه هاي ترحيم اين عزيز استفاده بشه. اينا همه مظلوميت شهداست و ما تنها نظاره‌گر مانده‌ايم.

اي كاش حالا كه بعضي مسئولين ما به شهداي ما رحم نمي كنند، لااقل ما فراموششان نكنيم.

 

اين مصيبت تلخ رو خدمت دوست عزيزم آقا مصطفي نورالهي‌، پسر ارشد اين شهيد والامقام تسليت و توفيق و نيل به آرزوي ديرينه پدر ايشون رو خدمتشون تبريك ميگم.

خواستين به شهدا عرض ارادت كنين مي تونين به وبلاگ آقا مصطفي مراجعه كنيد :


http://www.phisic2006.mihanblog.com/ 

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-284.aspx

 
 

  شنبه هشتم فروردین 1388 نويسنده : گمنام |  

 

 

ناجوانمردانه

 
   به نام محبوب دلها

مطلب قبلي كه موجب اعتراض خيلي از حضرات شد و سيل انتقادات «پيام خصوصي» و پيام عمومي و پيام آفلاين و ... به همراه داشت يه جورايي برام جالب بود. آقايان داعيه دار جامعه مدني و آزادي بيان از اينكه عين عبارات امرا و صاحب انديشه هاشون توي وبلاگي درج ميشه  اين همه بر آشفته ميشن و منو متهم به ... مي كنن و دست آخر كه مي بينن حرفاشون منطقي نبود تازه يادشون مي افته و «عنوان» متن (كامنت) را ناجوانمردانه مي خونن.

از اين همه لطف كه بگذريم بعضيا از ما خواستن تاریک خانه اشباح و عالی جناب سرخپوش و عالی جنابان خاکستری پوش رو بخونم. كتاباي عهد دگرديسي بعضي ضدانقلابيون در لباس اصلاح طلب ...

بعضي آقايون اصلاح طلبي رو تحسين كردن. خدا هم تحسين كرده اما اصلاح به معناي از بين بردن كژي ها و ناراستي و نادرستي ها ! نه به معناي زير سوال بردن ارزشهاي انقلاب و دفاع مقدس!

خيلي از اصولگراياني كه دم از اصول گرايي مي زنن هم دچار همين آفت هستن و اصول و آرمانهاي مقدس انقلاب اسلامي رو در آرمانهاي حزبي و جناحي خودشون خلاصه كردن.

من نه چپ گرا هستم و نه راست گرا و نه اين اصولگرايي رو قبول دارم. درسته كه شخصيت برجسته اي نيستم كه براي جامعه مهم باشه كه من طرفدار كدام حزب و جناح هستم، اما براي خودم مهم اينه كه ارزشهام رو حفظ كنم. ارزشهايي كه به خاطر اونا اين همه شهيد تقديم خاك پاك ميهن شد. چه در زمان آن نوكر اجانب و چه در زمان حكومت فعلي.

برام مهم نيست كه منو به ... و ... متهم كنن. مهم اينه كه بتونم فرق جبهه حق و باطل رو تشخيص بدم و اميدوارم در اين راه كوتاهي نكنم.

ازم خواستن جواب كامنتها رو بدم. فكر مي كنم جوابم كافي بود ولي اگه كافي نيست بفرماييد تا با هم مباحثه كنيم :

MyCityisILAM@Yahoo.com

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-281.aspx

 
 

  شنبه دهم اسفند 1387 نويسنده : گمنام |  

 

 

تا خون در رگ ماست مرگ بر اعراب!

 
   
بعضي وقتا آدم حس هيچ كاري رو نداره
حتي نوشتن يه پيام تسليت ساده توي وبلاگ
يا نوشتن تبريك يه مناسبت ملي

الانم دارم همينا رو ادا مي كنم :

فرا رسيدن ايام شهادت بانوي دو عالم، فخر زمين و زمان، حضرت زهراي مرضيه (س) رو تسليت ميگم.
فرا رسيده سالروز آزادسازي خرمشهر، شهر خون و قيام رو هم به همه ايرانيان وطن دوست تبريك ميگم.

----------------------

بعضيا از نحوه نوشتن من توي وبلاگ برداشتاي متفاوت با واقعيت مي كنن : مثلا فكر مي كنن چون من به بعضي ايرادات مسئولين گير ميدم لابد ضدانقلاب و ضد نظامم.
همينجا علناً اعلام مي كنم :
خوني كه در رگ ماست هديه به رهبر ماست

اگه من به عرباي همسايه بد و بيراه ميگم دليل دارم :
دليلش اينه كه :
الاعراب اشد كفراً و نفاقاً(سوره توبه آيه 97) {گرچه مفسرين الاعراب رو اعراب بدوي تفسير مي كنن ولي ...}
توي همين خرمشهر اومدن ناموس ما رو غارت كنن
توي جنگ از صدان جنايتكار حمايت كردن
بعد گور به گور شدن اون ملعون، براش عزاي عمومي اعلام كردن
الان كه عاشقاي اباعبدالله (روحي و ارواح العالمين لتراب و ثاره الفداء) ميرن كربلا، توي حرم عربا بهشون ميگن : ايراني كثافت!
واقعاً كثيف تر از صهيونيست ها، همين عرباي غيرايراني‌اند.
خدا هر دو رو لعنت كنه كه خون ملت ايران رو توي شيشه كردن و دارن سر ميكشن.
توي وبلاگ دوستم آقاي شاهورديخان خوندم كه شهردار محترم تهران سه ميليارد تومان رو ريخته يه حلق عرباي بي خاصيت. اونوقت برنج توي ايران ميشه كيلويي 5000 تومان.
من نميدونم اين دردا رو به كي بگم. آيا پر كردن شكم گنده عربا مهم تر از سير كردن شكم خالي ملت ايرانه؟؟؟؟

من اينا رو مي بينم و داد مي ميزنم : اگر مسئولين به فكر توده محروم جامعه نباشند به آتش خشم الهي خواهند سوخت.

به اميد نابودي مسئولين خائني كه خون شهداي ايران عزيز رو پايمال مي كنند.

راستي اين رو هم ببينيد بد نيست : تصوير ايرانيان در كتابهاى درسى عرب
 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-260.aspx

 
 

  جمعه سوم خرداد 1387 نويسنده : گمنام |  

 

 

کی میدونه سالی دیگه زنده اس یا نه؟؟؟

 
   
به نام خدایی که همین نزدیکیست، اقرب من حبل الورید، از رگ گردن هم بهمون نزدیکتره.

امسال ماه رمضون بدی نداشتیم خدا رو شکر

 

داریم روزای آخرشو هم طی می کنیم. یه عده میگن دیگه جونشو گرفتیم ولی من اینو نمیگم. من میگم افسوس که داره میره و انقده که می بایست ازش استفاده نکردیم. یه سال دیگه بایست وایسیم تا دوباره خدا ما رو دعوت کنه بشینیم سر سفره لطف و مرحمتش. اما میشه ماه رمضون نبود و مهمون خدا بود، مگه نه؟

 

کاشکی می شد ما هم مهمون همیشگی خدا باشیم، خدایی که از رگ گردنمون بهمون نزدیکتره ولی ما به همه چیز اینقده نزدیکیم جز خدا!

 

آی همه اونایی که دارین این متن منو میخونین تو رو خدا ما رو هم دعا کنین ...

 

کی میدونه سالی دیگه زنده اس یا نه؟؟؟

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-227.aspx

 
 

  سه شنبه هفدهم مهر 1386 نويسنده : گمنام |  

 

 

سلام بر ماه خدا و بر دعوت کننده اش

 
    

و باز هم باکوله باری از گناه منتظر اذن ورودیم اما آیا سبک بار خواهیم رفت؟

 

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-223.aspx

 
 

  سه شنبه بیستم شهریور 1386 نويسنده : گمنام |  

 

 

 
    چه جمعه ها که یک به یک غروب شد

نیامدی

چه بغضها که در گلو رسوب شد

نیامدی

خلیل اتشین سخن تبر به دوش بت شکن.

خدای ما دوباره سنگ وچوب شد

نیامدی

تمام طول هفته رو به انتظار جمعه ام دوباره

صبح وظهر

نه!

غروب شد نیامدی

 

**************

جشن بعثت رو به درگاه حضرت زمان مهدی ع وتمام دوستاران اهل بیت

ومسلمانان جهان تبریک وخجسته باد می گم

پیروز باشید

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-216.aspx

 
 

  جمعه نوزدهم مرداد 1386 نويسنده : گمنام |  

 

 

از پيراهن عثمان تا اعلاميه حقوق بشر

 
   
گاهي كه تاريخ را مرور مي كني وقايع و رويدادهايي توجهت را جلب مي كنند، گويا تاريخ فانوسي پر نور است كه راه آينده را نيز آشكار مي نمايد وخطرها را هشدار مي دهد.مرور برخي وقايع انسان را بفكر وا مي دارد كه مبادا بي توجهي به برخي امور ما را به همان سرنوشتي مبتلا سازد كه پيشينيان را مبتلا ساخت و شايد از اين رو باشد كه براي ما اين جمله به يادگار مانده كه " عبرتها چه بسيار و عبرت گيرندگان چه اندك اند"مقصود زياده گويي و ريختن كلمات پياپي روي سطور و خطوط نيست ، بلكه هشدار و ياد آوريست. وقتي بر اثر وقايع گونا گون خليفه ي سوم با شورش مردم كشته شد از آنهمه املاك و كاخ آنچه بيش از همه بحال برخي سود داشت پيراهن خوني او بود.جالب اينجاست كه در تاريخ خيانت همان اشخاصي كه بعدها بعنوان خونخواهان خليفه شناخته شده بودند يكي از عوامل پيروزي شورشيان و قتل عثمان شناخته شده و گاهي نيز از توطئه هاي پشت پرده ي ديگر سخن رانده شده.اما پيراهن خونين او علمي شد در دست قاتلانش تا حسابهاي شخصي را صاف كنند و كينه هاي گذشته را بروز دهند.
اهل دقت شايد منظور را گرفته باشند. وقتي اعلاميه ي حقوق بشر را مطالعه مي كنم نكات جالبي بنظرم مي آيد. برايم خيلي جالب است كه تقريبا هيچكدام از كشورهاي مطرح دنيا چه مدعي و چه متهم هيچكدام مجري كامل اين حقوق نيستند. گاهي ناقضان اصلي نقش قاضي را بازي مي كنند و گاهي متهمان گوي شرافت را از مدعيان مي ربايند.اين اعلاميه صرف نظر از بحثهايي كه پيرامون محتوي ان بين اهل علم وجود دارد در دست دول گوناگون و پياده نظامشان كه شامل ابزارهاي رسانه اي "ديداري ،شنيداري و نوشتاري" است نقش چماق را بازي مي كند.در حال حاضر تا انجا كه مشخص است در اكثر سيستم هاي قضايي يا اطلاعاتي دنيا شكنجه وجود دارد،در اكثر كشورها بيان برخي حقايق جرم حساب مي شود،از فرانسه تا همين ايران خودمان نويسندگان مدعي نبود آزادي بيان هستند،ممانعت رئيس جمهوري فرانسه در چاپ گزارشي در يكي از نشريات اين كشور درباره ي فساد اخلاقي همسرش يا چند موضوع ديگر انسان را از كشوري كه مهد دمكراسي و آزاديست كاملا نا اميد مي كندچه رسد به كشورهاي ديگر.كتك خوردن هر روزه ي سياهان در آمريكا و انگليس بدست پليس گوشه ي ديگري از نقض حقوق اعلامي بشر است.گويا اينان همانهايي هستند كه خودشان عامل قتل عثمان هستند و ديگران را متهم به قتل او مي سازند و سپاه براي خونخواهي مي فرستند.
اما سخني با خودمان! نبايد پاي در اين بازي مسخره بگذاريم و منفعلانه از ترس محكوم شدن توسط ناقضان مسلم اعلاميه ي حقوق بشر ، بندهايي را بپذيريم كه نه با عقلمان نه با دينمان جور نمي آيد. مثلا در اين اعلاميه آمده است كه هر كس مي تواند صرف نظر از مذهب با هركسي كه ميخواهد ازدواج كند يا در اين اعلاميه محدوديتي براي تعداد همسري كه يك زن انتخاب مي كند وجود ندارد يا بجاي عدالت در حقوق زن و مرد تساوي حقوق بيان شده!و بسياري امور ديگر...
حقوق مطرح شده در اعلاميه گاهي با هم در تضاد و تناقض نيز هستند. مثلا تاكيد بسيار زياد بر آزادي و در عين حال مقيد كردن آن در حدودي كه خود اعلاميه مشخص مي كند، يا تا كيد بر اهميت حفظ نظام خانواده در عين وجود بندهايي كه باعث بخطر افتادن بنيان خانواده ميشود.
مقيد كردن برخي امور به اجازه ي قانوني در حالي كه برخي امور قانوني، از سوي خود مدعيان اعلاميه ناقض حقوق بشر اعلام مي شود. بهتر است سخن را كوتا كنيم كه مصداق بسيار زياد است.نبايد گول اين پيراهن خونين را خورد و قبول كرد كه متهمان اصلي ما را در جاي خود بنشانند. بلكه بايد امضا كنندگان اين معاهده را بخاطر نقض مكرر و روزانه ي آنچه خود قبول كرده اند و ناقض انند محاكمه كرد و مصلحان جهاني را از هر دين، نژاد و مليت دور هم جمع كرد وحقوقي مبني بر كرامت انساني ، تفكر وخرد جمعي و فارغ از ملاحظات سياسي و در پرتو تعاليم اديان الهي بنا كرد. آن زمان است كه بايد بجاي محكوم ساختنها ، هر ملت خويش وجامعه ي خويش را مسئول رعايت حق طبيعي آحاد بشر بداند.

پ.ن: مدتها بود اينجا ننوشته بودم.حالا هم بي اجازه اومدم.لطفا ببخشيد.
 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-209.aspx

 
 

  دوشنبه هجدهم تیر 1386 نويسنده : گمنام |  

 

 

جمعه ها...

 
   
  

به نام آنکه بر وجود انسان دمید

 

و به نام آنکه دل را آفرید.

 

تا پدیده ای چون عشق را معلول آن کند

 

پس به نام پروردگار عشق و

 

به نام پروردگار هستی!

 

این فصل را با من بخوان باقی فسانه است 

این فصل را بسیار خواندم عاشقانه است

***

 

سنگ است دلی که نیست در سنگر عشق 

خاک است بر سر. آن که ندارد سر عشق

***

 

عشق. یعنی دیده بر در دوختن عشق. یعنی در فراقش سوختن

 

عشق. یعنی انتظار و انتظار عشق. یعنی هر چه بینی عکس یار

 

 

 

 

جمعه ها...

 

گلدان خانه ما هر روز عطري دارد :

 

شنبه ها : بوي ياس و بوي کوثر مي دهد،

 

يکشنبه ها: بوي مريم مي دهد،

 

دوشنبه ها: بوي ميخک مي دهد،

 

سه شنبه ها: بوي لاله مي دهد،

 

چهارشنبه ها: بوي نيلوفر مي دهد،

 

پنجشنبه ها: بوي شقايق مي دهد،

 

اما...........

 

اما جمعه ها بوي مهدي مي دهد که جمعه ها همراه خود نسيم مي آورد، شميمي از بهشت را مي آورد. جمعه ها زيباست چون تو با ما هستي عصر ها خانه ما پر از مهر مي شود قلب ها آکنده از نورمي شود مثل آيينه راستگو مي شود، جمعه ها دست ها بي آلايش بالا مي رود ، در پي تمني و خواهش، تمني ظهور ديريني که در دل هايمان ريشه کرده، انتظاري شيرين.......

 
 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-208.aspx

 
 

  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 نويسنده : گمنام |  

 

 

به نام دادار نيك انديش

 
   

گل نرگس فداي رنگ و بويت

 

گفتند خلايق كه تويي يوسف ثاني................چو نيك به ديدم به حقيقت به از اني

شيرين تر از اني به شكر خنده كه گويم ... ....اي خسرو خوبان كه تو شيرين زماني

 

 

با عرض سلام وادب

با اجازه صاحب خونه اولین پست رو

با نام مبارک الله وسخنی از دکتر شریعتی

در وبلاگ دوست عزیزم  آِغاز می کنم

 

 

خدایا


به علما ما مسئوليت ، به عوام ما علم ، به دينداران ما دين، به مومنان ما روشنائي، به روشنفكران ما ايمان، به متعصبين ما فهم، به فهميدگان ما تعصب، به زنان ما شعور، به مردان ما شرف، به پيران ما آگاهي، به جوانان ما اصالت، به اساتيد ما عقيده ، به دانشجويان ما نيز عقيده ، به خفتگان ما بيداري، به بيداران ما اراده ، به نشستگان ما قيام، به خاموشان ما فرياد، به نويسندگان ما تعهد، به هنرمندان ما درد، به شاعران ما شعور، به محققان ما هدف ، به مبلغان ما حقيقت، به حسودان ما شفاء ، به خودبينان ما انصاف ، به فحاشان ما ادب، به فرقه هاي ما وحدت، به مردم ما خودآگاهي و به ملت ما همت،تسليم و استعداد و فداكاري و شايستگي نجات و عزت
ببخش


دكتر علي شريعتي 

 

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-204.aspx

 
 

  شنبه دوم تیر 1386 نويسنده : گمنام |  

 

 

بد نیست شما هم بخونید

 
   

بناز به چرخ فلك كه كمر شكن است

نناز به رنگ لباس كه آخر كفن است

                                    و ...

                            حال كه روزي همه بايد برويم

                            بس چه نيكو كه سرفراز رويم

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-198.aspx

 
 

  سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386 نويسنده : گمنام |  

 

 

از یه دوست عزیز

 
        معتمدین قوم، یاران امام

        نیکوصفتان پشت بر پست و مقام

             آن پیر اگر بازیتان را می دید

                  می گفت که شطرنج حرام است حرام

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-197.aspx

 
 

  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386 نويسنده : گمنام |  

 

 

آلت دست واقع نشويد

 
    کسانی که می خواهند بدانند ما از کجا خط می گیریم این متن را بخوانند :

بيدار بشوند ملت و بيدار بشوند جوان هاي ما، توجه داشته باشند به اينكه آمريكا با سرنيزه نمي آيد به ميدان شما، با قواي انتظامي نمي آيد به اينجا، با آن اشخاصي كه دارد اين امور را مي گرداند به دست آنها، با آنها مي آيد به ميدان ما، اينها را بايد توجه داشته باشيد، آلت دست واقع نشويد.

صحيفه نور، جلد 10 ، ص 156

 

ببینید یک پیرمرد نود ساله چگونه ترس آمریکا را به چشم خود می بیند. چگونه آینده ایران و شعارهای ترسوهای وطن فروش را می بیند.

 

خدایش رحمت کند ...

 

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-194.aspx

 
 

  چهارشنبه نهم اسفند 1385 نويسنده : گمنام |  

 

 

اف لک یا دهر

 
    يه جايي خوندم مولا علي فرموده بودن:

اف لك يا دهر، يقولون علي و    معاويه

اف بر تو باد اي روزگار، مي گويند علي و   معاويه!

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-192.aspx

 
 

  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385 نويسنده : گمنام |  

 

 

عاشورا و انقلاب عاشورایی

 
   

تاسوعا و عاشوراي حسيني هم اومد و رفت

من نتونستم چيزي بنويسم

لابد لياقت نداشتم. آخه از حسين(ع) نوشتن به اين آسوني كه نيست

دلم ميخواست بنويسم اما بايد چيزي مي نوشتم در شأن سالاركربلا. شوخي كه نيست ... كشتي نجات امته، سرور جوانان بهشته، شفيع روز محشره و در يه كلام حسينه. حسين (ع) زيباترين واژه هستي. البته دقيق نميدونم شايد علي، شايدم حسين ابن علي(ع).

ميخوام بگم: بگذريم! ولي نميشه. كربلا گذشتني نيست چون همه چيز ما حسين و كربلاست. اگه حسين نبود اسلام هم نبود و اگه زينب نبود حسيني هم نبود.

و از عباس. به قول بچه امروزيا: اند مرام و معرفت! اون ته ته رفاقتو كه نيگا كني يه عباسو مي بيني تك و تنها بي يار و ياور با نداي يا اخا ادرك اخا!

علي اكبر، يل بي مثل پيمبر سيرت و پيمبر صورت.

علي اصغر تشنه لب كه براي هميشه تاريخ كوفيان رو روسياه نمود. راستي ميدونيد چرا مردم عراق يه روز خوش به چشم نمي بينن؟ تا حالا بهش فكر كردين؟ ميدونين نفرين آل الله اگه قومي رو بگيره چي ميشه؟ امان از دل زينب(س)

بياييد كاري كنيم قلب امام زمان(عج) رو نشكنيم. به خدا ميدونم اماممون خيلي مهربونه. دلش نمياد جز دعاي خير در حق شيعه ها دعاي ديگه اي داشته باشه ولي خجالت هم خوب چيزيه...

به بدحجابا كه برسي بپرسي چرا قلب زهرا(س) رو، قلب عزيز زهرا(عج) رو خون ميكني ميدوني چي جواب ميده؟ تا حالا پرسيدي بدوني جوابش چيه؟ حالا وقت كردي بپرس و بشنو جوابش چيه؟ ولي خودتم يه خورده فكر كن...

دوس دارم يه جورايي پيوند عاشوراي حسيني و انقلاب خميني رو روشن كنم. البته روشن كه نه. ولي دو كلام حرف حساب بنويسم. ميخوام از مردي بنويسم كه فكر بلندي داشت به بلنداي خطبه زينب(س) به امتداد خط سرخ حسين(ع) به پشتوانه مرام عباس(ع).

اون روزا كه ما نبوديم ولي شنيديم و خونديم و تو جعبه جادو خيلي چيزا رو ديديم. از بوسيدن دست زن آمريكايي توسط مرد اول مملكت تا بي حجابي و بي عفتي زن و خواهر اون مرد تا كشت و كشتار مردم!

همه اينا رو مي دونيم واسه اينه كه وقتي رهبر انقلاب رو تو صفحه تلويزيون مي بيني اون ته ته دلت ميگي خدا حفظش كنه. خدا اين سيدو برا مردم نگه داره و وقتي ميري تو حسينيه پاي حرفاش ميشيني ديوونه ميشي. اگه تا حالا ديوونش نشدي مال اينه كه نرفتي ببينيش. وقتي اشك شوق رو گونه هات ميشينه بدون اينه خودت بخواي، معناي عشق برات تفسير ميشه. ميفهمي اين مرد خداييه نه زميني. مي فهمي هر چي تا حالا از خوبيش گفتن همه اش درسته. هر چي از بدي گفتن همه اش دروغه. دروغ جاهلانه يا مغرضانه.

نميدونم شما اسم اينو چي ميذارين: يه روز كه آنلاين بودم يه بنده خدايي از اد ليست صد و چهل پنجاه نفره ام يه پيامي برام فرستاد. نوشت: راسته حال آقا خرابه. راديو اسرائيل گفته تو بيمارستان قلب بستريه و كارش تمومه. گفت: خدايش من آدم مذهبي و انقلابي اي نيستم ولي خداوكيلي دعا مي كنم خدا اين سيد رو از ما نگيره! به جون همه خوبياي عالم نه ميخوام نقش بازي كنم نه ميخوام الكي خودشيريني كنم اينا رو كه گفتم عين چيزايي بود كه اتفاق افتاد.

حالا اونايي كه فدايي رهبرن من فداي همشون. اونا رو بي خيال ولي خداوكيلي ته دل بقيه كه ظاهراً از انقلاب و رهبر خوششون نمياد چي ميگذره؟ اون ته دلشون يه نداي ناخواسته نميگه خدا حفظش كنه. پناه ايرانه، پناه اسلامه؟!!

ميخواستم از امام بنويسم ولي حرفام عوض شد. البته حرف همونه. امام و آقا نداره دوتاشون سيد حسينين و با عمامه پيمبر ميشناسيمشون. حرف دوتاشون يكيه. نميخوام بگم انقلاب ما آخر انقلاباست. هيچ كم و كاستي نداره. نميخوام بگم با اومدن اين انقلاب مشكلات مردم همه اش حل شد ولي تا حالا فكر كردين اگه انقلاب نميشد حال و روز ما چي ميشد؟ بيني و بين الله فرض كن با بودن شاه رفاه و آسايش هم داشتيم كه نداشتيم! ولي همچو آسايشي به ذليل شدنش در مقابل يه مشت يهودي و مسيحي مي ارزيد. مي ارزيد سگ آمريكايي از رجل ايراني ارزشش بيشتر باشه و ما تو رفاه باشيم؟

من كه ميگم اگه ما شعار حسين ابن علي(ع) رو قبول داريم كه « اگر دين نداريد لااقل آزادمرد باشيد » با نوكر آمريكا شدن منافات داره.

نميدونم شما چي ميگين؟ 

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-190.aspx

 
 

  جمعه بیستم بهمن 1385 نويسنده : گمنام |  

 

 

نماز

 
   

ديدن ميانسال مرد چوپاني كه در دشت، كنار گله خويش، مشغول اداي نماز و راز و نياز با معبود خويش است شما را ياد چه چيزي مي اندازد؟ براستي آيا سراينده اين شعر توانسته كراهت نخواندن نماز را بيان كند يا نه؟

شيطان هزار مرتبه بهتر ز بي نماز

او سجده بر آدم و اين بر خدا نكرد!

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-184.aspx

 
 

  جمعه بیست و چهارم آذر 1385 نويسنده : گمنام |  

 

 

یه مشت خبر جدید

 
   

به نام خدای عاشقای اباالفضل (ع)

 

اول از همه عذر منو بابت تاخير زياد در بروز رساني سايت ببخشيد

دوم يه سر رفتيم اون ور آب جاي همتون خالي بود. ما كه ياد شما بوديم شما رو نميدونم ?

چه حالي ميده وقتي جلو ايوان طلاي آقا اميرالمؤمنين وايسي برا خداحافظي و بگي : يا علي(ع)!

شيعه اون وقتا مي فهمه يا علي(ع) يعني چي. با تمام وجود حس مي كني كه علي(ع) يعني چي؟ يعني كي؟

ان شاء الله که نصیب همه عاشقا بشه برن پابوس.

 

و اما حرفاي بد بد :

يكي هم بحث مربوط به انتخابات شوراها و خبرگان رهبريه. كار جالبي كه امسال تو شهر ما انجام شد اين بود كه ظاهراً تو 150 نقطه مختلف شهر با داربست فلزي و بنر بزرگ اسامي كانديداها (اكثرشون نه همه) رو بغل هم گذاشته بودن و چسپوندن كاغذ رو ديوار رو هم ممنوع كرده بودن. جالب اينجا بود كه از حضرات چك تضميني گرفته بودند كه اگه كسي تخطي كرد باهاش نقدي حساب كنن.

ولي يه جاي كارو بازم خراب كرده بودن اونم اينكه ليست شعبه هاي اخذ راي سطح شهر رو بازم مثل گذشته رو ديواراي شهر چسپونده بودن ( يك بر يك به نفع هيچ كدوم )

مطلب بعدي هم مربوط به كتك كاري رييس يكي از دانشگاههاي ايلام بود كه با شكستگي استخوان همراه بود. اميدوارم دفعه ديگه كسي از اين آقايون برا خانوما شاخ و شونه نكشه كه گرفتار داداشاشون هم نشن!

 

 

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-182.aspx

 
 

  جمعه هفدهم آذر 1385 نويسنده : گمنام |  

 

 

سفری در پیش است...

 
    به نام نامي عشق آفرين

هستي ما هست به پايت حسين ع
مستي ما مست ز نامـت حسين ع
من گمـنام بخنــدم به شـهي كــه
ديــده ما بسـت به راهـت حسين ع

شنيدم به دل جان كه مرا نيك شبي اذن بدادند
بانگ سفر بر من مسكين به ره مانده بخواندند
آن يار به نرمي به من مست به شبهاي محرم بگفتا
هنگام سفر چون شده بار سفر خويش ببايد كه ببندند

...

و خلاصه کلام اینکه عجالتاْ ما رو حلال بفرمایید. هر خوبی بدی از ما دیدین یا شنیدین.

شاید دیگه برنگشتیم. خدا رو چه دیدی؟ شاید همین فردا پس فردا بازم سر و کله ام پیدا شد...

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-181.aspx

 
 

  سه شنبه هفتم آذر 1385 نويسنده : گمنام |  

 

 

تقديم به هستي هستي

 
    

ای همه هستیت خرج خریدار عشق

وصف جمال مهت مرهم بیمار عشق

گر نبود صورتت محو به دیوار عشق

عالم و آدم شوند جمله عزادار عشق

...

و او خواهد آمد!

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-178.aspx

 
 

  پنجشنبه هجدهم آبان 1385 نويسنده : گمنام |  

 

 

صدام چاره ای جز خودکشی ندارد!

 
   
نمیدونم جمله عنوان رو می شناسین یا نه؟ اصلاْ شاید من بد نوشته باشم ولی به هر حال...

روزی روزگاری تو این میهن یه پیرمرد سیدی بود که بچه ها بهش میگفتن پیرجماران. بعضیا میگفتن امام و بعضیا هم بابا صداش میکردن.

 

تو همون دوران تو یه کشور دیگه یه دیو بود بهش میگفتن صدام یا سردار قادسیه یا چه میدونم شایدم ابن الحیدر!

 

اما امام ما رفت و این جمله اش یادگار موند که : صدام چاره ای جز خودکشی ندارد!

 

و اکنون کم کم به معنای حرف اون پیرجمارانی می رسیم. گر چه از حرف تا عمل خیلی فاصله است ولی پیر و مراد ما الکی حرفی نزد که این دومیش باشه.

 

پس ما مریدای اون پیرجمارانی منتظر اون روزیم که بشنویم دیوشیطان صفت خودکشی کرده و اون روز خواهد آمد!

 

-------------------------

 

یه نکته هم راجع به پست قبلیم بگم. پستی که یه روز بیشتر نذاشتمش و برا اولین بار تو حیات نزدیک به ۲ ساله این وبلاگ اتفاق افتاد. اونم پاک کردن یه پست بود.

 

وقتی نظر یه خوننده محترم به نام «الف - ش» رو دیدم : «متاسفانه نشر این موضوع گناه کبیره است و همچنین خدا در قرآن گفته وقتی خبری در این مورد گرفتید بگویید شاهد بیاورید و در جایی گفته که در کار دیگران تجسس نکنید»

 

میشه گفت یه جورایی ترس ورم داشت. به هر حال اون پستو پاک کردم. هر کی خوند نوش جونش هر کی هم نخوند خوش به حالش.

 

-------------------------------------

 

خدا رو شاکرم که همیشه کسایی هستن که کار   فذکر   رو انجام بدن. من از همشون ممنونم.

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-177.aspx

 
 

  دوشنبه پانزدهم آبان 1385 نويسنده : گمنام |  

 

 

نوشتنم را توان نبوَد

 
    چه توان نوشت كه مرا توان نوشتني نيست...
آخر تا كي انتظار ؟
تا كي ..........
 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-175.aspx

 
 

  پنجشنبه یازدهم آبان 1385 نويسنده : گمنام |  

 

 

عید فطر مبارکتان باد

 
   

تفالي در شب ميمون عيد فطر بر ديوان حضرت خواجه همي زدم، چنين جوابي بشنيدم كه مرا بسي مسرت بخش خبري بود.

با تبريك اين عيد عزيز خدمت همه روزه داران عزيز اين ماه مبارك، متن غزل حضرتش كز روي نسخه قدسي تهيه بنمودم به محضر شما همرهان عرضه مي دارم.

قابل ذكر است كين غزل در ديگر ديوانها با اندك تغييراتي فقط در 8 بيت آورده شده است و آقاي قدسي در 13 بيت.

به هر حال اخبار خوشي برايم نويد فرموده اند كه براي شما نیز آرزومندشانم.

 

دوش وقت سـحر از غصه نجاتم دادند

 واندر آن ظلمت شب آب حياتـم دادنـد

 

 بي خود از شعشعه پرتو ذاتم کردند

 باده از جـام تجلی صـفاتــــــم دادند

 

 چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی

 آن شـب قـــــدر که ايــن تازه بـراتــم دادند

 

چون من از عشق رخش بيخود و حيران گشتم

خـبــــر از واقــعــه لات و منــــاتـــــم دادنـــــد

 

من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب

 مسـتحق بـودم و اين‌ها بـه زکاتــم دادنـد

 

بعد از اين روی من و آينه حسن نگار

 که در آن جا خبر از جلوه ذاتم دادند

 

اين همه شهد و شکر کز سخنم می‌ريزد

 اجـر صبريسـت کز آن شـــاخ نباتـم دادند

 

هاتف آن روز به من مژده اين دولت داد

 که بر آن جــور و جفا صبر و ثباتم دادند

 

كيميايي است عجب بندگي پير مغان

خـاك او گشتم و چندين درجاتم دادند

 

به حيات ابد آن روز رســــانيد مرا

خط آزادگي از حسن مماتم دادند

 

عاشق آن دم كه به دام سر زلف تو فتاد

گـفت كـــز بند غم و غصـه نجاتـم دادنــد

 

 همت پير مغان و نفس رندان بود

که ز بند غــــم ايـام نجاتـم دادنـد

 

شِكر شُكر به شكرانه بيفشان حافظ

كه نگــار خوش شيرين حركاتم دادنـد

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-174.aspx

 
 

  سه شنبه دوم آبان 1385 نويسنده : گمنام |  

 

 

پیامبر - دیوانه از جبران خلیل جبران

 
   

اخیراً کتاب «پیامبر - دیوانه» جبران خلیل جبران که اسفند پارسال گرفته بودم رو شروع کردم به خوندن. نکات ظریفی تو کتاب (تاحالاش) برخوردم که حیفم اومد از دوستام دریغ کنم :

 

  • محبت در همان لحظه که با شما صحبت می کند ، شما را به صلیب می کشد.
  • همیشه این طور است که ژرفای محبت تا ساعت فراق ناشناخته می ماند.
  • اگر کسی سزاوار هدیه زندگی است و شب و روزش را هدیه گرفته است، سزاوار هر چیزی از بخشش تو نیز هست.
  • بخشش به کسی که از تو می خواهد زیباست، ولی زیباترین آن است که به کسی ببخشی که از تو خواهش نمی کند و تو به نیازش واقفی.

*********************************

 

و اینم لینک خبری در مورد یکی از نماینده های ایلاممون :

http://www.rajanews.com/News/?2334

اینم عنوان خبر:

 پشت پرده استيضاح وزير جهادكشاورزي

و قسمتی از خبر :

اين مقام آگاه همچنين در تشريح انگيزه «داريوش ق» كه وي نيز ماهها به دنبال استيضاح وزير جهادكشاورزي است، تأكيد كرد: اين فرد در انتخابات مياندوره اي به مجلس راه يافت و تلاش زيادي براي مطرح كردن نام و فعال نشان دادن خود از طريق مصاحبه هايي كه در آن دولت را ناكارآمد نشان دهد، دارد. ق كه تقريباً همزمان با روي كارآمدن دولت به مجلس راه يافت فشار زيادي به وزير جهادكشاورزي براي انتصاب نزديكان خود به عنوان مديركل جهادكشاورزي چند شهرستان استان ايلام وارد كرد كه پس از ناكامي در اين زمينه، وي از ابتداي سال جاري پيگير استيضاح وزير مي باشد و دليل استيضاح خود را نيز انتصابات جناحي وزير عنوان مي كند!

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-173.aspx

 
 

  یکشنبه سی ام مهر 1385 نويسنده : گمنام |  

 

 

مسافر

 
   

مدتی است که چشم انتظار بانگ رحیل سفرم و در این انتظار، سفری دیگر را به انتظار نشسته ام؛ شوق دیدار جان جانان زیباست اما تلخی انتظار جز با شربت نوشین وصل، به حلاوت نمی رسد.

باشد که این سفر، همان سفری باشد که زمینه ساز هجرت از من تا اویم باشد.

ارباب نینوانشینم هم چون من منتظر است؛ منتظر است قدمی نیک بردارم که برات سفرم را امضاء کند.

می دانم که رهرو وادی عشق را عزمی باید و توفیقی؛ عزم من هنوز چندان آبدیده و پولادین نشده است که ظلمت عدم توفیقم را گردن زند.

و من حیران ...

محتاج ترم از همیشه به دعای نیک دوستان.

راستی بیایید عهدی ببندیم: روانه سفرم کنید تا در منزلگه عشق، یادتان در خاطرم، زبانم را به عرض ادب و ارادتتان گویا سازد.

هر چند می دانم سد سفرم، بار گناهانی است که هر روز بر انبوهشان افزون می کنم اما ...

دعایم کنید که اللهم العن قتلة امیرالمؤمنین این شبهایم با اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد حرم بهشتیش گره خورد.

نمی دانم کدامین عاشقتان طعم اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد صحن ملائک نشین ارباب را چشیده است؟ اما خوشا به حال آنان که همیشه زندگی، قلبشان حرم یار است و ذکر لبشان التماس حیات و ممات علی و آل علی (ع).

و اکنون بشنوید ندای آسمانی بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را

که از فراز آسمان در لیالی قدر

متبرک به خون امیر ارض و سماء گردیده است

 و بخوانید ندای

اللهم ارزقنی زیارة الـحسین فی الدنیا و الآخره و ارزقنی شفاعته فی الدنیا و الآخره و عند الموت و فی قبری و عند الحساب.

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-171.aspx

 
 

  پنجشنبه بیستم مهر 1385 نويسنده : گمنام |  

 

 

فلسفه روزه

 
    دوستی می گفت ظریفی همشهری در باب فلسفه روزه چنین فرموده اند:

مگر نه این است که خداوند روزه را بر اغنیا واجب فرمود تا ایشان به یاد فقرا باشند، حال بفرمایید بر گردن ما فقرا چگونه روزه ای خواهد بود، جز اینکه خدای رحمان با دیدن روزه ما بیچارگان به حال ما می خندد!.  :)

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-167.aspx

 
 

  جمعه هفتم مهر 1385 نويسنده : گمنام |  

 

 

بروتوث تو هم!

 
    مدتی پیش (شنبه ۳ دی ماه ۸۴) نشریه استانی طنین غرب مقاله ای در نقد یکی از مدیران سیاسی استان نوشته بود که چند روز پیش که بطور اتفاقی مجدداْ بهش برخوردم خیلی خاطرات برام زنده شد.

یه جای مقاله نویسنده این شخصیت رو با یکی از سرداران ازمنه قدیم مقایسه می کنه که از نزدیکترین دوستش بنام بروتوث خنجر می خوره و اونجاس که فریاد می زنه : «بروتوث تو هم!»

این جمله منو یاد یه سری چیزا میندازه که اگه عمری بود و تونستیم بطور مفصل در مورد مطلب خواهیم نوشت. ان شاءالله.

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-161.aspx

 
 

  جمعه دهم شهریور 1385 نويسنده : گمنام |  

 

 

و طبيعت مال همه ماست، پس طبيب زخمش باشيم!

 
   

شايد بهار دل انگيز، زيباترين هديه خداوند و طبيعت به انسان باشد. كوه ها و دره هاي سرسبز ايلام، گوشه اي از زيبايي هاي رشته كوه زاگرس است كه عروس زاگرس لقب گرفته است. گرچه همه كوههاي اطراف ايلام زيبا و فرح بخشند، اما هر جا چشمه اي از دل خاك، با مهرباني بي مثال، آب گواراي خود را نثار مهمانان طبيعت مي كند، زياييش دوچندان مي شود و همين امر باعث جذب بيشتر مشتاقان اين دامن سرسبز مي كند. سه چل، هانيوان، اماراو(عماراو)، سيوان، وزميل و ... اسامي آشناي كوهنوردان ايلاميست. با حدود يك ساعت پياده روي مي توان مهمان اولين چشمه شمال شهر ايلام شد. و ديگر چشمه ها هم با فواصلي نه چندان دور، پذيراي مهمانان خود هستند. اما در كنار اين همه زيبايي دل انگيز، گاهي صحنه هاي زشت ناراحت كننده اي احساس شادي را از انسان مي گيرد. آلودگي طبيعت! آري همان معزل هميشگي كه هنوز دوايي بر دردش نگذاشته اند. چون طبيبي برايش پيدا نكرده اند. چون طبيب او نه يك نفر كه همه اند. هر كوهنوردي مي تواند طبيب مهرباني براي طبيعت باشد. جاي جاي آغوش باز طبيعت، با حجم زباله هاي رنگارنگ! آلوده شده و اين زخم ها را كسي جز همين مشتاقان طبيعت بر پيكره اش وارد نساخته اند و كسي بهتر از خودشان طبيب آنها نيست. گر چه برخي زباله ها صدها سال طول مي كشد تا در فرايند چرخه بازيافت به طبيعت برگردند اما اين دليل نمي شود كه آنها را رها كنيم. دوستي دارم كه سالها قبل از او ياد گرفتم كه با ته مانده آتش و زغال خود، زباله هاي غيرخوردني را از بين ببرم. گرچه با اين كار اين مواد تجزيه نمي شوند اما لااقل حسنش اين است كه اولاً صحنه زشتي از خود به جاي نمي گذاريم. دوماً حجم آلودگي ظاهري محيط را بسيار بسيار كمتر مي كنيم. چه نيكوست كه همه دوستداران طبيعت، اگر تمايل به بازگرداندن زباله ها به شهر را ندارند،‌ با اقدامات مشابه، انبوه بطري هاي پلاستيكي و مانند آن را با ذوب نمودن در ته مانده آتش، به حداقل ميزان برسانند. حيف است مهرباني طبيعت را با نامهرباني پاسخ دهيم.

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-131.aspx

 
 

  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385 نويسنده : گمنام |  

 

 

منم یه سالم شد. تبریک نمیگی؟

 
   

يه سال گذشت ...

به سرعت برق و باد. به سرعت گذران عمر...

يك سال پيش همچي روزي بود كه تصميم گرفتم وبلاگاي نصفه نيمه رو رها كنم و بصورت جدي وب نويسي كنم. تو اين مدت به خيلي چيزا رسيدم. خيلي تجربه ها كسب كردم و خيلي درسا آموختم.

دنياي وب دنياي مجازي اي هست ولي در عين حال آداب و رفتار خاص خودشو مي طلبه. مطالبي كه من اينجا نوشتم مسئوليت همشون پاي خودمه گرچه از اسم وبلاگ معلومه كه هدف از اين نوشتار چيه ولي خوب ديگه گاهي وقتا ناملايماتي هم وجود داره. بعضيا از نوشته هام خوششون نيومده، خيلي محترمانه تذكر دادن، راهنمايي و اظهار لطف كردن، معدود افرادي هم بودن كه با الفاظ ناشايست ...

بعضيا PM هايي برا آشنايي ميدن كه معمولا برا دفعه اول رد نميشن ولي بعداً ...

اين چيزا نمك وب نويسيه، لطف دنياي مجازي به همين چيزاست. درسته من از توهين و بي ادبي بسيار متنفرم ولي به قول معروف : « ما مسئول گفتار و رفتار خودمان در مقابل ديگرانيم، نه مسئول رفتار ديگران  با ما

برخورداي نامناسب سايرين ميتونه دلايل مختلفي داشته باشه كه نميخوام الان چيزي در موردش بنويسم ...

و اما طرف شيرين مسأله؛ اظهار لطف هاي هميشگي دوستان آشنا و ناآشناست كه هميشه منو مورد لطف و محبتشون قرار دادن. حتي بعضي دوستا كه خارج از كشور مي شينين ولي قلبشون تو ايرانه و به عشق ديارشون زنده اند، از اين قاعده مستثنا نيستن.

بعضي وقتا يا فرصت نيست ويا درگيري هاي ذهني اجازه نميده كه آدم مطلب باب ميل خود و مخاطبينشو بنويسه، لذا به سطوري كوتاه و شايد كم ارزش قناعت مي كنه، اما لطف دوستان همچنان مستدامه.

تا حالا خيليا ازم خواستن خودمو معرفي كنم، جنسيتمو بگم، سن و سالم، سوادم و ... اما من به خيليا جواب ندادم. خوب اينم يه جور برخورده تو دنياي مجازي ( وحتي دنياي واقعيه)، اميدوارم اين رفتارم كسي رو ناراحت نكنه.

من معمولا به دوستا ميگم كه از اين سوال ASL? بدم مياد. بايد كي رو ببينم؟؟؟ كسايي كه تو اين تارعنكبوتي! دنبال دوست مي گردن بهتره دنبال فكر و ايده بگردن نه شخص و قيافه. البته اين نظر شخصي منه شايد خيليا مخالف باشن كه نظر اونا هم برام محترمه. بعضيا دنبال علم و آگاهين، بعضيا فقط يه همدم ميخوان كه از تنهايي درشون بياره، بعضيا نيات ديگه دارن و ... كنار اومدن با همه اينا چندان راحت نيست. صبر ميخواد و حوصله كه گاهي وقتا من ندارم ( L ) .

يه گلگي ويژه هم از دوستاي هم استاني دارم. بارها اعلام كردن كه آدرس وبشون رو برام بفرستن ميخوام تو سايت قرار بدم. (بد قولي من در مورد آماده شدن سايت رو ببخشيد، مشغله است ديگه، هنوز آماده نشده).

يا خواستم كه مطالب، مشكلات استان، انتقادات، پيشنهادات و ... رو برام Mail كنند ولي جز دوستان معدودي، اين اطهار لطفا رو نمي بينم.

به هر حال منم مثل هم استانيام دلم برا اين استان و به عشق اين استان مي طپه، من نميخوام مثل يعضيا اداي ناسيوناليستي كردستان بزرگ خواهي رو در بيارم. چون با اطلاعاتي كه دارم اين شعارا رو دروغ و فريبي بيش نميدونم. همونايي كه تو چنگوله و خيلي جاهاي ديگه استان ( در زمان جنگ)، با بريدن گوش مردم استان و رزمنده هامون، به ارباباشون خوش خدمتي ميكردن و جايزه مي گرفتن حالا اومدن براي ما شعار كردستان بزرگ سر مي دن.

نه آقا جون ما به ايلام عزيز، به كرد بودن، به خاطر فرهنگ و آداب خودمون عشق مي ورزيم و ايلام را به خاطر ايلام بودن دوست داريم نه به خاطر وطن فروشاي نامرد!

اين دسيسه ها ديگه كهنه شده و به درد ما نميخوره. پيشرفت استان نيازمند همكاري و همدلي و تلاش و تلاش و تلاش ماست. ديگران برا ما دلسوز نيستند. من ايمان دارم كه ايلام رو فقط ايلامي ميتونه بسازه و آباد كنه و به پيشرفت برسونه.

اميدوارم روزي بياد كه ما هم مانند استاناي برخوردار صاحب سخن باشيم. چه در عرصه هاي علمي و چه سياسي. اميدوارم روزي شاهد برچيده شدن ظلم و تبعیض و ناعدالتي باشيم. روزي رو ببينيم كه هيچ جوان ايلامي بيكار نباشه و روزي كه دفاتر كميته امداد رو به دليل عدم نياز از سطح استان جمع كنند.

از اينكه اين همه نوشته رو با صبر و عنايت مطالعه كردين از هموتون ممنونم. باشد كه :

 

                «دست در دست هم دهيم به مهر ميهن خويش را كنيم آباد»

 

                                              يه ايلامي گمنام از ديار ايلام گمنام

                                                              التماس  دعا

                                                                  يا علي

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-102.aspx

 
 

  سه شنبه بیستم دی 1384 نويسنده : گمنام |  

 

 

بابا نماينده! (از فوايد SMS)

 
   

مدتي بود كه با يكي از حضرات وكلاي مردم تو مجلس شوراي اسلامي كار داشتم ولي متاسفانه ظاهراً بدليل اينكه با شماره تلفنم آشنا نبودند حاضر به پاسخگويي (ورداشتن) تلفن نبودن. تا اينكه به ذهنم رسيد براشون يه SMS بفرستم بلكه از اين توفيق ناخواسته بهره مند بشن.

القصه، SMS يا همون پيام كوتاه حقير بهشون رسيد و ايشون مرحمت فرموده بهم زنگ زدند. خداوند سازندگان اين پيام كوتاه را غريق رحمت فرموده و با وكلاي مردم محشورشان فرمايد .             آمين

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-94.aspx

 
 

  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384 نويسنده : گمنام |  

 

 

دوستان آزاد

 
    سلام به همه دوستان گلم!

امروز یکی از دوستای اینترنتی یاهام حرف میزد. یه جورایی حرف زد که خوشم نیومد.

خانم پارسه لطف کنن به ایشون بگن دیگه اینجوری حرف نزنن، خوب نیست یه همشهری اینجوری با آدم حرف بزنه!

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-83.aspx

 
 

  شنبه بیست و یکم آبان 1384 نويسنده : گمنام |  

 

 

دفاع از دانش هسته اي ايران

 
   

چو ايران نباشد تن من مباد!

دوستان عزيز سلام

از همه شما دعوت مي كنم تا با ورود به سايت persianpetition و ثبت نظر خود، نسبت به دفاع از حق ايران در داشتن دانش هسته اي و محكوم نمودن كشورهايي كه با ما مخالفند، اقدام نماييد. هر نظر شما راي مثبتي در دفاع از ميهن عزيزمان است.

لینک صفحه مربوط به اعتراض ملی :

http://www.persianpetition.com/sign.aspx?id=7c8405b9-03ed-4695-9d46-bd7c49cba830

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-74.aspx

 
 

  جمعه یکم مهر 1384 نويسنده : گمنام |  

 

 

وبلاگ جديد

 
   

به نام خدا و با سلام به همه دوستان عزيز كه هميشه ما را با نظرات و انتقادات خود مورد لطف قرار مي  دهند
بنابر آنچه قبلا قول دادم وبلاگ جديدم با نام «منشور عاشقي» آماده استفاده دوستان شده است.
شما عزيزان را به بازديد از وبلاگ دعوت مي كنم
http://www.Horia.Blogfa.com

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-68.aspx

 
 

  شنبه هشتم مرداد 1384 نويسنده : گمنام |  

 

 

گفتم ولی باور نکردی

 
   

گفتم كه اره!

مي خواستم درد دلامو - منظور اوناييه كه هيچ دكتري تا حالا نتونسته يه تجويز خوب براشون داشته باشه- تو اين وبلاگ بنويسم ولي چون خلاف هدف ايجاد وبلاگ بود ازش صرف نظر كردم. ان شاء الله بزودي يه وبلاگ ديگه راه ميندازم ولي فقط برا دلم نه شهر عزيزم

نظرتون چيه بتون بگم لطفا منتظر بمونيد؟

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-65.aspx

 
 

  جمعه بیست و چهارم تیر 1384 نويسنده : گمنام |  

 

 

امان از ياران بي وفا

 
   

منم آره!

مي گن: "خوبرويان دو جهان رحم ندارد دلشان!" نظر شما چيه؟

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-64.aspx

 
 

  پنجشنبه بیست و سوم تیر 1384 نويسنده : گمنام |  

 

 

عروج روحاني

 
   

استاد حاج رحيم مؤذن زاده 80 ساله كه اذان دلنشين سبك بياتش سالهاست كه دلهاي عاشقان قرب الهي را نوازش مي كند عاقبت نداي حق را لبيك گفته و به سراي باقي شتافت.
صداي ماندگارش براي هميشه طنين انداز مأذنه هاي عشق خواهد بود. ياد و خاطره اش گرامي باد

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-52.aspx

 
 

  پنجشنبه پنجم خرداد 1384 نويسنده : گمنام |  

 
 

.: عناوين 20 مطلب اخير :.

مصلای شهر ایلام!
هفت خوان رستم!
خون دلها خورده ايم
يه مترجم رايگان و با حال
سلام بر مولاي مؤمنان
ف مثل فرهنگ
خجسته باد این بزرگ عید آل علی(ع)
اين همه برادر !
اندر حكايت اعتكاف ايلاميان در مسجد جامع شهر
يادت نرود بي بي جان
یکی دیگر از افتخارات آقای میرحسین موسوی !!
موسوي! راهي كه مي روي به ناكجاآباديست
جوابيه اي براي دوستان
الگوی ریا و دروغ در ایران کیست؟
وين سر شوريده باز آید به سامان غم مخور
عروج مردي تا خدا
مقصر كيست؟
شهادت قسمت ما مي شد اي كاش ...
عيدتون مبارك
نوستر داموس و آينده جهان

 

 
 

.: درباره وبلاگ :.

مي نويسم چون نوشتن را وظيفه خودم مي دانم. نوشته هايم گاهي تلخ و گاهي شيرين اند، اما هدفم خنداندن يا گرياندن كسي نيست. ياري خداوند و علاقه ام به شهرمظلومم پشتوانه كارم است و نظرات و مطالب شما نيز هم!

.: پيوندهاي روزانه :.

.: پيوندهاي دوستان :.

ايلام، سرزمين ناشناخته ها
دفتر مشق
سرزمين كوهستان
يادداشتهاي الكترونيك من
موسسه شهيد تدين
غريبه اي در مه
بهتر ببين
محبان علي بن ابيطالب(ع) ايلام
راز مقبره
مشترك مورد نظر
نقطه سر خط
كيميا
يادداشت من
شركت فني مهندسي پارس كليك
شاهورديخان
شعر نو
سورنا
تارستگاری فقط یک کلیک
دیدنیهای استان ایلام عروس زاگرس
فيزيك مدرن
اوقات شرعي همه استانها
وضعيت جوي هواي استان ايلام
هويزه : کربلاي ايران
ایلام حساب
محبان مهدی (عج) دهلران
دوكوهه
فرهنگ
دهلران امروز
جامعه شناس ايلامي
دانلود فيلم از سايت youtube.com
پخش كننده فايلهاي فلش (FLV)
سايت دانلود آپديت هاي ويروس كش مكافي 1
سايت دانلود آپديت هاي ويروس كش مكافي 2
سايت دانلود آپديت هاي ويروس كش مكافي 3 - جديد
آپديت آنتی ویروس مک آفی
یادداشت های یک نسل سومی
ايلام حقوق
یادداشت های شخصی محمود احمدی نژاد
دره شهر
فرهنگ عشاق
تلاطم
جنبش دعوت از احمدي نژاد
حضرت ولی عصر(عج)
طنز استان ايلام
باز باران با ترانه ...
 

 

Copyright © 2006 All Rights Reserved by ilamcity.Blogfa.com