تبليغاتX
شهر مظلومم ایلام تو را من دوست می دارم
  

ار خسرو بووم ده س وه جامه وه ..................... اروام گل مه خوه و ایلامه وه

 
 

.: فهرست اصلي  :.

.: آرشيو موضوعي  :.

.: آرشيو مطالب :.

.: نويسندگان :.

.: كدهاي جانبي :.

Map IP Address

.: طراح قالب :.

Gomnam
Powered By
BLOGFA.COM

 

 

نامه ای به حضرت مسیح(ع)

 
   

دوست عزيزي از ما خواستن كه متن زير رو توي وبلاگ قرار بديم. قسمتي از متن رو اينجا آورديم اگه باب ميل بود بقيه مطلب رو وبلاگ خود ايشون بخونيد



جناب عیسی سلام بر شما روزی که متولد شدید و روزی که عروج یافتید و روزی که دوباره بازخواهید گشت!

خوب لابد می پرسید چرا به من نامه نوشته ای؟!و شاید از نام و نشانم بپرسید؟

هدفم از نگارش از این نامه نه آشنایی دادن است ونه مدح وستایش!

 

از همین حوالی می گذشتیم که دوستی تعارف فرمود وما به خدمتتان با پای قلم شرفیاب شدیم،دوستمان دم در گفتند که حالا که خدمت عیسی بن مریم(ع) شرفیاب می شوی گله ای هم از پیروانش بکن که اینگونه به ناحق رسول ما را مورد هجمه قرار داده اند!

ولی خوب من که از این حرفها ادامه مطلب

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-255.aspx

 
 

  شنبه هفدهم فروردین 1387 نويسنده : گمنام |  

 

 

صلح جهانی دوم!

 
   
 
 

 

 

امروزه اگر مدت کوتاهی در کتابفروشی ها و یا نمایشگاههای کتاب، به لیست کتاب های موجود بنگریم،دائما به چنین واژه هایی برخود خواهیم کرد: جهانی شدن و نیاز بشریّت، ما از جهانی شدن چه می خواهیم؟،جهانی شدن به روش ساده! صلح حقیقی، از جنگ تا صلح، روشهای وصول به صلح برای مبتدیان!و...

 

که البته بعید نیست اگر در آینده ای نزدیک به کتابهایی با چنین عناوینی نیز برخورد نمائیم:صلح را در یخچال خود بجویید! ، چه کسی صلح مرا جابجا کرد؟! پول از شما،صلح از ما! و...

 

سوالی که در اینجا پیش می آید و احتمالا کمتر مورد توجه نظریه پردازان قرار گرفته است،همانا چگونگی تعریف "صلح" از واژه تا عمل می باشد. آیا فی الحقیقه آن صلحی که در قالب داستان ها و یا در بطن کتاب های علمی متعدّدی از آن سخن می رود، نمود واقعی همان آرزوهای دیرین بشریست؟ 

 

به اعتقاد بنده جهت بررسی چنین مفهومی و نحوهء پردازش آن و اشاعهء معقول آن در جریانات واقعی زندگیمان،ذکر چند نکته ضروریست:

 

1- روح تاریخ ما را به صلح می کشاند:

 

طبعاً بسیاری از جریانات تاریخی علاوه بر آنکه ممکن است حوزه هایی را در ذهن بشر تسخیر نموده باشند،ولیکن دارای رشد طبیعی غیر قابل اجتناب نیز بوده اند، به بیانی دیگر بسیاری از وقایع تاریخی نه از آن حیث که چون محصول تفکّر و خواستهء بشری بوده اند ایجاد گشته اند،که به دلیل شرایط و مقتضیّات موجود، متولّد شده اند و چونان رشد نموده اند که بشر در پس قرنها تفکر و اندیشه،هنوز از بیان فلسفهء چگونگی ایجاد آنها عاجز است.

 

کهربای صلح عالم را نیز می توان یکی از آن نیازهای طبیعی موجود بشر تلقّی نمود که ما را چون ذرات آهن کوچکی سوی خود کشیده و لحظه به لحظه، سیطره اش بر ما افزون می گردد،گویی ما انسانها را خواه ناخواه اسیر خود خواهد نمود، بی آنکه بتوان ارادهء محکمی جهت تقابل با آن یافت.

 

2- نیاز بشر ما را به صلح می کشاند:

 

قطعا کم یاب اند کسانی که مادرزاد جنگجو و یا قاتل باشند. اما مطمئنا بسیارند کسانی که بنا به عللی جاهل و نادان باقی مانده اند. در حقیقت آنانکه نادانند، در انتخاب راه صحیح و توسّل به عقلی سلیم عاجز خواهند ماند، لیکن در چنین شرایطی فرد نمی تواند آنچنان که باید بین نیک و بد تمییز قائل شود. پس نمی داند که اصلا راه کجاست و هدف چیست، پس نیک و بدش ارزانی شما! در چنین شرایطی و در حالی که می دانیم که عدّه ای نادانسته، اسیر ندانم کاریهای خویش می گردند، شروع جامعه ستیزی،امری طبیعی تلقی گشته و امکان وقوع جنگ محتمل به نظر می رسد. طبعا بشر به بلوغ نرسیده،چونان کودکی که زشت را زیبا می پندارد، به سوی زشتی ها و از جمله جنگ حرکت خواهد کرد. وقوع جنگهای مشهور تاریخی،همه و همه یک نقطهء اشتراک مشخصی داشته اند وآن طبیعت و خواستهء روح زمان آن دوران بوده است. آیا این که قبایل بسیاری در عربستان 1500 سال پیش بر سر یک شتر به جنگ و خونریزی پرداخته اند، باید مایهء تعجّب ما انسانهای شتر ندیدهء امروزی گردد؟! همانگونه که اگر امروزه گروهی بی اجازه، به داخل مرزهای کشوری وارد گردد،می تواند آغاز گر جنگی تلقی گردد،آیا 1500 سال بعد به ما نخواهند خندید که چه انسانهای کم فهمی که به خاطر موضوعی کوچک ، جانهایی بسیار دادند؟!

 

پس قبول نمائیم که تمام آن اتفاقات(و یا اکثر آنها) باید به وقوع می پیوست تا اینک به جایی برسیم که نیاز درونی خود احساس نمائیم که برای بقا،لازم است صلح را، حتّی با جنگ بدست آوریم! توجّه نمائید که ما از هدف و نیّت آدمی بحث می کنیم و نه از ابزار و راههای وصول به آن.

 

ادامه دارد...

 

شاد باشید

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-213.aspx

 
 

  یکشنبه سی و یکم تیر 1386 نويسنده : گمنام |  

 

 

آیا براستی ظرفیت پذیرش حقیقت در استان ما اینقدر کم شده است؟

 
     

متن ارسالی آقای رزمگیر برای ایلام امروز:

ما به مرگ تهدید شده ایم اگر توفیق تهدید کنندگان حاصل وعمل خیرشان را به کمال انجام دادندو وبچه های ما یتیتم شدند خدائی دارند همین نزدیکی ها

ادامه مطلب را در سایت ایلام امروز مشاهده فرمایید:

http://www.ilamtoday.com/alam/show.asp?n=492

 

 به انديشيدن خطر مكن .
                                روزگار غريبي ست نازنين 
آن كه بر در مي كوبد شباهنگام
براي كشتن چراغ آمده است .
                               نور را در پستوي خانه نهان بايد كرد

 

هر چند اینا حرفای قشنگی نیستن، اما باید! باید می نوشتم.

 

 ****************************************************

راستی یه مطلب دیگه:

مدتیه با این آی پی:   217.219.144.7 كه مال مخابرات آذربايجان غربيه زياد به اين وبلاگ سرك مي كشن. نميدونم خبري كه اين غريب آشنا دنبالش مي گرده چي هست؟ بفرمان خودمون براشون مي فرستيم.

 

****************************************************

و يه مطلب ديگه :

به نظر شما چرا اعضاي دفتر تحكيم وحشت (وحدت سابق) نمیخواستن استخوانی شهدای گمنام تو دانشگاه شریف تهران حاک بشه؟؟ چرا حضرات با فرهنگ رئیس دانشگاه رو زیر کتک گرفتن؟

ای خاک بر سر هر کسی که از شهید و شهادت بیزار شده!

 

یاد شعری افتادم که مداح محبوب ایلامیا، آقای اسلام میرزایی میخونه:

 

فرش راه خود نموديم خون ياران خميني

تشنه لب جان داده رفتن  جان فدايان حسيني

شهر ما ديگر ندارد بوي آويني و همت

جاي آنها كاخهاي بي شهيدان گشته رويت

يا حسين(ع) و يا ابالفضل(ع)

بوي آزادي غربي مي گزد دست و قلم را

آمده دشمن بگيرد روضه و اشك و علم را

اي حسيني ديده وا كن لشكر شيطان رسيده

آمده دشمن بگيره از من و تو اشك ديده

يا حسين(ع) و يا ابالفضل(ع)

 

 

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-123.aspx

 
 

  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384 نويسنده : گمنام |  

 

 

غربت ایلام (4) ...

 
    ادامه مطلب قبلی :

جريان لمپنيزم كه مانكن فرهنگ غير ايلامي بود به نقش محوري خوددر به آشوب كشاندن شهر ايلام در پي جلوگيري مردم از ورود بني صدر در سال 60 و حمله به حوزه علميه صاحب الامر و ساز و دهل زدن بر پله هاي مسجد جامع در سال 80 امروز نيز نقش پياده نظام شبهه روشنفكري در برخي مراكز آموزش عالي و عناصر نفوذي پ.ك.ك را ايفا مي كند ،با اين تفاوت كه در حد فاصل سالهاي 57 تا 60 كه در آن سالها به جاي ضلع شبه روشنفكري  جريان نفاق قرار داشت و اين ضلع براي مردم جرياني شناخته شده بود.

امروز جريان شبه روشنفكري با ائتلاف با پان كرديسم خارج از كشور و جريان لمپنيزم در صدد استحاله فرهنگي ايلامي برآمده است و با متهم كردن مومنان و ايلام دوستان واقعي و نفوذ عناصر خود در برخي مراكز حساس به گونه اي مرموز جاده صاف كن فرهنگ غير شيعي در ايلام است.

فرزندان غيور ،حماسي و عفت مدار ايلامي روزي مانكن هاي بيگانه از فرهنگ ايلامي را به همراه پيكره پوسيده قاسملو ها و عزالدين حسيني ها را به عقب راندند و خود با حضوري حماسي در كنار شهيد چمران در كردستان ايران پرده از چهره كريه و دروغين منافقان در دفاع از ..... برداشتند.

وامروزنيز در حركت نويني در برابر افراد معلوم الحال مردانه ايستاده اند و به مراكز حساس فرهنگي و ... هشدار مي دهند كه از دام و دانه افرادي كه وظيفه اي جز اجراي سياستهاي فرهنگي ديكته شده از آن سوي مرز را ندارند بگريزند و فراموش نكنند كه انقلاب با هيچكس عقد اخوت نبسته و امنيت ملي و فرهنگ غني ايلامي را فداي افراد معلوم الحال نكنند.

 

 

پذیرای نقد مخالفین و موافقین مطلب هستیم

یا علی ...

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-109.aspx

 
 

  شنبه بیست و چهارم دی 1384 نويسنده : گمنام |  

 

 

غربت ایلام (3) ...

 
    ادامه مطلب قبلی : 

تعجب آنجاست مشي مدعيان فرهنگ دوستي ايلامي كه بوي برخورد سياسي و سليقه اي از آن استشمام مي شود براي به كرسي نشاندن برداشتهاي سطحي از سوي برخي تا بدانجاست كه با تقطيع فرهنگ ايلام ،فرهنگ غني ايلامي را تنها از منظر موسيقي به تصوير كشيده و هويت ايلامي را تنها در نواي ساز و دهل و سرنا جستجو مي كنند و مي گويند:

« در طول گذر زمان اين موسيقي است كه هويت ساز و هويت نگه دار مي باشد اگر موسيقي يك منطقه لكه دار شود حيات آن منطقه دير يا زود دست خوش دگرگوني و در نتيجه آن بي هويتي خواهد شد !!!»

و حال اينكه حتي يك دانش آموز دوره راهنمايي هم فرهنگ و هويت يك قوم را «مجموعه اي از آداب و رسوم،علم و ادب و ...» به تعريف مي نشيند و حتي يك دانش آموز دبيرستاني هم هويت و فرهنگ يك قوم را در آواهاي يك قوم و ساز و دهل يك طبقه خاص(خوانندگان) خلاصه نمي كند تا چه برسد كه موسيقي و آوايي به نام فرهنگ ايلامي معرفي شوندكه بيش از 70%مردم آن توان برقراري ارتباط با آن را ندارند!

آري برآيند نگاهي كه «هويت و فرهنگ ايلامي» را در موسيقي كردي آن هم نه آواي ايلامي جستجو مي كند همين است كه برخلاف آموزه هاي شيعي كه هويت وفرهنگ ايلامي به شمار مي رود از عشق مجازي به عشق حقيقي رسيدن است ،يعني درست همان نگرش صوفيان اباحگر كردستان

«موسيقي ... جان و روح را به عالم عرفان و شناخت و معرفت در عالم ماهوي و در نتيجه معرفت يابي به ذات آفرينش پيوند دهد،دوم اينكه جان وجسم را به سبب عشق مجازي به يك شيء عيني وصل كند»

چنين برداشتي درست همان مقوله اي است كه ايلامي شيعي و آگاه وپيرو شريعت است كه او را بر آن مي دارد در مقابل مروجان فرهنگ بيگانه و صوفي مسلكانه وا مي دارد كه تالي تلو فساد و استحاله فرهنگي را در پي دارد تفكري كه از آغاز انقلاب بر آن بود تا به نام هنر،شريعت مداري ايلامي شيعه و به نام عرفان،روح تخديري صوفيان كردستان را در كالبد ايلامي حماسه گستر بدمد.

حافظه تاريخي مردم ايلام از ياد نبرده است،فرهنگي كه امروز توسط مثلث«جريانهاي شبه روشنفكري- پانكرديسم خارج از كشور – لمپنيزم داخل ايلام» بعنوان فرهنگ ايلامي معرفي مي شود براي نخستين بار توسط لمپنهايي كه براي عياشي و ميگساري با استاهاي همجوار رفت و آمد مي كردند به شهر ايلام منتقل شد و كلاه كذايي گويش غليظ غير ايلامي و نوارهاي خواننده مشهور استان شمالي ايلام بعنوان نماد لمپن هاي« ايلامي به شمار مي رفت » ،نمادي كه هرگز از قهوه خانه هاي چنين گروهي فراتر نرفت و آنان با اين شعار كه «... بايد مست باشد» شيشه هاي مشروب را به محدوده شهر مذهبي ايلامي باز كردند.

فرهنگ لمپنيزم كه رابطه تنگاتنگي با جريان ملي گراها دارد در ايلام داراي پيشينه اي ذلت بار است،پيوند اين جريان با مناديان قوميت گرايي چون كومله و دمكرات و چريكهاي فدائي خلق در روزهاي پيروزي انقلاب و تبديل شدن آنان به شعار نويسان«ايلام قلب كردستان است» پرده از هدف مشترك ترسيم كنندگان نقشه كردستان بزرگ در خارج از كشور و اراذل و اوباشي كه به دنبال پوشش نامناسب،رقص و آواز و ميگساري داشت برداشت.

 

ادامه دارد ...

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-105.aspx

 
 

  شنبه بیست و چهارم دی 1384 نويسنده : گمنام |  

 

 

غربت ایلام (2) ...

 
    ادامه مطلب قبلی :

بد نيست مقاله اي كه تو آرشيو داشتم خدمتتون ارائه كنم كه فكر مي كنم لااقل ارزش يه بار خوندن داره :  قابل ذكره كه مطالبي كه داخل گيومه آورده شده عيناً از نشريه نجوا نقل قول گرديده است. 

هفته نامه بوتك-31 مرداد 1383-شماره 33-صفحه 4

پاسخي به مطلب مندرج در هفته نامه نجوا شماره 70نيمه دوم تيرماه 83

 

بسمه تعالي

نامه اي سرگشاده به جناب آقاي مهندس ضرغامي رياست محترم سازمان صدا وسيماي جمهوري اسلامي ايران

اينجا ايلام است نه كردستان

 

همه عشق پير و جوان ايلام،اين معبر زائران حسيني و مامن سادات و شيعيان در طول تاريخ،فرهنگي است كه امروز هيچكس نميتواند آنرا از آموزه هاي شيعي و عشق به اهل بيت عصمت و طهارت جدا كند،فرهنگي كه كبير كوه در برابرش سر فرود مي آورد و مانشت جز كرنش در مقابلش راهي ندارد،فرهنگي غني،مستقل با نمادهاي مختص به خود؛كه وجوه افتراق آن با فرهنگ استانهاي همجوار در برخي موارد قابل مقايسه با وجوه اشتراكي آن نيست و اين تفاوتها را به وضوح مي توان در ادب و ادبيات مردم تا نوع پوشش آن مشاهده كرد.به گونه اي كه اگرپوشش رابه عنوان نمادي ازفرهنگ يك قوم به شمار آوريم،پوشش زن ايلامي علاوه بر سربند و گل وني و پيراهن بلند  كه تا نوك انگشتان پا وي را مي پوشاند داراي قتره(عباي عربي) است كه كل اندام او را مي پوشاند،عبايي كه سمبل و نماد پوشش شيعي و انتخاب حجاب كامل از سوي اوست. زن ايلامي در مراسمات و در عينيت جامعه نه چون استانهاي جنوبي بدون قتره در جامعه حضور پيدا مي كند و نه چون استانهاي شمالي با شلوار كردي بدون هيچ پيراهن بلندي در مزارع و كشتزارها ديده مي شود.

و اگر ادب و ادبيات را نماد ديگري از فرهنگ يك قوم به شمار آوريم چنان ولايت اهل بيت عصمت وطهارت با ادبيات ايلامي عجين است كه گويش ايلامي،قصه ها وضرب المثلهاي ايلامي بدون ولايت مداري،ادبياتي بي هويت است و شاهد بر اين مدعا را مي توان از لالائي گهواره كودكان توسط مادران اين خطه تا مويه مادران در سوگ فرزندان شهيدشان جستجو كرد ،روحي كه در كالبد ادبيات و فرهنگ استانهاي شمالي كشور چون كردستان ايران و خارج از كشور در كردستان عراق نيز وجود ندارد.

اگر تصوير عواطف يك قوم نماد ديگري از فرهنگ آنان به شمار مي رود،پيوند عاطفي و دلبستگي خانوادگي در كنار علقه قلبي و عاطفي اين ديار به اهل بيت(ع) را در علم ها و كتل هاي سياه سبز وسرخ بر فرابام خانه هاي ايلامي به چشم مي خورد كه هرگز در فرهنگ كردستان نمي توان يافت.

بي شك آناني كه در خصوص فرهنگ و ادب و عواطف مردم ايلامي چنين مي نويسند:

« در ساختار فرهنگ و ادب و عواطف مردم ساكن در اين منطقه يك تحقيق بي غرض پيمايشي انجام دهيم و از نزديك محاورات مردم را مستمع باشيم خواهيم ديد كه بيش از 70% آنها به وجود فرهنگ كردي با افتخار اذعان خوهند داشت»

يا با فرهنگ ايلام و ايلامي آشنا نيستند و يا در صدد تحريف و استحاله ايلام در فرهنگ ديگري برآمده اند.

 

 ادامه دارد ...

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-104.aspx

 
 

  شنبه بیست و چهارم دی 1384 نويسنده : گمنام |  

 

 

غربت ایلام (1) ...

 
   

داشتم با يكي از دوستاي كرد خارج نشين در مورد آخرين مطلب مندرج تو سايت صحبت مي كردم. چيزاي جالبي گفت كه بد نيست چند بندشون رو اينجا ذكر كنم :

 

**  کل جمعيت ما کردها در اقصي نقاط جهان به 45 ميليون ميرسه که بلحاظ عقايد گوناگون هيچوقت با هم يکي نخواهند شد.

** از اين 45 ميليون در حدود35% يا 16 ميليون آن شيعه و علويها هستند که بهرصورت متمايل به ابقا در يک اتحاد با دولتهاي شيعه هستند.

** ما بهتر است انرژي خودمون رو صرف احياء زيرساختها در استان ايلام بکنيم و همزمان با آن به فرهنگ و زبان کردي هم برسيم.

** در اين مقطع بزرگترين بازنده بازي کردستان بزرگ استانهاي ايلام و ديالي عراق هستند که از هر دو طرف متهم به بيگانه پرستي هستند. از طرف اکثريت کرد متهم به جانبداري از شيعيان و از طرف غيركردهاي غيرشيعي،  به ناسيوناليست کردي متهمند.

** فارسها و ما کردها تقريباً تنها اقوامي هستيم که کشوري بنام اقوام خود نداريم؛  ترک ها،ترکيه - عرب ها، جمهوريهاي متعدد و بلاخص يکيشون که تمام منطقه رو باسم ايليشون کرده (سعودي)- آذري ها، آدربايجان - ارمني ها، ارمنستان  افغاني ها، افغانستان و همينطور براي ديگران

** با اين حال ميبينيم که ما كردها و فارس ها به تناسب خيلي متمدنتر از بقيه هستيم.

** من آقاي خامنه اي رو از نزديک ديده ام و ميدونم ايشون از ما کردها خيلي راضي است و ما رو هم دوست داره. (اين ديدار مربوط به سالها پيشه)

 

             %%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%

 

اينا اطلاعات و عقايد يه كرد تحصيل كرده برون مرز نشينه كه با ديدي كاملا باز و فرامنطقه اي به مسائل ايلام پرداخته، كتابهاي زيادي در اين باره خونده چه به زبان فارسي و چه انگليسي حتي آدرس سايت فروش يه كتاب رو بهم داد كه با زبان انگليسي نوشته شده بود و بيش از 48 دلار قيمتش بود.

حالا يه عده تو استان سرشون تو لاك كردستان بزرگ خواهي فرو كرده و با آلوده نمودن ديواراي شهر و سنگاي كوههاي اطراف شهر، به خيال خودشون مبارزه! مي كنن.

 

ادامه دارد ...

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-103.aspx

 
 

  شنبه بیست و چهارم دی 1384 نويسنده : گمنام |  

 

 

استغاثه یا مطالبه

 
   

آنچه در پی می آید مطالبی زیبا و شیوا از آقای شاوردی می باشد که در آستانه سفر ریاست محترم جمهوری به استان ایلام نگاشته شده است. متنی با هزاران خط از خون جگر و فریادهایی به وسعت آزادگی در برهوت نامرادی های استان. امید است که مورد توجه قرار گیرد :

 

استغاثه یا مطالبه

این روزها درآستانه سفر ریاست جمهوری وهیئت دولت به استان هستیم. برای مدیران پیگیر استان که می دانند برای ملاقات با یک وزیرچقدر باید از نزدیکان ومقامات وزارتی خواهش و تمنا کنند و نهایتاً (اگربتوانند) پس از ملاقات، آوردن وزیر به استان چه معجزه ای می خواهد، این فرصت بسیار مغتنم و استثنایی است که بتوان رییس جمهور و هیئت دولت را در استان میزبان بود. و بالتبع استفاده استثنایی از آن نیز نیازمند تدوین رهیافت و راهکارهای ویژه است.

با تدابیری که اتخاذ شده است ازمدتها پیش ستادی برای ساماندهی این سفر تشکیل شده است که به امر جمع آوری مطالبات مردم از ریاست جمهور وهیئت دولت می پردازد. ضمن آرزوی توفیق برای این عزیزان ذکر نکاتی جهت استفاده ایشان وسایر مراجع ذی مدخل دراین باب را وظیفه خود دانستم.انشاءالله که مفید واقع گردد.

1.آنچه در تدوین و توجیه طرح ها ازهمه مهمتر است موقعیت ژئوپلتیکی استان ایلام در تحولات و فرآیندهای ملی و فرامنطقه ای است. استان ایلام با داشتن بیش از460 کیلومتر مرز مشترک با عراق اشغال شده در مجاورت استانهای شیعه نشین و بویژه پایتخت سیاسی عراق است. مضافاً اینکه زبان و فرهنگ کردی باعث ایجاد رابطه ای دو سویه با کردستان عراق شده است که به نوبه خود دارای وزن سیاسی مستقل در آن کشور است.

 ثبات در کشور عراق و قدرت و استقرار دوستان استرتژیک ایران درآن منطقه به ثبات کشور ما نیز کمک خواهد کرد. و میتوان با ارائه الگوهای موفق رفاه و توسعه در کشور بویژه استانهای همجوار در تعیین مناسبات درونی آن اجتماع مؤثربود .با اندکی دقت بیشتر درمی یابیم که در واقع نه با عراق که هم مرز با آمریکا، انگلیس، اروپا ودرنهایت جامعه جهانی هستیم.باز هم سیر تحول جریانات تاریخی، استان ایلام را به خط مقدم جبهه استکبار جهانی تبدیل نموده است. اما این بار نه در پوستین صدام ولوله تفنگ سرباز عراقی که با پوست و گوشت و استخوان سرباز یانکی درسنگر مقابل است. هم از نظر نظامی، هم سیاسی، هم تبلیغات روانی استان ایلام خاکریز اول است و تحت هیچ شرایطی نبایست بشکند.حفظ آن از اوجب واجبات است.

2.بنای محرومیت استان ایلام از زمان تدوین برنامه های عمرانی توسط کارشناسان خارجی(آمریکایی) در زمان رژیم طاغوت پایه ریزی شده است. در آن برنامه ها کشور به چند قطب اقتصادی تقسیم شده و اعتبارات عمرانی و سایر بودجه ها براساس آن تقسیم می شده است. استان ایلام در آن تقسیم بندی جزو هیچ کدام از اقطاب اقتصادی لحاظ نشده بود.

بعد از انقلاب با شروع جنگ تحمیلی فعالیت های اقتصادی در استان (اگر بتوان آنها را اقتصادی نامید، چراکه اکثراً معیشتی بوده است)کاملاً راکد شده و در اثر بمباران هر روزه و بیابان نشینی در زیر چادرها علاوه برعدم گسترش فضا و زیرساختهای شهری همان اندک موجود نیز تخریب  ونابود شد.اندک اعتبارات تخصیصی به استان صرف هزینه های جنگ شده و اگر چیزی باقی می ماند صرف تأمین مایحتاج آوارگان کوه و بیابان می شد.اگرهم تا این مرحله چیزی باقی می ماند،صرف بازسازی موقت منازل ویران شده میشد. به موازات این شرایط  صعب، استانهایی که ازجنگ اخبار آن را می شنیدند، مشغول استفاده بهینه از اعتبارات عمرانی و اقتصادی (اگرنگوئیم سهم ما را هم هزینه می کردند) و تأمین زیرساختهای اقتصادی، گسترش فضای شهری، توسعه انسانی، تربیت متخصصین و مدیران و...... بودند. همان زیرساختهایی که امروز هرگونه سرمایه گذاری در آنجا را از نظر دولت، بخش خصوصی و سرمایه گذار خارجی موجه ساخته و باعث سرازیر شدن اعتبارات کلان به آنجا می شود.

پس از پایان جنگ با آن اعتبارات اندک بازسازی که واقعاً و صرفاً مصروف تعمیر و بازسازی خانه های ویران شده می شد، هنوز بسیاری از مناطق شهری ویرانه مانده بود که (نمی دانم چرا) پایان بازسازی از سوی مسئولین استان اعلام شد. مسئولینی که بازسازی را صرفاً در ساختن چند ساختمان ویرانه می دیدند و بازسازی روح و روان مردمی که در طولانی ترین و فرسایشی ترین جنگ قرن زیر انواع بمباران و موشک باران خانه هایشان ویران شد، عزیزانشان از دست رفت اما حاضر به مهاجرت نشدند، برایشان مفهومی نداشت.مسئولینی که افزایش آمار مستمری بگیران نهادهای حمایتی دولت دراستان را موفقیت خود تلقی می کردند.

پس از آن نیز استان ایلام بدلیل نداشتن امکانات و زیرساختهای اقتصادی قوی و مرزی بودن و نداشتن امنیت سرمایه گذاری توان و فرصت استفاده از برخی ظرفیت های برنامه های توسعه ای دولتین آقایان رفسنجانی وخاتمی را نیافت و به یک مصرف کننده و سربار اقتصاد دولتی مبدل شد.

و اکنون ما هستیم واین ویرانه که حتی بعد از گذشت 27سال از انقلاب اسلامی و با پشت سرنهادن سه برنامه توسعه ای علیرغم آنهمه پایمردی و رشادت، علیرغم آن همه مصیبت و سختی، علیرغم این همه حضور پرشور وحماسی در هر زمینه ای که نظام خواسته است چه پای صندوق های رأی و چه راهپیمایی و شهادت علیرغم این همه نجابت و عزت که درسکوتمان نهفته است،هنوز دغدغه آب شرب داریم. هنوز زن و مردمان بایستی در برابر سوز و سرما در صف های طویل نفت و گاز بلرزند.زنانمان درآتش فقر بسوزند، مردمانمان از شرم زن و فرزندانشان خود را حلق آویز کنند، فرزندانمان از بیکاری منحرف شوند. آنچنان که بنا به آمار سازمان مدیریت وبرنامه ریزی با اختلافی فاحش با استان بیست وششم درمیان 28 استان دررده استان بیست وهفتم باشیم(آمار سال 82).چه بگویم که استان کردستان با آنهمه فاصله از منابع گازی دارای گاز لوله کشی است ولی.....   .

اما هدف از این مقال یادآوری تلخی هایی که میکشیم نیست. همه می دانیم تاکنون بارها نالیده ایم و زمزمه کرده ایم که "این استان محروم است، وضعیت اجتماعی اقتصادی و .....آن نابهنجار است" بوی کباب گوشت تن زن و مرد ایلامی شامه دنیا را آزرده است. صدای جیغ و فریاد زنان و دخترانی که در این آتش که هیمه آن فقر است و ظلم و نابرابری طبقاتی و...گوش دنیا را کر کرده است. چقدر منتظر ماندیم تا رییس جمهور و یا وزیری به ایلام بیاید و درآن فرصت اندک موقعیت بغرنج فرهنگی و اقتصادی استان رابرایش واگویه کردیم و با هزاران نامه و استغاثه بدرقه اش کردیم.

اما چرا از همه اینها نتیجه نگرفتیم و با دیدگانی پراز اشک و حسرت پیشرفت و رفاه همه گونه سایراستانها را می نگریم؟.همانها که تحمل شش ماه بمبارن و موشک باران را نداشتند آنچنان که نظام را وادار به پذیرش صلح تحمیلی نمودند.ما که آنهمه خون دادیم، خانه هایمان ویران، پدرانمان شهید، برادرانمان مفقود، خواهرانمان جانباز و جنازه مثله شده مادران وفرزندانمان را از زیر آوار خانه هایی که با هزار رنج و درد ساخته بودیم، بیرون کشیدیم، در میان برف و بوران زمستان و گرمای سوزان تابستان همانند انسانهای عصرحجر بدون هیچ گونه امکانات رفاهی زیر یک چادر 12 متری نه یک روز و دو روز و یک ماه و دو ماه بلکه 8 سال با خطرات سیل وسرما و حیوانات درنده گرفته تا موشک و راکت و گرسنگی و تشنگی و بیماری و بیکاری دست و پنجه نرم کردیم و وقتی از سر ناچاری برای فعلگی یا معالجه آواره همان استانها می شدیم بعنوان دهاتی به تمسخرمان می گرفتند، ما که اینهمه کشیدیم و به خاطر ایران و اسلام جیکمان در نیامد چرا اکنون این گونه ایم؟. همه اینها را بارها و بارها و بارها گفته ایم و نشنیده اند. آنچنانکه خودمان هم از شنیدن آنها حالمان به هم می خورد.

می خواستم بگویم گفتن اینها به رئیس جمهور و هیئت دولت فایده ای ندارد. چرا که اگر داشت باید وضعمان بهتر از اینها می بود. مسئولین دولتی هیچ گاه بر اساس این استغاثه ها تصمیم  نمی گیرند .نکته اصلی مبحث اینجاست.

منطق حاکم بر دیالوگ امروزی با دولت منطق علم است و اقتصاد. گرفتن اعتبار و سرمایه نیازمند طرح موجه اقتصادی است نه استغاثه بینوایی. متأسفانه آنچه که امروز می بینیم باز هم تهیه لیست بلند بالایی از پتانسیل های اقتصادی استان به همراه اعتباراتی بر پایه حدس و گمان که  می توان در آن زمینه ها سرمایه گذاری کرد جهت ارائه به هیئت دولت در دستور کار است.تهیه این لیست ها هر چند لازم است اما کافی نیست.ارائه آنها به تنهایی هیچ گونه سرمایه گذاری را موجه نخواهد ساخت. در نهایت این لیست ها برای بررسی به کارشناسان وزارتی سپرده شده و پس از پیگیریهای فراوان بدلیل نداشتن (استاندارد مطالعه و توجیهات لازم) توجیه فنی، اقتصادی و مالی مردود خواهند شد.

البته در پاسخ به کسانی که سرمایه گذاری های دولتی و کلان را در مناطق مرزی و محروم فاقد توجیه اقتصادی می دانند باید یادآور شوم؛ مگر8 سال زیر چادر زندگی کردن بدون امکانات اولیه و لب برنیاوردن توجیه اقتصادی داشت؟ مگ رزیر بمباران خوابیدن توجیه اقتصادی داشت؟ مگر جگرگوشه دلبند و پدر عزیز و نان آور خانواده را به مهلکه جنگ فرستادن، مگر مقاومت عشایر با اسلحه شکاری با توپ و تانک آمریکایی و روسی قابل توجیه اقتصادی بود؟ اما ما همه اینها را موجه کردیم و از دولت مطالبه توجیه اقتصادی نکردیم. چگونه است که اکنون دولت برای تخصیص درآمد ملی که مال همه مردم است به همین محرومین صرفاً به توجیه اقتصادی تکیه می کند؟ مگر دولت سرمایه دار است که فقط توجیه اثتصادی قانعش کند؟

اما واقعاً و نه در گفتار و شعار که در عمل اینگونه است. بایستی هر طرح هزینه بر از لحاظ اقتصادی موجه باشد. تهیه لیست پتانسیل ها گام اولین مرحله تهیه برنامه جامع توسعه هر استان است.گامی که متأسفانه در استان ایلام شاید بدلیل نداشتن دانش فنی در سازمانهای متولی برداشته نشده و حتی مورد توجه قرار نگرفته است.اگر اندک اعتبارات پژوهشی تخصیص یافته به استان صرف تهیه یک برنامه جامع توسعه استان می شد اکنون تهیه چند لیست کلی و ارائه آن در دستور کار قرار نمی گرفت .به هر صورت این موضوع فراموش شده و در مقطع فعلی نمی شود کاری برای آن کرد. انشاءالله شاهد تهیه چنین برنامه مهمی باشیم.

علیهذا به دوستانی که می خواهند گامی برای این مردم نجیب بردارند توصیه می کنم بجای کلی گویی به تهیه طرح هایی بپردازند که واضح و شفاف جریان سرمایه گذاری را شرح داده و درآمدزا بودن و یا توجیه اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و...آنرا تضمین نماید و گرنه صرف اعلام محرومیت استان توجیهی برای سرمایه گذاری دولت فراهم نخواهد نمود. از هیئت محترم دولت و شخص رییس جمهور محترم نیز انتظار می رود در تخصیص اعتبار و بررسی طرح های توسعه ای این استان صرف توجیه اقتصادی را کنار نهاده و به موقعیت استثنایی و استراتژیک استان و جمیع ملاحظات در خصوص این مردم توجه ویژه مبذول دارند.

پیشنهاد آخر این است که رایج شده است که تنها انتظارات مدیران و کارشناسان از دولت در چارچوب طرح های اقتصادی باشد.اما وجوه تعیین کننده ای چون مسائل فرهنگی، سیاسی، بهداشتی و آموزشی که شاخص های مهم و شاید بتوان گفت اصلی توسعه هستند در کانون توجه قرار ندارند.عموماً در ذهنیت اکثریت کارشناسان و مسئولین، توسعه معادل رشد اقتصادی است.حال آنکه توسعه یک مفهوم کلی و همه جانبه است و اتفاقاً در کشورهایی مانند ایران می توان ابعاد فرهنگی، آموزشی و سیاسی را دارای ارجحیت بیشتری نسبت به مباحث اقتصادی دانست. انشاءالله در این جلسات مطالبات سیاسی، فرهنگی، بهداشتی، آموزشی و رفاهی مردم استان ایلام حداقل به پاس سالها مقاومت و پایمردی و حضور همیشه حماسی دربرهه های حساس مطرح و مورد توجه قرار گیرد.

انشاءالله خداوند به همه خدمتگذاران به این ملت بویژه مردم رنجور و نجیب استان ایلام توفیق خیر عنایت فرماید.

 

 

کیومرث شاوردی

24/8/84

http://hamgera.persianblog.com

 

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-85.aspx

 
 

  یکشنبه بیست و نهم آبان 1384 نويسنده : گمنام |  

 

 

اينم از وزارت ارشاد ايلام

 
   

خوانندگان محترم وبلاگ شهر ايلام. متني كه در زير آورده شده، توسط يكي از همشهري هاي من و شما كه ساكن تهران است به آدرس وبلاگ ارسال گرديده و خواستار درج آن شده بودند. من هم در راستاي وظيفه خود، اقدام به درج آن نموده ام. خواهشمندم در صورت امكان مسئولين محترم مربوطه را در جريان اين نوشته قرار دهيد. به اميد رسيدن به فردايي روشن و پر اميد. گمنام

« روز جمعه 16/2/84 من به همراه دوستم به نمايشگاه بين المللي كتاب تهران رفته بودم و تنها يک ساعت وقت داشتيم که ترجيح داديم تو سالن مطبوعات باشيم. از زمان ورود به نمايشگاه، من به دنبال غرفه ايلام بودم و ابتدا غرفه کرمانشاه را ديديم. روزنامه ها و مجلات را نگاه کرديم و يه مسابقه هم گذاشته بودند که ما فرصت شرکت کردن را نداشتيم و بالاخره يک دفترچه براي دادن نظر هم به ما دادند. خلاصه رفتيم و غرفه ايلام را پيدا کرديم . دوتا آقا تو غرفه بودند. يه غرفه ساکت و خلوت و تنها سه چهار تا روزنامه آن جا بود و البته ناگفته نماند يک دفترچه قشنگ بصورت دو زبانه كه ايلام رو معرفي کرده بود روي پيشخوان غرفه ديده مي شد. من پرسيدم مي تونم اين كتابچه رو بردارم؟ گفت: نه گفتم:چرا؟جواب داد براي گرفتن اين دفترچه ها کلي دوندگي کرده ايم و فقط تعداد 500 جلد به ما داده‌اند.
آيا براي نمايشگاهي با اين همه بازديد کننده، براي شهر و استاني با اين قدمت تاريخ و با گذشته اي اين چنين كهن فقط 500 جلد ؟! . آن هم فقط بصورت دكوري و عدم ارائه به بازديد كنندگان!
و ادامه داد که ما روزي يه جلد ميگذاريم روي پيشخوان ولي مردم آن را مي دزدند {!} .من از اين حرف ايشان خيلي ناراحت شدم و به ايشان گفتم دزدي چيه آقا؟ مردم دوست دارند که با ايلام آشنا بشن و اين دزدي نيست. من از مسئول غرفه كه بر روي کارت روي سينه اشان نوشته شده بود : (ذ) {بقيش رو حذف كردم اگه كسي خواست تا ارائه كنم} پرسيدم : ببخشيد آقا شما مجله و روزنامه به زبان کوردي نداريد؟ و ايشان گفتند: نه . گفتم : چرا؟ گفتند: که دوتا داشتيم و آنها را بسته ايم. چون دولت نمي خواهد ايلامي ها هم کورد باشند تا با کوردهاي ديگر متحد بشن (دقيقا گفت بخاطر سياست دولتي.!؟ ) گفتم :چرا ؟ چرا شماها که مسئول هستيد سعي نمي کنيد زبان و فرهنگ و نام کورد را به مردم ايران بشناسانيد. آن دو نفر خنديدند و از من پرسيدند که کجايي هستي؟ و من هم با غرور جواب دادم :من کورد هستم و آن آقايي که نامش را از روي کارتش نتوانستم بخوانم به من گفت کجاي ايلام؟ و من هم گفتم که پدرم بچه بدره مي باشد. کلي خنديد و گفت که البته بدره اي ها هنوز خود را کورد مي‌دانند!!!!!!!!!!!! و من با کلي تعجب پرسيدم که يعني چه؟ و حالا که ديگه به زبان کوردي با هم حرف مي زديم آن آقا گفت: من نمي دونم که اصليتم چيست ولي مي دونم که کرد نيستم. مادر من در پرسه ها به زبان لري گريه مي کنه و مور مي آره. {پرسه و مور جز آداب مخصوص مراسم سوگ و ماتم مي باشد}
... در آن لحظه اي که اين آقا داشتند صحبت مي کردند. اي کاش حال من را مي دانستيد. من واقعاً داشتم آتيش مي گرفتم و اگه مي توانستم آنقدر براي آن آقا و مردم ايلام که فکر مي کنم بعضيهاشون به يه نوع بيماري فكري (عدم خويش باوري) مبتلا شده اند گريه مي کردم.
راستي اين را اضافه کنم اون آقاي دوم اصلا تو جمع ما نايستاد و رفت. شايد از جواب دادن به سوالات من مي ترسيد.
در زير چند جمله از اون آقا که از ذهنم پاک نميشه رو براتون مي نويسم :
مي گفت که: دولت نمي خواهد ما کورد باشيم .
روزنامه هاي که به زبان کوردي بودند من به شخصه دو بار از يکيشون شکايت کردم و بسته شدند.
اصلاً ايلام نبايد به يک استان تبديل مي شد چون الان همه دارند لري حرف مي زنند .
ايلام از يک طرف به لرستان و از طرف به کرمانشاه و از طرف ديگه به خوزستان متصل ميشه. مردم ايلام به همه زبانهاي اطراف حرف مي زنند الا کوردي .
گمنام جان:
من نمي دانم چرا ايلامي ها نبايد روي همسايه ها تاثير بگذارن و به زبان آنها صحبت کنند.
من دختري که 23 سال خودم را کورد مي دوستم و مي دونم. آن آقا خيلي بدون شرم و حيا به من گفت: تو کورد نيستي ايلامي ها کورد نيستند.
آقاي (ذ) ! چرا؟ چون نان دولت را مي خوريد از کورد بودن خودتان دست مي کشيد چون دولت از اتحاد کوردها مي ترسد؟ و چون شما ها مثل نوکر دولت هستيد براي همين مي گوييد: ما کورد نيستيم؟
نمي دونم نمي دونم چرا ايلامي ها به اين درد دچار شده اند!
و اين رو بگم در آخر بحث، آن مردي که هي مي گفت من تاريخ خوانده ام و مدرک تاريخ دارم به من گفت: تو اگر کوردي چرا با لباس کوردي به نمايشگاه نيامدي؟ به نظر شما چه جوابي من به اين آقا مي دادم. با اين حرف به من فهماند که به اندازه يک ... هم درك و سواد نداره .
آخه انسان! من چگونه در تهران با لباس کوردي بيرون بيام؟
و يه چيز ديگه هم گفت که ديگه نتونستم پيشش بمانم و ترجيح دادم بگذارم تا با اين افکارش روز به روز از هويت از دست داده اش دورتر بشه.
به من گفت مني که تاريخ خوانده ام مي دونم در تمامي اتفاقها و جنگها مقصر شکستها همه کوردها بودند و من به ايشان جواب دادم که همه مي خواهند کوردها نباشند و به خاطر همين هم نويسنده ها و دولتمردان اين چيزها را مي نويسند .
اون لحظه اي که اون آقا داشت اين حرفها را راجع به شهر و اصليت خودش مي گفت من آرزو مي کردم کسه ديگه اي اين چيزها را درباره ايلام نشنوه. مخصوصا اينكه گوينده بقول خودش باسواد و تحصيل کرده بود اونم چي؟ تاريخ. اونم يکي از مسئولان شهر؟ اونم تو وزارت ارشاد!
واي خيلي وحشتناک بود !.
در همان لحظه متوجه شدم كه يک آقاي جواني ايستاده و به صحبتهاي ما گوش مي ده که بعد آمديم اين طرف تر و اين آقا هم کلي صحبت کرد که ديگه وقت نمي کنم همه حرفهاي ايشون را که يک مرد کورد واقعي اهل سنندج بود براي شما بنويسم ولي........ ا
همينطور که الان تمامي ايران تا اسم کورد را مي شنوند مي گن کوردها سر آدمها را از پشت مي برن ما همه مي دونيم که اين حرفها علتش چيه.
اون آقاي (ذ) هي مي خواست حرفهاي مرا بر ضد اسلام و به منافقين ربط بده ولي من تنها مي‌خواستم بهش بفهمانم شهري که داراي تاريخي بزرگ و گذشته اي با افتخار بوده حيفه که الان مردمش راحت بگن ما هويت نداريم ما کورد نيستيم ما اصلاً نمي دانيم چه قومي هستيم من واقعا براي شماها دلم مي سوزه.
و وقتي من گفتم شماها بايد فرهنگ را گسترش بدهيد گفت: من نمي تونم .
آخه يکي نيست بگه اگه نمي توني چرا رفتي توي وزارت ارشاد ايلام .برو کنار تا يکي که چشش به نان و دست دولت نيست و دلش براي مردمش مي سوزه بياد جاي تو خدمت كنه.

راستي تو نمايشگاه هم 3 تا کتاب کوردي به زبان سوراني که زبان مشترک همه کوردهاست خريدم که کلي باهاشون صفا کردم.
البته ما به مدت1:30داشتيم بحث مي کرديم که مجال گفتن همه اون مطالب از حوصله شما خارجه.
گمنام جان همين اشخاص مسئول هستند که روز به روز به مظلوميت و بدبختي ما ايلامي ها اضافه مي كنن.
تو رو خدا مقابله کنيد با اين همه انسانهاي که دارند شما را به دره ميندازن .
آخه آدمي که هيچ هويتي نداره ما ازش توقع داريم به چه جايي برسه ؟!
من کوردم و به کورد بودنم افتخار مي کنم .ببخشيد سر شما هم درد آوردم . فقط دعا دعا مي کنم شما هم افکار آقاي (ذ) ليسانس تاريخ کارمند ارشاد را نداشته باشيد.
به بقيه هم بگو اگه افکار بالا را داريد هيچ وقت بروز ندين بگذاريد فقط خودتون تو اين گمراهي خودتون بمونيد و سعي بر گسترش ذهنهاي پر از خالي خود نداشته باشيد
موفق، با هويت و با اصالت باشيد. امضاء : دختر ايلامي
»

منتظر مطالب، پاسخها و نظرات شما دوستان عزيز هستم.

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-47.aspx

 
 

  یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1384 نويسنده : گمنام |  

 

 

يك جوان ايلامي پژوهشگر سال آمريكا شد

 
    با نام و یاد و برای خدا و سربلندی ایلام عزیزم

آنچه در زیر می آید متنی برگرفته از صداي شيروان چرداول – سال اول- پيش شماره – شنبه 17 ارديبهشت 84 می باشد. قصد من معرفی و یا دفاع از شخص خاصی نیست. فقط می خواهم بگویم ایلامی می تواند، اگر بخواهد.
يك جوان ايلامي پژوهشگر سال آمريكا شد
دكتر جعفر دارابي استاد دانشكده مهندسي مكانيك دانشگاه كاروليناي جنوبي موفق به دريافت جايزه پژوهشگر جوان سال 2005- 2006 آمريكا شد.
اين جايزه 45 هزار دلاري هر ساله به يك استاد جوان كه كمتر از 5 سال از دريافت دكترايش گذشته و در اين مدت بيشترين موفقيتهاي علمي و پژوهشي داشته اهداء مي شود. دكتر دارابي دكتراي خود را در رشته مهندسي مكانيك در سال 2000 از دانشگاه مريلند آمريكا دريافت كرد. وي در زمينه سيستمهاي ميكروالكترومكانيكي براي استفاده هاي فضايي، بيوپزشكي و الكترونيك پژوهش مي كند.
دكتر دارابي داراي يك اختراع ثبت شده ( در سال 2002) بوده و تاكنون دو فصل كتاب و بيش از 25 مقاله علمي در مجلات و كنفرانسهاي معتبر دنيا به چاپ رسانده است. وي در گذشته موفق به دريافت جوايز ديگري از جمله بهترين تيم پژوهشي ايالت كاليفرنياي جنوبي در سال 2004، استاد نمونه مهندسي مكانيك دانشگاه كاروليناي جنوبي در سال 2002، بهترين پروژه دكترا در سال 1999 (The homor Addams Award) دانشجوي ممتاز دانشگاه مريلند در سال 1999.
دكتر دارابي در سال 1345 در شهرستان شيروان چرداول استان ايلام به دنيا آمد و در سال 1363 ديپلم خود را در شهر ايلام دريافت كرد و در كنكور همان سال در رشته مهندسي شيمي پذيرفته شد. سال 1373 از دانشگاه صنعتي شريف در رشته مهندسي هسته اي با معدل A موفق به اخذ مدرك فوق ليسانس گرديد و در سال 1374 براي ادامه تحصيل به كشور آمريكا عزيمت كرد.
وي در حال حاضر استاد و محقق در دانشگاه كاروليناي جنوبي است. دكتر جعفر دارابي در گفتگو با خبرنگار ما بيان كرد: پيام اينجانب براي جوانان استان كه شناخت كافي از آنها دارم و آنها را از هر نظر مستعد مي دانم اين است كه با تلاش و جديت و با تكيه بر استعدادهاي خداداي كه دارنداز مشكلات فراروي كه در هر امري وجود دارد هراس به دل راه ندهند و مراحل رشد و ترقي و پيشرفت را طي كنند. ايشان يادآور شد: اگر توفيقي در مراحل علمي كسب كرده ام، اين توفيق را مديون تشويق و ترغيب خانواده و تكيه بر كار و تلاش و كوشش خود مي دانم و مشكلاتي كه براي جوانان اين استان وجود دارد براي اينجانب نيز وجود داشت.
به آينده جوانان ايلام اميد كامل دارم و اطمينان خاطر دارم كه در آينده اي نه چندان دور نيازمنديهاي علمي استان و ساير استانهاي ديگر از طريق جوانان تحصيل كرده و بومي تأمين و مرتفع خواهد شد. به اميد روزي كه رشد و تعالي مردم اين استان همپاي ساير استانهاي برخوردار كشور باشد.
 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-46.aspx

 
 

  سه شنبه بیستم اردیبهشت 1384 نويسنده : گمنام |  

 
 

.: عناوين 20 مطلب اخير :.

مصلای شهر ایلام!
هفت خوان رستم!
خون دلها خورده ايم
يه مترجم رايگان و با حال
سلام بر مولاي مؤمنان
ف مثل فرهنگ
خجسته باد این بزرگ عید آل علی(ع)
اين همه برادر !
اندر حكايت اعتكاف ايلاميان در مسجد جامع شهر
يادت نرود بي بي جان
یکی دیگر از افتخارات آقای میرحسین موسوی !!
موسوي! راهي كه مي روي به ناكجاآباديست
جوابيه اي براي دوستان
الگوی ریا و دروغ در ایران کیست؟
وين سر شوريده باز آید به سامان غم مخور
عروج مردي تا خدا
مقصر كيست؟
شهادت قسمت ما مي شد اي كاش ...
عيدتون مبارك
نوستر داموس و آينده جهان

 

 
 

.: درباره وبلاگ :.

مي نويسم چون نوشتن را وظيفه خودم مي دانم. نوشته هايم گاهي تلخ و گاهي شيرين اند، اما هدفم خنداندن يا گرياندن كسي نيست. ياري خداوند و علاقه ام به شهرمظلومم پشتوانه كارم است و نظرات و مطالب شما نيز هم!

.: پيوندهاي روزانه :.

.: پيوندهاي دوستان :.

ايلام، سرزمين ناشناخته ها
دفتر مشق
سرزمين كوهستان
يادداشتهاي الكترونيك من
موسسه شهيد تدين
غريبه اي در مه
بهتر ببين
محبان علي بن ابيطالب(ع) ايلام
راز مقبره
مشترك مورد نظر
نقطه سر خط
كيميا
يادداشت من
شركت فني مهندسي پارس كليك
شاهورديخان
شعر نو
سورنا
تارستگاری فقط یک کلیک
دیدنیهای استان ایلام عروس زاگرس
فيزيك مدرن
اوقات شرعي همه استانها
وضعيت جوي هواي استان ايلام
هويزه : کربلاي ايران
ایلام حساب
محبان مهدی (عج) دهلران
دوكوهه
فرهنگ
دهلران امروز
جامعه شناس ايلامي
دانلود فيلم از سايت youtube.com
پخش كننده فايلهاي فلش (FLV)
سايت دانلود آپديت هاي ويروس كش مكافي 1
سايت دانلود آپديت هاي ويروس كش مكافي 2
سايت دانلود آپديت هاي ويروس كش مكافي 3 - جديد
آپديت آنتی ویروس مک آفی
یادداشت های یک نسل سومی
ايلام حقوق
یادداشت های شخصی محمود احمدی نژاد
دره شهر
فرهنگ عشاق
تلاطم
جنبش دعوت از احمدي نژاد
حضرت ولی عصر(عج)
طنز استان ايلام
باز باران با ترانه ...
وبلاگ ساده یک دانشجوی کامپیوتر
 

 

Copyright © 2006 All Rights Reserved by ilamcity.Blogfa.com