شايد شما كه مشغول خوندن اين نوشته هستيد بارها و بارها به شهر مهران سفر كرده باشيد، اصلا شايد ساكن اين شهر بوده و يا باشيد ولي نميدونم تا حالا به جاده كلنگي سمت چپ جاده كه رو دامنه كوه كشيده شده دقت كردين يا نه؟ دوستي مي گفت اين جاده رو با بيل و كلنگ احداث كردن اون وقتا تنها يه ماشين از اين مسير عبور مي كرده. برام خيلي جالب بود، جاده اي بسيار باريك و پر از پيچ و خم كه بيشتر به راه مالرو (جاده خاكي قديمه كه بيشتر محل عبور احشام بوده) شبيهه تا جاده اتومبيل رو. اين جاده كه بر كمركش كوههاي اونطرف رودخانه امتداد يافته يادگار رنجها و مرارتهاي انسانهاييه كه به استقبال تكنولوژي روز (اتومبيل) رفتن .
چيز ديگه اي كه تو اين مسير جلب توجه مي كرد قلعه اسماعيل خان و بعدش هم پرورش گاه شترمرغ بود. حالا ما خواهيم تونست گوشت كيلويي 70 هزار تومن و تخم دونه اي 150 هزار تومن بخوريم يا نه؟ اينو ديگه نميدونم.
اصلاح جاده ارتباطي و نصب شب نماها و راهنماهاي جاده تو مسيربه راننده ها خيلي كمك كرده (هر چند دير ولي عاليه).
پيشرفت روزافزون استان، آرزوي هميشگي ماست.
دست مريزاد!
به هر حال اينم نوشتاري بود جهت خالي نبودن عريضه؛ لذا اگه خوشتون نیومد زياد سخت نگيرين. 