آنچه در پی می آید مطلب و تصاویری است که یکی از دوستان معتکف امسال در مسجد جامع ایلام برام فرستاده و ازم خواسته که تو وبلاگ قرار بدم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بسم رب المهدي
با عرض سلام. يكسري مطالب (يا بهتر بگم) مشكلات از اعتكاف امسال رو در نظر دارم گفتم بدم خدممتون هرجور كه خودتون صلاح دونستيد بزاريد تو سايت
اندر حكايت اعتكاف ايلاميان در مسجد جامع شهر
شب اعتكاف شروع شد و مثلا اومده بودن كه سفت و سخت بگيرن و فقط افرادي كه از قبل از اعتكاف ثبت نام كرده بودند رو راه بدن ولي يكي از همون افرادي كه بدون كارت و بدون ثبت نام رفتيم داخل من بودم و تعداد افراد ديگه كه بدون كارت اومده بودن داخل و رفتن تو.
به لطف زحمتاي دوستان همون شب اول يكسري از معتكفين نتونستن سحري دريافت كنن ( يا اينكه سحري بهشون ندادن)يا هر جور ديگه كه دوست داريد فكر كنيد .... و خودشونو واسه يك روز روزه بدون سحري آماده كردن و هيچ كس هم صداش در نيومد.
از همون شروع روز اول با يكسري مشكلات مواجه بوديم اعم از اينكه يك بلندگو بالاي سر بنده و برخي از دوستانمون بود و تعدادي كه خودشونو خادم مسجد ميدونستن اونو مدام روشن ميكردن ( البته فقط كار بلندگو پيج كردن بود) و اينكه همين دوستان عزيز تو روزه خواري جلوي برادراي معتكف كه روزه بودن چيزي كم نذاشتن ... برنامه هاي اجباري آموزش قرآن هم كه بماند همچنين چندتا از پنكه هاي سقفي ايراد داشتن و صداشون گوش آسمونو كر ميكرد و ما بايد 24 ساعته اونا رو تحمل ميكرديم و راهي هم نداشتيم.
اينا همه قابل تحمل بود البته نبايد از زحمات بي دريغ دوستان از سرويس هاي بهداشتي شكايت كرد و جاي تشكر هم داره ولي متاسفانه با وجود اينكه مسجد امكانات حمام داره ولي متاسفانه حاضر نشدن آب گرم رو فراهم كنن و بعضي از معتكفين مجبور بودن با همون آب سرد حمام كنن.
اعلام شده بود كه امام جماعت اين 3 روز آقاي رضايي نيا است كه در همون شب اول امام جمعه محترم تشريف آوردن و بدون اينكه حتي يك تعارف كوچك بكنند به اقامه نماز مشغول شدند.
شب دوم هم به همين منوال ولي با اين تفاوت كه اين شب از طرف صدا و سيما براي گرفتن فيلم از نماز جماعت يك گروه آمده بودن كه بماند با اين زبان روزه و شكم هاي گرسنه بايد جلوي دوربين ها نماز ميخوندنو امام جمعه محترم شهر كه نماز پنج دقيقه اي رو تا ده دقيقه ادامه دادند.
اين شب هم تمام شد تا اينكه روز سوم يا بهتر بگم روز ...... ( خواستم بگم سياه دلم نيومد) تا ظهر ما تو طبقه پايين بوديم و گفتن كه شب افطار مهمان امام جمعه هستيم همه خوشحال شدند و گفتيم نمرديم و پاي سفره كرم امام جمعه هم نشستيم.
ساعتاي 11 ظهر به بعد بلندگو فعاليت بي دريغ خودش رو شروع كرد و همش ميگفت كه معتكفين وسايل خودشونو جمع كنن تا ما بتونيم اينجا رو تميز كنيم و مقدمات شام رو آماده كنيم (حالا شما در نظر بگيريد ما بايد بعد از نماز ظهر طبقه پايين رو ترك ميكرديم و تا نماز مغرب حق نداشتيم برگرديم) (تقريبا چيزي حول و حوش 8 ساعت) ( اين نكته رو واسه عزيزاني كه نيومدن بگم كه طبقه بالا ويژه عبادت و پايين براي استراحت در نظر گرفته شده بود) بعد از نمازاز ساعت 2 تا ساعت سه ما شروع به انجام اعمال ام داوود كرديم. بعد از اون دوستان گرامي شروع كردن به خوندن بقيه اعمال كه همون قرآن خوندن هست و تا ساعت 6:30 دقيقه اين بلندگو با صداي بلند تو گوش معتكفين به اصطلاح قرآن ميخوند كه خدا ميدونه چقدر ما اذيت شديم و خدا از باعثان و بانيان اين كار نگذره ( اين نكته رو هم بگم كه تو اين سرو صدا نه ميشد بخوابي و نه اينكه اجازه داشتيم بريم پايين) بعد از اون اعمال قسمت نهايي اعمال كه همون دعا بود انجام شد كه هنوز به آخرش نرسيده بوديم (نزديكاي ساعتاي 8) امام جمعه محترم شهر اومدند و به ايراد سخنانشون پرداختند ( حالا شما تصور بكنيد با زبان روزه از ساعت 3 تا 9 شب يكسره بلندگو با صداي بلند براي شما بخونه چه حالي به شما دست ميده) بعد از اين همه آزار يا بهتر بگم شكنجه وقت نماز فرا رسيد كه نميدونم چه جوري بود اين دفعه هم از صدا و سيما دوستان گرامي تشريف آورده بودن حالا نوبت شام رسيده بود وهمه با ذوق و شوقي رفتيم پايين كه ببينيم چه پذيرايي از ما ميشه اونم با 8 ساعت وقت كه اونجا رو آماده كرده بودن
اونقدر من از دست اين كار ناراحت شدم كه ديگه دوست ندارم هيچ توضيحي بدم و فقط اميدوارم عكس ها كاملا گوياي اين شكنجه و اذيت روحي و جسمي باشند و اميدوارم كه مسئولين اين شهر حتي به اندازه سر سوزني هم كه شده بدونن اين جوانان شعورشون و ارزششون از اينا خيلي بالاتره كه بخوان اين طور دست انداخته بشن و مورد تمسخر و شكنجه قرار بگيرن
من خودم به شخصه ديگه حاضر نيستم سال ديگه به اعتكاف برم حتي اگه قرار باشه با صالح ترين افراد تو اين جور جا و فضايي معتكف بشم و سر يه سفره غذا بخورم.
به قول گفتني من دوست نداشتم اين مطالب بيان بشه ولي دوست دارم اين آيه رو بلند با هم فرياد بزنيم
لا يحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظُلِمَ
به اميد سرافرازي ايلام و ايلامي







